Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

مطالبی در رابطه به متن نامۀ رفیق نیپالی

ملاحظات رهنمودي از سوي دفتر سياسي كميتهْ مركزي حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در مورد نامهْ ارسالي رفيق نيپالي براي استفاده در مباحثات دروني
اين سند قبل از راه اندازي " كارزار مبارزاتي دفاع ازانقلاب نيپال " تهيه شد و در جريان كارزار بصورت دروني پخش گرديده و مورد بحث قرار گرفت.

مطالبی در رابطه به متن نامۀ رفیق نیپالی

ما بطور قطع از انقلاب نیپال و دستاورد های ده سالۀ جنگ خلق در نیپال حمایت و پشتیبانی می نمائیم. برنامۀ عملی فعلی ما در موقعیت حساس کنونی این است که یک کارزار مبارزاتی برای حمایت و پشتیبانی از انقلاب نیپال را طی دو هفتۀ اول ماه اپریل پیش ببریم.
اما واضحا باید خاطر نشان سازیم که ما نمی توانیم با حرکت کنونی رفقای نیپالی که نام آنرا " تعرض سیاسی " گزاشته اند، موافقت
داشته باشیم. رفقا بیاد دارند که ما این عدم توافق مان را در سیمینار بین المللی و کنفرانس منطقه یی نیز ابراز نموده بودیم. یقینا در جریان کارزار مبارزاتی دو هفته یی مطروحه نیز این عدم توافق را علنی نخواهیم کرد، ولی به روشن سازی مجدد جوانب مختلف آن به مثابۀ بخشی از کارزار بصورت درونی مبادرت خواهیم ورزید. یقینا در جریان این کارزار نخواهیم توانست بصورت مشخص دفاع و پشتیبانی از به اصطلاح تعرض سیاسی جاری رفقا را در پیش بگیریم.
اگر بصورت مشخص متن نامۀ ارسالی رفیق را در نظر بگیریم، متاسفانه با مطالب مطروحه در آن عمدتا توافق نداریم. نکات مهم این عدم توافق قرار ذیل اند:
1 – روند به اوج رسیدن بحران انقلابی در نیپال برتری ندارد، بلکه آنچه برتری دارد روند سازش هایی است که این بحران را بطرف فروکش می برد. در چهارچوب این وضعیت است که دست برتر رفقای ما در مجموعۀ سناریوی سیاسی جاری به مفهوم دست بر تر سازش های غیر اصولی بر قاطعیت و استواری انقلابی پرولتری است. به همین جهت ما قطعا شادمان خواهیم شد اگر این روند نتواند تا به آخر پیش برود، البته به شرط اینکه رفقای ما قاطعانه مسیر انقلاب دموکراتیک نوین و جنگ خلق را درپیش بگیرند.
2 – رفقا مکررا از تضاد سه جانبه صحبت می نمایند. این بحث پایۀ عینی ندارد و از لحاظ فلسفی قطعا نادرست است. در یک شی بغرنج چندین تضاد می تواند وجود داشته باشد. ولی در یک شی  صرفا یک تضاد اساسی وجود دارد و نه چند تضاد اساسی. همچنان در هر مرحله از تکامل یک شی صرفا یک تضاد عمده می تواند وجود داشته باشد و نه چند تضاد عمده. رفقا در واقع دو تضاد یعنی تضاد میان سلطنت طلبی و جمهوریت خواهی و تضاد میان انقلاب و ضد انقلاب را با هم قاطی می کنند و به مفهوم تضاد سه جانبه می رسند. در واقع کل پروسۀ سیاسی جاری در راستای برگزاری انتخابات مجلس موسسان عمدتا بر محور تضاد میان سلطنت طلبی و جمهوریت خواهی پیش می رود، که حسب فرمولبندی رفقا، آنها خود یکجا با بورژوازی کمپرادور در قطب جمهوریت خواهی و نمایندگان فئودالیزم در قطب سلطنت طلبی قرار دارند. قطب بندی میان انقلاب، به مفهوم انقلاب دموکراتیک نوین، و ضد انقلاب فقط وقتی عمده می شود که پروسۀ جاری بهم بخورد، آنچنانکه در جریان جنگ در گذشته بود. البته این قطب بندی کماکان وجود دارد، ولی فعلا عمده نیست اما باید عمده شود.
