مطالبی پیرامون وضعیت نظامی در کشور
شماره هجدهم دوره سوم قوس 1386 ( دسامبر 2007 )
نگاهی به وضعیت نظامی اشغالگران و رژیم پوشالی
وضعیت عمومی جنگی :
در زمستان سال گذشته، موقعی که نیروهای ناتو فعالیت های جنگی وسیع و گسترده خود را در مناطق جنوبی، جنوب شرقی و شرقی کشور شروع نمودند، فرمانده عمومی ناتو در افغانستان اعلام نمود که قوای تحت فرماندهی او در ظرف شش ماه آینده موفق به وارد آوردن ضربات مهلکی بر نیروهای " تروریست " خواهد شد و " وضعیت امنیتی " افغانستان را بصورت قابل ملاحظه ای بهبود خواهد بخشید.
او در همان موقع گفته بود که اگر عملیات های نظامی ای که رویدست است به نتایج موفقیت آمیز تعیین شده دست نیابد و یا کلا ناکام شود، " تروریست ها " بیشتر از پیش تقویت خواهند شد، نیروهای شان قوی تر شده و ساحه فعالیت شان وسعت بیشتری خواهد یافت.
در جریان عملیات های نظامی ای که قوای اشغالگر ناتو، طی شش ماه مذکور و پس از آن در طول سال جاری، در مناطق مختلف کشور راه اندازی کرده و به پیش برده اند، هزاران تن از افراد ملکی به ویژه کودکان، زنان و سالخوردگان کشته و زخمی شده و صد ها روستا آسیب دیده و ویرانه ها ویرانه تر گردیده اند. " قرار " بر این بود که در فعالیت های نظامی قوای ناتو تجارب خونبار جنگی نیروهای امریکایی و نیروهای ائتلاف بین المللی تحت رهبری امریکا در بمباران و قتل عام اهالی ملکی تکرار نگردد. اما آنچه قوای ناتو در عمل نشان داد، خونبار تر و جنایتکارانه تر از عملکرد های قوای امریکایی و قوای ائتلاف بین المللی بوده و هست. اما تمامی این اقدامات سرکوبگرانه و تجاوزکارانه نه تنها موقعیت قوت های اشغالگر و نیروهای پولیس و اردوی رژیم پوشالی را بهبود نبخشیده بلکه بطور روز افزونی بطرف خرابی وسیع تر و عمیق تر سوق داده است.
اگر وضعیت نظامی کنونی را با وضعیت نظامی یکسال قبل، که فرمانده عمومی ناتو در افغانستان بیانیه سرشار از امید به پیروزی زود رسش را ایراد نمود، با هم مقایسه نمائیم، بخوبی می بینیم که شدت و وسعت جنگ نه تنها کاهش نیافته بلکه بیشتر از پیش افزایش حاصل نموده و بصورت روز افزونی تلفات هر دو طرف جنگ و همچنان تلفات افراد ملکی سیر ارتقایی داشته است. در نتیجه، از یکطرف " تروریستها " بیشتر از پیش تقویت شده، نیروهای شان قوی تر گشته، عملیات های شان بیشتر شده و ساحه فعالیت شان وسعت بیشتری یافته است و از طرف دیگر اشغالگران و رژیم پوشالی مناطق بیشتری را از دست داده، ساحات بیشتری برای شان نا امن شده و تزلزل در بخش های مختلف نیروهای شان بیشتر و گسترده تر شده است. یگانه دستاورد جنگی اشغالگران و رژیم دست نشانده در طول سال جاری عبارت است از قتل تعدادی از فرماندهان معروف طالبان. اما این " دستاورد " باعث فتوحات نظامی اشغالگران و رژیم دست نشانده نشده است.
