شكست فضاحت بار نمايش انتخاباتي اشغالگرانه و خائنانه ملي
بازي نمايشي دومين انتخابات رياست جمهوري رژيم پوشالي پايان يافت و كرزي برنده اين بازي اعلام گرديد. اما در پايان اين بازي رژيم و اشغالگران سازنده و حمايت كننده آن، در موقعيت بهتري قرار نگرفته اند، بلكه بحران مشروعيت بيشتر از پيش دامن شان را گرفته است.
" كمسيون انتخابات " انتصابي، پس از برگزاري دور اول دومين انتخابات رياست جمهوري رژيم دست نشانده، ادعا كرد كه نزديك به شش ميليون (6000000 ) نفر در انتخابات شركت كرده اند و حامد كرزي با بدست آوردن بيشتر از 54 در صد مجموع آراء، برنده انتخابات است.
اما بر همگان روشن بود كه بخش بزرگي از اين شش ميليون راي، تقلبي هستند. كشمكش چند هفته يي ميان گردانندگان اشغالگر اين بازي فريبكارانه و پوشالي هاي روي صحنه اين نمايش مضحك ( كانديداها ) منجر بدان گرديد كه " كمسيون بررسي شكايات انتخاباتي " در حدود يك ميليون و سيصد هزار ( 1300000 ) راي از ميان مجموع آراء شمرده شده توسط " كمسيون انتخابات " را به عنوان آراء تقلبي نشاني نمايد. مطابق به اين محاسبه، در حدود يك ميليون ( 1000000 ) راي تقلبي به حامد كرزي، تقريبا دوصد هزار ( 200000 ) راي تقلبي به عبدالله، نود هزار ( 90000 ) راي تقلبي به بشر دوست و در حدود ده هزار ( 10000 ) راي تقلبي به چند كانديد ديگر تعلق گرفت. در نتيجه، مجموع آراء مربوط به حامد كرزي به كمتر از پنجاه فيصد پائين آمد، در حاليكه مجموع آراء مربوط به عبدالله از 28 فيصد به 32 % بالا رفت و طبق حكم قانون اساسي رژيم، برگزاري دور دوم انتخابات رياست جمهوري رژيم، ميان اين دوكانديد ضروري گرديد.
گفته هاي غير رسمي منابع نزديك به " كمسيون انتخابات " رژيم حاكي است كه مجموع آراء تقلبي در اصل تقريبا يك ميليون و هشتصد هزار ( 1800000 ) راي بوده است و چون" كمسيون بر رسي شكايات انتخاباتي " از طريق نمونه گيري به بررسي آراء تقلبي پرداخت، توانست صرفا بخشي از مجموع آراء تقلبي را نشاني نمايد. مطابق به اين محاسبه، مجموع افراد شركت كننده در انتخابات كمي بيشتر از چهار ميليون ( 4000000 ) نفر بوده اند و اين در حالي است كه قبل از برگزاري انتخابات، " كمسيون انتخابات " رژيم، اعلام كرده بود كه هفده ميليون ( 17000000 ) راي دهنده در افغانستان وجود دارند. در اين محاسبه، مجموع آراء مربوط به پناهندگان افغانستاني در كشور هاي خارجي كه صرفا در پاكستان و ايران تقريبا به سه ميليون ( 3000000 ) راي مي رسد، منظور نگرديده است. در اولين انتخابات رياست جمهوري رژيم، پناهندگان افغانستاني مقيم در پاكستان و ايران در انتخابات سهم داده شدند، اما در دومين انتخابات، رژيم و اربابان خارجي اش قادر نگرديدند، بازي انتخاباتي شان را در ميان اين پناهندگان براه بيندازند و اين امر در حد خود شكستي را براي آنها رقم زد.
