Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

 

افغانستانی سازی جنگ
و
اجبارات اقتصادی امپریالیست های امریکایی

 

دولت امپریالیستی امریکا بعد از فروپاشی پیمان وارسا و تجزیه شوروی سوسیال امپریالیستی، به عنوان یگانه ابر قدرت امپریالیستی موجود در جهان قد علم کرد و سردمداران آن با سرمستی از این " باده پیروزی " شعار " نظم نوین صد ساله جهانی " تحت رهبری شان را اعلام کردند. دولتمداران امریکایی در طی دو دهه گذشته در مسیر تطبیق این شعار، چندین جنگ تجاوزکارانه و اشغالگرانه امپریالیستی را در اطراف و اکناف جهان براه انداخته و هزاران میلیارد دالر را بخاطر پیشبرد ویرانگری ها و قتل ها و کشتارهای چنین جنگ هایی به مصرف رسانده اند. امپریالیست های امریکایی تنها در جنگ های افغانستان و عراق تا حال 2000 میلیارد دالر به مصرف رسانده اند. تحمل این همه مصارف جنگی در پهلوی سائر مصارف مالی هنگفت، باعث گردیده است که دولت امریکا به مقروض ترین دولت در جهان کنونی و حتی به مقروض ترین دولت در طول تاریخ موجودیت دولت ها در جوامع گوناگون مبدل گردد.
هم اکنون سقف قرضداری دولت امریکا به 14300 میلیارد دالر ( 3 , 14 تریلیون دالر ) رسیده است. این مبلغ، 300 میلیارد دالر بیشتر از سقف مجازی است که قانون قبلی برای دولت امریکا تعیین نموده بود. طبق آن قانون، که چند سال قبل توسط کنگره امریکا به تصویب رسیده و توسط رئیس جمهور وقت امریکا ( جورج بوش ) توشیح شده بود، حد اکثر سقف قرضداری دولت امریکا 14000 میلیارد دالر تعیین شده بود. به همین جهت اخیرا کنگره امریکا قانونی را به تصویب رساند که مطابق به آن، از یکطرف سقف قانونی و مجاز قرضداری دولت امریکا 2500 میلیارد دالر دیگر بالا می رود و به حد تقریبا 17000 میلیارد دالر ( دقیقا 16800 میلیارد دالر ) در 10 سال آینده می رسد و از طرف دیگر باید 2000 میلیارد دالر از مجموع مصارف دولت امریکا در طی همین سال ها ( طور اوسط 200 میلیارد دالر در هر سال )  تقلیل یابد. چنانچه کل این تمهیدات قانونی طبق محاسبات از قبل تعیین شده پیش برود، دولت امریکا در ابتدای دهه سوم قرن جاری کمی کمتر از 17000 میلیارد دالر قرضدار خواهد بود. چنانچه روشن است شرط عدم تجاوز از این سقف تعیین شده برای قرضداری، تقلیل سالانه 200 میلیارد دالری از مجموع مصارف مالی فعلی دولت امریکا، که قسمت بیشتر آن به مصارف نظامی تعلق می گیرد، خواهد بود؛ در غیر آن، در صورت دوام مصارف فعلی – بدون محاسبه سطح تورم و نزول قیمت جهانی دالر- مجموع قرضداری دولت امریکا در آن وقت، تقریبا به 19000 میلیارد دالر خواهد رسید.
بخش مهمی از تقلیل سالانه مصارف نظامی دولت امریکا به جنگ افغانستان تعلق دارد. در حال حاضر ( از سال 2009 تا حال ) مصارف سالانه قوای اشغالگر در حال جنگ امریکایی در افغانستان 100 میلیارد دالر است، یعنی 1 میلیون دالر برای هر سرباز و افسر امریکایی در افغانستان. وقتی پروسه انتقال " مسئولیت های امنیتی " ( مسئولیت های جنگی روزمره ) به " نیروهای امنیتی " ( نیروهای جنگی ) رژِیم دست نشانده در اواخر سال 2014 تکمیل گردد، مجموع مصارف نظامی امپریالیست های امریکایی در افغانستان، 10 ها میلیارد دالر تقلیل خواهد یافت و این بخش مهمی از تقلیل سالانه مصارف نظامی و کل تقلیل 200 میلیاردی مصارف سالانه دولت امریکا خواهد بود.
