هواداران
گزارشگر هواداران حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در كانادا
گزارشي از تظاهرات مردم
علیه کنفرانس G8 و G20 در شهر تورنتو
هفته ها قبل از آغاز کنفرانس، دولت کانادا برای کنفرانس 8 Gو G20 آمادگی گرفته بود و در حدود يك ميليارد دالر را برای این کنفرانس اختصاص داده بود تا بتواند آن را در فضای آرام و بدون درگیری برگزار نماید. پولیس ضد شورش از تمامی ایالات کانادا برای سرکوب مردم در شهرتورنتو مستقر شده بود. ساحه وسیعی را برای محافظت از محل بود و باش سران جنایتکار بسته بودند و بس هاي شهری و مردم عادی در آن ساحه گشت و گذار کرده نه می توانستند. پولیس ها با وسایل بسیار مدرن آماده سر کوب مردم شده بودند. نيروهاي پولیس علاوه از موتر هايی که در دسترس شان قرار داشت، بس های مکاتب و يك تعداد موتر های کرایی را نيز در اختيار گرفته بودند. تعدادی از لباس شخصی ها برای جاسوسی در صفوف تظاهرات گماشته شده بودند.
تظاهرات یک روز قبل از شروع کنفرانس ( تاریخ 25 جون ) آغاز شد. در روز اول تظاهرات مسیری که پولیس برای تظاهرات تعيین کرده بود به آرامی پيموده شد. گرچه مردم می خواستند تا نزدیک ساحه اي که دولت اطراف آن دیوار کشده بود بروند، ولی پولیس مانع شد و از پیشروی مردم جلو گیر کرد و تظاهرات به آرامی خاتمه یافت.
در روز دوم تظاهرات مردم از شهر های نزدیک برای تقویت مردم تورنتو آمده بودند. ده ها نفر از رفقاي حزب كمونيست انقلابي كانادا نيز از مونتریال به تورنتوآمده بودند. در جريان راهپيمايي هر جریانی بیرق های خودش را داشت. ما و رفقای ايراني با رفقاي حزب كمونيست انقلابي كانادا در يك صف بوديم. مسیری را که پولیس تعيین کرده بود با جمعی دیگر از مظاهره کنندگان پیمودیم. هر صفي شعار هاي خودش را داشت. شعار اصلي رفقاي حزب كمونيست انقلابي كانادا " زند باد جنگ خلق در هند ! " بود. یکی ديگر از شعار هاي شان هم " تقویت انقلاب نیپال ! "بود، که ما و رفقاي ايراني هم همراهی کردیم، گرچه می دانستیم که آن انقلاب به کجراه کشانده شده است. ساير شعاز ها از اينقرار بود: " انقلاب جهانی یگانه راه حل است ! "، " مرگ بر امپریالیزم ! "، " زنده باد کمونیزم ! ". یکي از شعار ها هم اين شعار بود: " اشغال افغانستان جنایت است! "
از قرار معلوم رفقاي حزب كمونيست انقلابي كانادا با انارشیست ها میانه خوب دارند. انارشیست ها هم به دنبال ما در حرکت بودند. رفقاي كانادايي روبند هم زده بودند. ما با جمع جریانات دیگر تا جایی كه پولیس اجازه میداد رفتیم. از قسمتي که پولیس همه را توقف داد ديگر پیشروی غیر ممکن بود. نیروی پولیس خیلی زیاد بود و در آنجا متمرکز شده بودند. رفقای حزب كمونيست انقلابي كانادا یک فشنگ را روشن کردند که توجه همه را به خود جلب کرد. بعد مسیري را که پولیس تعيين کرده بود، تغیير دادند و برگشتند. گروپ انارشیست ها هم به دنبال آنها راه افتاد.
