یک بررسی مستند اجمالی در مورد
حزب کمونیست نیپال (مائوئیست)
به نظر می رسد امیدواری اولیه ما در مورد موضعگیری عمیق و همه جانبه جناح تحت رهبری " کیرن " در حزب کمونیست متحده نیپال (مائوئیست)، که پس از برگذاری مجمع "ملی جناح انقلابی حزب کمونیست متحده نیپال (مائوئیست)" در ماه جون 2012 ، تحت نام حزب کمونیست نیپال (مائوئیست) برآمد نمود، علیه رویزیونیزم پاراچاندا – باترای، پایه و اساس محکمی نداشته است. اخیرا " حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) کنگره اش را برگذار نموده است، اما ما تا هنوز اسناد این کنگره را دریافت و مطالعه نکرده ایم. بنابرین هنوز لازم نمی بینیم در مورد حزب متذکره به یک موضعگیری مبسوط و نتیجه گیری نهایی بپردازیم. ولی حتی با مطالعه دقیق اسناد اساسی ماقبل کنگره یی جناح و حزب متذکره، می توان موضعگری های مشخص ایدیولوژیک – سیاسی ای را دریافت که نشاندهنده تکرار انحرافات حزب کمونیست متحده نیپال (مائوئیست) در اشکال و صور جدید است.
ذیلا ترجمه دری چهار سند مهم ماقبل کنگره یی جناح تحت رهبری کیرن یا حزب کمونیست نیپال (مائوئیست) ارائه می گردد. انحرافات جدی مطروحه درین اسناد عبارت اند از:
1 - خواست تشکیل " جمهوری فیدرال خلق "، قبل از تشکیل " جمهوری دموکراتیک نوین " در نیپال و آنرا یک تاکتیک استراتژیکی خواندن:
حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست )، بجای ادامه مبارزه و ادامه جنگ خلق برای پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین و تشکیل جمهوری دموکراتیک خلق در نیپال، به تشکیل جمهوری دموکراتیک بورژواکمپرادوری در نیپال تن در داد. در واقع همین حزب بود که سپس تشکیل جمهوری فیدرال خلق در نیپال را به مثابه مرحله دیگری برای رسیدن به انقلاب دموکراتیک نوین و تشکیل جمهوری دموکراتیک نوین پذیرفت. اما بعد ها پاراچندا و باترای از این هدف دست کشیدند و به ادامه موجودیت همان جمهوریت بورژوا کمپرادوری موجود تن در دادند. در واقع از همین زمان به بعد بود که اختلافات میان جناح های تحت رهبری پاراچندا و باترای و جناح تحت رهبری کیرن اوج گرفت.
به این ترتیب حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) تحت رهبری کیرن، دستیابی به انقلاب دموکراتیک نوین و جمهوریت دموکراتیک نوین در نیپال را سه محله ای ساخته است: 1 – مرحله بورژوادموکراتیک. 2 – مرحله دستیابی به جمهوری فیدرال خلق و 3 – مرحله دستیابی به انقلاب دموکراتیک نوین و جمهوریت دموکراتیک نوین.
ازینقرار در حالی که حزب تحت رهبری پاراچندا و باترای به ادامه موجودیت جمهوری بورژواکمپرادوری موجود تن داده اند، حزب تحت رهبری کیرن خواهان نشاندن جمهوری فیدرال خلق بجای آن است. با وجودی که حزب اخیر الذکر تا حال چندان تعریف مشخصی از جمهوری فیدرال خلق مورد نظرش به عمل نیاورده است، اما مسلما این جمهوری نمی تواند به مثابه یک جمهوری دموکراتیک نوین تعریف گردد. طرح تاکتیک دستیابی به جمهوری فیدرال خلق به عنوان یک تاکتیک استراتژیکی توسط حزب متذکره به مفهوم درک اهمیت استراتژیک آن است. به عبارت دیگر آنچه به عنوان تاکتیک مطرح می گردد، در واقع خود یک استراتژی است. ازینجا می توان عمق و پهنای این انحراف را اندازه گیری نمود.
2 – اتخاذ استراتژی مبارزاتی " قیام مردمی " یا نفی از سرگیری و ادامه جنگ خلق به شکل جنگ توده یی طولانی مبتنی بر استراتژِی محاصره شهر ها از طریق روستاها:
در شرایط نیمه فیودالی – نیمه مستعمراتی کشوری مثل نیپال، یگانه استراتژی مبارزاتی درست و اصولی مارکسیستی – لنینیستی – مائوئیستی صحیح، همانا استراتژی جنگ توده یی طولانی از طریق پیشبرد خط استراتژیک محاصره شهرها از طریق دهات است. در چنین کشوری استراتژی قیام عمومی پایه و اساس طبقاتی ندارد و اتخاذ آن فقط می تواند یک انحراف تلقی گردد که یا به انحراف کودتاگرایانه منتهی می گردد و یا به انصراف کلی از استراتژی مبارزاتی قهری و اتخاذ استراتژی مبارزاتی مسالمت آمیز و پارلمانتاریستی.
3 – تائید اصولی ادغام ارتش چریکی خلق در ارتش دولتی نیپال تحت نام " ادغام آبرومندانه و با عزت ":
حزب کمونیست نیپال (مائوئیست) با ادغام ارتش چریکی خلق نیپال با ارتش دولتی نیپال مخالف نیست، بلکه صرفا خواهان ادغام به اصطلاح ابرومندانه این دو ارتش است. کاملا مشخص است که منظور از ادغام آبرومندانه، کسب امتیازات بیشتر است که هرچه باشد، نمی تواند تغییر اساسی در اصل موضوع محسوب گردد و در هر حال نتیجه اش انحلال ارتش چریکی خلق است و نه چیز دیگری.
این احتمال بعید نیست که منظور از ادغام آبرومندانه و با عزت، ادغام بصورتی است که امکان دست زدن به یک کودتای نظامی را در آینده برای حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) مساعد سازد که این نیز یک انحراف از استراتژی مبارزاتی مائوئیستی جنگ خلق است.
4 – تائید اصولی پروسه به اصطلاح صلح آغاز شده در نیپال:
پروسه صلح به همان ترتیبی که در " عهد نامه انتخاباتی حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) مطرح گردیده است، هیچ چیز دیگری جز اعلام اختتام جنگ خلق در نیپال نبوده و نیست. حزب تحت رهبری کیرن نه تنها با این پروسه از اساس مخالفتی ندارد، بلکه خواهان ادامه آن است و این به مفهوم دوری از جنگ خلق و اتخاذ استراتژی مبارزاتی صلح آمیز است که تعقیب آن در ذات خود در تناقض با استراتژی کسب قدرت سیاسی از طریق قهر آمیز قرار دارد.
درینجا باید توجه داشت که شرایط کنونی نیپال و شرایط قبل از انقلاب 1917 در روسیه با هم تفاوت بنیادی دارد. در آن زمان بلشویک ها شعار صلح را در تقابل با جنگ امپریالیستی ای که دولت تزاری و سپس دولت موقت روسیه در آن درگیر بود، بلند کرده بودند و خواهان تبدیل جنگ امپریالیستی به جنگ داخلی بودند. اما در نیپال شعار صلح در تقابل با پیشبرد جنگ انقلابی داخلی مطرح گردیده است.
5 – جهتگیری بین المللی انحرافی:
رویزیونیزم پاراچندا – باترای نقش مهمی در فروپاشاندن جنبش انقلابی انترناسیونالیستی، این تجمع بین المللی احزاب و سازمان های مارکسیست – لنینیست - مائوئیست جهان، بازی نمود و همزمان گرایشاتی بطرف نزدیکی با رویزیونیست های حاکم بر چین از خود نشان داد.
مائوئیست های اصیل نیپالی نمی توانند و نباید این خیانت را در نظر و عمل به فراموشی بسپارند و این ممکن نیست مگر اینکه آنها در نظر و عمل برای گردهمآیی مجدد مائوئیست های جهان به گرد یک تشکیلات بین المللی جدید بصورت جدی کار و پیکار نمایند.
متاسفانه حزب تحت رهبری کیرن، از همان ابتدای شکلگیری اش در درون حزب کمونیست متحده نیپال (مائوئیست) تا حال، نه تنها درین عرصه نقش جدی و پیشروانه ای بر عهده نداشته است، بلکه می توان گفت که نقشش تا حدی ریاکارانه بوده و عملا به کند سازی این روند مبارزاتی خدمت کرده است. اخیرا این حزب نیز گرایشاتی بطرف نزدیکی با رویزیونیست های حاکم چینی از خود نشان داده است، در حالیکه امر مبارزه برای ایجاد تشکیلات بین المللی مائوئیستی در جهان را آنچنان نظرا و عملا به فراموشی سپرده است که از هم اکنون می توان گفت پیشبرد اصولی و موفقیت امیز مبارزه درین راستا به امر مبارزه علیه انحرافات این حزب نیز گره خورده است.
**********
سند شماره اول:
یادداشت: این طرح پیشنهادی توسط موهن وایدیا یا رفیق کیرن معاون ارشد صدر به جلسه برگذار شده کمیته مرکزی در اپریل 2011 عرضه گردیده است. کیرن این سند را عرضه کرد تا نظرات مخالف خود در حزب را بعد از آنکه صدر پاراچندا طرح پیشنهادی ای را مبنی بر تمرکز روی صلح و قانون اساسی با انحراف از خط سیاسی "قیام مردمی" پذیرفته شده توسط جلسه وسیع حزبی برگذار شده در نوامبر 2010 در پالونگ تار ولسوالی گورخه ارائه کرد، بیان نماید. این سند بعدا با تعدیلات مبتنی بر پیشنهادات اعضای کمیته مرکزی بیرون داده خواهد شد.
طرح پیشنهادی سیاسی
"طرح سیاسی عاجل" ارائه شده توسط رفیق صدر در جلسه دفتر سیاسی برگذار شده در 20 اپریل 2011 و همچنان در جلسه فعلی کمیته مرکزی، علیه روحیه اساسی خط سیاسی پذیرفته شده توسط جلسه کمیته مرکزی، که بلافاصله بعد از جلسه وسیع پالونگ تار برگذار گردید، قرار دارد. من با بیان نظر مخالف خود با طرح پیشنهادی صدر می خواهم طرح پیشنهادی سیاسی جداگانه ای به این جلسه ارائه نمایم.