طبق قرار تعیین شده میان دولت امریکا و رژیم دست نشانده، که در شکل یک اعلامیه یا توافقنامه و یا هم پیمان " دو جانبه " رسمیت خواهد یافت، پس از تکمیل پروسه انتقال مسئولیت های جنگی به نیروهای نظامی رژیم دست نشانده، یک نیروی 40000 نفری امریکایی در افغانستان باقی خواهد ماند که در چند پایگاه نظامی استراتژیک در نقاط مختلف کشور ( میدان هوایی قندهار، پایگاه هلمند، میدان هوایی شیندند، میدان هوایی بگرام، پایگاه خوست، میدان هوایی جلال آباد و میدان هوایی دهدادی ) مستقر خواهد بود. از آنجائیکه این نیرو صرفا مسئولیت های جنگی ویژه و فوق العاده خواهد داشت و نه مسئولیت های جنگی روزمره، می توان گفت که مجموع مصارف این نیرو به نصف مصارف فعلی تقلیل خواهد یافت، یعنی 500 هزار ( نیم میلیون ) دالر برای هر سرباز و افسر امریکایی یا 20 میلیارد دالر برای مجموعه 40000 نفری آنها.
از جانب دیگر، طبق بر آورد های مقامات عالیرتبه وزارت دفاع رژیم دست نشانده، نیروی 400000 نفری جنگی رژیم دست نشانده – شامل نیروهای اردو، پولیس و استخبارت رژیم ) که قرار است همه جزو تام های آن تا آخر سال 2014 تکمیل گردد و پس از تربیت و تجهیز توسط امپریالیست های اشغالگر، آماده به عهده گرفتن مسئولیت های جنگی روزمره در افغانستان شود، مصارف سالانه ای در حدود 10 میلیارد دالر ( 25000 هزار دالر برای هر سرباز و افسر ) خواهد داشت. به عبارت دیگر مصارف مالی 40 نفر سرباز و افسر در حال جنگ رژیم دست نشانده با مصارف مالی یک نفر سرباز یا افسر در حال جنگ امریکایی برابر خواهد بود. ناگفته پیدا است که این 10 میلیارد دالر مصارف سالانه نیروهای جنگی رژیم دست نشانده باید توسط امپریالیست های اشغالگر و عمدتا امپریالیست های امریکایی تهیه و پرداخت گردد. اشرف غنی احمدزی که مسئولیت پیشبرد پروسه انتقال مسئولیت های جنگی به نیروهای رژیم دست نشانده را بر عهده دارد، صریحا ادعا کرده است که دولت امریکا، علاوه از 27 میلیارد دالر مصرف شده برای تامین مصارف نظامی تا کنونی رژیم دست نشانده، مبلغ 20 میلیارد دالر دیگر بخاطر پیشبرد انتقال مسئولیت های جنگی روزمره به نیروهای امنیتی رژیم وعده داده است
به این ترتیب مجموع مصارف مالی عادی نظامی دولت امریکا در افغانستان بعد از سال 2014 ، حتی در صورتی که مجموع مصارف نظامی رژیم دست نشانده را تامین نماید، مبلغ 30 میلیارد دالر خواهد بود. چنانچه 10 میلیارد دالر دیگر برای بودجه سالانه انکشافی نظامی دولت امریکا در افغانستان در نظر گرفته شود، مجموع مصارف نظامی سالانه دولت امریکا در افغانستان، بعد از سال 2014 ، مبلغ 40 میلیارد دالر خواهد بود که نسبت به مصارف نظامی سالانه فعلی یک تقلیل 60 میلیارد دالری را نشان می دهد. این مبلغ 50 % تقلیل 120 میلیارد دالری از بودجه نظامی سالانه دولت امریکا و 30% تقلیل 200 میلیارد دالری از کل بودجه سالانه دولت مذکور را تشکیل می دهد.
بنابرین در حالیکه دولت امپریالیستی امریکا مبلغ 14300 میلیارد دالر مقروض است، به 2500 میلیارد دالر قرض دیگر در 10 سال آینده نیازمند است و باید 2000 میلیارد دالر از مجموع مصارف خود در طی آن سال ها بکاهد و این شامل کاهش 60 میلیارد دالر در مصارف نظامی سالانه در افغانستان نیز هست، توقف پروسه انتقال مسئولیت های جنگی به نیروهای رژیم دست نشانده را متحمل شده نمی تواند. یکی از دلایل اصلی این امر که اشرف غنی احمد زی پروسه متذکره را غیر قابل برگشت اعلام می کند، همین موضوع است. دولت امپریالیستی امریکا دیگر مصارف 100 میلیارد دالری جنگی سالانه در افغانستان را متحمل شده نمی تواند و با تصویب قانون کاهش 200 میلیارد دالری مصارف سالانه اش، تصمیم گرفته است که این مصارف را شدیدا کاهش دهد. پذیرش چنین وضعیتی توسط امپریالیست های امریکایی در واقع برای آنها یک شکست محسوب می گردد، ولی نه یک شکست کلی بلکه یک شکست قسمی. امپریالیست های امریکایی با پذیرش این شکست قسمی می خواهند از شکست کلی سلطه و اقتدار جهانی امپریالیستی شان جلوگیری نمایند و کماکان سلطه جهانی شان به مثابه یگانه ابر قدرت امپریالیستی موجود در جهان را حفظ نمایند.