تزلزل در میان نیروهای اشغالگر خارجی رو به افزایش است. امپریالیست های آلمانی و فرانسوی علیرغم فشار های وارده از سوی امپریالیست های امریکایی و تا حدی امپریالیست های انگلیسی تا حال حاضر نشده اند نیروهای شان را به ساحات جنگ زده اعزام نمایند. کشور های عضو ناتو- غیر از ایالات متحده امریکا، برتانیه و ترکیه - دیگر هیچکدام تا حال حاضر نشده اند نیروهای شان در افغانستان را افزایش دهند. قوت های نظامی هسپانیه و زیلاند جدید در حال بیرون رفتن از افغانستان قرار دارند. حضور قوت های نظامی کانادا، پولند، آلمان، فرانسه، استرالیا و غیره در افغانستان قویا مورد مخالفت افکار عامه کشور های شان قرار دارند. به عنوان مثال گفته می شود که 85 % مردم در پولند با حضور قوای نظامی کشور شان در افغانستان مخالف هستند. نیروهای مربوط به کوریای جنوبی دیگر در افغانستان حضور ندارند و بیرون رفته اند. قرار داد همکاری نظامی لوجیستیکی قوای بحری چاپان با قوای امریکایی در رابطه به جنگ افغانستان پایان یافت و دوباره تجدید نشد. در نتیجه حکومت جاپان سوخت رسانی به قوای بحری امریکایی در بحر هند را متوقف ساخت و کشتی های قوای بحری اش را از بحر هند بیرون کشید. گرچه مجموع این تزلزلات هنوز در حدی نیستند که بتوان از بر هم خوردن ائتلاف بین المللی امپریالیستی و ارتجاعی در رابطه با جنگ افغانستان سخن گفت، ولی در هر حال دیگر از " شور و شوق " عمومی ائتلافیون امپریالیست و مرتجع خارجی که هر یک افغانستان را غنیمت بی درد سر تلقی میکردند و بخاطر تضمین سهم شان از آن و یا بخاطر خوشخدمتی بی بها به بارگاه امپریالیست های امریکایی، سرباز و افسر به این کشور می فرستادند و یا خدمات لوجیستیکی ارائه می کردند، خبری نیست و حد اقل تعدادی از آنها بیرون رفته اند و دیگرانی نیز راه گریز می جویند. حتی در میان نیروهای امریکایی، به دلیل مخالفت با جنگ و یا ترس از کشته شدن، تا حال چندین مورد فرار از جبهه صورت گرفته است. چنانچه در تظاهرات وسیع ضد جنگ که چندی قبل از کانادا صورت گرفت و در آن چندین هزار نفر شرکت کرده بودند، یک نفر نظامی امریکایی نیز سخنرانی نمود. این فرد در اعتراض به جنگ در افغانستان، صفوف ارتش امریکا را ترک کرده و به کانادا پناهنده شده است.
اما علیرغم این مسائل، تعدادی از کشور هایی که درافغانستان نیرو دارند، اخیرا یا اقدام به افزایش نیروهای شان کرده اند و یا گفته اند که به زودی نیروهای شان را در افغانستان افزایش خواهند داد. در راس همه آنها ایالات متحده امریکا و برتانیه به عنوان دو قدرت درجه اول و درجه دوم اشغالگر در افغانستان قرار دارند. ترکیه نیز اعلام کرده است که نیروهایش را در افغانستان افزایش خواهد داد. ولی علاوه ازینها، کشور های اصلی دیگر عضو ناتو حاضر نیستند به این کار تن در دهند. اما چند کشور دیگری که در افغانستان نیرو دارند، گفته اند که نیروهای شان در افغانستان را افزایش خواهند داد. در میان اینها البانیه و آذربایجان قرار دارند، که فعلا اولی کمتر از 150 نفر و دومی کمتر از 50 نفر نیرو در افغانستان دارند. در هر حال، این خود وجه دیگری از تشدید جنگ و به عبارت دیگر ناکامی اشغالگران در خاتمه بخشیدن به جنگی است که چند سال قبل پایان آنرا اعلان کرده بودند.
البانیه و آذربایجان از جمله کشور های اسلامی محسوب می شوند. در میان کشور های اسلامی، علاوه از این دو کشور، فقط ترکیه در افغانستان نیرو دارد. ترکیه یگانه عضو پیمان ناتو در میان کشور های اسلامی است، در حالیکه البانیه و آذربایجان عضو این
پیمان نیستند.
نیروهای اشغالگر خارجی امپریالیستی و ارتجاعی :
26 کشور عضو پیمان ناتو در چوکات نیروهای " ایساف " در افغانستان حضور نظامی دارند. اینها عبارت اند از:
1- ایالات متحده امریکا، 2- برتانیه، 3- کانادا، 4- ترکیه، 5- ایتالیه، 6- جرمنی، 7- فرانسه، 8- هسپانیه، 9- رومانیه، 10- هالند، 11- بلجیم، 12- دنمارک، 13- ناروی، 14- پرتگال، 15- هنگری، 16- لیتوانیه، 17- بلغاریه، 18- چک، 19- سلوانیه، 20- یونان، 21- سلواکیه، 22- آیس لند، 23- پولند، 24- لتویه، 25- سلواکیه، 26- لوکزامبورک.