انارشیست ها شروع کردند به شکستاندن شیشه های مغازه ها. چون پولیس قبل از تظاهرات یکعده از فعالین شهر را دستگیر کرده بود، مردم خیلی خشمگین بودند و به شکل یورش به عقب برگشتند. تعدادی از پولیس هايی که در عقب بودند فکر نمی کردند که تظاهرات به عقب برگردد و تعداد کمی را در عقب نگهداشته بودند. پولیس ها فرار کردند و موتر های شان در جا ماند. مردم شروع به شکستاندن شیشه های موتر ها کردند و بعد هم یکی را آتش زدند. شیشه های مغازه های بزرگ شعبات چندین بانک را نيز شکستاندند. گرچه پولیس کوشش کرد صف ما را از بقیه جدا کند اما موفق نشد.
مردم به راه پیمائی ادامه دادند. گروپي که به دنبال رفقای حزب كمونيست انقلابي كانادا بود به Black Bloc شهرت یافت و تاکتیک شان هم بنام Tactic Black Blocزبان زد پولیس شد. آنها در میان مردم داخل شدند و لباس هاي شان را سریعا تبدیل کردند. پولیس دنبال کساني بود که لباس سیاه داشتند. تا حال که روز 27 جون است بیشتر از 900 نفر را دستگیر کرده اند. ممکن است یکعده زودتر آزاد شوند، یکعده متهم به خشونت گردند و برای مدتی به زندان باشند. درگیري مردم با پوليس به تاریخ 26 جون تا نصف شب ادامه داشت. 3 موتر پولیس به آتش کشیده شد و 2 موتر پولیس هم تمامی شیشه هایش شكستانده شد. تعداد مظاهره کنندگان را رادیوها و
تلویزیون ها بیشتر از ده هزار نفر اعلام كردند. ولی اول و آخر جمعیت معلوم نبود.
در روز 27 جون نيز تظاهرات ادامه داشت. مردم همه نگران بودند. تاریخ 27 جون روز دستگیری بود. موتر های پولیس یک تا دوتا حرکت نمي كردند بلكه به شكل کاروان 10 - 5 l موتر از یک جا بجای دیگر مي رفتند. پوليس بس های مسافر بری را هم به خدمت گرفته بود و شهر حالت نظامی را بخود گرفته بود.
راه سرخ رفیق مبارز و انقلابی استاد یوسف (مومند) را گرامی میداریم
گزارش از محفل یاد بود رفیق استاد یوسف (مومند)
نامه ذیل در ماه جولای سال گذشته به " مائوئیست های افغانستان " ارسال شده بود. این نامه، یک نامه سرگشاده نبود و بطور خصوصی ارسال شده بود. قصد ما از ارسال این نامه در قدم اول اعلام موضع در قبال آنها بود و در قدم دوم دعوت از " ... " برای سفر به این دیار و صحبت رویاروی. اما متاسفانه، حسب عادت، این نامه از طرف " مائوئیست های افغانستان " به یک نامه سر گشاده تبدیل شد، آنهم بصورت قسمی و توام با یک برخورد توهین آمیز نسبت به واحد شماره 16هواداران حزب. برای عدم پذیرش دعوت برای سفر به این دیار و صحبت رویاروی نیز بهانه تراشی هایی صورت گرفت که ما را مطمئن ساخت که " دوست ما " فقط میخواهد " از دور دستی به آتش داشته باشد " و از همین طریق خود و دیگران را " گرم " نماید.
" مائوئیست های افغانستان " صرفا بخش هایی از نامه ما را بصورت کنده کنده به بحث علنی کشانده است تا گویا برای خود کلاهی از این نمد بدوزد. بنابرین برای ما راهی باقی نماند غیر از اینکه متن نامه را بصورت کامل منتشر نمائیم تا خوانندگان آن بتوانند در روشنی کامل به قضاوت بنشینند.
هواداران حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در پاکستان - واحد شماره 16
دهم مارچ 2009
هواداران حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در پاکستان
واحد شماره 16
به
" مائوئیست های افغانستان "
رفقا سلام !