1 – دو مسئله اصلی کنونی:
در حال حاضر کشور در بحران عمیقی قرار دارد. ما فعلا با دو مسئله اصلی روبرو هستیم. اینها عبارت اند از: مسایل مربوط به مبارزه طبقاتی و مبارزه ملی و مسایل مربوط به مبارزه دو خط. مسئله مبارزه ملی مربوط به مسئله تشخیص درست دشمن طبقاتی و مسئله پیشبرد موثر مبارزه علیه آن است. هم اکنون از یکطرف مرتجعین در حال توطئه برای مبدل نمودن حزب ما، حزب کمونیست متحده نیپال (مائوئیست)، به یک حزب ریفورمیست و طرفدار وضع موجود از طریق انداختن آن به دام مرداب پارلمانی هستند و اگر در اجرای این کار ناکام شدند دسیسه چینی می کنند که متوسل به پیشبرد سرکوب علیه حزب ما شوند. ما باید این واقعیت را به درستی درک نماییم. در عین حال، مبارزه دو خط در درون حزب، به مثابه انعکاس مبارزه طبقاتی، پیچیده شده است. ما باید روی موضوع درک درست از مبارزه دو خط و پیشبرد آن به طرز رفیقانه جدی باشیم.
هم اکنون خانواده های شهدا، خانواده های رزمندگان مفقود شده و جنگجویان زخمی و معلول در انتظار حزب هستند تا روحیات و رویاهای آنان برای آزادی را تحقق ببخشد. تمام مردم نیپال به شمول کارگران، دهقانان، زنان، دالیت ها، ملیت ها، مسلمانان و همه مردم و طبقات عقب نگه داشته شده و همچنان پرولتاریای بین المللی، به حزب ما به مثابه مرکز امید برای آینده درخشان شان می نگرند. ما باید توجه خود را به تمامی این فاکتور ها معطوف نماییم.
یک حزب کمونیست راستین و رهبران شان باید راه حل علمی برای این مسایل جستجو نمایند. در غیر آن اعتبار اینچنین رهبری ای بطور اتوماتیک به آخر میرسـد. ما بایـد روی این مـوضـوع بسـیار جـــدی باشیم.
2 – در باره طرح پیشنهادی رفیق صدر:
" طرح پیشنهادی سیاسی " ارائه شده توسط رفیق صدر علیه خط، پالیسی و مقصود " طرح پیشنهادی سیاسی " جلسه کمیته مرکزی که ادامه جلسه وسیع ششم در پالونگ تار بود، می باشد. در این زمینه، ضروری است که مطالب ذیل را مورد توجه قرار دهیم:
اول، طرح پیشنهادی رفیق صدر به بهانه " واضح ساختن اغتشاش در خط سیاسی و تعدیل پلان های عملی در چشم انداز فشار تحولات و ایام جدید "، علیه خط سیاسی پذیرفته شده توسط کمیته مرکزی، که طبق رهنمود های جلسه وسیع پالونگ تار برگذار گردید، قرار دارد. درست درینجا رفیق صدر در طرح پیشنهادی خود از موضوع بازبینی وضعیت بعد از جلسه پالونگ تار دوری جسته و دیدگاه شخصی خود در آن را گنجانده است. درین جا سوفیزم علیه ماتریالیزم دیالیکتیک بکار برده شده است.
دوم، در مطابقت با حکم پولینوم پالونگ تار، سندی که بعد از تجزیه و تحلیل اوضاع ملی و بین المللی توسط کمیته مرکزی پذیرفته شده بود، توضیح داده است:
« حزب تشـکیل جمهوری فیدرال خلق را به مثابه تاکتیک فوری پذیرفته اسـت. حزب پالیسـی روشن سـازماندهی قیام
توده یی برای تشکیل جمهوری فیدرال خلق یا جمهوری خلق از طریق مبارزه در سه جبهه مثل قانون اساسی، صلح و حکومت از طریق تقدم دادن به مبارزات خیابانی و از طریق ساختمان چهار تدارک و چهار اساس، پذیرفته است. همچنان حزب روشن ساخته است که از طریق تحکیم جنبش مربوط به استقلال ملی، برتریت خلق و سائر امور مستقیما مربوط به مردم به شمول معیشت آنها، به پیش حرکت می نماید. هم اکنون برای حزب رهسپار شدن به طرف پراتیک، از طریق فرمولبندی نقشه های عمل بر اساس این خط سیاسی، یک امر فوری است.»
اما طرح پیشنهادی ارائه شده کنونی توضیح داده است:
« ضروری است که پروسه ادغام ارتش و ملکی سازی را به مثابه بخشی از چهار تدارک و ساختمان چهار اساس، به پیش سوق دهیم، با وجود اختلافات در مورد بعضی از موضوعات کلیدی به شمول موضوعات مربوط به بازسازی دولت، شکل حکومت و سیستم انتخاباتی، یک طرح متحده قانون اساسی تهیه نماییم و آن را در معرض مباحثات مردم قرار دهیم.»
آنچه درین جملات روشن است این است که طرح پیشنهادی ارائه شده با روحیه گزارش اخیر پذیرفته شده توسط کمیته مرکزی و هدایت شده توسط پولینوم پالونگ تار سازگار نیست. طرح پیشنهادی کنونی ماهیت خط سیاسی پذیرفته شده توسط کمیته مرکزی بعد از پولینوم پالونگ تار را رد می نماید. درین طرح، از طریق رها کردن خط قیام توده یی، پالیسی و نقشه ادغام ارتش و نوشتن قانون اساسی در یک راه تسلیم طلبانه پیش کشیده شده است.
سوم، طرح پیشنهادی صدر با توضیح اینکه امپریالیست ها، توسعه طلبان و مرتجعین " توطئه ها برای شکستن پروسه صلح، منحل کردن مجلس موسسان، تحمیل استبداد بر مردم و غصب دستاوردهای جنگ خلق و جنبش توده یی" را تشدید کرده اند، توضیح می دهد که ضروری است تا بیدرنگ ارتش را ادغام نماییم و یک طرح متحده قانون اساسی برای عقیم ساختن اینچنین توطئه ها آماده سازیم. این استدلال مبتنی است بر تفکر بدبینانه و تسلیم طلبانه ای که مرتجعین را قویتر از توان واقعی شان فکر می کند و تنها جوانب منفی اوضاع را می بیند. این تفکر مبتنی بر ذهنیتگرایی مخالف دیالیکتیک ماتریالیستی است که می گوید خط سیاسی یا تاکتیک باید بر پایه تحلیل مشخص از اوضاع مشخص تعیین گردد.
چهارم، این سند هیچ جواب صحیح و علمی برای این سوال که چرا خط انقلابی نمی تواند مورد اجرا قرار بگیرد، در بر ندارد. این سند با قرار دادن نقش رهبری اصلی در جایگاه درجه دوم، که نمی تواند روی چهار اساس و چهار تدارک برای قیام توده یی متمرکز گردد، دلایل درجه دوم مثل فرقه بازی در حزب، انارشیزم، توهم، شک و تردید و فعالیت های تفرقه افکنانه و خصومت آمیز نمایان شده در بعضی از کمیته های دولتی و تشکلات جبهه یی را عمده می سازد.
پنجم، رفیق صدر در جاهای مختلف گزارش خود طبق معمول در باره سه گرایش در حزب تذکر داده است ، در حالیکه فعلا در حزب صرفا دو گرایش وجود دارد. گرایشات پارلمانتاریستی و نوسانی تذکر داده شده در طرح پیشنهادی صدر، دو گرایش جداگانه نیستند و در حال حاضر اساسا به یک گرایش مبدل گردیده اند.
3 – برای نظم بخشیدن به تکامل حزب کمونیست به یک حزب کمونیست طراز نوین و پیشبرد موثر وظایف انقلاب، در حال حاضر ضروری است که توجه لازم به بعضی مسایل ایدیولوژیکی معطوف گردد. این مسایل ایدیولوژیکی عبارت اند از:
اول، مسئله تقسیم یک به دو یا ترکیب دو در یک قرار دارد. این مسئله، یک موضوع مبارزه شدید میان دیالیتیک و التقاط گرایی در قلمرو فلسفه و مبارزه طبقاتی و همکاری طبقاتی در قلمرو سیاست است. تقسیم یک به دو مربوط به دیالیکتیک ماتریالیستی و مبارزه طبقاتی است، و ترکیب دو در یک مربوط به التقاط گرایی و همکاری طبقاتی. در این مقطع تعیین کننده، ما باید به طرفداری از دیالیکتیک ماتریالیستی در ضدیت با التقاط گرایی و به طرفداری از تیوری مبارزه طبقاتی در ضدیت با همکاری طبقاتی، قاطعانه بایستیم.
دوم، مناسبات میان امپریالیزم و رویزیونیزم است. انگلس گفته بود که احزاب کارگری بورژوایی یا احزاب کارگران اشرافی در انگلند، این اولین کشور انحصارگر، ساخته شده بود. بعد تر، با تکامل سرمایه داری به امپریالیزم، لنین مخصوصا روی این حقیقت که احزاب رویزیونیست کارگران اشرافی در کشورهای مختلف ایجاد شدند و این پروسه آغاز انشعاب در جنبش کمونیستی را رقم زد، روشنی انداخت. هم اکنون امپریالیزم، عالی ترین مرحله سرمایه داری، همچنان خود را در اشکال جدید تر تبارز می دهد. در این اوضاع، اتحاد میان امپریالیزم و رویزیونیزم نیز تحت ماسک های جدید تر تکامل می یابد. فرقه بازی، بخش گرایی و فرصت طلبی در هر حزب کمونیست انقلابی تبارزاتی از این اتحاد می باشد. کمونیست های انقلابی راستین باید در قبال این اتحاد میان امپریالیزم و رویزیونیزم هوشیار باشند.
سوم، مسئله خواست تبدیل تاکتیک مجلس موسسان به یک استراتژی قرار دارد. در پروسه انقلاب دموکراتیک بورژوایی، پرولتاریا می تواند تاکتیک مجلس موسسان را بپذیرد و این می تواند به مثابه یک تاکتیک درست به نظر آید. اما ما باید هوشیار باشیم که این تاکتیک به استراتژی چرخش نکند. این بخاطری است که مرتجعین نیز می توانند مجلس موسسان را برای منافع شان مورد استفاده قرار دهند. اگر مجلس موسسان از چنگ پرولتاریا بیرون رفت، این امر دیگر هیچ معنا و اعتباری نخواهد داشت. در چنین اوضاعی قانون اساسی مردمی نمی تواند توسط مجلس موسسان نوشته شود.
