Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

كمك به زلزله زدگان هائيتي بهانه اي براي تجاوز و اشغالگري

زلزله ای که به تاریخ 12 جنوری 2010، در ساعت 9 و 53 دقیقه و 16 ثانیه به وقت محلی، با قدرت 7 درجه ریشتر، در كشور هائيتي اتفاق افتاد، بد ترين زلزله طي دو قرن اخير درين كشور محسوب مي گردد. کانون اين زلزله در 15 کیلومتری جنوب پورتوپرينس، پايتخت هائيتي قرار داشت و خسارات و تلفات زيادي به اين شهر و باشندگان آن وارد نمود.
اين زلزله پايتخت هائيتي را ويران نمود، نزديك به يك ميليون نفر از اهالي اين كشور را كشته و زخمي نمود و يك و نيم ميليون نفر ديگر را بي خانمان ساخت.
هائیتی در جزیره هیسپانیولا در بحيره کارائیب واقع است و از کشورهای امریکای مرکزی به حساب مي آيد. اين كشور از شمال به اقیانوس اطلس، از مشرق به جمهوری دومینیکن، از جنوب به بحيره کارائب و از مغرب به گذرگاه "ویند وارد " محدود میشود و جمعیت آن بيشتر از ده ميليون نفر است.
هائیتی کشوری است که برای فرانسه بیشتر از تمام مستعمرات دیگر آن ثروت تولیده کرده است. مردمان هائيتي تا همين اواخر از لحاظ تامين مواد غذايي خود كفا بودند، اما پس از حمله سرمایه های امپریایستی " بازار آزاد " امریکا، روستا های هائيتي نابود شد و خود كفايي غذايي مردمان آن از ميان رفت. امروزه اکثریت مردمان ستمدیده هائیتی گرسنه سر به بالین می گذارند.
امپرياليست هاي امريكايي به بهانه كمك رساني به زلزله زدگان هائيتي، از طريق ارسال نيروهاي نظامي مجهز و گسترده، شامل 24 فروند كشتي جنگي،  واحد شماره 82 نيروي هوايي و ده ها هزار نفر از نيروهاي پياده اردوي امريكا به اين كشور، عملا اين كشور مصيبت زده را اشغال نمود. چند هزار نفر از تفنگداران امريكايي به بهانه حفظ و استقرار امنيت در شهر پورتو پرينس به اين شهر وارد شدند و كنترل آن را به دست گرفتند. 
بعد از وقوع زلزله، نيروي هوايي امريكا میدان هوائی پایتخت کشور هائیتی را اشغال كرد و اين ميدان هوايي منحصرا به پرواز هاي نظامي امريكايي اختصاص يافت. در نتيجه سازمان هاي امدادي سائر كشور ها مجبور شدند براي كمك رساني به زلزله زدگان هائيتي، از ميدان هوايي كشور دومينيكن، همسايه هائيتي، استفاده نمايند. اين وضعيت باعث شد كه فرانسه و برازیل شکایات رسمی خود از دولت امريكا را اعلام نمایند. پس از آن، بارك اوباما به برازیل پیشنهاد داد كه همراه با امریکا و کانادا مدیریت " بحران کمک رسانی" به هائیتی را برعهده بگیرد.
اردوي امريكا كه به بهانه كمك رساني به زلزله زدگان هائيتي به اين كشور داخل گرديد، همان اردويي است که در سال 1994 نيز اين كشور را مورد تهاجم قرار داده بود. اين اردو درسال 1965 به جمهوری دومینیکن و درسال 1984 به گرانادا، دو كشور كوچك ديگر در منطقه، حمله گرده بود. و بالاخره همين اردو در 7 اکتوبر 2001 افغانستان و به تعقیب آن در سال 2003 عراق را مورد تجاوز و اشغال قرار داد. این اردو همان اردويي است که در سال 1967 از آن بعنوان نیروی سرکوب شورش سیاهان امریکا در شهر دیترویت و در سال 2005 پس از طوفان کاترینا در " نيواورليان" برای محاصره محله های سیاهان که تهدیدی برای اقتدار دولت محسوب می شد، استفاده گردید.
اردوي امريكا گروپ هاي ويژه تعلیم یافته طبی، بادی گارد هاي سازندگی و واحدهای گارد ملی را که برای کمک رسانی به آسیب دیدگان حوادث طبیعی آموزش دیده اند، در اختيار دارد، اما چرا به  جای این واحد ها، نيروهاي جنگی بحری و هوایی خود را به هائبتی فرستاد؟ دليل اين كار روشن است. تصمیم دولت امریکا متکی به رفع ضروریات مردمان زلزله زده هائیتی نبود، بلکه متكي به سیاستی بود که مقامات امریکایی، از را برت گیتس ( وزير دفاع ) گرفته تا پائین ترین فرد تشکیلات نظامی پنتاگون بيان كردند. آنها علنا اعلام کردند که نگرانی اصلی امریکا در پورتوپرنس مسئله به اصطلاح امنیت است!
