Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

انتخابات مجلس موسسان نیپال در میان  آشوب و اضطراب به تعلیق افتاد
22 اکتوبر – سرویس خبری جهانی برای فتح

شماره هجدهم                          دوره سوم                          قوس 1386 ( دسامبر 2007 )

با به تعویق افتادن غیر معینه انتخابات برای مجلس موسسان، بحران سیاسی ای که پس از خروج حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) از حکومت موقت در ماه سپتامبر شروع گردیده بود، قویا تشدید یافت.
انتخابات برای مجلس موسسان بخاطر تصمیم گیری در مورد شکل حکومت و آینده سلطنت جزء مرکزی موافقتنامه جامع صلح نوامبر 2006 بود. آن موافقتنامه در جنگ خلق یک آتش بس به وجود آورد و سرانجام در اوایل 2007 حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) را به درون یک حکومت موقت برد. در اصل انتخابات کمی بعد از آن متوقع بود. عاقبت برای جون آینده برنامه ریزی شده بود، ولی بعدا تا 22 نوامبر به تعویق افتاد. مادامی که حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) مطالبات دو گانه اش را مطرح نمود، این تاریخ نیز برای انتخابات بی اعتبار گردید. حزب مطالبه نمود که:  سلطنت به صورت فوری و قبل از انتخابات مجلس موسسان بر انداخته شود و انتخابات مجلس موسسان بر پایه تناسب نفوس صورت بگیرد تا نمایندگی ملیت های تحت ستم کشور و سائرین تامین گردد. البته حزب خواستش را برای برگذاری بر وقت انتخابات مجلس موسسان بیان کرد، ولی گفت که بدون یک جلسه ویژه پارلمان برای اتخاذ تصمیم در مورد اعلام جمهوریت و طرزالعمل انتخابات کاملا تناسبی، برگزاری انتخابات در 22 نوامبر ناممکن خواهد بود.