3 – چنانچه واقعا انتخابات مجلس موسسان به مثابۀ یگانه وسیلۀ باز سازی قدرت دولتی و حل مشکلات طولانی طبقات، ملل، مناطق و جنس تحت ستم، در میان توده های وسیع، مورد پذیرش قرار گرفته باشد، باید بگوئیم که این وضعیت خود بخود به وجود نیامده بلکه برای آن آگاهانه کار صورت گرفته است. قطعا رفقای خود ما در به وجود آوردن جو متذکره نقش عمده داشته اند. چنانچه این وضعیت واقعا موجود باشد، به این مفهوم است که به اصطلاح تاکتیک های اتخاذ شده توسط رفقای ما نه به حفظ دستاورد های جنگ خلق و ادامۀ آن بلکه به ایجاد جو غیر جنگی و گسترش سرتاسری توهمات انتخاباتی در میان توده ها منجر گردیده است. بنا برین از هم اکنون روشن است که از حرکت های جاری « نتیجۀ مورد خواست » برای انقلاب دموکراتیک نوین، حاصل نشده است و اگر روند کنونی ادامه یابد، در آینده نیز حاصل نخواهد شد. 
به نظر ما در هر حال بر گزاری انتخابات مجلس موسسان – ولو اینکه مجلس به لغو سلطنت و بر قراری جمهوریت رای دهد – در حال حاضر به انقلاب دموکراتیک نوین منجر نخواهد شد. به همین جهت، برخلاف نظر رفقا، ما فکر می کنیم که احتمال منقطع ساختن جریان انتخابات مجلس موسسان توسط قطب ارتجاعی ضعیف است.
خواست انتخابات برای مجلس موسسان و شرکت در آن به عنوان یک تاکتیک، درست یا نادرست، موقعی می توانست برای رفقای ما مصداق داشته باشد که آنها دسترسی به اهداف انقلاب دموکراتیک نوین یعنی سرنگونی سه کوه فئودالیزم، بورژوازی کمپرادور و امپریالیزم را کماکان در دستور کار شان می دانستند. اما از قرار معلوم رفقای ما انقلاب نیپال را سه مرحله یی ساخته اند:
اول - مرحلۀ انقلاب ضد سلطنتی یا مرحلۀ انقلاب جمهوری که بنا به گفتۀ خود رفقا مرحلۀ صرفا ضد فئودالی و به عبارت دیگر مرحلۀ صرفا بورژوایی است.
دوم – مرحلۀ انقلاب دموکراتیک نوین.
سه – مرحلۀ انقلاب سوسیالیستی.
در مرحلۀ اول، در بهترین حالت آن، سلطنت فئودالی ملغی میگردد، اصلاحات علمی ارضی به نفع دهقانان به عمل می آید، اصلاحات معین اقتصادی به نفع کارگران صورت می گیرد، سیستم کاستی ملغی اعلام می شود، سیستم حکومتی به سیستم فیدرالی مبدل میگردد تا ستم موجود بر ملیت ها و مناطق تحت ستم از میان برود، ستم فئودالی مرد سالارانه بر زنان از بین می رود. حصول این خواست ها در سطح کل جامعۀ نیپال گام تاریخی مهمی به جلو محسوب می شود و نمی تواند مورد حمایت نباشد. ولی تا آنجائیکه ما می دانیم در مرحلۀ کنونی هیچ خواستی برای مصادرۀ سرمایۀ کمپرادور توسط رفقا مطرح نگردیده است و با مسئلۀ سرنگونی سلطۀ امپریالیزم و توسعه طلبی هندی بر نیپال نیز به مثابۀ یک خواست روشن و غیر قابل انصراف برخورد نمی شود و تزلزلات زیادی درمورد این مسائل به نظر می رسد.
به نظر ما تا آنجائیکه به کشاندن پای ناظرین به اصطلاح سازمان ملل متحد به نیپال مربوط می شود، رفقا خود رسما و عملا نظارت " جامعۀ جهانی " تحت رهبری و کنترل امپریالیست ها بر پروسۀ جاری انقلاب نیپال را پذیرفته اند. بر علاوه با مداخلات سیاسی مستقیم امپریالیست های امریکایی و توسعه طلبان هندی در امور داخلی نیپال، در مواردی به عنوان یک امر پذیرفته شده برخورد صورت می گیرد و در موارد دیگری نا دیده گرفته می شود. یقینا این نظارت ها و مداخلات امپریالیستی و ارتجاعی نه تنها در جریان انتخابات برای مجلس موسسان ادامه خواهد یافت بلکه عمیق تر و گسترده تر نیز خواهد شد.