امید واریم شاد و کامگار باشید. با این آرزومندی میخواهیم در رابطه با مسائلی که در " قطعنامه ی جلسه تاریخی 24 ام دسامبر سال 2007 " و " تبصره برفیصله های پولینوم سوم کمیته مرکزی حزب کمونیست ( مائوئیست ) " ابراز داشته اید، نظرات مان را مختصرا ارائه نماییم .
مقدم برهمه میخواهیم که با حسن نیت، نظرمان را درمورد مسایل و کشیدگی های پیش آمده که از مدت ها قبل میان شما و حزب به میان آمده ارائه بداریم .
هواداران مقیم اینجا در نظر داشتند و جدا آرزومند آن بودند که این کشیدگی ها به سطح انتاگونیستی نرسد. بدین لحاظ هر باری که موفق به دیدن رفیق " ض " می شدیم این مسله را یادآوری میکردیم. بر طبق عادت ما کمونیست ها سعی می نمائیم که قبل از همه بین دوستان و دشمنان خود خط فاصل بکشیم. روی این اصل شما را در جمع خود می دانستیم و از رفیق میخواستیم مسایل و اختلافات ایدئولوژیک – سیاسی و سلیقه یی با خلوص نیت و با درنظرداشت نزاکت های رفیقانه حل وفصل گردند. ما برین باور بودیم که شما رفقا مسیر کنونی تان را تغییر داده و بار دیگر در جمع ما قرار خواهید گرفت تا بتوانیم همه با هم انرژی و توانمندی های مبارزاتی مان را در ادای مسئولیت های مبارزاتی مشترک هم آهنگ سازیم و همه پوتانسیل مبارزاتی موجود خود را در راه انقلاب رها نمائیم.
به نظر ما، این امر در صورتی می تواند متحقق گردد که:
1 - رفقا براساس مبارزه دو خط ، با انتقادات در مورد خود شان بصورت درونی توجه کنند و بحث ها، نظرات و انتقادات خود شان را نیز درونی پیش برند، چارچوبه و نزاکت های بحث های درونی را بدانند و آنرا جدا رعایت نمایند و اختلافات واقعی و یا اختلاف تراشی ها را قبل از وقت در همه جا جار نزنند.
2 – مبارزات ایدئولوژیک – سیاسی در سطح علنی پیشبرده شوند، اما قصد از آن در قدم اول نشانی کردن اختلافات واقعی باشد و از اختلاف تراشی ها و اتهام زنی ها اجتناب گردد و در قدم دوم به قصد حل و فصل مطرح گردند و نه به قصد لکه دار ساختن طرف بحث.
روشن است که مبارزه دو خط میان حزب و شما بصورت درونی باقی نمانده و مدت ها پیش از آنکه ضرورت های مبارزاتی ایجاب نماید از طرف شما به یک مبارزه علنی تبدیل شده است. یقینا مسئولیت این کار بر عهده شما است و در قبال آن جوابده خواهید بود. بنابرین انتظار ما آن بوده و هست که مباحثات ایدئولوژیک – سیاسی علنی را بصورت درست و اصولی پیش ببرید. ما باورمندیم که اینچنین مبارزات ایدئولوژیک - سیاسی باعث رشد و شگوفایی و اعتلای ایدئولوژیک – سیاسی همه ما خواهد شد.