همين مسئله باعث شد تا دولت امریکا فورا دولت هائیتی را وادار نماید تا به امضای واگذاری کنترول میدان هوائی کشورش به قوای هوائی اردوي ایالات متحده امریکا تن دهد. گرچه قوای هوائی امریکا قادر به اداره 200 پرواز هوائی در روز می باشد، اما بخاطر اينكه طیاره هایی که به هائیتی فرستاده شدند بيشتر نيروي جنگي و تجهیزات نظامی با خود به همراه داشتند، تیم های حرفوی که در هنگام عملیات 11 سپتامبر 2001 کار امداد رسانی به نیویورک را انجام دادند، مجبور شدند در کشور همسایه هائیتی یعنی جمهوری دومینیکن روزها انتظار بکشند تا قوای هوایی امریکا به آنها اجازه ورود به پورتوپرنس رابدهد.
قوای نظامی اردوي امریکا حتی اجازه نشست یک بال طیاره امداد رسانی فرانسه را، که مجهز به یک شفاخانه عظیم صحرائی بود، يه پورتوپرينس نداد. همچنان موسسه " پروگرام غذائی جهان – WFP " که وابسته به سازمان ملل متحد است اعتراضاتی را از قبیل اینکه امریکا به مدت سه روز به طیاره های امداد رسانی آنها که حامل آب آشامیدنی، غذا و دوا بوده است اجازه فرود نداد، زيرا كه اولویت به طیاره های نظامی اردوي امریکا و تجهیزات نظامی شان داده شده يود. (CNN- 20 January 2010 )
روزنامه نیویارک تایمز در خبری که به تاریخ 18 جنوری به نشر رساند گفت که رئیس سازمان غذائی جهان به خبرنگارشان گفته است : « اولویت های آنها تامین امنیت کشور است ولی اولویت های ما امداد غذائی است.  باید این اولویت ها را هماهنگ کنیم. »
اما این اولویت هايی که فوقا بدان اشاره رفت قابل هماهنگی نبود و " هماهنگی " همان چیزی بود که امریکا آنرا عملی نمود. شش روز پس از زلزله هائیتی و 5 روز پس از ورود اردوي امریکا به این کشور، ده ها هزار لیتر آب آشامیدنی در کنار میدان هوائی پورتوپرينس ذخیره شده بود و صد ها نفری که در حاشیه میدان هوائی از تشنگی در حال هلاک شدن بودند اجازه نداشتند به این آب ها دسترسی پیدا کنند. حتي اکثریت NGO های داخل هائیتی اعتراضاتی را به راه انداختند، اما سخنگویان اردوي امریکا در جواب گفتند که 15 هزار لیتر آب و 14 هزار محموله مواد غذایی را به مردمان زلزله زده تقسیم کرده اند. اما این مقدار آب و مواد غذايي توزیع شده نه تنها نیازهای فوری مردم را مرفوع نکرد، بلکه شیوه ای را که نیروی هوایی امریکا در تقسیم آن به کار گرفت نيز نادرست بود.
وقتي اردوي امريكا دم از تامين امنيت در هائيتي زد، منظورش دقيقا چه بود و امنيت چه كساني را مي خواست تامين كند؟ اخبار منتشره در آن وقت حاكي بود كه کارمندان انجوها گفته اند که نیازی به تامین امنیت شان ندارند. اكثر آن ها گفتند که اگر قرار می بود تامین امنیت شان توسط نیروهای امریکایی و یا سایر نیروهای نظامی گرفته شود هیچ وقت به این ماموریت تن نمی دادند. برعلاوه گفتند که اگر در مورد امنیت شان ترس مي داشتند، به این ماموریت نمی آمدند. پس موضوع از چه قرار بود؟ يك مقايسه ميان نحوه كمك رساني به زلزله زدگان چيني در زمان چين سوسياليستي تحت رهبري مائو و " كمك رساني " امريكا به زلزله زدگان هائيتي، مي تواند موضوع را روشن سازد.
در اواسط دهه هفتاد قرن گذشته يعني اخرين سال هاي حيات مائوتسه دون، زلزله شدیدی یک قسمت از کشور چین را به لرزه انداخت و گروه هاي امداد و نظاميان چيني براي كمك رساني به زلزله زدگان شتافتند. به اردوي چين دستور داده شد تا به مردم زلزله زده خدمت کنند و منافع مردم زلزله زده را بر هرچیز دیگر ارجحیت دهند و فعالانه به نیروی خود و مردم زلزله زده تکیه کنند.