چهارم، مسئله مربوط به مقابله مارکسیزم انقلابی علیه طرفداری از رویزیونیزم تحت نام خلاقیت، ابتکار و تجدد گرایی، قرار دارد. یک حقیقت انکار ناپذیر که در تاریخ جنبش کمونیستی جهانی و جنبش کمونیستی نیپال به اثبات رسیده است، این است که اشکال مختلف رویزیونیزم راست، مارکسیزم و مارکسیست های انقلابی را تحت نام خلاقیت، ابتکار و تجدد گرایی مورد حمله قرار داده اند. رویزیونیست ها مارکسیزم انقلابی را به مثابه مارکسیزم کهنه، دگماتیزم و مارکسیزم محافظه کار توصیف می نمایند و به عین طریق آنها مارکسیست های انقلابی را به مثابه سنت گرایان و دگماتیست ها توصیف می نمایند. درست از زمان برنشتین تا حال، تمامی رویزیونیست های راست، به اصطلاح چپ های جدید و پسا مدرنیست ها عین همان کار را انجام داده اند. بسیاری از انقلابیون همچنان از این حمله ارتجاعی می ترسند و این ضروری است که در مورد این موضوع بخوبی روشن باشیم.
پنجم، مسئله درک از انحلال طلبی است. مشخصه انحلال طلبی ترک ایدیولوژی انقلابی و حزب تحت رهبری ایدیولوژی انقلابی و خط سیاسی و مبارزه انقلابی، و تاکید بر قانونگرایی در تمامی جبهات است. همچنان ضروری است ما هوشیار و مطمئن شویم که بطرف انحطاط انحلال طلبانه رهسپار نیستیم.
4- مرور مختصر اوضاع بعد از جلسه پالونگ تار:
مبارزه دو خط در جلسه وسیع کمیته مرکزی در پالونگ تار ولسوالی گورخه به اوج خود رسید. سر انجام جلسه به یک جمعبندی در جهت تحول، وحدت و قیام مردمی نایل آمد. در جلسه کمیته مرکزی برگذار شده بعد از پولینوم پالونگ تار، از یکطرف یک سند سیاسی از طریق ادغام جوانب مثبت گزارش رفیق پاراچندا و رفیق کیرن مورد پذیرش قرار گرفت و از طرف دیگر فیصله گردید که مباحثه روی موضوعات باقیمانده در جلسات عمومی صورت گیرد و این موضوعات در کنفرانس یا کنگره ملی آینده تصفیه گردد. علاوه بر جمعبندی از جمهوری فیدرال خلق، موضعگیری روی دفاع از استقلال ملی و تصمیم گیری در مورد تضاد عمده مردم نیپال که با مرتجعین داخلی و توسعه طلبی هندی بصورت مشترک می باشد، جلسه رویدست گرفتن چهار تدارک و استحکام چهار اساس برای قیام مردمی را فیصله نمود، در حالیکه از جانب دیگر یک متودولوژی پنج نکته یی در باره موضوعات مربوط به مبارزه دو خط پذیرفته شد. اینگونه تصمیم گیری، روشنی بخش مجدد امیدواری و شوروشوق در تمام صفوف حزب و در میان توده ها گردید. اما پیشرفت واقعی در پروسه ترجمه خط سیاسی به نقشه و سپس به عمل به وجود نیامد.
با وجود پیچیدگی های زیاد، برنامه های کارآموزی سیاسی، بعد از جلسه در هر دو سطح مرکزی و محلی در مناطق مختلف عملی گردید، اما اوضاع به قسمی تکامل نیافت که بتوان با نقشه واقعی به پیش حرکت نمود. از اجرای خط سیاسی حزب نه تنها توسط آنانیکه با آن موافق نبودند، بلکه توسط بخش وسیعی از آنانیکه با آن موافق بودند، جلوگیری گردید. علاوه برین، رهبری اصلی کرکتر دو پهلو، از طریق پذیرش خط سیاسی در حرف و عدم توافق در اجرای عملی آن، از خود به نمایش گزاشت. همچنان تلاش هایی صورت گرفت که میان رفقای موافق با خط سیاسی از بالا تا پایین شکاف ایجاد شده و دشمنی به وجود بیاید.
بعضی از ویژگی های کرکتر دو پهلو یا دوآلیزم تشخیص شده در نزد رفیق صدر عبارت اند از: او با یک بخش حزب از قیام مردمی حرف می زند، اما با بخش دیگر قویا با آن مخالفت می ورزد، او می گوید که قانون اساسی در هر حالتی نوشته نخواهد شد، اما از طرف دیگر می گوید که قانون اساسی در هر صورتی تا نیمه شب 28 می نوشته خواهد شد، او با یک بخش می گوید که داوطلبان مردمی غیر قابل انصراف هستند، اما با بخش دیگر می گوید که طرح ایجاد داوطلبان مردمی نادرست است. او از یکجانب حکومتی بر مبنای موافقتنامه هفت نکته یی شکل می دهد و از جانب دیگر سعی می کند آن را از طریق عقب رفتن به موافقنامه دوازده نکته یی واژگون سازد و غیره و غیره. هر کسی می تواند اینگونه مشخصات بی شمار در وجود او بیابد. آنچه ازین حقایق روشن می گردد این است که تا کنون هیچگونه تحول انقلابی در رهبری اصلی حزب به وجود نیامده است. بدین طریق، رهبری اصلی مسئول اساسی ناکامی در اجرای خط سیاسی حزب می باشد.
با توجه به کلیت اوضاع، درست از پولینوم پالونگ تار تا حال، به نظر می آید که در رهبری اصلی:
(الف) یک گرایش ترفیع طبقاتی از طریق افزایش عدم اطمینان به طبقات پایینی مردم و توده های وسیع، اما اعتماد بالای طبقات بالایی یا ارتجاعی تکامل یافته است.
(ب) تغییر جهت ایدیولوژیکی از التقاط گرایی به تدریجگرایی عامیانه.
(پ) از لحاظ سیاسی افزایش انحراف از ضعف های سنتریستی به طرف ریفورمیزم و تسلیم طلبی ملی.
ضروری است تلاش های ویژه در یک سطح عالی جدیدتر برای تصحیح این اوضاع و اتخاذ مبارزه ایدیولوژیکی رویدست گرفته شود.
سرانجام، آنچه که درینجا باید تذکر داد این است که رفیق صدر مسئولیت دارد که چرا متودولوژی فیصله کن دست زدن به مبارزه دو خط مورد اجرا قرار نگرفته است. این مسئله یک موضوع جدی است. مادامی که خط ایدیولوژیکی و سیاسی در یک قطب قرار دارد و متود و اصل سانترالیزم دموکراتیک در طرف دیگر، اوضاع جدی و خطیر است. این موضوع مستلزم مباحثات گسترده و متمرکز می باشد.
5 - اوضاع سیاسی کنونی:
هم اکنون از یکطرف پروسه گلوبلازیسیون امپریالیستی بصورت تند تر تعمیق یافته است، در حالیکه از جانب دیگر رقابت میان قدرت های امپریالیستی نیز تدریجا شدید گردیده است. تضاد میان امپریالیزم و ملل و خلق های تحت تحت ستم در جهان امروزی تضاد عمده اســت. علاوه برین، آسیا، افریقا و آمریکای لاتین مراکز توفانی انقلاب هستند و انقلاب روند عمده در جهان کنونی است.
در این مقطع، تضاد میان خلق نیپال از یکطرف و ارتجاع داخلی تحت رهبری بورژوازی کمپرادور و توسعه طلبی هندی از جانب دیگر تضاد عمده را می سازد. نه تنها توطئه جدی علیه نوشتن قانون اساسی از طریق مجلس موسسان وجود دارد، بلکه گاهگاهی استقلال ملی ما نیز تحت تهدید قرار دارد. در این اوضاع، ضروری است که بحران سیاسی موجود بطرف بحران انقلابی، که ما باید در مورد آن جدی باشیم، چرخش داده شود.
در این فرصت خطیر ضروری است که اوضاع سیاسی تذکر یافته در گزارش ارائه شده توسط رفیق صدر تجزیه و تحلیل گردیده و روی استنتاج مبتنی بر این تجزیه و تحلیل گفتگو صورت بگیرد. در این طرح پیشنهادی، توضیح داده شده است که امکان اجرای نقشه بکارگیری بحران سیاسی برای چرخش دادن آن به بحران انقلابی در 28 می ناممکن گردیده است. در گزارش مستقیما یا بصورت غیر مستقیم انگشت نشان گردیده است که در 28 می یک خلاء قانونی به وجود خواهد آمد و در چنین وضعیتی یک امکان برقراری حاکمیت مستقیم ریاست جمهوری یا نوعی از کودتا می تواند در صحنه ظاهر گردد. در چشم انداز این وضعیت، گزارش صدر آنچنان جمعبندی ای را ترسیم می نماید که نیازمند ادغام ارتش و آمادگی برای قانون اساسی پیشنهادی می باشد. درینجا در گزارش صدر ما نیازمندیم روشن گردیم که نه اوضاع بصورت درست تجزیه و تحلیل گردیده است و نه جمعبندی بصورت علمی به عمل آمده است. حقیقت این است که هیچ خلاء قانونی ایجاد نخواهد شد، حتی اگر قانون اساسی در 28 می منتشر نگردد. بخاطری اینچین خواهد شد که قانون اساسی موقت ماده ای دارد که واضح می سازد مجلس موسسان تا زمان انتشار قانون اساسی جدید به موجودیت خود ادامه خواهد داد. اگر کسی کوشش نماید که از طریق ملغا ساختن این ماده قانونی کودتایی را رویکار بیاورد، اوضاعی انکشاف خواهد یافت که در آن می تواند یک توفان قوی جنبش توده یی تکامل نماید و این می تواند امکان قوی ای را به وجود بیاورد که قادر باشد بحران سیاسی را به بحران انقلابی تبدیل نماید. انقلابیون نیاز دارند توجه ویژه ای به بهره برداری ازین وضعیت به نفع قیام مردمی به عمل بیاورند. اما توجه
رفیق صدر هیچکاه بطرف این امکان معطوف نگردیده است.