فیصله حزب در مورد در پیش گرفتن این راه در پنجمین جلسه وسیع کمیته مرکزی در ماه اگست به عمل آمد. در ماه سپتامبر وزرای مربوط حزب از حکومت استعفا نمودند. در یک گرد همایی برگذار شده در کتمندو، یکی از رهبران حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) بیان داشت : «  ما به منظور داشتن یک انتخابات واقعی مبارزه می کنیم، نه این نمایش ریاکارانه. » . « ما مقررات انتخاباتی اعلام شده توسط کمسیون انتخابات را نخواهیم پذیرفت و کلیت پلان های انتخابات جاری را درهم خواهیم شکستاند. »  بابورام باترای در تظاهرات توده یی گفت : « ما اعتراضات صلح آمیز براه خواهیم انداخت ، اما حق داریم با آنهایی مقابله نمائیم که کوشش  کنند از برنامه صلح آمیز ما جلوگیری نمایند. »
اکثر هیئت های سیاسی در نیپال تصدیق می کنند که انتخابات، حد اقل انتخابات سرتاسری و از بسیاری جهات درست، در رویارویی با اینگونه اپوزیسیون نمی تواند برگزار گردد. در پنجم اکتوبر، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) و احزاب فعال در پارلمان شاهی سابق مشترکا از صدر اعظم خواستند که انتخابات را تا تاریخ نامعلومی به تعویق بیندازد.
بعدا جلسه ویژه پارلمان نیپال برای رسیدگی به دو خواست حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) فرا خوانده شد. حزب کانگریس نیپال ، حزب سیاسی حاکم در تاریخ جدید نیپال ، که دو شاخه رقیب آن دوباره متحد شده اند، گفت که با بر اندازی سلطنت موافق است ، مگر تنها بعد از انتخابات مجلس موسسان و اینکه نمایندگی تناسبی را نمی پذیرد. حزب کمونیست نیپال – مارکسیست – لنینیست متحده ، حزب پارلمانتاریستی رهبری کننده دیگر، برای یک سازش فراخوان داد: اعلام فوری جمهوریت ( و به همین منظور خاتمه بخشیدن به سلطنت ) ، اما موکول کردن اجرای عملی آن تا انتخابات مجلس موسسان. جلسه برای چندین روز بخاطر مذاکرات بحالت تعلیق در آمد. از قرار معلوم آنها به بن بست رسیدند، زیرا وقتی که پارلمان دوباره احضار گردید، تنها پس از سه دقیقه جلسه آن به 29  اکتوبر، روز بعد از خاتمه ایام عید مذهبی نیپال، موکول گردید.                             به عبارت دیگر، در کشوری که، بنا به گفته پاراچندا صدر حز ب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) در جلسه ماه اگست، در مرز یک فرصت انقلابی بزرگ و یک مخاطره مخوف قرار دارد، پارلمانی که در طول زمان موجودیت خود کمتر کاری انجام داد، بهتر آن است که مطلقا هیچ کاری انجام ندهد، زیرا فیصله ها و تغییرات قاطع در سناریوی سیاسی اساسی در جای دیگری به عمل می آید.
بعضی از ناظرین نتیجه می گیرند که یک راه بیرون رفت، کودتای نظامی – به نفع شاه و یا با ظاهر بیطرفانه تر احیای ثبات، است. بطور مثال بی بی سی اینچنین اظهار عقیده می کند : « وضع شاه از نازلترین موقعیت عدم محبوبیت در حال بهبود یافتن است ... بسیاری از مردم { از قرار معلوم این، اعضای مهم طبقه حاکمه برتانیه را، که مجریان بی بی سی نمایندگی آنها را بر عهده دارد، در بر می گیرد } صحبت در مورد داخل شدن نیپال به یک دوره راستگرایی افراطی ( نظامی یا مورد پشتیبانی نظامیان ) یا دیکتاتوری چپ افراطی ( مائوئیستی ) را شروع کرده اند. آنها خونریزی میان ارتش و مائوئیست ها را که تعداد زیادی از اعضای شان را در کتمندو متمرکز کرده اند رد نمی کنند... تصادم نهایی میان ارتش و مائوئیست ها در کتمندو بیشتر از هر زمانی محتمل تر است .