بر میگردیم روی اصل مسله، یعنی " قطعنامه جلسه تاریخی 24 ام دسامبر سال 2007 " و" تبصره بر فیصله های پولینوم سوم حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان ". اگر ما همه موارد قابل بحث در این دو سند را به بحث بگیریم مسله خیلی طولانی می شود که دراین نامه مختصر نمی گنجد. از اینجهت به عنوان نمونه روی چند مسئله مشخص در این دو سند مکث می نماییم:
1 - شما موضوع افشای نام رفیق " ... " در سند حزب را بار بار در نوشته های تان تذکر داده اید. تا آنجائیکه ما میدانیم مسئله اینطور نیست. فایل " اعلام گسست ... " به نام " ... " به ایمیل آدرس " شعله جاوید " فرستاده شده و سپس توسط حزب به عنوان نوشته مربوط به همان شخص، یعنی " ... " جواب داده شده است. در این جا کدام سوء قصد و یا افشای نام به طور عمدی در نظرنبوده است و اگر اشتباهی هم رخ داده باشد، مبنای آن دریافت فایل سند بنام " ... " است. متاسفانه شما خود این مسئله را بار بار و در اسناد متعدد مطرح کرده اید. یقینا منظور از طرح چندین باره این مسئله توسط شما، تبلیغات علیه حزب بوده است، بدون اینکه توجه نمائید این نوع حرکت، مسئله امنیتی را، اگر واقعا وجود داشته باشد، تخفیف نمی دهد بلکه چندین برابر آنرا افزایش می بخشد.
مسئله ای را که درینجا مایلیم با صراحت برای تان مطرح نمائیم این است که شما علنا مبارزات ایدئولوژیک – سیاسی را بهانه ای برای رد دهی های مستقیم و غیر مستقیم تعداد زیادی از روابط حزب در نوشته ها و صحبت های تیلیفونی تان ساخته اید. گرچه این نوع حرکت تا حال نیز شدیدا غیر اصولی و قابل نکوهش بوده است، اما ادامه آن به مفهوم اعلام دشمنی آشکار علیه حزب و تمامی روابط آن خواهد بود و هیچ راهی برای ایجاد مناسبات رفیقانه در آینده باقی نخواهد گذاشت.
[ادامه ]
مائویستهای افغانستان یا مایوسهای افغانستان؟
از روزی که محفل به اصطلاح مائویستهای افغانستان عرض وجود کرده، آنچنان جهتگیری ایدئولوژیک- سیاسی و تشکیلاتی خصمانه ای علیه حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در پیش گرفته که گویا دشمن عمده این محفل، نه امپریالیستهای اشغالگر و مرتجعین دست نشانده آنها، بلکه حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان است. هواداران حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در کانادا نه تنها این چنین جهتگیری را مائوئیستی نمیداند، بلکه معتقد است که موضعگیری های خصمانه این مایوس ها علیه حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان، در خدمت به پیشبرد مبارزات انقلابی قرار ندارد و آب به آسیاب امپریالیزم و ارتجاع میریزد.
هواداران حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در کانادا، طرفدار پیشبرد مبارزات ایدیولوژیک - سیاسی اصولی و سالم بوده و باورمند هستند که این مبارزات سلاحی است که سره را از ناسره جدا نموده و وحدت را در درون جنبش کمونیستی مائوئیستی تقویت میکند. لذا هر کمونیست انقلابی باید این سلاح را به دست گیرد. ولی محفل " مایوس ها " به عوض اینکه بخاطر وحدت به بحث و جدل بپردازد، به حملات شخصی توسل جسته، دعوا و مرافعه به راه می اندازد، کینه و دشمنی خود را در هر مقاله بیرون میدهد، انتقام جویی را مبداء بحث خویش قرار داده و به اتهام زنی های غیر مسئولانه متوسل می شود.
در محفل ( مایوس ها )، نظرات غیر پرولتاریائی گوناگونی وجود دارند. این نظرات از لحاظ عملی رهنمای محفل مذکور در پیشبرد عملکرد های تفرقه افگنانه ضد وحدت است. در حقیقت این محفل از همان ابتدای پیدایش خود، در بستر تفرقه افگنی بر آمد نمود و با عقب نشینی از چوکات مبارزات حزبی، به فعالیت های محفلی روی آورد و بجای مبارزه در راه تحکیم وحدت بدست آمده در کنگره وحدت جنبش کمونیستی افغانستان، ایجاد تشتت و تفرقه را هدف خویش قرار داد.