اما نیروهای "ایساف " محدود به قوت های مربوط به اعضای ناتو نیست. 11 کشور دیگر که اعضای ناتو نیستند نیز در چوکات نیروهای ایساف در افغانستان حضور نظامی دارند. اینها عبارت اند از:
1- استرالیا، 2- اطریش، 3- آلبانیه، 4- آذربایجان، 5- سویدن، 6- آیرلند، 7- سویس، 8- کروشیه، 9- فنلند، 10- مقدونیه، 11- زیلند جدید.
اخیرا ناتو دست تمنا به سوی کشور های اسلامی دراز کرده و از آنها خواسته است که به افغانستان نیرو بفرستند. چنانچه گفتیم سه کشور اسلامی از قبل در این کشور نیرو دارند. البته گمان نمی رود که در مورد جابجایی نیروهای نظامی کشور های اسلامی همسایه افغانستان و همچنان عربستان سعودی میان مجموع امپریالیست ها و دست نشاندگان و وابستگان شان توافق نظر به وجود بیاید. ولی در مورد نیروهای سائر کشور های اسلامی در واقع از قبل تا حدی اعلام توافق شده و حتی درینمورد درخواست هایی به عمل آمده است. موضوع جابجایی نیروهای کشور های اسلامی بجای نیروهای کشور های غربی در افغانستان در ابتدا به عنوان بخشی از طرح آشتی میان رژیم کرزی و کل اپوزیسیون اسلامی آن مطرح گردیده بود. تسلیم شده های سرشناس طالبان سابق مثل وزیر خارجه امارت اسلامی طالبان و نماینده آن در ملل متحد نیز این موضوع را به عنوان راه حلی مطرح کرده بودند و بر علاوه محافلی از پاکستانی ها نیز روی آن انگشت گذاشته بودند. این موضوع در جرگه صلح منطقوی نیز توسط بعضی از نمایندگان پاکستان مطرح گردید. اکنون با طرحی که ناتو به میان کشیده است نیروهای کشور های اسلامی، نه به عنوان جانشین نیروهای امریکا و ناتو بلکه به عنوان همکار آنها در افغانستان باید بیشتر از پیش گسترش یابد، دقیقا همانند نیروهای نظامی ترکیه، آذربایجان و البانیه که هم اکنون در افغانستان حضور دارند.
در واقع امریکا، انگلیس و سائر متحدین غربی آنها نمی توانند اجازه دهند که کنترل مسائل نظامی افغانستان به نیروهای نظامی کشور های اسلامی واگذار گردد. از لحاظ توانمندی نظامی و مالی، غیر از پاکستان، ایران و عربستان سعودی، که نقش نظامی رسمی و مستقیم شان در افغانستان مورد منازعه است، هیچکدام از کشور های اسلامی دیگر توان اعزام مستقل نیرو به افغانستان را ندارند. البته می توانند نیرو اعزام کنند، اما باید این نیروها توسط سائر کشور ها، و به احتمال قریب به یقین توسط امریکا و سائر قدرت های غربی اشغالگر، از لحاظ مالی تامین گردند. با توجه به این موضوع جانشین سازی نیروهای کشور های اسلامی بجای نیروهای امریکا و ناتو در افغانستان زمینه عملی نیز نمی تواند داشته باشد.
مجموع نیروهای به اصطلاح آیساف در افغانستان، مطابق به احصائیه های داده شده، فعلا تقریبا چهل هزار ( 40000 ) نفر و نیروهای امریکایی در " آیساف " بیشتر از پانزده هزار ( 15000 ) نفر هستند. به همین جهت چه موقعیکه افسران امریکایی فرماندهی عمومی " آیساف " را بر عهده داشته باشند و چه موقعی که نداشته باشند، همین نیروهای امریکایی اند که نقش تعیین کننده در میان مجموع نیروهای " آیساف " بر عهده دارند. این نیروها در صورت ضرورت در چوکات نیروهای " ائتلاف بین المللی ... " نیز برای اجرای عملیات نظامی بسیج می شوند. به این ترتیب با وجودی که از لحاظ به اصطلاح رسمی نیروهای امریکایی در " قوای انتلاف بین المللی ..." بیشتر از 10000 نفر وانمود می گردد، اما تمام نیروهای امریکایی در افغانستان که فعلا در حدود 26000 نفر هستند می توانند در عملیات های نظامی مربوط به " قوای ائتلاف بین المللی ... " بسیج شوند.