در عین حال بعضی از افراد مسئول، عمدا از پروسه نوشتن قانون اساسی ممانعت به عمل می آورند و در عین زمان بخاطر گیج کردن و اقناع مردم که گویا مائوئیســت ها از نوشــته شـدن قانون اســاســی جلوگیری می نمـایند، شــایعه پراگنی می کنند.
علاوه بر این، بعضی فعالیت های جنایی برنامه ریزی شده مثل انفجارات، انداخت بالای زندانیان در درون زندان، حمله کشنده بالای وزیر انرژی و انداخت بالای کارکنان هیئت دیپلوماتیک یک کشور معین پیش برده شده است. این حوادث بصورت جدی با موضوع استقلال ملی در پیوند قرار دارد. هم اکنون مسئله نوشتن قانون اساسی نه تنها با دموکراسی بلکه با موضوع استقلال ملی نیز مرتبط است.
در اینچنین اوضاعی، خشم مردم نیپال علیه مرتجعین داخلی و بین المللی تعمیق می یابد. مردم میخواهند پروسه صلح به طریقه انقلابی به نتیجه برسد، قانون اساسی از طریق مجلس موسسان نوشته شود و مسایل مرتبط با معیشت شان حل گردد. در اوضاعی که قانون اساسی نوشته نشده و مخاطره بر استقلال ملی افزایش می یابد، یقینا خشم مردم بیشتر تشدید خواهد گردید.
به معنای عام کلمه، اوضاع عینی برای انقلاب یا قیام مردمی همچنان مساعد است. اما اوضاع ذهنی ضعیف است. اگر ما وحدت حزب مان را تامین نکنیم و وظایف مرتبط با چهار تدارک و چهار اساس را تکمیل ننماییم، نخواهیم توانست در ممکن ساختن تبدیل بحران سیاسی به بحران انقلابی و شکل عملی بخشیدن به قیام مردمی در مطابقت با اندیشه وقت نقش بازی نماییم.
خط سیاسی عاجل، پالیسی و نقشه:
خط سیاسی اصلی تکمیل انقلاب در کشوری مثل نیپال که در شرایط نیمه فیودالی و نیمه مستعمراتی قرار دارد، مبتنی بر پیشروی به سوی سوسیالیزم و کمونیزم بعد از تکمیل انقلاب دموکراتیک نوین است. انقلاب دموکراتیک نوین در نیپال بر اساس استراتژی اتحاد نیروهای میهن پرست، دموکراتیک و چپ و توده های وسیع علیه فیودالیزم و امپریالیزم تحت رهبری پرولتاریا صورت می گیرد. برای سازماندهی انجام این نوع انقلاب در زمینه مشخص سیاست های ملی و بین المللی امروزی، مسئله برقراری جمهوری فیدرال خلق، حفاظت از استقلال ملی و حل و فصل مسایل اساسی معیشت، موضوعات تاکتیک سیاسی اصلی حزب ما هستند. این نوع تاکتیک استراتژیکی بطور تفکیک ناپذیری مرتبط است با صلح، قانون اساسی و قیام مردمی.
مقاومت در مقابل سرکوبگری ضد انقلاب یا توطئه تحمیل حکومت مطلقه بر مردم نمی تواند از طریق ادغام ارتش به شیوه تسلیم طلبانه و نوشتن قانون اساسی طرفدار حفظ موجود، پیش برده شود. این امر می تواند توسط مداخله از طرف حکومت، بسیج مردم در خیابان ها و پیشبرد موثر کارزار افشاگرانه و همچنان توسط شکل عملی دادن به وظایف مربوط به چهار تدارک و چهار اساس، پیش برده شود.
قیام مردمی چیزی نیست که بتواند در یک زمان از پیش تعیین شده صورت بگیرد. در عوض، این امر مبتنی بر تحلیل و تجزیه بیشتر از شرایط عینی و ذهنی است. معنای اینکه قیام مردمی نمی تواند در یک زمان از پیش تعیین شده به موفقیت بینجامد این نیست که ما باید ارتش را بطریقه تسلیم طلبانه ادغام کنیم و قانون اساسی طرفدار حفظ وضع موجود را بنویسیم. قیام مردمی در هر زمانی می تواند صورت بگیرد و باید تاکید ویژه ای روی تدارک برای اجرای آن به عمل بیاوریم.
درین زمینه ما نیاز داریم که از راه های ذیل به پیش حرکت نماییم:
الف – در باره قانون اساسی:
ذکر " جمهوری فیدرال خلق" در مقدمه قانون اساسی.
گزارش کمیته بازسازی دولت را به عنوان اساس آن در نظر گرفتن.
بزرگترین تعداد آراء در کمیته فرعی برای شکلدهی حکومتداری را به عنوان اساس آن در نظر گرفتن.
برتری دادن به کارگران، دهقانان، زنان، ستمدیگان، ملیت ها و مردمان متعلق به ساحات عقبمانده به شمول مدهیش.
نوشتن قانون اساسی ای که در محتوا ضد فیودالیزم و ضد امپریالیزم باشد.
حزب باید یک قانون اساسی کوتاه بر اساس این موضوعات طرح نموده و در بین مردم ببرد.
ب - در باره ادغام ارتش:
عدم پذیرش دسته بندی مجدد بدون تصمیم گیری در مورد کیفیت.
فرمولبندی نمودن برتری بخشیدن به پالیسی امنیتی در حصه ادغام ارتش.
ادغام ارتش آزادیبخش خلق به مثابه یک نیروی جداگانه یا مختلط و باقی ماندن فرماندهی آن با ارتش آزادیبخش خلق.
دادن مسئولیت نیروی امنیتی مرزی به ارتش آزادیبخش خلق.
پ - در باره مناسبات میان قانون اساسی و ادغام ارتش:
برقرار کردن ارتش آزادیبخش خلق به مثابه نیروی عمده ای که نیپال را متحول ساخت.
تکمیل همزمان فرمولبندی قانون اساسی مردمی و ادغام ارتش.
ت - در باره حکومت:
ادامه کار با حکومت کنونی
فرستادن نمایندگان به کابینه بر پایه تناسبی و فراگیر
ث - در باره وظیفه تشکیلاتی:
مبارزه برای ساختمان یک حزب کمونیست طراز نوین از طریق رهایی حزب از تمامی انواع افکار نادرست و گرایشاتی مثل گروپ بازی و بخش بازی.
سازماندهی موثر کمیته های حزبی، جوانان و جبهه در سطح محلی.
بسیج این سه سلاح برای اجرای وظایف بسیج توده ها، خدمات مردمی و کارزار های افشاگرانه بطور موثر.
شکلدهی یک جبهه متحد از نیروهای وطنپرست، دموکرات و چپ در سطوح محلی و مرکزی برای رسیدگی به نیازمندی های ملی کنونی.
ج – در باره بسیج مردم، خدمات مردمی و کارزارهای افشاگرانه:
موضوعات اصلی این کارزار ها قرار ذیل است:
صلح و قانون اساسی.
دفاع از استقلال ملی و حق حاکمیت، فسخ معاهدات و توافقنامه های غیر مساویانه به شمول پیمان 1950، مقاومت علیه مداخلات خارجی و تخطی های مرزی.
کارزار علیه کشتار، اوباش صفتی و بی امنیتی.
فراهم نمودن یک میلیون روپیه به خانواده های شهدا، معرفی نمودن جنگجویان مفقود شده به همگان، اعطای کمک های اختصاصی به جنگجویان مجروح و معلول.
براه انداختن کارزار بخاطر کنترل افزایش قیم و فساد.
ابطال تمامی دوسیه های کهنه و جدید ترتیب شده علیه مائوئیست ها.
22 اپریل 2011
کیرن
معاون صدر
حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست )
************
سند شماره دوم
معمای فیصله نامه پذیرفته شده توسط اتحاد دوجانبه
1 - اخیرا یک مصوبه دوجانبه تحت عنوان " در باره مسایلی که اجرای مصوبه در مورد پلان و برنامه عاجل حزب با آن مواجه است، پذیرفته شده توسط کمیته مرکزی" توسط یک نشست مشترک آن اعضای کمیته مرکزی که رفیق پاراچندا و معاون صدر رفیق بابورام باترای را حمایت می کنند، اتخاذ گردیده و بصورت بی نام و نشان و آشکارا منتشر نیز گردیده است. این مصوبه بی نام و نشان، حاوی استنتاج نادرستی است که با تحریف حقایق پیچیده مسایل حزب و مبارزه دو خط ترسیم گردیده است. این مصوبه تلاش کرده است روی اینکه تاخیر اجرای مصوبه کمیته مرکزی از کجا شروع گردید و ماهیت آن چه بود، روشنی بیندازد.
2 – در آغاز، آنچه درین جا یادآوری آن ارزشمند است این است که مصوبه متذکره کمیته مرکزی بر اساس موافقت فیصله شده است. دو طرح پیشنهادی مختلف توسط صدر پاراچندا و معاون صدر کیرن به جلسه کمیته مرکزی ارائه گردید. روی این طرح های پیشنهادی، در کمیته مرکزی مباحثات جدی صورت گرفت. در ضمن توافق حاصل گردید که هر دو طرح پیشنهادی به کمیته های پائین تر برای مباحثه توزیع گردد و یک مصوبه مشترک بر اساس توافق آماده شود. و مصوبه متذکره بر این پایه آماده گردید. موضوعات اصلی قابل ذکر در اجرای آن مصوبه و موضوعات مربوط به آن عبارت بودند از:
الف: نوشتن یک قانون اساسی ضد فئودالی و ضد امپریالیستی دموکراتیک فیدرال خلق و رساندن پروسه صلح به فرجام منطقی آن به موازات ادغام ارتش به یک طریقه با عزت.
ب: پیشبرد همزمان وظایف دوگانه نوشتن قانون اساسی جدید و ادغام ارتش.
پ: آماده ساختن پلان و پروگرام فوری همراه با کار های مبتنی بر چهار اساس و چهار تدارک.
ت: اتخاذ ابتکار ویژه برای شکلدادن یک حکومت وحدت ملی.