با توجه به تمامی این مطالب، " تعرض سیاسی " کنونی رفقا در صورتیکه صد در صد با موفقیت نیز همراه باشد، حد اکثر سلطنت فئودالی را از میان خواهد برد، ضربات مهمی بر مالکیت های فئودالی وارد خواهد کرد و اصلاحات معین بورژوایی دیگری در جامعه پیاده خواهد نمود. اما این " تعرض سیاسی " حتی به سرنگونی قاطع فئودالیزم و یک انقلاب پیگیر بورژوایی نیز منجر نخواهد شد تا چه رسد به انقلاب دموکراتیک نوین. اصولا در عصر امپریالیزم و انقلابات پرولتری، بدون سرنگونی سلطۀ امپریالیزم و مصادرۀ سرمایۀ کمپرادور نمی توان از یک انقلاب قاطع و پیگیر بورژوایی صحبت به عمل آورد.
به این ترتیب " تعرض سیاسی " رفقا در واقع یک تاکتیک مبارزاتی نیست، بلکه یک استراتژی مبارزاتی برای سرنگونی سلطنت فئودالی و ضربت زدن بر فئودالیزم است. این استراتژی مبارزاتی هم از لحاظ فرم مبارزاتی خود و هم از لحاظ  هدف اساسی خود چیزی غیر از استراتژی جنگ خلق است و تاکتیکی نیست که در چوکات عمومی استراتژیک جنگ خلق پیش برده شود. 
4 – تلاش برای ایجاد اتحاد مترقی شامل نیروهای چپ، دموکراتیک و میهن پرست، یک تلاش درست و ضروری است، به شرط اینکه بر محور خواست های انقلابی پیش برود. از قرار معلوم این تلاش بر محور « باز سازی قدرت دولتی و حل مشکلات طبقات، ملل، مناطق و جنس تحت ستم» از طریق جابجایی نظام جمهوری بجای نظام شاهی، سازماندهی شده و به پیش می رود. در واقع رفقا خواست نظام جمهوری بجای نظام شاهی را محور فعالیت های مبارزاتی شان ساخته اند. تامین این خواست الزاما به مفهوم یک پیشرفت مرحله ای در مسیر انقلاب دموکراتیک نوین نخواهد بود. هم اکنون نمونه های بسیاری از نظام های جمهوری فئودال – بورژوا کمپرادور در جهان وجود دارند، مثلا نظام سیاسی همسایۀ بزرگ نیپال یعنی هند و نظام سیاسی دست نشانده در افغانستان. به نظر ما در وضعیت فعلی احتمال اینکه انتخابات مجلس موسسان در نیپال به برقراری نظام جمهوری فئودال – بورژوا کمپرادور منجر گردد، بسیار زیاد است.   
4 – " تعرض سیاسی " به نفع انتخابات مجلس موسسان الزاما احتمال منقطع ساختن جریان انتخابات مجلس موسسان توسط قطب ارتجاعی را بیشتر نمی سازد. آنچه این احتمال را زیاد می کند، بردن اجندای انقلابی در میان توده ها در جریان انتخابات و در جریان جلسات مجلس موسسان است. از قرار معلوم رفقا حتی در مکاتبۀ شان با ما دیگر از اجندای انقلابی حرف نمی زنند، بلکه با زبان شکسته از خواست جمهوریت و حل مشکلات طبقات، ملل، مناطق و جنس تحت ستم صحبت می کنند.
همانطوریکه قبلا گفتیم ما جدا خرسند خواهیم شد که جریان انتخابات مجلس موسسان توسط قطب ارتجاع قطع گردد. احتمال وقوع این حالت به نظر ما بیشتر نیست بلکه کمتر است. ولی فرض کنیم این احتمال به وقوع بپیوندد. به نظر ما طرح رفقا برای تحریک مردم علیه بازی ارتجاع باید برگشت به ادامۀ جنگ خلق باشد و نه چیز دیگری. واضحا روشن است که رفقا خود در طی چند سال گذشته موانع جدی ای بر سر راه از سر گیری جنگ خلق ایجاد کرده اند.