این تهدید کودتا یک امکان واقعی و بزرگ است – بقدر کافی واقعی -  تا آن حدی که در 22 اکتوبر رئیس لوی درستیز های ارتش، روکمانگود کاتاوال، شایعات درینمورد را به تندی رد کرد. مائوئیست ها ادعا دارند که ارتش در حال تدارک برای کودتا است. این امر قابل توجه و آژیر دهنده است که بی بی سی حتی بخود زحمت نداد که مفکوره همچو جنایتی را محکوم نماید.
دلایل زیادی وجود دارد که چرا تا حال ارتش در صدد یک " زور آزمایی " نه برآمده است، گرچه ضروری نیست که در آینده نیز همچو شیوه ای را بکار بندد. گذشته از هر چیز، ارتش در شکست دادن جنگ خلق تحت رهبری مائوئیست ها ناکام گردید. همچنان گذاشت که امواج حرکت های توده یی در اپریل 2006 به جریان افتد و این وضعیت شاه را وادار کرد که پارلمانی را که منحل کرده بود دوباره فرا خواند. نه تنها شاه گیانیندرا بلکه ایالات متحده، برتانیه و سائر قدرت های امپریالیستی که در کشور دست داشتند، همچنانکه طبقات حاکمه هند، حد اقل در آن موقع بیمناک شدند که قوای ددمنش به تنهایی نمی تواند رژیم و سیستم اقتصادی و اجتماعی ای را که رژیم از آن نمایندگی میکند و مردم  را در بردگی و کشور را تحت کنترل قدرت های خارجی نگه می دارد، حفاظت نماید، این است که  آنها در وحله اول اجازه دادند که موافقتنامه صلح امضا شود.
در گزارشی از " گروپ بحران بین المللی " مستقر در بلجیم که توسط رهبران حکومتی غرب و مشاوران آنها رهبری میگردد، کوشش به عمل آمده است که این پیچیدگی ها در نظر گرفته شده و یک راه حل دیگر گونه پیشنهاد گردد.
" گروپ بحران بین المللی " هوشدار می دهد که وضعیت کنونی نیپال را در بهترین حالت می توان شکننده به حساب آورد. حمایت مردمی اولیه حکومت موقت در حال رنگ باختن است. عمدتا بخاطر اینکه این حکومت کمتر کاری برای ایجاد تحول در زندگی بسیاری از نیپالی ها انجام داده است.
این شکنندگی را چیزی بهتر از واقعات دشت مدهیش ( ترای ) ، که در طول مرز هند قرار دارد و در چند ماه گذشته نقطه مرکزی ناآرامی های خشونت آمیز بوده است، نشان داده نمی تواند. این واقعات را گروه های درخواست کننده برای ایجاد تغییر در قانون اساسی موقت و تشکیل جمهوری بر پایه خود مختاری برای منطقه، تحت رهبری داشته اند. بسیاری از آنها توسط مرتجعین مرتبط با شاه و نیروهایی در هند که در جستجوی بی اعتبار ساختن حکومت موقت و سر نگونی احتمالی آن هستند و مشخصا حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) را بخاطر ناکامی در اجرای تعهدی که درینمورد داده بود، مورد حمله قرار می دهند. در بد ترین واقعه، در حمله دسته جمعی بر سر مائوئیست ها در شهرک گوار در مارچ گذشته، 27 نفر کشته شدند. سفیر ایالات متحده و چهره های سیاسی هند، همه برای این واقعه کف زدند. گفته می شود که ترای مسکن تقریبا نصف نفوس نیپال می باشد، مردم قومیت های گوناگون را در بر می گیرد و زراعت آن، منطقه مذکور را در اقتصاد کشور نقش تعیین کننده ای می بخشد. 
سائر اعتراضات تند و شدید نیز از طرف گروه های محروم، مثل سائر اقلیت های ملی، دالیت ها ( " نجس ها " ) و زنان، به میان آمده اند. هیچ یک از آنها تحولات اساسی ای را که توقع داشتند، در موقعیت ستمدیگی شان مشاهده نکرده اند. 