به اين ترتيب، طبق ادعاي نهايي مقامات اعلام كننده نتيجه نهايي انتخابات، مجموع افراد شركت كننده در دور اول دومين انتخابات رياست جمهوري رژيم پوشالي، صرفا بيست و سه و نيم فيصد ( 5/23 % ) مجموع افراد داراي حق راي در داخل كشور ( چهار ميليون از مجموع هفده ميليون ) و صرفا بيست فيصد ( 20 % ) مجموع افراد داراي حق راي در داخل كشور و ايران و پاكستان ( چهار ميليون از مجموع بيست ميليون ) بوده اند. به يقين رقم واقعي افراد شركت كننده در انتخابات، خيلي كمتر از رقم نهايي اعلام شده بوده است. بعضي از كانديداهاي شكست خورده تخمين زده اند كه سه ميليون نفر در انتخابات شركت كرده اند. اين رقم، 15 % مجموع افراد داري حق راي در داخل كشور و ايران و پاكستان را تشكيل مي دهند.
با توجه به همين شكست فاحش سياسي در دور اول انتخابات، نتايج دور دوم آن از قبل معلوم و مشخص بود. به همين جهت، كانديد جناح حاكم رژيم ( حامد كرزي )، در ابتدا عليه نتيجه گيري نهايي " كمسيون بررسي شكايات انتخاباتي " به مخالفت پرداخت و از پذيرش آن سر باز زد. اما چون گردانندگان خارجي و همچنان پوشالي هاي روي صحنه اين نمايش نتوانستند در مورد ناديده گرفتن كامل تقلبات صورت گرفته به توافق برسند و " بحران انتخاباتي " اي كه اوج گرفت، حتي نمايندگي " سازمان ملل متحد " در افغانستان را قويا در هم پيچاند. كانديد جناح حاكم رژيم، اجبارا و تحت فشار هاي شديد داخلي و خارجي به پذيرش نتيجه گيري نهايي " كمسيون بررسي شكابات انتخاباتي " تن داد.
ولي " بحران انتخاباتي " اوج گرفته، پس از آنكه " كمسيون انتخابات " رژيم، نتيجه گيري نهايي مذكور و ضرورت برگزاري دور دوم انتخابات ميان دوكانديد پيشگام در دور اول را رسما اعلام نمود، نيز پايان نيافت. جناح عبدالله كه از همان ابتداي تدارك و برگزاري انتخابات، " كمسيون انتخابات " را، به مثابه يك كمسيون گمارده شده توسط كرزي، كاملا طرفدار وي مي دانست، پس از يكسلسله مشاورات باهمي، سرپرستي و نظارت اين كمسيون بر دور دوم انتخابات را نپذيرفت و بخاطر احتراز از " خود كشي سياسي " جناحي، يعني شكست قطعي جناحي و جلوگيري از " انتحار سياسي " كليت دموكراسي پوشالي يعني شكست فاحش تر كليت بازي انتخاباتي نسبت به دور اول، برطرفي رئيس كمسيون و تغييرات ديگري در حكومت را به عنوان پيش شرط هاي شركت در دور دوم مطرح كرد. اما چون جناح كرزي اين پيش شرط ها را كاملا رد كرد، عبدالله عبدالله به عنوان اعتراض اعلام كرد كه از شركت در دور دوم انتخابات ابا مي ورزد.
به اين ترتيب، در حاليكه دور اول انتخابات رياست جمهوري رژيم، با رونما شدن فضاحت بار تقلبات وسيع در آن، بي نتيجه پايان يافته بود و برگزاري دور دوم هم با موجوديت صرفا يك كانديد در صحنه، " قانونا " ناممكن بود، همه گردانندگان خارجي " نمايش "، براي پايان دادن به " بحران انتخاباتي" رژيم، سريعا به توافق رسيدند و سرمنشي " سازمان ملل متحد " به كابل آمد تا اين توافق را در عمل پياده نمايد. " كمسيون انتخابات " رژيم، به اتفاق آراء تمامي هفت نفر عضو خود، ضرورت و امكان برگزاري دور دوم انتخابات را منتفي دانست و حامد كرزي را برنده انتخابات اعلام كرد. بلا فاصله پيام هاي تبريكيه از نيويارك و واشنگتن و مراكز كشور هاي اروپايي به سوي حامد كرزي، بخاطر دستيابي به اين " پيروزي درخشان"، سرازير گرديد.