احصائیه هائی که توسط مقامات رژیم دست نشانده و افسران قوای اشغالگر داده می شوند، مجموع " نیروهای ائتلاف بین المللی ... " در افغانستان را فعلا در حدود 15000 نفر نشان می دهند. دو سوم مجموع این نیروها را قوای امریکایی و یک سوم باقیمانده را قوای سائر کشور های ناتو تشکیل می دهند. در میان تمامی کشور هایی که عضو ناتو نیستند صرفا استرالیا در چوکات " نیروهای ائتلاف بین المللی ..." در افغانستان نیرو دارد. بر علاوه قوت های نظامی تمامی کشور های عضو ناتو که در چوکات " آیساف " در افغانستان نیرو دارند نیز در " نیروهای ائتلاف بین المللی ... " شامل نیستند. مهم ترین کشور هایی که در چوکات " نیروهای ائتلاف بین المللی ... " در افغانستان نیرو دارند، بعد از ایالات متحده امریکا، عبارت اند از: برتانیه، کانادا،استرالیا و هالند.
در ابتدای اشغال افغانستان، مطابق به احصائیه های مطرح شده توسط اشغالگران و رژیم پوشالی، مجموع نیروهای مربوط به " آیساف " در حدود 5000 نفر بر آورد می شد که صرفا در شهر کابل متمرکز بودند. اکنون که مجموع نیروهای " آیساف " به 40000 نفر میرسد، می توان گفت که این نیروها در ظرف شش سال گذشته 700 % افزایش یافته اند و فعلا هشت برابر مجموع نیروهای اولیه هستند.
" نیروهای ائتلاف بین المللی ..." در ابتدای اشغال افغانستان 15000 نفر بر آورد می شد. بعدا تعداد آنها به 20000 نفر بالا رفت. اکنون باز هم تعداد آنها همان 15000 نفر اولیه بر آورد میشود و افزایشی را نشان نمی دهد.
در ابتدای اشغال افغانستان صرفا " نیروهای اتئلاف بین المللی ... " و " ایساف " در افغانستان حضور داشتند. اما طی سال های بعد " تیم های باز سازی ولایتی " ( PRT ) و گروپ های مسلح " کمپنی های امنیتی خصوصی " امریکایی نیز در افغانستان جابجا شدند.
" تیم های باز سازی ولایتی " کلا مربوط به کشور های عضو ناتو هستند و در تمامی ولایات افغانستان حضور دارند. افراد اصلی شامل در این تیم ها همه صاحبمنصبان نظامی اند ولی یونیفورم به تن ندارند. هر یک از این تیم ها یک تعداد محافظین مسلح یونیفورم دار دارد. تعداد افراد بی یونیفورم و یونیفورم دار شامل درین تیم ها حالت ثابت ندارد و از یک ولایت تا ولایت دیگر فرق می نماید. بطور تقریبی تعداد مجموعی افراد شامل در این تیم ها در حدود پنج هزار ( 5000 ) نفر هستند.
این تیم ها وظایفی را که در رابطه با "
باز سازی " بر عهده دارند، همه جانبه
است، یعنی نه تنها برنامه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را در بر می گیرد، بلکه مستقیما مسئولیت رهبری " باز سازی نظامی " در رابطه با نیروهای پولیس رژِیم را نیز در ولایات شامل می گردد. این تیم ها " مسئولیت " آموزش افراد تازه جلب شده به صفوف پولیس را بر عهده دارند و در واقع قومندانی های امنیه ولایات را تحت کنترل و نفوذ خود دارند. علاوتا اینها در تمامی کار های اداری و نصب و عزل متخصصین خارجی در ادارات دولتی در ولایات مداخله می کنند. به این ترتیب این تیم ها در واقع امور اداری و امنیتی ولایات را تحت کنترل دارند و در عزل و نصب والیان تصمیم گیرنده اصلی محسوب می شوند.
در پهلوی تمامی این " وظایف " و " مسئولیت " های اشغالگرانه، وظیفه مهم دیگری را که این تیم ها بر عهده دارند، جاسوسی برای دولت های متبوع شان است. این جاسوسی مخفیانه و پنهانی نیست و بطور آشکار و علنی صورت می گیرد و به اصطلاح شکل قانونی دارد. آنها همه چیز را به دولت های متبوع شان گزارش می دهند.