در خود هائيتي نيز فعاليت هاي خود بخودي توده يي براي كمك رساني فعالانه به زلزله زدگان به وجود آمد.  یک روز پس از وقوع زلزله، شبکه تلویزیونی " الجزیره " صحنه هایی از مناطق زلزله زده در هائیتی را نشان داد که اکثر دکان ها تخریب شده بودند، اما دكانداران مي توانستند مواد غذائی سالمی را از میان خرابه ها بیرون بکشند. آنها تمام اين مواد را به مردمان زلزله زده میدادند، بدون اینکه چیزی در بدل آن اخذ نمایند. در يكي از صحنه هايی كه در اين تلويزيون نشان داده شد، دکانداران مردم را تشویق می کردند که بیایند و با آنها کمک کرده و تمامی مواد خوراکی و نوشیدنی را ببرند.
اما دستوري كه به سربازان اعزامي امريكا به هائيتي داده شد، طور ديگري بود:
« به کلیه واحد های نظامی که به سوي سرزمین هائیتی حرکت میکنند دستور صادر میشود که مانند صحنه جنگی حفظ خود و واحد های خود را در درجه اول اهمیت قرار داده و اولویت دهند. » ( به نقل از شبکه CNN )
مطابق به اين دستور صريح نظامي، سربازان اعزامي امريكا به هائيتي حق داشتند که همانند عراق و افغانستان با كوچكترين احساس خطر از هر تبعه هائيتي، او را مورد هدف قرار دهند و بالايش فير كنند، يعني تمامي اتباع هائيتي را به چشم دشمنان باالقوه خود بنگرند. اين خصلتي است كه هر اردوي اشغالگر خارجي از آن برخوردار مي باشد.
 گرچه ايالات متحده امريكا و تعداد ديگري از كشور هاي امپرياليستي و ارتجاعي خارجي و همچنان انجو ها تا حدي به زلزله زدگان هائيتي كمك رساني كرده و برخي از مشكلات آنها را حل كردند و اين كار همچنان ادامه دارد. اما تمامي این کمک رسانی ها در اصل بخاطر حفظ ثبات و امنيت امپرياليستي صورت گرفته و مي گيرد. بطور خاص تا آنجائيكه به نحوه برخورد امريكاي اوباما به اين مسئله مربوط مي شود، اين برخورد در اساس همان برخورد امريكاي بوش بوده و هست و نه چيز ديگري. در واقع امريكاي اوباما صرفا جنگ امريكاي بوش در عراق را ظاهرا به عنوان يك جنگ به اصطلاح بد مشخص نموده و ظاهرا خواست بيرون كشيدن پاي امريكا از اين جنگ را به ميان كشيده است. اما بر خلاف ادعاهاي دروغين اوباما مبني بر " تغيير و تحول "، استراتژي جهاني طرح شده امپرباليست هاي امريكايي در زمان بوش اساسا تغيير نيافته است و اوباما نيز همان استراتژي را، و البته با چند آرايش و نمايش ديگرگونه، و در مواردي مثل افغانستان با شدت و گستردگي بيشتر، پيش مي برد.

مطابق به اين استراتژي، حتي احتمال بروز شورش در ميان مردمان زلزله زده يك كشور فقير و امكان به خطر افتادن نظم و امنيت جهاني امپرياليستي در گوشه اي از جهان، براي امپرياليست هاي امريكايي اين حق را مي دهد كه دست به تجاوز و اشغالگري بزنند و آن كشور را موقتا و يا بصورت دراز مدت اشغال كنند. اين اتفاقي بود كه در زمان بوش در يك قسمت از قلمرو اندونيزيا رخداد و اينك در زمان اوباما در هائيتي به مشاهده رسيد. جهان تحت سلطه امپرياليزم، در راس امپرياليست هاي امريكايي، بسيار نا امن است. در اين جهان وارونه، بهانه هايي از قبيل " تروريزم"، " سلاح هاي كشتار جمعي"، " سونامي "، " زلزله " و هر بهانه ديگري مي تواند به عنوان مجوزي براي لشكر كشي هاي تجاوز گرانه و اشغالگرانه امپرياليستي بالاي كشور هاي تحت سلطه مورد استفاده قرار بگيرد و استقلال و آزادي اين كشور ها و ملل پامال گردد. خطر اين تجاوز و اشغالگري امپرياليستي براي مردمان جهان، كه متكي بر زراد خانه هاي بزرگ سلاح هاي كشتار جمعي و دهشت افگني هاي مدرن و گسترده دولتي است، بالاتر از خطر هر سونامي و زلزله اي است كه تا حال اتفاق افتاده و يا در آينده اتفاق خواهد افتاد. پرولتاريا و خلق هاي جهان وظيفه دارند در يكايك كشور ها و در سطح جهان عليه اين مصيبت عظيم فعالانه دست به مبارزه و مقاومت بزنند و عاملين اين مصيبت را سرنگون سازند. فقط يك جهان بدون امپرياليزم، بدون ارتجاع و بدون استثمار و ستم ميتواند واقعا يك جهان امن و مصئون باشد.