5 – تدارک برای برنده شدن در انتخابات مجلس موسسان و تدارک برای قیام نمی توانند بصورت همزمان پیش بروند و در واقع پیش نرفته است. در همین نامه، به نحو بسیار صریح و روشن، انتخابات مجلس موسسان به مثابۀ یگانه وسیلۀ سیاسی مورد پذیرش در میان توده های وسیع مطرح گردیده است. این حکم به مفهوم این است که گویا دیگر در نیپال مبارزات مسلحانه و جنگ و قیام مسلحانه مورد پذیرش توده های وسیع قرار ندارد. ازینجا است که رفقا " تعرض استراتژیک " در جنگ خلق یعنی تعرض سرنگونساز را به " تعرض سیاسی "در " جبهۀ " انتخاباتی یعنی تعرض سازشی مبدل کرده اند. و باز هم از همینجا است که رفقا مفهوم قیام را از یک مفهوم نظامی – سیاسی یا حد اقل سیاسی – نظامی سرنگونساز به یک مفهوم سیاسی انتخاباتی سازشی مبدل کرده اند. درینجا بطور قطع موضوع بر سر پیشبرد ماهرانۀ جنبۀ تکنیکی تدارک برای بردن انتخابات مجلس موسسان نیست، بلکه اتخاذ استراتژی انتخاباتی بجای استراتژی جنگ خلق است. بدین ترتیب، فرمولبندی " برنده شدن در انتخابات مجلس موسسان به شکل یک قیام " یک فرمولبندی نادرست و غیر اصولی و یک جمله بندی مطنطن میان تهی است. انتخابات مجلس موسسان نمی تواند پوشش برای تطبیق عملی نقشۀ جامع برای براه انداختن قیام موفقیت آمیز فراهم نماید، ولو اینکه از جنبه های تکنیکی قویا آمادگی گرفته شود.
به نظر ما " تعرض سیاسی " جاری رفقا از دو طریق می تواند به ناکامی منجر گردد: یکی از طریق منقطع ساختن جریان انتخابات مجلس موسسان و دیگری از طریق بازنده اعلام شدن رفقا و متحدین انتخاباتی آنها توسط ارتجاع. در حالت اول می تواند زمینه ای برای تحریک مردم علیه ارتجاع وجود داشته باشد. به نظر ما این تحریک باید عمدتا بصورت برپایی مجدد جنگ خلق به عمل آید. ولی در حالت دوم یا زمینه ای برای تحریک مردم وجود نخواهد داشت و یا حد اقل این زمینه بسیار ضعیف خواهد بود و رفقا برای برپایی مجدد جنگ خلق در موقعیت ضعیف تری قرار خواهند داشت. 
در هر دو حالت رفقا نمی توانند در موقعیت براه انداختن قیام مسلحانه در کتمندو و سائر شهر های مهم قرار بگیرند و چنانچه دست به این کار بزنند به سختی شکست خواهند خورد. " تعرض سیاسی " رفقا باعث فروپاشی نیروهای مسلح ارتجاع، حد اقل در کتمندو، نگردیده است. برعلاوه پیش قراولان اشغالگران خارجی یعنی ناظرین سازمان ملل متحد از قبل در نیپال موجود اند و راه به اصطلاح قانونی تجاوز خارجی ارتجاعی و امپریالیستی بر نیپال از قبل هموار گردیده است.
به نظر ما رفقا می توانند در صورت برپایی مجدد جنگ خلق مناطق شان را در بیرون از کتمندو گسترش دهند. جنگ در کتمندو بصورت یک جنگ متحرک و نه جنگ کاملا موضعی منظم می تواند پیش برده شود، ولی نه با هدف تصرف کامل این شهر، بلکه به مثابۀ جنگی در خدمت به گسترش مناطق آزاد در خارج از این شهر . احتمالا در خارج از کتمندو نه تنها امکان گسترش مناطق آزاد روستایی بلکه امکان تصرف یکتعداد از شهر ها نیز می تواند وجود داشته باشد.
نباید اجازه داد که سرنوشت خوب یا بد یک حرکت تاکتیکی، بنا به گفتۀ رفقا، به امر سرنوشت ساز و متلاطمی مبدل گردد که پیروزی یا شکست نهایی انقلابیون و مرتجعین را رقم زند. اگر حرکت جاری رفقا یک حرکت تاکتیکی است، چرا باید همه چیز به پای آن محاسبه گردد؟
البته بطور یقین بعد از اپریل وضع فعلی در نیپال دیده نخواهد شد و به نظر ما مباحثات جاری در سطح جنبش با رفقا نیز دیگر نباید درونی باقی بماند.
تا آنجائیکه به افشای دسایس و توطئه های امپریالیزم، توسعه طلبی هندی و ارتجاع داخلی و خارجی مربوط است، همبستگی با توده های مبارز نیپالی را یک وظیفه و مسئولیت مبارزاتی خود می دانیم، ولو اینکه در مرحلۀ فعلی دستاورد های مبارزاتی آنها قلیل باشد و یا آنقدر عظیم نباشد که به پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین در نیپال منجر گردد. از جانب دیگر در حال حاضر ما اظهار و تطبیق عملی این همبستگی را، توام با مبارزات ایدئولوژیک – سیاسی درونی، راهی می دانیم که می تواند در حد خود به استوار شدن مجدد لوکوموتیف رهبری مبارزاتی توده های نیپالی در خط انقلاب مدد رسان باشد.