تعداد مجموعی افراد گروپ های مسلح " کمپنی های امنیتی خصوصی " امریکایی مستقر در افغانستان ثابت نیست، ولی بطور کلی در حول و حوش پنجهزار ( 5000 ) نفر دور می زند. این گروپ ها " وظایف امنیتی " گوناگونی از قبیل گشت زنی در شاهراه ها، بدرقه کاروان های تدارکاتی، " تامین امنیت " مراکز و شخصیت های خارجی و افغانستانی تا سطح " تامین امنیت " کرزی و غیره را در چوکات زمانبندی های مختلف به تیکه می گیرند. تمامی افراد شامل در این گروپ ها امریکایی نیستند. صاحبمنصبان آنها در مجموع امریکایی اند ولی پرسونل صفوف آنها هم امریکایی اند و هم از سائر کشور ها. مثلا یک تعداد سرباز اجیر نیپالی در صفوف آنها شامل هستند و تا حال تلفاتی را نیز متقبل شده اند. " کمپنی های امنیتی خصوصی " امریکایی به جلب و جذب افغانستانی ها نیز در صفوف گروپ های شان می پردازند. افرادی را که آنها جلب و جذب می کنند معمولا جنایتکاران مربوط به گروپ های جهادی مختلف هستند. به این ترتیب می بینیم که مجموع نیروهای اشغالگر فعلا به شصت و پنج هزار نفر می رسند، به
ترتیب ذیل :
1 - نیروهای مربوط به " ایساف " شامل
نیروهای ناتو و کشور های بیرون از ناتو – 40000 نفر
2 – نیروهای مربوط به " ائتلاف بین المللی ... " – امریکایی و غیر امریکایی - 15000 نفر
3 – نیروهای مربوط به " تیم های باز سازی ولایتی ( PRT ) - 5000 نفر
4 – گروپ های مربوط به " کمپنی های امنیتی خصوصی امریکایی " - 5000 نفر
--------------
مجموعه
65000 نفر
با توجه به این رقم، باید گفت که در حال حاضر تعداد مجموعی نیروهای اشغالگر مستقر در افغانستان، 25 / 3 برابر تعدادی است که در ابتدای اشغال افغانستان به این کشور داخل شده بودند. چنین حالتی در مجموع در عراق وجود ندارد. در آنجا با وجودی که در مقاطع معینی تعداد نیروها افزایش می یابد اما در مجموع یک سیر رو به کاهش را نشان می دهد و در حال حاضر تعداد آنها نصف تعدادی است که در ابتدای جنگ عراق به آن کشور وارد شده بودند.
گرچه اشغالگران و رژیم دست نشانده این موضوع را پنهان نمی کنند و آنرا علامتی از " تعهد جامعه جهانی " در قبال افغانستان وانمود میسازند، اما سعی دارند فیصدی افزایش نیرو ها را کم نشان دهند. آنها اجمالا " تیم های بازسازی ولایتی " و گروپ های مسلح " شرکت های امنیتی خصوصی " امریکایی را در لیست قوت های اشغالگر شامل نمی سازند، در حالیکه چنانچه قبلا دیدیم تعداد مجموعی آنها رویهمرفته به ده هزار ( 10000 ) نفر می رسد. بر علاوه افزایش نیروهای مربوط به " ایساف "، مخصوصا بخش نیروهای مربوط به " ناتو "، را کم نشان می دهند.
تغییر مهمی از لحاظ فرماندهی و نقش نظامی بخش های مختلف نیروهای اشغالگر امپریالیستی و ارتجاعی در افغانستان نسبت به ایام ابتدای اشغال افغانستان توسط این نیرو ها به وجود آمده است. در طول مدت چهار سال، از زمان تجاوز به افغانستان و اشغال این کشور توسط نیروهای اشغالگر امپریالیستی و متحدینش به بعد، این نیروهای مربوط به " ائتلاف بین المللی ... " بودند که بخش تعیین کننده نیروهای اشغالگر در افغانستان را تشکیل می دادند و کلا فرماندهی عملیات های نظامی را بر عهده داشتند. اما از دو سال به اینطرف این حالت بهم خورده است. حالا این نیروهای ناتو اند که بخش تعیین کننده نیروهای اشغالگر در افغانستان را تشکیل می دهند و فرماندهی عمومی عملیات های نظامی را بر عهده دارند. این نیروها که مجموعا تعداد آنها به سی و هشت هزار ( 38000 ) نفر می رسند، تقریبا 95 % کل نیروهای " آیساف " را تشکیل می دهند. البته تمامی واحد های نظامی مربوط به کشور های مختلف ناتو در عملیات های نظامی تهاجمی سهم نمی گیرند و در مناطق جنگ زده مستقر نیستند.
اما علیرغم این تغییر در فرماندهی و نقش نظامی بخش های مختلف نیروهای اشغالگر در افغانستان، کماکان نیروهای امریکایی نقش عمده و تعیین کننده دارند. در واقع فرقی که به وجود آمده این است که قبلا نیروهای امریکایی در چوکات " نیروهای ائتلاف بین المللی ... " رهبری و هژمونی نظامی اش در افغانستان را اعمال می کرد و فعلا در چوکات نیروهای ناتو اعمال می نماید.