ث: اتخاذ ابتکار ویژه برای ساختمان یک جبهه متحد نیروهای چپ، میهن پرست و دموکراتیک در سطوح محلی و مرکزی و
ج: بسیج توده ها و براه انداختن مبارزات توده یی پیرامون مسایل قانون اساسی مردمی و همچنان موضوعات داغ استقلال ملی، دموکراسی و معیشت مردم.
برعلاوه موضوعات فوق الذکر، در صورت امکان یک طرزالعمل اضافی در عرصه تشکیلاتی مبنی بر کوشش برای رسیدن به یک فیصله متفقه یا عمومی، اتخاذ گردد. اما در صورتیکه رسیدن به چنین فیصله ای به ناکامی بینجامد، جناح ایدیولوژیک مربوطه اجازه داشته باشد که در مشوره با ادارات مرکزی علنا بتواند مسایل مورد اختلاف را مورد اعتراض قرار دهد. از طرف دیگر توافق حاصل گردید که مشکلات موجود تشکیلاتی در کمیته های ایالتی به شمول ماتیلا حل و فصل گردد.
همراه با این خط کشی ها تصمیم گرفته شد که یک نقشه آینده یکجا با برنامه های مبارزاتی بعد از تکمیل کلاس های آموزشی سیاسی، جلسات و همچنان تجلیل از هفدهمین سالگرد جنگ خلق در 13 فبروری 2012 مورد اجرا قرار بگیرد. اما این فیصله ها نه تنها توسط رفیق صدر محکم به دست گرفته نشد بلکه او این فیصله ها را نقض کرد. در کلیت این پروسه، صدر از یکجانب در اجرای این فیصله اتخاذ شده توسط کمیته مرکزی بذل توجه ننمود و از جانب دیگر هیچ ابتکار مشخصی برای حل مشکلات مربوط به مبارزه دو خط نیز رویدست نگرفت.
در مصوبه دوجانبه دو چیز به مثابه سبب تاخیر اعلام برنامه های اضافی یکجا با نقشه آینده ذکر گردیده است. این عوامل عبارت اند از: اول – اختلاف تبارز یافته در زمینه ساختمان حکومت وحدت ملی. دوم - پیچیدگی پدیدار شده در حل گشمکش درون حزبی در ماتیلا. در واقع مشکلات و پیچیدگی ها صرفا همین دو مورد نبود. در جریان مباحثه درونی به مثابه تدارکی برای جلسه کمیته دایم، ما به پیشگاه یک تیم تحت رهبری پاراچندا، موضوعاتی مثل مندرجات قانون اساسی، برنامه های بسیچ توده یی و نقشه فوری همراه با چهار اساس و چهار تدارک، مسایل مربوط به استقلال ملی به شمول پنچیسور، پروژه های سد سازی کرنلی فوقانی و ارتفاعات کوشی، بسیج تیم های فرهنگی و غیره و غیره را ارائه کردیم. فعل و انفعالات داخلی زیادی در طی چند روز ادامه یافت، اما هیچ نتیجه ای ببار نیاورد. بعد از یک انتظار طولانی، صدر رفیق پاراچندا گفت که او قادر نیست آن مشکلات را حل و فصل نماید و سپس توافقی حاصل شد که نشست های جداگانه اعضای کمیته مرکزی مبتنی بر جناحبندی های ایدیولوژیکی مختلف تصمیم خواهند گرفت. بنابرین ما یک جلسه از رفقای مان در کمیته مرکزی را سازماندهی کردیم، تصامیم مان را گرفتیم و برنامه های مبارزه را نشانی نمودیم.
در فیصله نامه دو جانبه، تقاضای استعفای نخست وزیر به مثابه نقض مستقیم تصمیم کمیته مرکزی و علیه نورم های سیاسی و فرهنگی حد اقل نگریسته شده است. در واقع، این مضحک است. کمیته مرکزی تصمیم گرفته بود که ابتکار ویژه ای برای شکل دادن به یک حکومت وحدت ملی، نه حکومت اکثریت، اتخاذ نماید و این تصمیم معنای دیگری نداشت جز استعفای نخست وزیر. خوب است گفته شود که کسی نباید علیه ارزش های سیاسی و فرهنگی حرکت نماید. اما این باید در زندگی واقعی توسط خود شخص پذیرفته شود، نه برای موعظه به دیگران. بزرکترین ارزش سیاسی و فرهنگی برای یک حزب انقلابی اتخاذ یک تصمیم گیری جمعی و ایستادگی به طرفداری از اجرا کردن آن تصمیم است. اما سوال این است که تحت کدام ارزش سیاسی و فرهنگی، مسایلی مثل موافقه چهار نکته یی حاصل شده با جبهه مدیسی برای شکلدهی حکومت، رهنمود نخست وزیر به اداره محلی برای برگرداندن زمین به فئودالها، BIPPA ، توافقات با هندی ها در مورد مسایل مختلف به شمول سد پنچیسوور و ارتفاعات کوشی، سقوط می نماید؟ تحت کدام ارزش سیاسی و فرهنگی، پیشبرد حکومت با یک روش فردی علیه تصمیم حزب از طریق عدم توجه به میکانیزم حزبی قبلا شکل داده شده برای اداره آن، سقوط می نماید؟ این، شباهت به یک گفتار مشهور دارد: " یک مرد نابینا تیر انداز ماهر و نامدار است."
در فیصله نامه دو جانبه، گفته شده است:
« در زمانی که جلسه کمیته دایم برقرار است، بیان یکجانبه برنامه آشکار از طریق یک "جبهه" جدید توسط رفقای حامی کیرن صرفا نقض جدی تصمیم کمیته مرکزی و شیوه جدید اتخاذ شده اش و مخالفت علیه آن را ثابت می سازد. اینگونه فعالیت مشکل جدیدی از بابت وحدت حزب ایجاد کرده است.»
این سوالات مطرح شده در فیصله نامه دوجانبه جدا قابل اعتراض است. اولا موقعی که صدر خودش گفت که او قادر به حل مشکلات نیست و موقعیکه موافقه حاصل شد که روی این مسایل در نشست های جداگانه اعضای کمیته مرکزی بحث صورت بگیرد، کسی نمی تواند موافقه داشته باشد که جلسه کمیته دایم برقرار است. دوما منطقی نیست که گفته شود: « نقض جدی شیوه جدید و مخالفت با آن»، مادامی که جلسه کمیته مرکزی برای ساختمان یک جبهه متحد و پیشبرد برنامه های مبارزه تصمیم گرفته بود و مادامی که علاوه بر اعتراف آشکار بر اینکه یکطرف می تواند روی مسایل مورد اختلاف حرکت علنی داشته باشد، این توافق حاصل شد که جناح های ایدیولوژیکی می توانند جلسات جداگانه اعضای کمیته مرکزی را در مشاوره با ادارات مرکزی دایر نمایند. بیشتر از آن، این امر ثابت میسازد که آن عمل، که برنامه های مبارزه را از طریق یک جبهه جدید در زمانی به پیش سوق داد که تصامیم کمیته مرکزی اجرا نشده بود، در توافق با تصمیم کمیته مرکزی و شیوه جدید پذیرفته شده اش قرار داشت.
5 . فیصله نامه صدر رفیق پاراچندا با تذکر در مورد « اختلافات در خط ایدیولوژیک و سیاسی » توضیح می نماید که: « عناصر ارتجاعی و فرصت طلب نیروی عظیمی بکار می گیرد که حزب را بطرف انشعاب و انحلال طلبی از طریق حاد ساختن اختلافات سوق دهد، نه بطرف وحدت از طریق تحول.» درینجا نیز حقایق تحریف شده است. آنچه درینجا آشکار است این است که ماموریت عناصر ارتجاعی و فرصت طلب همیشه این است که حزب انقلابی را نه بطرف وحدت بلکه بطرف انشعاب و انحلال طلبی سوق دهد. تا جائیکه مربوط به وحدت حزب است، این امر بر توافق عمومی روی مسایل مربوط به مفاهیم اساسی مبادی و اصول انقلابی، خط سیاسی، پالیسی و برنامه استوار است. روشن است آنکه روی این اساسات ایستادگی ندارد انشعابگر است.
عصر ما عصر امپریالیزم و انقلاب پرولتری است. در این عصر امپریالیزم به مثابه جدیدترین نسخه ارتجاع پدیدار گردیده است. درین عصر یک اتحاد نامقدس میان رویزیونیزم و این نوع امپریالیزم وجود دارد. مقدار عظیمی از مدارک در جهان و در جنبش کمونیستی نیپال وجود دارد که {نشان می دهد} این اتحاد نتیجه برآمد یک طبقه ممتاز از درون احزاب کمونیست و تغییر رنگ این احزاب است. بدین معنی، این نه انقلابیون بلکه رویزیونیست ها و فرصت طلبان اند که حزب کمونیست را منشعب میسازند.
رفیق صدر در مورد اختلافات درونی حزب و انشعاب گزافه گویی می نماید و سعی می نماید رفقای دارای اختلاف را به وحشت اندازد؛ عین وضعیت در فیصله نامه دوجانبه حاضر نیز انعکاس یافته است. اینچنین وضعی نه تنها در باره مبارزه تحمل ناپذیر است بلکه یک قطب گرایی جدی ای نیز هست.
6. فیصله نامه اتحاد می گوید که ضعف هایی چون دگماتیزم در ایدیولوژی، انحلال طلبی "چپ" متبارز در شکل رومانتیزم انقلابی در سیاست و ناشکیبایی و انارشیزم خورده بورژوایی در تشکیلات، بر رفقای حامی کیرن غالب شده و مبارزه ایدیولوژیکی علیه آنان را قوت بخشیده است. صدر واضحا خط ایدیولوژیک خود را علیه گرایش انقلابی طرحریزی کرده است. رویزیونیست ها و فرصت طلبان راست هر دو در جنبش کمونیستی جهان و نیپال کمونیست های انقلابی را برچسپ دگماتیزم و انارشیزم می زنند و این برچسپ زنی درینجا به اشکال مختلف تکرار می گردد. هر چند بخاطر یک نمایش، رویزیونیزم راست بمثابه خطر عمده مطرح گردیده است اما در اساس گرایش مارکسیست انقلابی و نه رویزیونیزم راست در این فیصله نامه به مثابه خطر اصلی مورد ملاحظه قرار دارد.