در چنين جوي، كانديداي بازنده اين سرهم بندي " دموكراتيك "، صرفا توانست به اعلام مخالفت لفظي عليه اين اقدام " فاقد بنياد قانوني " دست بزند و توام با آن از طرفداران خود خواست كه از دست زدن به هر گونه اقدام غير قانوني اجتناب ورزند.
بدينسان بازي انتخاباتي ايكه در دور اول آن، قوت هاي نظامي اشغالگر و پوشالي سيصد هزار ( 300000 ) نفري، تامين امنيت آن را بر عهده گرفتند و تنها در روز برگزاري انتخابات تقريبا صد ( 100 ) نفر كشته و زخمي دادند ، تقريبا سيصد ميليون (300000000 ) دالر امريكايي از بودجه اشغالگران مستقيما خرچ برداشت، نزديك به يكصد و هفتاد هزار ( 170000 ) كارمند استخدام شده موقتي و غيرموقتي " كمسيون انتخابات " رژيم براي آن فعاليت كردند و براي بيشترنشان دادن ميزان شركت راي دهندگان در آن، يكجا با سائر اراكين حكومتي، " مبتكرانه " دست به تقلبات وسيع انتخاباتي زدند و از همه مهم تر اينكه در جريان كار براي تعيين نتيجه نهايي آن، گردانندگان خارجي و پوشالي هاي داخلي روي صحنه اين نمايش، تا آخرين حد توان شان، همديگر و نتيجتا كل پروسه را رسوا و مفتضح كردند، با يك اقدام " غير انتخاباتي " دستوري هفت نفره و اعلام مخالفت لفظي و بي مفهوم كانديد بازنده اعلام شده، پايان يافت.
در جريان اين كشمكش دو و نيم ماهه، از 29 اسد تا 12 عقرب، تمامي گردانندگان خارجي و پوشالي هاي داخلي سعي كردند كه نمايش انتخاباتي به خوبي و خوشي به سر انجام رسد؛ منجمله متناوبا سعي كردند بصورت رسمي و يا غير رسمي ائتلافي ميان جناح كرزي و جناح عبدالله به ميان آورند. اما اوضاع آنچنان براي شان ناگوار بود كه تمامي اين كوشش ها به ناكامي انجاميدند. در نتيجه رژيم فاسدي كه بنا به اعتراف خود رئيس جمهور آن، به شدت بد نام است، عميق تر و وسيع تر از قبل در بحران فرو رفت. دومين انتخابات رياست جمهوري رژيم، بجاي اينكه باعث تقويتش گردد، بيشتر از پيش و به شدت بحران مشروعيت رژيم را عمق و وسعت بخشيد. اين امر را سردمداران قصر سفيد و دفتر نمايندگي " سازمان ملل متحد " در افغانستان نيز به روشني درك كرده و صريحا مورد اعتراف قرار داده اند. اما تلاش هاي شان براي بيرون رفت از اين مخمصه، نه تنها بي حاصل است، بلكه آشفتگي هاي شان را بيشتر و بيشتر مي سازد.
هنوز پيام هاي تبريكيه واشنگتن و نيويارك به مناسبت انتصاب كرزي بحيث رئيس جمهور رژيم از سوي " كمسيون انتخابات " انتصابي خودش، در گوش ها طنين انداز است كه اوباما براي رژيم اولتيماتوم صادر ميكند كه بايد در ظرف شش ماه آينده مشروعيت بدست آورد ورنه اجبارا پشتش را خالي خواهد كرد و نماينده عالي " سازمان ملل متحد " در افغانستان، از رژيم مي خواهد كه جنگ سالاران و جنايتكاراني را كه يكجا با اعوان و انصار شان پايه اجتماعي رژيم را تشكيل مي دهند، از دستگاه دولتي تصفيه نمايد.