نیروهای نظامی رژیم دست نشانده :
نیروهای نظامی رژیم دست نشانده یک نیروی کاملا پوشالی دست پرورده اشغالگران امپریالیست است. به جرئت می توان گفت که در تاریخ افغانستان هرگز چنین نیروی حکومتی دست پرورده اشغالگران وجود نداشته است. در زمان انگلیس ها، آنها هیچگاه برای تشکیل یک نیروی نظامی دست پرورده در افغانستان اقدام نکردند و صرفا به امیران دست نشانده کمک های تسلیحاتی و مالی نظامی می کردند. در زمان اشغال افغانستان توسط سوسیال امپریالیست های شوروی دست پروردگی نیروی نظامی حکومتی تا سطح پرورش و تربیت بخشی از صاحبمنصبان اردو و پولیس توسط آنها و تسلیح نیروی مذکور توسط سلاح های فروخته شده بالای حکومت وابسته و دست نشانده وقت بود. اما تعلیم و تربیه اکثریت صاحبمنصبان اردو و پولیس و تمامی افراد صفوف اردو و پولیس( سربازان ) توسط خود صاحبمنصبان حکومتی پیش برده می شد. ولی قوت های مسلح رژیم دست نشانده کنونی بصورت تمام و کمال و سر تا پا یک نیروی دست پرورده اشغالگران است. تمامی افسران و سربازان این قوت ها توسط اشغالگران آموزش داده می شوند و تمامیت موجودیت و فعالیت آنها متکی و وابسته به کمک های اشغالگران است. سلاح ها و تجهیزات جدیدی که در اختیار این نیروها قرار می گیرد تقریبا همه " اهدایی " اشغالگران است و به ندرت خریداری شده است.
این نیروها از خود کدام استراتژی جنگی ندارند و در جنگ ها از لحاظ استراتژیک بصورت تمام و کمال و از لحاظ تاکتیکی عمدتا به عنوان نیروهای ضمیمه قوت های اشغالگر و تحت قومنده آنها عمل می کنند.
طبق ادعاهای رژیم، مجموع قوای پولیس پوشالی به هفتاد هزار ( 70000 ) نفر و مجموع قوای اردوی پوشالی تا حال به پنجاه هزار ( 50000 ) نفر رسیده است و قرار است تا ختم سال جاری شمسی، اردوی هفتاد هزار ( 70000 ) نفری فیصله شده در جلسه بن تکمیل گردد. اما مقامات بلند پایه رژیم، به شمول کرزی و وزیر دفاع حکومت پوشالی، پیوسته از این می نالند که اردوی هفتاد هزار ( 70000 ) نفری برای تامین امنیت در افغانستان کفایت نمیکند و حد اقل باید تعداد افراد اردو به یکصد و پنجاه هزار ( 150000 ) نفر برسد. آنها این موضوع را پنهان نمی کنند که فیصله تشکیل یک اردوی هفتاد هزار ( 70000 ) نفری برای رژیم در جلسه بن، مبتنی بر این خوشبینی بود که جنگ در افغانستان پایان یافته و این کشور به یک اردوی بزرگ نیاز ندارد؛ اما سیر حوادث طی چند سال گذشته ثابت ساخت که آن خوشبینی مبتنی بر واقعیت نبوده است.
علیرغم صرف میلیارد ها دالر برای تعلیم، تمویل و تجهیز اردو و پولیس رژیم توسط امپریالیست های امریکایی و سائر اشغالگران، از جمله ایجاد چند قول اردو در پکتیا، قندهار، هرات و مزار توسط امریکایی ها، نه تنها افسران عالیرتبه اردو و پولیس پوشالی بلکه حتی وزرای دفاع و داخله رژیم دست نشانده از بی کیفیتی تجهیزات نظامی و کمبود مهمات ناله می نمایند. در واقع در عرصه نظامی نیز، همانند سائر عرصه ها، خورد و برد وسیعی هم توسط خارجی ها و هم توسط مقامات رژیم در جریان است و قسمت عمده پول های اختصاص داده شده به تجهیز اردو و پولیس رژیم، قبل از آنکه به تجهیزات و مهمات نظامی مبدل گردد، راه سرازیر شدن به جیب های شخصی حکام عالیرتبه خارجی و داخلی را در پیش می گیرد.