7. فیصله نامه دوجانبه تلاش کرده است متود چهار نکته یی تشکیلاتی را، که در آخرین جلسه کمیته مرکزی جمعبندی شد، نفی کند. با صحبت در مورد اصل تشکیلاتی سانترالیزم دموکراتیک تحت عنوان فرعی " در باره ساختمان حزب" فیصله نامه متذکره می گوید که مفکوره « آزادی بیان و وحدت در عملکرد استوارانه اجرا خواهد شد.» در یک وضعیت عادی هر کسی می تواند – و باید – مطابق به این مفکوره پیش برود. اما در وضعیت پیچیده کنونی مادامی که کل کشور و حزب از یک مرحله انتقالی گذر می نماید، صرفا این مفکوره نمی تواند وحدت حزب را نگاه داشته و آن را انقلابی بسازد.
8 . بنابرین بطور کل این فیصله نامه از لحاظ تئوریکی، سیاسی و تشکیلاتی از فیصله نامه مشترک پذیرفته شده توسط آخرین جلسه کمیته مرکزی بسیار دورتر و عقبتر می رود. در فیصله نامه فعلی هیچ توجهی در مورد مسایلی که در برگیرنده انقلاب دموکراتیک نوین، دفاع از استقلال ملی، مقابله با فئودالیزم و امپریالیزم/توسعه طلبی، چهار تدارک و چهار اساس به عمل نیامده است. در آخرین جلسه کمیته مرکزی قاطعانه روی این موضوع انگشت گذاشته شده بود که اگر قانون اساسی جمهوری فیدرال خلق نوشته نشود و پروسه صلح به فرجام منطقی خود از طریق ادغام درخور شان ارتش، هدایت نگردد، مردم بصورت بدیهی حق خواهند داشت دست به شورش بزنند. اما در این وضعیت توسط همین حکومت تاکید یکجانبه بر صلح و قانون اساسی به عمل می آید و روی توطئه های جدی ای که توسط مرتجعین و در مناسبات با آنها براه انداخته شده و پیش برده می شود هیچ توجهی به عمل نمی آید. در مقابل، رفقایی که علیه این {توطئه ها} اخطار می دهند به مثابه مخالفین صلح و قانون اساسی برچسپ می خورند. با نگاه از این زاویه، این فیصله نامه نه علیه دشمن طبقاتی بلکه علیه گرایش مارکسیستی انقلابی در حزب توجیه شده است و این امر در عمل نیز تبارز یافته است.
در نتیجه، گرچه بخشا تفاوت هایی میان صدر رفیق پاراچندا و رفیق بابورام در ایدیولوژی و طرز تفکر وجود دارد اما گاهگاهی، و فعلا در رسیدن به این فیصله نامه، اختلاف تقریبا وجود ندارد. این فیصله نامه که توسط ابتکار مشترک دو جناح ایدیولوژیکی پذیرفته شده و ارائه گردیده است، نشان می دهد که رهبران هر دو جناح سریعا بطرف پراگماتیزم در فلسفه، انحلال طلبی رویزیونیستی راست، تسلیم طلبی طبقاتی و ملی در سیاست، انفراد منشی بوروکراتیک و انارشیستی در تشکیلات، حرکت می نمایند. اینست مفهوم واقعی فیصله نامه پذیرفته شده توسط اتحاد دوجانبه.
9 . این یک امر باعث نگرانی برای حزب، انقلاب، کشور و مردم است. در این وضعیت وظایف تشدید مبارزه علیه رویزیونیزم راست، جلوگیری از تغییر رنگ حزب و واضح ساختن اتحاد نامقدس میان رویزیونیزم راست و امپریالیزم در حزب و توده ها باید از طریق رسانه های مختلف بطور موثری به پیش سوق داده شود. غیر از این، وظایف در عرصه تشکیلاتی نیز باید سیستماتیک گردد.
10 . امروز برنامه های مبارزه که با در دست گرفتن موضوع نوشتن قانون اساسی، دفاع از استقلال ملی و مسایل داغ معیشت مردم با پیشگامی حزب و جبهه پیش می رود، باید بیشتر تکامل داده شود و بطور موثری به پیش سوق یابد. تئوری انقلابی در جریان مبارزه مورد دفاع قرار می گیرد، تطبیق می گردد و تکامل می یابد؛ غیر ازین راه دیگری وجود ندارد.
11 . ما باید حتی الامکان برای حفظ وحدت حزب تلاش نماییم. برای انتظام این امر ضروری است مشکلات مربوط به مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم/اندیشه، خط انقلاب دموکراتیک نوین، مبارزه علیه ریفورمیزم و پارلمانتاریزم، تفکر انقلابی و سبک کار و مبارزه دو خط را از طریق رفیقانه حل نماییم. ما باید در باره این طریق جدی، محتاط و فعال باشیم.
تاریخ: 3 اپریل 2012
" کیرن" بایدیا موهن
صدر حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) |
رام بهادر " تاپه "
منشی عمومی حزب کمونیست نیپال مائوئیست |
***********
سند شماره سوم

حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست )
کمیته مرکزی
بیانیه مطبوعاتی
امروز یک جلسه ویژه جناح انقلابی حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست )، تحت ریاست معاون ارشد صدر رفیق کیرن و هدایت منشی عمومی رفیق بادل، منعقد گردیده است. فیصله های مهمی که درین جلسه اتخاذ شده است، از طریق این کنفرانس مطبوعاتی به اطلاع عموم رسانده می شود:
1 – در ابتدا با یک دقیقه سکوت پرهیجان در یاد بود از شهدای بزرگ، تجلیل و احترام به عمل آمد.
2 – رفیق کیرن، به نیابت از اداره مرکزی، یک گزارش سیاسی را پیشنهاد نمود و این گزارش بعد از بحث و تصحیح لازمه، مورد پذیرش قرار گرفت. نکات مهم گزارش متذکره قرار ذیل است:
الف – ما درامه سازماندهی یک انتخابات دیگر مجلس موسسان از طریق انحلال مجلس موسسان و قوه مقننه موجود، در 27 می 2012 را که بدون هیچگونه مشوره ای در درون حزب و همچنان مشوره با سائر احزاب سیاسی و به نحو غیر قانونی و شدیدا توطئه گرانه به نمایش در آمده است، قویا مورد مخالفت و تقبیح قرار می دهیم.
ب – طرح مجلس موسسان پیدایش خود را مرهون نیرومندی جنگ خلق ده ساله و جانسپاری، قهرمانی و فداکاری مردم نیپال بود. اهداف اصلی مجلس موسسان تامین حقوق کارگران، دهقانان، زنان، ملیت ها، دالیت ها، مدیسی ها و مسلمانان به شمول مردمان مناطق تحت ستم، دفاع از آزادی ملی و دیگرگون نمودن قدرت دولتی کهن بود. چشمداشت مردم انقلابی نیپال از مجلس موسسان، یک قانون اساسی جدید بود. برعکس آن، انحلال مجلس موسسان چشمداشت، آرزو و ارزش قربانی های مردم را جدا جریحه دار می سازد.
پ – دلایلی که در عقب ناکامی نوشتن یک قانون اساسی از طریق مجلس موسسان قرار داشت شامل برخورد های مبتنی بر حرص قدرت در درون مجلس موسسان، توطئه علیه قانون اساسی جدید، ناتوانی رهبران عالی احزاب بزرگ سیاسی، مداخلات ارتجاعی خارجی، مقاومت در بخش انحصار طلب قدرت دولتی و طبقه مربوطه و تفکرات رشد یابنده تسلیم طلبانه طبقاتی و ملی در میان بخشی از رهبری مائوئیستی میباشد. درین زمینه، رهبران عالی احزاب سیاسی در کمیته فرعی قانون اساسی، صدر مجلس موسسان و عمدتا همآهنگ کننده این کمیته رفیق پاراچندا و نخست وزیر بابورام باترای بیشتر از همه مسئول هستند.
ت – اعلام انتخابات دیگر، در حصه حکومت که ناتوانی و عدم موفقیت آن در نوشتن قانون اساسی کاملا ثابت شده است، یک مسئله خیلی خنده دار و بی معنا است. درامه به نمایش در آمده در چهار سال اخیر، ناتوانی رهبران عالی احزاب بزرگ سیاسی و فعالیت های توطئه گرانه متعددی که در مقابل نوشتن یک قانون اساسی طرفدار مردم مقاومت کرده است، مثل روشنی روز واضح ساخته است که از طریق اینگونه انتخابات مجلس موسسان هیچ راه خروجی سیاسی ای برای کشور نمی تواند وجود داشته باشد. در چنین وضعیتی انتخابات مجلس موسـسـان نمی تواند قابل توجیه باشد.
ث ـ امروز یک راه خروجی سیاسی جدید و یک سیستم بدیل برای کشور و مردم مورد نیاز است. برای سازماندهی این بدیل باید یک مجمع میزگرد سراسری همه احزاب سیاسی، کارگران و دهقانان، همراه با طبقات تحت ستم، زنان، ملیت ها، دالیت ها، مسلمانان، مدیسی ها و مردمان مناطق تحت ستم بر اساس نمایندگی تناسبی فراگیر سازماندهی گردد و این مجمع باید یک حکومت موقتی اتحاد ملی را سازماندهی نموده، وظیفه باقیمانده نوشتن یک قانون اساسی جدید را تکمیل کند و یک راه خروجی سیاسی جامع را جستجو نماید .
ج – برای دریافت یک راه خروجی سیاسی و به پیش سوق دادن مبارزه، جلسه فیصله نموده است که از طریق تشکیل یک جبهه متحد تمامی نیروهای میهندوست، جمهوریخواه، طرفدار فدرالیزم، مترقی و چپ، پیش برویم.
3 – در وضعیت کنونی، مادامی که رهبران پارلمانتاریست، ضد فدرال و انحصار طلب ناکام گردیده اند، توطئه احیای سیستم پارلمانتاریستی انحصاری از طریق به نمایش گذاشتن انتخابات برای مجلس موسسان شکل گرفته است و ما باید مراقب این توطئه باشیم. برای سازماندهی دفاع از استقلال ملی، برقراری جمهوری فدرال و حل مشکلات اساسی زندگی مردم، نظام جمهوریت دموکراتیک نوین یک ضرورت است و ما باید به همین جهت پیش برویم.