اينها كيانند؟ فهيم، خليلي، دوستم، اسماعيل، محقق، سياف، مجددي، گيلاني، سيد منصور، ولي كرزي و هم قماشان ديگر شان. بدون وجود اينها؛ وجود رژيم كرزي قابل تصور نيست و اينها يكجا با خود كرزي و مداحان و دلقكان " مدرن " دور دسترخوانش، سردمداران داخلي جنايت و فساد غير قابل اصلاح رژيم را تشكيل مي دهند. اما منبع بين المللي فساد در افغانستان كنوني، همان هايي اند كه در حال حاضر انگشت انتقاد بالاي رژيم بلند كرده اند و براي زدودن فساد از جان و تن مولود سراپا فاسد خود شان، اشك تمساح مي ريزند. اينچنين وضعيتي در واقع نشاندهنده آشفتگي روز افزوني است كه سراسر كمپ اشغالگران و دست نشاندگان شان را فرا گرفته است. در چنين جوي، هر بخشي از مشمولين اين كمپ مي كوشد گناه آشفتگي روز افزون كل كمپ را به گردن يك يا چند بخش ديگر بيندازد و خود را پاك و منزه جلوه دهد. اينها به آن مجرميني مي مانند كه در دادگاه، بالاي همديگر شهادت مي دهند.
درين ميان، نقش به شدت فريبكارانه اپوزيسيون شكل گرفته از درون بازي انتخاباتي اخير در آينده، نبايد از نظردور داشته شود. هسته اصلي اين اپوزيسيون را بخشي از مرتجعين جنايتكار " جمعيت اسلامي " و " شوراي نظار " تشكيل مي دهند كه چهره هاي برجسته آن، رباني، عبدالله، برادران مسعود و عطامحمد نور هستند. جناياتي را كه دولت اسلامي تحت رهبري رباني – مسعود در طي چند سال حاكميت متزلزل خود، مرتكب شدند، همه بخاطر دارند، به ويژه شهريان كابل. نه تنها نيروهاي نظامي مربوط به همين حاكميت ارتجاعي و وطنفروش، پس از تجاوز نيروهاي امريكايي و انگليسي بر افغانستان، راه ورود قوت هاي زميني اشغالگر به كشور را هموار كردند، بلكه جناح هاي مختلف سياسي شامل در حاكميت مذكور، نقش برجسته اي در شكلدهي رژيم دست نشانده بازي كرده اند و كماكان بخش مهمي از رژيم را تشكيل مي دهند. بنابرين وطنفروشي ها، جنايات، فساد عميق و گسترده، قاچاق مواد مخدر و در يك كلام مجموع خيانت هاي كرزي و اعوان و انصارش در حق كشور و مردمان كشور، در عين حال خيانت هاي اين اپوزيسيون فريبكارانه نيز هست. اين اپوزيسيون عليه جناح كرزي يك مسابقه وقيحانه براي وطنفروشي براه انداخته و در تلاش است كه خود را نسبت به آن جناح، در قبال " جامعه جهاني " ( اشغالگران امپرياليست ) همنوا تر ( گوش به فرمان تر ) نشان دهد. نقش اين اپوزيسيون قانوني در آينده اين خواهد بود كه براي عناصر ناراض از حكومت كرزي، يك جال فريب پهن نمايد و كوشش كند كه از گام گزاشتن آنها به ميدان مبارزه و مقاومت عليه اشغالگران و كليت رژيم پوشالي جلوگيري به عمل آورد. بايد در قبال اين فريبكاري هوشيار بود و جدا عليه آن مبارزه كرد.