بر این مبنا، محفل مایوس ها موضعگیری های خصمانه علیه حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان را به سرحدی رسانده که نه تنها جای تضاد عمده و غیر عمده در نزدش عوض شده، بلکه با تضاد های درون خلق به شکل انتاگونیستی برخورد مینماید و تفاوت کیفی اساسی این تضاد ها و تضاد های خلق با دشمنان خلق را نادیده میگیرد و بجای مبارزه دو خط، دشمنی و خصومت شخصی و سکتاریستی را دامن میزند.
اینگونه موضعگیری در ذات خود عدم دانش سیاسی و نادانی سیاسی این محفل را نمایان می سازد. دیدگاه این محفل در موارد زیادی مبتنی بر ماتریالیزم دیالیکتیک و ماتریالیزم تاریخی نیست و نسبت به کلیت مبارزه طبقاتی و تاریخ " نخبه گرایانه" است. از نظر ایشان توده ها سازندگان تاریخ نیستند، بلکه فقط نخبه ها سازندگان تاریخ هستند.
ای کاش ( این همه فن حریفان بی عمل ) باری جمع محفلی خود شان را از نظر بگذرانند و توجه نمایند که افراد خود شان چقدر سواد خواندن و نوشتن دارند؟ سواد سیاسی و توانمندی تجزیه و تحلیل قضایای ایدیولوژیک – سیاسی را بحال خود شان می گذاریم. این محفل با تئوری پراگنی های نخبه گرایانه خویش افراد خود را هم حقیر و توهین میکند.
از نظر این محفل جامع الکمالات، آگاهی است که زندگی را تعیین میکند، نه زندگی آگاهی را. گاهی با دست پاچگی مشت در تاریکی میزند و مطلق گرائی و اکملگرایی را به خورد مردم میدهد. این لافزنی ها و گزافه گویی های بیمورد، مورد قضاوت مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت.
از نظر ما این محفل جامع الکمالات یکبار دیگر باید به آثار رهبران جنبش کمونیستی رجوع کند و این بارعمیقتر مطالعه کند نه سرسری، ورنه مردم " کور بغداد نشین " اش خواهند گفت.
اینها، جنبش کمونیستی را در افغانستان ایستا تصور نموده و در آن تضاد و تکامل را نمی بینند. گویا این جنبش از ابتداء در همین حالت کنونی قرار داشته است. در حالیکه این جنبش محصولي از مبارزات طولاني جنبش كمونيستي بين المللي و ثمره بزرگ مبارزات جنبش كمونيستي كشور و دستاورد جانفشانيهاي شهدای اين جنبش است. درگذشته جنبش کمونیستی جهان و افغانستان اصطلاح مائوئیزم را بکار نمی بردند. درینمورد در برنامه حزب کمونیست( مائوئیست) افغانستان چنین گفته شده است:
«اصطلاح " مائوئيزم " براي اولين بار توسط حزب كمونيست پيرو بكار گرفته شد. اين حزب در اسناد متعدد خود كه پس از تشكيل جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، انتشار يافته، اصطلاح " مائوئيزم " را بكار برده است.همچنان در هشتمين پولينوم دومين كميته مركزي حزب كمونيست انقلابي امريكا ( ( R C P در سال ١٩٨٨ اصطلاح " مائوئيزم " مورد قبول قرار گرفت.پس از آن،سازمان كمونيستهاي انقلابي افغانستان و اتحاديه كمونيستهاي ايران ( سر بداران ) نيز " مائوئيزم " را مورد پذيرش قرار دادند و سپس " حزب كمونيست افغانستان " نيز در بكاربرد اين اصطلاح تاُكيد اساسي به عمل آورد. از آن ببعد ساير احزاب و سازمانهاي عضو جنبش انقلابي انترناسيوناليستي، يكي پس از ديگري، مائوئيزم " را تائيد كردند. جنبش انقلابي انترناسيوناليستي در سال ١٩٩٣ رسما اعلام كرد كه " مائوئيزم " را به عنوان سومين