4 – در وضعیت پیچیده کنونی مادامی که یک بخش از رهبری یکجا با صدر، سریعا به دام تسلیم طلبی طبقاتی و ملی و انحلال طلبی راست افتاده اند، ضروری است که متحد باشیم و در حزب بر اساس خط انقلابی دیگرگونی ایجاد نماییم و ما به ویژه از تمامی رفقای حزب می خواهیم که در مورد این موضوع به صورت جدی فکر نمایند.
5 – در یک چنین وضعیت خطیری، فیصله به عمل آمده است که یک گردهمآیی ملی در 15 جون 2012 سازماندهی گردد؛ زیرا ضروری است که فیصله های سیاسی و تشکیلاتی متعددی صورت بگیرد.
تاریخ: اول جون 2012
" کیرن" بایدیا موهن
صدر حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) |
رام بهادر " تاپه "
منشی عمومی حزب کمونیست نیپال مائوئیست |
************
سند شماره چهارم
کارگران همه کشور ها متحد شوید زنده باد مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم

حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست )
کمیته مرکزی
بیانیه مطبوعاتی
مجمع ملی جناح انقلابی حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست ) شامل سه جلسه افتتاحیه، جلسه محرمانه و جلسه پایانی به تاریخ 16 – 18 جون 2012 دایر گردید. در برنامه های اجرا شده در مجمع ملی تاریخی قرار ذیل چندین فیصله مهم به عمل آمد:
جلسه افتتاحیه:
الف - جلسه با شکوه افتتاحیه تحت هدایت رفیق گوجرال منشی حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست ) برگذار گردید. این جلسه تحت ریاست معاون صدر رفیق کیرن و با شرکت گسترده توده ها همراه با شرکت رفیق بادل منشی عمومی حزب، رفیق دیوگورونگ و رفیق نیترا باکرام، چند تن از اعضای کمیته دایمی، اعضای دفتر سیاسی، اعضای کمیته مرکزی و اعضای کمیته مشورتی مرکزی دایر گردید.
ب – جلسه افتتاحیه با پخش زنده و دلچسپ سرود انترناسیونال توسط دسته فرهنگی سامانه آغاز گردید.
پ – به پاس احترام به جانباختگان جنگ با شکوه خلق و جنبش های توده یی متعدد دیگر، یک دقیقه سکوت رعایت گردید.
ت – رفیق کیرن معاون صدر با روشن کردن یک چراغ تیلی سنتی و ایراد یک سخنرانی مجمع ملی را افتتاح کرده و روی ضرورت ساختمان یک حزب کمونیست طراز نوین از طریق قطع مناسبات با گروپ اپورتونیست روشنی انداخت.
ث – رفیق تیلک پرییار صدر جبهه آزادیبخش سرتاسری دالیت های نیپال، رفیق کریشنادیوسینگ دانووار صدر جبهه آزادیبخش مدهیسی، رفیق جایاپوری چارتی مگر صدر جمعیت انقلابی سرتاسری زنان نیپال، رفیق سوریش علی مگر صدر فیدراسیون سرتاسری ملیت های بومی نیپال، رفیق ایکراج بندری صدر جمعیت خانواده های مفقود شدگان در دوران جنگ خلق، رفیق پربت از طرف جمعیت جنگجویان مجروح و معلول دوران جنگ خلق و سائر رفقا به آرزوی پیروزی مجمع به ایراد سخنرانی پرداختند.
ج – سپس جلسه افتتاحیه خاتمه یافته اعلام گردید.
2 – جلسه محرمانه:
تحت ریاست رفیق موهن بایدیا " کیرن "، صدر سابق حزب ما، حزب کمونیست متحده نیپال ( مائوئیست )، و هدایت رفیق رام بهادر تاپه " بادل " منشی عمومی، جلسه محرمانه مجمع ملی جناح انقلابی حزب کبیر و پر افتخار ما، در اوایل صبح آغاز گردید. در جلسه محرمانه، بحث و بررسی روی اجندای پیشنهادی در یک فضای دموکراتیک آغاز گردید و فیصله های ذیل به عمل آمد:
1 – رفیق کیرن گزارش سیاسی از طرف کمیته مرکزی را ارائه نموده و بطور مختصری روی آن روشنی انداخت.
2 – پمپا بازل عضو دفتر سیاسی گزارش سیاسی را به خوانش گرفت.
3 – دیوگورونگ عضو کمیته دایمی اساسنامه موقتی حزب را ارائه نمود.
4 - هیتمن شاکیا ( سومن ) عضو دفتر سیاسی فیصله کمیته مرکزی در مورد تقسیم شرکت کنندگان به 21 گروپ برای بحث سیستماتیک روی گزارش سیاسی و اساسنامه موقتی حزب و بر طبق آن پیشبرد طریقه گروپیک مباحثه را اعلام نمود.
5 – رهبران گروپ های مختلف نتایج مباحثات و پیشنهادات شان را به مجمع ارائه کردند. رفیق پریتیوی از گروپ اول، رفیق شرادا پوکریل از گروپ دوم، رفیق موسم از گروپ سوم، رفیق روشن جانکپوری از گروپ چهارم، رفیق سوواس از گروپ پنجم، رفیق دیران از گروپ ششم، رفیق لکشمی مودباری از گروپ هفتم، رفیق سودیپ از گروپ هشتم، رفیق بیرگونج از گروپ نهم، رفیق گونار لوهانی از گروپ دهم، رفیق اجیت سینگ از گروپ یازدهم، رفیق انداراجیت از گروپ دوازدهم، رفیق اکاندا از گروپ سیزدهم، رفیق گمبیر از گروپ چهاردهم، رفیق ساراد سینگ از گروپ پانزدهم، رفیق اشور چندرا گیاوالی از گروپ شانزدهم، رفیق لکشمن پنت از گروپ هفدهم، رفیق رمدیپ اچاریا از گروپ هجدهم، رفیق ایکراج بندری از گروپ نزدهم، رفیق اودایا چالاون از گروپ بیستم، رفیق هسته بهادر کی سی از گروپ بیست و یکم، نظرات و پیشنهادات گروپ های مربوطه شان را در مورد گزارش سیاسی و اساسنامه موقت که درانها توافق عمومی بالای روحیه و اساس گزارش سیاسی موجود بود، ارائه کردند.
6 – به تعقیب ارائه مباحثات توسط گروپ های مختلف، یک جلسه کمیته مرکزی جناح ایدیولوژیک برگذار گردید و در آن تصمیم گرفته شد که افکار و نظرات ارائه شده توسط گروپ های مختلف مورد احترام قرار گرفته و بر طبق آن گزارش سیاسی و اساسنامه موقت از طریق وارد کردن پیشنهادات مهم در آنها، غنی ساخته شود.
7 – بر اساس موضع کمیته مرکزی، رفیق کیرن معاون صدر توضیحات خود را در مورد گزارش سیاسی و همینگونه رفیق دیوگورونگ توضیحات ضروری در مورد اساسنامه موقتی را ارائه کردند.
8 – رفیق رام بهادر تاپه منشی عمومی گزارش سیاسی و اساسنامه موقت را برای پذیرش به پیشگاه مجمع ملی تقدیم نمود. و مجمع ملی هر دو طرح پیشنهادی را به اتفاق آراء مورد پذیرش قرار داد.
9 – نکات و استنتاجات برجسته گزارش سیاسی می تواند ذیلا ارائه گردد:
اولا، گزارش وضعیت ملی کنونی را تجزیه و تحلیل کرده است. گفته شده است که دلایل اصلی در عقب فروپاشی مجلس موسسان بدون نوشتن قانون اساسی، عبارت است از بیکارگی و بی کفایتی رهبران عمده احزاب بزرگ در شرایط افزایش توطئه ارتجاعی داخلی و خارجی. با اعتراف به اینکه تضاد میان بورژوازی کمپرادور بروکرات و طبقه فئودال و توسعه طلبی هندی در یک قطب و توده های وسیع مردم نیپال در قطب دیگر تضاد عمده است، گزارش سیاسی روی لزوم بلند کردن صدای نیرومند در دفاع از استقلال ملی تاکید به عمل آورد. همینطور در تجزیه و تحلیل از وضعیت بین المللی، گزارش اظهار داشت که تضاد میان امپریالیزم و ملل تحت ستم تضاد عمده کنونی است. درین ضمن گزارش بیان کرد که ایالات متحده امریکا و سائر کشورهای امپریالیستی دستخوش بحران اقتصادی بوده و این امر تاثیر منفی جدی روی حیات مردم در سراسر جهان داشته است. گزارش تذکر داده است که این وضعیت به طرف ایجاد یک جهان چند قطبی به پیش می رود. با پذیرش اینکه نیروهای ذهنی در مقایسه با نیروهای عینی ضعیف تر است، گزارش روی لزوم ایجاد استحکام در احزاب کمونیست انقلابی حقیقی در جهان تاکید ویژه به عمل آورده است.
- گزارش، انکشاف وقایع بعد از آغاز جنگ خلق و وظیفه حزب و انقلاب را قرار ذیل جمعبندی کرده است:
1 . با وجود اینکه پالیسی پذیرفته شده در کنفرانس ملی دوم مبنی بر کنفرانس همه احزاب، حکومت موقت و تحریر قانون اساسی تحت رهبری آن، به مثابه یک تاکتیک، اساسا درست بود، اما گزارش نتیجه گرفته است که این تاکتیک در را برای افتادن حزب به دام اپورتونیزم باز کرده و این امر منجر به آن شده است که سلسله ای از ایده های پرورده شده در شکل بیان متمرکز رهبری کلکتیو به نام راه پاراچندا خوانده شود، که نادرستی آن در پراتیک ثابت گردیده است.
2 . در طرح پیشنهادی دموکراسی قرن بیست و یکم، کمیته مرکزی پذیرفت که نقش احزاب دوست رقابتی خواهد بود، نه صرفا همکار. اما در جریان مذاکرات صلح مشاهده شد که حزب رقابت سیاسی با نیروهایی را شروع کرده است که دوست نبودند. بنابرین نتیجه گیری گردید که منظور اصلی از ارائه این طرح پیشنهادی به کمیته مرکزی قربانی کردن هدف قدرت دولتی دموکراتیک خلق و قدرت دولتی پرولتری بوده است. همچنان نتیجه گیری شده است که پرورش دموکراسی در حزب کمونیست، اردوی آزادیبخش خلق و دولت نوین ضروری است.