درینمورد به عنوان مثال میتوان به خرید چند هزار میل سلاح سبک بلغاریایی توسط وزیر داخله سابق رژیم ( جلالی ) برای قوای پولیس رژیم اشاره کرد. این سلاح سبک که شبیه به کلاشینکوف است، در میان خود افراد پولیس رژیم به " غولک " معروف شده است و افراد پولیس در موقع عملیات از تحویل گیری آن ابا می ورزند. این سلاح فقط در داخل پوسته های پولیس، حوزه ها و قرار گاه های بزرگتر آنها موجود است ولی بطور عموم مورد استفاده قرار ندارد، اما افراد پولیس به حساب این سلاح گویا در داخل قرار گاه های شان مسلح " تشریف " دارند.
بخش نسبتا مهم قوای 70000 نفری پولیس رژیم را افراد قراردادی تشکیل می دهند، به ویژه در ولایات و مناطق اطراف. یک بخش از این افراد بدون رعایت هیچگونه معیاری توسط صاحبمنصبان پولیس جلب و جذب می گردند و پس از یک دوره آموزشی کوتاه چند هفته یی توسط " تیم های باز سازی ولایتی ( پی آر تی ) در پوسته ها و حوزه های پولیس توظیف می گردند. بخش دیگر آنها تفنگچی های سابق مربوط به جنگ سالارانی اند که خود شان در درجات مختلف صاحبمنصبی پولیس قرار دارند.
در سطح حوزه ها و قرارگاه های پولیس در ولایات کمتر حوزه و قرارگاهی وجود دارد که دارای افراد ثابت باشند. در موارد بسیاری هر صاحبمنصب پولیس مجبور است که برای حوزه یا قرار گاه خود به جلب و جذب افراد بپردازد. افرادی که به این ترتیب یونیفورم پولیسی به تن می کنند غالبا انگیزه هایی غیر از " تامین امنیت " و خدمت به رژیم دارند، درست مانند افسران شان. طبیعی است که میزان فرار از خدمت در میان این افراد بسیار بالا باشد. در صورتیکه آنها بتوانند کار بهتر دیگری پیدا نمایند، بنا به دلایلی از افسران شان ناراض شوند و یا زمینه نیابند تا دست به چور و چپاول بزنند، از خدمت فرار می کنند.
می توان تخمین زد که تعداد این فراریان از ابتدای تشکیل پولیس جدید رژیم – که به اصطلاح پولیس ملی خواهنده می شود – تا حال به ده ها هزار نفر می رسد. تعداد زیادی ازین فراریان کماکان حاضر محسوب می گردند و معاشات و مخارج شان حواله می گردد. تعداد دیگری از آنها که فرار شان گزارش داده می شود معمولا مفرور همراه با سلاح و مهمات وانمود می گردند، خواهی سلاح و مهمات مربوطه شان را با خود برده باشند یا نبرده باشند.
به علت بی بندو باری در اجرای عملیات ها و گشت زنی ها و همچنان سطح نازل تعلیمات نظامی، میزان تلفات افراد قراردادی پولیس در جریان عملیات های نظامی زیاد است، اما معمولا به باز ماندگان کشته شدگان خساره ای پرداخت نمی شود. ظاهرا در اصل قرار داد ماده ای درینمورد وجود ندارد. بازماندگان کشته شدگان در لیست " بازماندگان شهدا" داخل می گردد تا بتوانند همان پول حد اقلی را که سائر " بازماندگان شهدا " می گیرند، اینها نیز دریافت کنند. اگر این افراد در جریان عملیات ها معیوب گردند، باز هم ظاهرا کدام قرار داد ویژه ای با حکومت ندارند تا برای شان خساره پرداخت گردد. آنها به جمع سائر معیوبین و معلولین می پیوندند تا همان معاش 160 افغانیگی ماهانه را اخذ نمایند! با توجه به این وضعیت است که معمولا افراد بی بند و بار و رانده شده از فامیل ها و خانواده ها و یا افراد بی خانواده و بی فامیل به جمع افراد قراردادی پولیس می پیوندند. صاحبمنصبان پولیس نیز ترجیح می دهند اینگونه افراد را جلب و جذب نمایند تا استفاده جویی های خود شان بیشتر زمینه داشته باشد.
بخش دیگری از نیروهای پولیس رژیم را ملیشه های قومی تشکیل می دهند. این ملیشه ها که در بعضی از مناطق سرحدی پشتون نشین کشور بنام اربکی یاد می گردند، در اصل نیروهای قبیله یی تحت رهبری متنفذین قبایل هستند. شامل ساختن این ملیشه ها در تشکیلات پولیس رژیم همیشه باعث بروز جنجال و تشنج میان شوونیست های پشتون و مرتجعین غیر پشتون در درون رژیم بوده است و به همین جهت زیاد گسترش نیافته است. گروه های ملیشه اربکی افرادی را در بر می گیرند که هیچگونه تعلیمات نظامی رسمی دولتی در زمان رژیم کنونی ندیده اند و تعلیمات آنها همان تعلیمات نظامی سنتی قومی و قبیله یی و یا تعلیماتی است که در دوران مقاومت ضد شوروی دیده اند. بعضا کل افراد شامل در این گروه های ملیشه و بعضا هم تعدادی از افراد آنها، همان ملیشه های مربوط به رژیم دست نشانده سوسیال امپریالیست ها هستند که از طریق پیوند های قبیله یی در خدمت اشغالگران و رژیم دست نشانده کنونی قرار گرفته اند.