مرحله در تكامل ايديولوژي و علم انقلاب پرولتري، مورد پذيرش قرار داده است. به اين ترتيب، رسميت بين المللي " مائوئيزم " خدمتي است كه به جنبش انقلابي انترناسيوناليستي تعلق دارد. جنبش انقلابي انترناسيوناليستي اعلام كرده است كه ماركسيزم ـ لنينيزم ـ مائوئيزم بايد فرمانده و راهنماي انقلاب جهاني شود. اصطلاح " مائوئيزم " بدرستي هم سطح و هم ارزش بودن خدمات مائو با خدمات كارل ماركس و لنين را نشان داده و زمينه هرگونه برداشت نا درست در كم بها دادن به خدمات مائو را ازميان مي برد و به همين جهت سومين مرحله در تكامل علم انقلاب پرولتاريا را دقيقتر و روشنتر از اصطلاح " انديشه مائوتسه دون " بيان مي نمايد. »( برنامه حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان - مصوب کنگره وحدت جنبش کمونیستی (م ل م ) افغانستان - می 2004)
[ادامه ]
نگاه کوتاه به بحث يک " مائويست واقعي " !
اين نوشته بازتاب يک سلسله مباحثات رفيق « اختر » با ... است. رفيق اختر کسي است که بيش از همه کس آقاي ... را مي شناسد. خصوصا از زماني که ... مسير ديگري را در پيش گرفت و سعي کرد رفيق اختر را با خود همنوا کند. اما رفيق ما با موضع غلط و انحلال طلبي تشکيلاتي و حرکت اپورتونيستي ... رزميد و توانست خط سياسي- ايدئولوژيک- تشکيلاتي مائويستي را انتخاب و اختيار نمايد.
درود بر مارکسيست - لنينيست - مائويست هاي واقعي ! و آفرين بر شما که در چنين شرايط حساس و تا ريخي در صدد تحليل مشخص از شرايط مشخص جهت تأسيس حزب کمونيست ما رکسيست - لنينيست - مائويست واقعي به اصطلاح خود تان برآمده ايد!
آري ، در واقع اين مسئوليت بزرگ بر دوش شما مارکسيست - لنينست - مائويست هاي واقعي است تا خلق ستم ديده ما را در اين مقطع تاريخي از شر استعمار و استثمار لجام گسيخته امپرياليزم و نيروهاي فيودالي که به مثابه سگان زنجيري آن عمل مي کنند، برهانيد! به راستي که توده ها به نيروهاي مترقي، پيشرو و انقلابي اي مثل شما مارکسيست - لنينست - مائويست هاي واقعی شديداً نياز دارند.
توده ها به شورش آگاها نه ضرورت دارند تا خويش را براي ابد از ستم طبقاتي خلاص نمايند. به اين اساس، نياز مبرم آنها به رهبري آگاهانه شما م ل م هاي واقعی است. پس جاي خوشي است حزبي که شما در صدد ايجاد آن هستيد به زودي عرض اندام کرده و توده هاي رنج ديده سرزمين ما را از مظالم امپرياليزم و ساير نيروهاي ارتجاعي نجات خواهد داد . از اين که شما توانسته ايد اين مسئوليت بزرگ تاريخي را شجاعانه به عهده گرفته و نترس در صحنه مي برآييد، ما را توان و قدرت بيشتر مي بخشد. توده ها شما را قبلا ضرورت داشتند ولي تا جايي که از گفته هاي تان پيدا است، حتما شما عضوحزب کمونيست ( مائويست ) افغانستان بوده ايد و الزاما در اين راستا در درون حزب سخت مبارزه کرده ايد و خط درست انقلابي را براي ساير اعضاي فعال حزب روشن ساخته ايد؛ يا بهتر است گفته شود اينکه حزب به دو خط انقلابي و غير انقلابي و ريويزيونيستي تقسيم شده است که شما بخش انقلابي آن هستيد و پرولتارياي انقلابي را رهبري مي کنيد. و چون اين مبارزه را در دورن حزب مذکور انجام داده نتوانسته ايد، بنا برآن در صدد ايجاد حزب جديد برآمده ايد. احسن!