یکی از عوامل مهم فروپاشی امپراتوری های کهن و همچنان امپراتوری های استعماری و امپریالیستی سرمایه دارانه مدرن دوران کنونی، مبتلا شدن به نظامیگری بالاتر از توان اقتصادی آنها بوده است. سر نوشت نهایی امپراتوری روم و سوسیال امپریالیزم شوروی دو نمونه کهن و مدرن کنونی این قاعده عمومی را نشان می دهد. در حال حاضر با وجودی که اقتصاد امریکا دچار بحران است، اما هنوز به وضعیت مشابه به وضعیت اقتصاد شوروی سوسیال امپریالیستی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود قرن گذشته نرسیده است. به همین جهت در حال حاضر امپریالیست های امریکایی از لحاظ مالی به وضعیتی دچار نیستند که یک هزیمت عمومی نظامی در سطح جهان بر آنها تحمیل گردد. آنها قادر اند فعلا پیمان نظامی ناتو و قدرت نظامی برتر خود در جهان را حفظ نمایند و کماکان از آن ها به مثابه اهرم فشار نظامی برای حفظ موقعیت ابرقدرتی شان در جهان استفاده نمایند. حفظ حالت اشغال افغانستان بعد از سال 2014، در یک حالت کمرنگ تر و خفیف تر، از طریق ایجاد پایگاه های نظامی دراز مدت در آن، در خدمت چنین سیاستی قرار خواهد داشت.
در عین حال باید توجه داشت که یک شکست قسمی نیز نوعی از شکست است و خواهی نخواهی موقعیت نظامی برتر دولت امپریالیستی امریکا در جهان را، که برای حفظ موقعیت ابر قدرتی امپریالیزم امریکا در جهان دارای اهمیت محوری است و خود امپریالیست های امریکایی آن را با عبارت " امنیت ملی امریکا " بیان می نمایند، در حد معینی لطمه خواهد زد. بعضی از سیاسستمداران امپریالیست امریکایی صریحا این شکست قسمی را پذیرفته اند و می گویند که کاهش مصارف نظامی دولت امریکا به امنیت ملی امریکا لطمه وارد خواهد کرد. اما این کاهش مصارف نظامی بنا به اجبارات اقتصادی ای که دولت امریکا با آن دست و گریبان است، خود را تحمیل می نماید. هم اکنون در حالیکه اعتبار اقتصادی دولت امریکا برای استقراض یک درجه سقوط کرده است، سردمداران دولت ارتجاعی چین از ضرورت ایجاد یا تعیین یک پول بین المللی جدید بجای دالر سخن می گویند. بخش مهمی از قروض سرسام آور دولت امریکا به دولت چین تعلق دارد ( 1200 میلیارد دالر ).
وظیفه و مسئولیت مبارزاتی محوری بلا فصل کنونی ما علیه اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده شان، مبارزه علیه نقشه ایجاد پایگاه های دراز مدت برای نیروهای اشغالگر امریکایی در افغانستان است. ایفای این وظیفه و مسئولیت مبارزاتی محوری در هر سطحی که قادر به پیشبرد آن باشیم، نه تنها اصولی است، بلکه برای ما، مردم ما و کشور ما سود مند و مفید نیز خواهد بود. حد اقل مفیدیت آن، حصول آمادگی های معین برای داخل شدن به مرحله بعدی مبارزه خواهد بود. وظیفه و مسئولیت مبارزاتی محوری آینده حزب ما و کل جنبش انقلابی مردمان ما در قبال رژیم دست نشانده امپریالیست های امریکایی در افغانستان و پایگاه های نظامی اشغالگرانه آن ها در کشور، این خواهد بود که شکست قسمی کنونی آنها را هر چه بیشترعمیق تر و گسترده تر سازیم و به یک شکست کلی مبدل نماییم. اگر چنین شود می توان امید وار بود که پروسه شکست کلی امپریالیست های امریکایی، همانند پروسه شکست کلی سوسیال امپریالیست های شوروی در اواخر قرن بیست و پروسه شکست کلی استعمارگران انگلیسی در اوایل قرن بیست، از شکست آنها در افغانستان شروع گردد. در غیر آن امپریالیست های امریکایی خواهند توانست شکست قسمی کنونی شان را ترمیم نموده و از افتادن به مهلکه شکست کلی جلوگیری نمایند.