3 . مادامی که جمهوری دموکراتیک به مثابه یک تاکتیک پذیرفته شده، توسط جلسه چانوانگ در پشت پرده به استراتژِی چرخش نمود و موضع چانوانگ نمایش داد که تجزیه و تحلیل لنین و مائو در مورد امپریالیزم عقب مانده است، نتیجه گرفته شد که پذیرش استراتژیک سیاست های پارلمانتاریستی کهن با گفتن اینکه الزام به پرورش استراتژی و تاکتیک به طریقه جدید وجود دارد، نادرست بوده است.
4 . بدون پیروزی تضمین شده جنگ خلق و جنبش توده یی، مصالحه عجولانه به توافقنامه های 12 نکته یی، 8 نکته یی، توافقنامه جامع صلح و غیره منجر گردید و باور و ارزش انقلاب نیپال، جنگ خلق و انتظارات و آرزوهای خلق نیپال برای تحول را بصورت جدی آسیب رساند. در پروسه انقلاب می تواند – و باید – سازش هایی به وجود بیاید، اما در موقع سازش ها، به طریق اولی نباید به منافع پرولتاریا، توده های مردم و انقلاب خیانت صورت بگیرد. اما این چیزی بود که اتفاق افتاد.
5 . جناح انقلابی حزب شدیدا کار کرده است تا هر اشتباه، ضعف و انحراف را تصحیح نماید و درین رابطه مجامع و جلسات از جمله در کاریپاتی و پلونگ تار نقش مهمی بازی کرده است.
6 . ایجاد اردوی آزادیبخش خلق، برقراری مناطق پایگاهی و حکومت مردمی، نقش های ایفا شده توسط کارگران، دهقانان، زنان، ملیت های بومی و دالیت ها و آگاهی پرورش یافته در کل این پروسه، بعضی از دستاورد هایی اند که ما کسب کرده ایم. با در دست گرفتن تمامی اینها به یک مفهوم مثبت، این نتیجه گیری ترسیم گردید که ما باید با ایستادن برین پایه به پیش حرکت نماییم.
7 . یکی از تصامیم اصلی اتخاذ شده در این مجمع ملی تاریخی این است که پاراچندا و باترای هر دو به یک انحراف جدی راست رویزیونیستی جدید گرفتار هستند. با پذیرش اینکه آنها نقش مثبتی در جریان انقلاب و جنگ کبیر خلق بازی کرده اند، نتیجه گیری شد که آنها درین اواخر به انحراف جدی گرفتار گردیده اند. این نوع انحراف در همه عرصه های تئوری، سیاست، فلسفه، استراتژی، تاکتیک ها و رفتار شان تبارز یافته است. در حالتی که این انحراف بصورت انحلال طلبی راست، تسلیم طلبی طبقاتی و ملی تبارز یافته است و مادامی که حزب در حال تغییر رنگ خود قرار گرفته است، تصمیم گرفته شده است که تشکیل یک حزب کمونیست طراز نوین ضروری است. با درک این حقیقت که رفقای انقلابی متعددی در درون این گروپ رویزیونیست جدید وجود دارند، تصمیم گرفته ایم به همه آنان فراخوان دهیم که از طریق طغیان علیه این اپورتونیزم، به بخشی از جریان انقلابی مبدل شوند.
8 . تصمیم گرفته شده است که کنگره حزب در 12 فبروری 2013 سازماندهی گردد. همچنان فیصله شد که هرگاه رهبری گروپ رویزیونیست جدید اشتباهات خود را تصحیح نموده و خود را تغییر دهد، در برای وحدت تا زمان کنگره باز گذاشته شود.
9 . مجمع تصمیم گرفته است که از دستاوردهای کنونی از قبیل جمهوریت، فیدرالیزم و سکولاریزم دفاع نماید. در وضعیت فعلی مادامی که کشور هنوز در شرایط نیمه فئودالی، نیمه مستعمراتی و نو مستعمراتی قرار دارد و پذیرش نیاز به برپایی انقلاب دموکراتیک نوین در نیپال یک ضرورت است، مجمع تصمیم گرفته است که در مسیر پروسه انقلاب به پیش حرکت نماید. در متن اوضاع کنونی، برقراری جمهوریت فیدرال خلق و موضوع دفاع از استقلال ملی به مثابه تاکتیک های اصلی سیاسی پذیرفته شده است.
10 . مادامی که رویاهای تبارز یافته کارگران، دهقانان، زنان، دالیت ها، ملیت های بومی و توده های مناطق ستمدیده در جنگ خلق کبیر، جنبش های توده یی، جنبش های مدهیسی و مبارزات ملیت های بومی و توده های مناطق تحت ستم واقعیت نیافته اند و مادامی که مرتجعین بومی و خارجی و همچنان اپورتونیست های حزب به پروسه تحریر قانون اساسی خیانت کرده اند، تصمیم گرفته شده است که در مسیر تدارک انقلاب نیپال از طریق قیام مردمی با در دست گرفتن موضوعات رهایی طبقاتی، فیدرالیزم با هویت، نمایندگی تناسبی فراگیر، حق و امتیاز ویژه به پیش حرکت شود.
11 . با توجه به بی ارزشی تثبیت مجدد و انتخابات مجدد مجلس موسسان در متن اوضاع فعلی، مادامی که مجلس موسسان منحل گردیده است، تصمیم گرفته شده است که تاکتیک مجلس میز گرد همه احزاب، حکومت موقت متفقه و مسیر سیاسی استخراج شده از این طریق، تاکتیک درستی است که باید به مثابه متمم تاکتیک اصلی جمهوریت فیدرال خلق و دفاع از استقلال ملی در پیش گرفته شود.
12 . از طریق برپایی مبارزه ایدیولوژیک علیه رویزیونیزم جدید، مجمع در مورد سازماندهی یک حزب سیستماتیک، با دسپلین و انقلابی، تدارک یک نظامنامه اداری توسط کمیته مرکزی و اجرای استوار آن و سیستماتیک ساختن داوطلبان مردمی و سازمان های توده یی، تصمیم گرفته است. همچنان تصمیم گرفته شده است که یک جبهه متحد مشتمل بر نیروهای وطنپرست، جمهوریخواه، چپی ها و طرفداران فیدرالیزم ایجاد گردد.
13 . تصامیمی اتخاذ شده است که برای سازماندهی مجلس میز گرد، ایجاد حکومت موقت متفقه، انکشاف تاکتیک های فوری قابل استخراج برای طریقه سیاسی جدید، دفاع از استقلال ملی، فراهم آوری آسایش کامل برای خانواده های شهدا، همگانی ساختن موضوع جنگجویان مفقود شده توسط دولت در جریان جنگ خلق، پیشبرد مبارزه مقاومتی علیه عناصر فاسد و کمپرادور، رفع مشکلات داغ امرار معاش مردم و کنترل افزایش قیمت ها و فساد، مبارزه براه انداخته شود.
14 . جنبه های اصلی اساسنامه موقت حزب، پذیرفته شده توسط مجمع، قرار ذیل است:
- مبادی و اصول رهبری کننده حزب مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم می باشد.
- حزبی که از طریق گسستن مناسبات با اپورتونیست ها سازماندهی می گردد، حزب کمونیست نیپال- مائوئیست نامیده می شود.
- وظایف مربوط به تشکیلات حزب، سازمان های توده یی، شعبات و غیره، سیستماتیک خواهد بود، حزب با دسپلین خواهد بود و رزمندگان بر پایه تصمیم جمعی و سیستم کمیته سازماندهی خواهد شد. شفافیت مالی و سیستم بازرسی مورد تاکید قرار خواهد گرفت.
15 . پس از تصویب قطعنامه سیاسی و اساسنامه موقت حزب، جلسه کمیته مرکزی تحت ریاست مسن ترین عضو کمیته مرکزی، رفیق ایشووری داهال ( اشاری کاکا ) دایر گردید. جلسه رفیق کیرن را بحیث صدر، رفیق بادل را بحیث منشی عمومی، رفیق سی پی گجورل را بحیث منشی، رفیق دیو گورونگ و رفیق نیترا بکرام چند را بحیث اعضای کمیته دایمی انتخاب نموده و همچنان تصمیم گرفت که همه اعضای دفتر سیاسی، اعضای کمیته مرکزی و اعضای کمیته مشورتی را که از قبل در جناح انقلابی شامل بوده اند، در موقعیت های شان ابقا نماید. تصمیم گرفته شد که طرح پیشنهادی برای شمولیت رفقای بیشتری در کمیته مرکزی رویدست گرفته شود.
16 . رفیق رام بهادر تاپه تصامیم پذیرفته شده توسط کمیته مرکزی را به پیشگاه مجمع ملی برای تصویب ارائه نمود و تمامی تصامیم به اتفاق آراء تصویب گردید.
17 . رفیق سی پی گجورل طرح پیشنهادی در باره موضوعات جاری را ارائه نمود و این طرح به اتفاق آراء تصویب گردید.
3 . جلسه نهایی
الف - سرانجام، مجمع ملی به پایان رسید. در جلسه نهایی رفیق کونتا شرما از کمیته مشورتی، رفیق تکما کی سی از خانواده های شهدا، رفیق بیشنوپوکار شریستا از روشنفکران و رفیق میله لاما از جبهه فرهنگی، بهترین آرزوها و سرور شان را برای موفقیت مجمع بیان کردند. در خاتمه، رفیق کیرن، همراه با تعهد استوارش برای سوق دادن وظیفه حزب و انقلاب به جلو، سخنرانی اختتامیه اش را با اظهار تشکر از همه کسانی که برای موفقیت مجمع خدمت کردند، ایراد نمود.
ب – در خاتمه، برنامه با سر دادن شعارهای انقلابی در یک فضای پرهیجان و سرزنده به پایان رسید.
تاریخ – 19 جون 2012
با درود انقلابی!

" کیرن" بایدیا موهن
صدر حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) |
رام بهادر " تاپه "
منشی عمومی حزب کمونیست نیپال مائوئیست |