اما اصولي را که صدر مائو پس از آغاز مبارزه عليه لين پيائو فورموله کرده به ما مي آموزانند که" به مارکسيزم عمل کنيد نه به رويزيونيزم، متحد شويد و انشعاب نکنيد، روباز و صادق باشيد نه دسيسه جو و توطئه چين ."
[ادامه ]
اگر حرکت مبارزاتي اي را در وجود " مائويست هاي افغانستان " بتوان يافت، بدون شک اين حرکت را در توطئه و سمپاشي عليه حزب کمونيست (مائويست) افغانستان مي توان مشاهده کرد. هدف از تشکيل دسته اي بنام " مائويست هاي افغانستان "، چيزي جــُز تخريب و زهر پاشي عليه حزب کمونيست (مائويست) افغانستان نبوده است.
در اسنادي که از جانب " مائويست هاي افغانستان " در اختيار اين واحد قرار گرفته، جز جعل، تحريف واقعيت ها، دسيسه سازي و اتهام زني به اين حزب و اعضاي آن چيز ديگري مشاهده نميگردد.
البته در مواردي هم بحث هاي تئوريک از قبيل « نقد از برنامه حزب » ، بحث «تضاد» ها و مقولاتي از قبيل اصطلاح « جنبش نوين کمونيستي» و غيره مطرح ميگردد، اما کليه اين تپ و تلاش ها، پوششي است براي حمله به حزب کمونيست (مائويست) افغانستان و اتهام زني عليه آن.
ادعايي كه در « اعلاميه گسست از حزب..» ،« بدون مبارزه با اپورتونيزم مبارزه با سرمايه داري ممکن نيست » ، « قطعنامه جلسه تاريخي 24 ام دسامبر سال 2007 مائويست هاي افغانستان »، « علم در خدمت انقلاب » و چند اطلاعيه " مائويست هاي افغانستان " مطرح گرديده است، قابل دقت است. تقريباً در تمامي اين اسناد، ادعا گرديده است که کادر ها و اعضاي حزب کمونيست (مائويست) افغانستان به دليل عدم داشتن تحصيلات اکادميک نمي توانند مائويزم را درک نموده و بکار ببندند. درين اسناد توصيه شده که مائويست ها اول بروند علم اکادميک بورژوايي را بياموزند و بعداً دست به مبارزه سياسي- ايدئولوژيک و تشکيلاتي بزنند. دليل اينگونه " نصيحت ها " و " اندرز ها "، اين است که خود نويسنده اسناد مذكور، شهادتنامه علم اکادميک بورژوايي را در
جيب دارد و اين امر باعث دل خوشي هايش ميباشد.
براي اينکه بتوانيم معياري را که او براي يک کمونيست مبارز تعريف مينمايد به ارزيابي بگيريم، از پراتيک اجتماعي - سياسي خودش شروع مي نمائيم. البته حزب کمونيست (مائويست) افغانستان، در قسمت نظرات تئوريک وي در نشريه دروني حزب و باقي اسناد پاسخ داده است و باز هم پاسخ خواهد داد. ما صرفاً پراتيک سياسي- اجتماعي اش را در يكي از واحدهاي محلي هواداران حزب كمونيست (مائويست) افغانستان در اروپا (واحد محلي شماره 50 ) به بررسي ميگيريم تا ديده شود که وي بعنوان يک اکادميسين و بنا به ادعاي خودش بعنوان يک مائويست واقعي، تا چه حدي در مبارزاتش اصولي حركت كرده و مارکسيزم- لنينيزم - مائويزم را به مفهوم واقعي آن درک توانسته است.