گذشته از جنبه کیفی، قوای پولیس رژیم از جنبه کمی نیز در حدی نیست که ادعا می گردد. احصائیه ایکه رژیم دست نشانده و اربابان خارجی شان از مجموع قوای پولیس رژِیم می دهند به هیچوجه صحت ندارد. بخش مهمی ازین قوای 70000 نفری فقط در روی کاغذ و در لیست حوزه ها و قرار گاه ها وجود دارد. بطور مثال اگر تشکیلات یک حوزه پولیس پنجاه ( 50 ) نفر باشد، حد اقل بیست و پنج ( 25 ) نفر آن بطور دایمی بر سر پست های شان حاضر نیستند. معاش ایام غیابت این افراد میان آنها و افسران حوزه تقسیم می شود. در مواردی حتی افراد این حوزه ها صرفا در آخر هر ماه به حوزه مراجعه میکنند تا معاش شان را اخذ نمایند. طبعا آمر حوزه، البته در همکاری با سائر افسران حوزه مربوطه، نصف معاش ماهوار این افراد را به آنها می دهد و نصف دیگر را خود می گیرد. مکلفیت ثابت چنین افرادی در واقع این است که ماه یکبار به حوزه حاضری دهند و کتاب معاشات را امضا
نمایند.
کسی که بخواهد صاحبمنصب اردو شود باید رشوه چند هزار دالری بپردازد. این مبلغ بسته به موقعیتی که فرد در آنجا بخواهد توظیف گردد کم و زیاد می گردد. اما مبالغ رشوه در پولیس معمولا به حساب لک ها دالر و حتی میلیون ها دالر تا و بالا می شود. قیمت قومندانی امنیه ولایاتی که در مسیر حمل و نقل مواد مخدر قرار دارند معمولا به میلیون ها دالر محاسبه می گردد و از سائر ولایات به لک ها دالر. قومندانی های امنیه ولایات علاوه بر " در آمد های " مستقیم خود شان، بطور ماهانه از حوزه ها و قرار گاه های مربوطه شان فیصدی معینی از " در آمد های " آنان را می گیرند. آمریت این حوزه ها و قرار گاه ها حد اقل سالانه یکبار در معرض خرید و فروش قرار می گیرد. قیمت یک آمریت حوزه در مناطقی که در مسیر حمل و نقل مواد مخدر قرار دارند به لک ها دالر و در مناطقی که در مسیر حمل و نقل مواد مخدر قرار ندارند به ده ها هزار دالر محاسبه می گردد.
صفوف پولیس و اردوی رژیم پوشالی مملو از افراد معتاد به مواد مخدر است. در بهار امسال تمامی افراد یک پسته پولیس در اطراف ولایت غزنی بدون کوچکترین مقاومت و فیر حتی یک مرمی توسط طالبان دستگیر گردیده بودند. گفته می شود که هر 15 تن از افراد پولیس حاضر در این پسته تریاکی بوده و در موقع عملیات همه نشئه و بیخود بوده اند.
مورال جنگی نیروهای نظامی پوشالی نه تنها ضعیف است بلکه بطور روز افزونی در حال نزول قرار دارد. مجموع این نیروها از لحاظ عددی فعلا صد و بیست هزار نفر وانمود می گردد و طبق فیصله های " جلسه بن " قرار است تا یکصد و پنجاه هزار ( 150000 ) نفر افزایش یابد که با توجه به وضعیت فعلی افغانستان یک قوت بزرگ نظامی از لحاظ کمیتی محسوب می گردد. اما استنباط عمومی نه تنها در میان مبصرین نظامی بلکه حتی در میان توده های مردم این است که در صورت عدم موجودیت قوت های اشغالگر خارجی در افغانستان، این قوت نظامی دارای کمیت بزرگ حتی برای مدت کوتاهی نیز نخواهد توانست از موجودیت و حاکمیت رژیم دست نشانده دفاع نماید. در چنین صورتی رژیم پوشالی به سرعت فروپاشیده و از میان خواهد رفت.
ادامه دارد