آنگاه مسئله سیستم قضائی در میان است. تفسیر " گروپ بحران بین الملل " اینست که: « علیرغم تعهدات سی پی ای و تعهدات لفظی در مورد قضا، مصالح سیاسی بطور پیوسته تقدم یافته اند. در دوره انتقالی، ناکامی حکومت در غلبه بر فقدان گسترده اعتماد به سیستم قضایی و اقدامات علیه فرهنگ معافیت، به حقانیت و مشروعیت حکومت آسیب رسانده است.»   
گزارش تصدیق می نماید که تنها مائوئیست ها در حد قابل محاسبه ای شرایط موافقتنامه صلح را واقعا اجرا کرده اند، مخصوصا در مورد خلع سلاح ارتش رهائیبخش خلق، در حالیکه سائر احزاب، پارلمان و سائر ارگان های حکومت و ارتش خیلی اندک طبق شرایط قرار داد صلح عمل کرده اند.
گزارش می گوید که یکی از این « ناکامی ها در رفع نارسائی ها » نقض توافق در مورد فراهم آوری غذای مناسب، پناهگاه و کمک پولی برای آن اعضای ارتش رهائیبخش خلق تحت رهبری حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) بوده است که مطابق به موافقتنامه صلح، در داخل کمپ های مخصوص جابجا شده و سلاح های شان را تحت نظارت سازمان ملل متحد قرار داده اند. (باالاخره به تازگی پارلمان با واگذاری پول برای سه ماه معاش اعضای ارتش رهائیبخش خلق در قرارگاه ها موافقت نموده است. )
 یکی از افتضاحات مهم دیگر، ناکامی در اجرای وعدۀ داده شده برای تحقیقات رسمی در مورد سرنوشت مفقود شدگان توسط قوای مسلح در طی ده سال جنگ خلق است. همچنان حکومت در مورد خواست رسیدگی به قتل عام تظاهر کنندگان غیر مسلح توسط سلطنت و ارتش در جریان خیزش توده یی ماه اپریل 2006، ناکام گردیده است . تحقیقات بعدی در مورد مفقود شدگان حتی بیشتر از پیش رهبری ارتش را افشا و خشمگین نمود. بعد از آن فرماندهی موجود ارتش وسیعا مسئول قتل ها پنداشته می شود.
به نظر " گروپ بحران بین المللی « در راه پایان دادن به حالت شکنندگی، بازیابی مشروعیت رژیم و حفظ پروسه صلح، یک مانع دست و پا گیر، پا بر جا ماندن رفتار مائوئیست ها است، به ویژه مادامی که آنها ایده تغییر انقلابی را رها نکرده اند ( گرچه آنها می گویند که آنها انقلاب صلح آمیز می خواهند.) » گزارش تقصیر ناکامی در به سر رساندن معامله های بدست آمده در موافقتنامه صلح جامع و توجه به امور معقول مورد علاقه مائوئیست ها را بیشتر به دوش احزاب اصلی می اندازد: « توپ در میدان حکومت است. حکومت و احزاب موسس آن باید به تلاش شان برای برگرداندن مائوئیست ها به حکومت ادامه دهند.»
نمایندگان سفرای هفتگانه اتحادیه اروپا مقیم کتمندو و رئیس هیئت اعزامی سازمان ملل متحد در نگرانی " گروپ بین المللی بحران" در مورد به جریان انداختن پروسه صلح و یقینی ساختن برگزاری انتخابات، شریک هستند.  آنها در اوایل اکتوبر به رهبران احزاب اصلی درینمورد فرا خوان دادند.
اما این فقط یک جهت از سفارشات و طرق اتخاذ شده توسط آن مراکز قدرت خارجی است که عمیقا درین پروسه دخیل هستند. گزارش، بیدرنگ به بیان مجدد در مورد تداوم نقش مرکزی ارتش در هر گونه فرجام قابل قبول می پردازد. بازیکنان بین المللی نیرومند، در قدم اول هند و ایالات متحده، هنوز هم ارتش را آخرین وسیله دفاعی در برابر قدرتگیری ممکنه مائوئیست ها یا فروپاشی حکومت می دانند. اینکه آنها در مقابل هر ریفورم فوری حالت دفاعی می گیرند، فرماندهان محافظه کار را تشجیع و تشویق می نماید.
ارتش پیوند نزدیکی با سلطنت دارد. به همین جهت از میان بردن تاج و تخت گیانیندرا اینچنین مسئله آزار دهنده ای تبارز نمود. شاه کارآئی رسمی خود را از دست داده است و کلمه " شاهی " علامت سرنگونی ارتش سلطنتی را بر خود دارد، اما آنطوریکه گزارش نشان می دهد : « ارتش فرا تر از هر نوع کنترل دموکراتیک با مفهوم، خود مختار باقی مانده است. طرح به حاشیه راندن ارتش ارزش و اعتباری ندارد و از آن عمیقا دخالت مشکوک ارتش در سیاست به مشاهده می رسد. »  گروپ بحران بین المللی ادامه می دهد : « با توجه به اوضاع داغ سیاسی و وضعیت ضعیف امنیتی، بی ثبات کردن بزرگترین نیروی امنیتی بی فائده است. »
" گروپ بحران بین المللی " اخطار می دهد که : ولی ارتش به تنهایی قادر نیست یک حکومت پرو امپریالیست به وجود آورد. گزارش نتیجه گیری می نماید که: « خواست های مردمی برای تحول کنار نخواهند رفت و الزاما باید مورد توجه باشند..»
وظیفه ای را که امپریالیست ها برای پروسه صلح تعیین کرده اند عبارت است از نفی جنگ خلق و مفیدیت ها، مواد و مصالح و اعتبارایدئولوژیک – سیاسی آن. آنها نیازمند آراستن یک سیستم حکومتی همراه با تغییرات اندک، بدون کدام تحول اساسی و باور مند ساختن تعداد نسبتا کافی مردم  به این امر است که بدیل واقع بینانه ای در برابر سیستم آنها وجود ندارد. ارتش موجود به مثابه خدمتگذار آنها و قلب قدرت دولتی به موجودیت خود ادامه خواهد داد تا سیستم اجتماعی را – در آخرین تحلیل – در مقابل مردم حفاظت نماید.
ولی همین دولت، سیستم اجتماعی و نظم جهانی، دقیقا همان چیز هایی هستند که حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) جنگ خلق را برای سرنگونی آنها براه انداخت. همین امر واقعا قلب موضوع است. بر علاوه « خواست های مردمی برای تحول» که « کنار نمی روند» بطور واضح و آشکار همان چیزهایی بودند که آتش این جنگ را شعله ور ساختند.
کشور در آب های نامکشوف و متلاطم شناور است. در هفته ها و ماه های آینده تکلیف قطعی روشن خواهد شد.

 

بازگشت به صفحۀ اول