[ادامه ]
انتشار توسط
هواداران « حزب کمونيست (مائويست) افغانستان » در اروپا
تجاوز بر کشور ما و اشغال آن، استقلال و حق حاکميت ملی ما را پايمال نموده و افغانستان را به يک کشور مستعمره تبديل نموده است. دولت مزدور و خدمتگذار اشغالگران برهبری امپرياليزم امريکا منافع خلق های زحمتکش ما را دو دسته به آنها تقديم می کند. امپرياليست ها برهبری امريکا برای تاراج نمودن منابع سرشارزير زمينی ما چشم دوخته اند و برای رقابت با ساير کشور ها در منطقه کشور ما رابحيث پايگاه نظامی خود به کار می گيرند. فقر، تنگدستی و بيکاری نصيب خلق های زحمتکش و طبقات محروم جامعه گرديده و رفاه و آسايش به طبقات مستبد و استثمارگر تکيه نموده و مجال آن را براي شان ميسر ساخته که سرنوشت اکثريت جامعه را رقم زنند.
برای از بين بردن اين حالت و برهم زدن اين معادله به يک انقلاب اجتماعی ضرورت است، انقلابی که يک حزب انقلابی آنرا رهبری نمايدو برای تضمين مؤفقيت آن بايد راهنمای آن مارکسيم- لنينيم – مائويسم باشد.
انقلاب و ضد انقلاب برای توجيه، پيشبرد و عملی نمودن اهداف خود به فعالان سياسی و روشنفکران طبقهء خود ضرورت دارند. آنهائي که درصف انقلاب برای رهائی زحمتکشان و ساختن جهان نوين تعهد می سپرند از سرو جان خود در اين راه مايه می گذارند و کساني که برای بقای دنيای کهن، دنيای سود وسرمايه و استثمار می رزمند، تن به ذلت و خواری می دهند؛ يعنی در هر دو طرف نقش روشنفکران، خيلی مهم می باشد و برای انتقال انديشه های مربوطه ی طبقاتی، سازماندهی و به راه انداختن حرکات سياسی در جامعه ، تاثير گذاری بخصوصی از خود بروز می دهند.
از آنجائي که ما به استقبال جهان نوين می شتابيم و در خدمت طبقهء خود می باشيم، سروکار ما بايد با روشنفکران تيپ نوين باشد. تعهد و رسالت ما برای رهائی پرولتاريا و ساختمان جامعهء نوين فارغ از استثمار حکم می کند که برای تربيت و سازماندهی همچو روشنفکرانی، تلاش نمائيم. متوجه باشيم که روشنفکران هم در مواقع مختلف و مقاطع تاريخی معين خصوصاً زماني که جنبش ها در حالت خيزش و اوج خود می باشند تعداد بيشتری از توده ها خاصتا روشنفکران درين مصاف های عظيم سياسی و براه انداختن جنبش ها شرکت می ورزند و حتی از خود شاهکار های به يادگار می گذارند، ولی در مواقع افول، افت و ناکامی جنبش ها روحيهء يأس و نا اميدی ، ترس و شکست، بی باوری ، ترديد و دودلی بر آنها چيره می گردد و به حاشيه می روند. برای اينکه فهميده شودکه چه کسی از امتحان حوادث سربلند و کامياب برآمده و دل راه رفتن به سوی افق های ناشناخته را دارد و برای تسخير وفتح نمودن حصار های بلنددشمن که آنجا لانه گزيده اند، خطر را بجان می خرد و حاضر به قربانی دادن است، بايد معياری موجود باشد.
[ادامه ]
صدمين سالروز 8 مارچ روز جهاني زن
به زنان سراسر جهان مبارک باد