Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

جواب نامه های رسیده

شماره هجدهم                          دوره سوم                          قوس 1386 ( دسامبر 2007 )

پ. ج. - 16 جون
سلام !
آیا حزب شما بطور آشکار در داخل افغانستان فعالیت دارد یا خیر؟ هرگاه کسی بخواهد عضو حزب شما باشد چه خطری متوجه اش خواهد بود؟ نسبت علاقه شدید که به شعله جاوید دارم میخواهم پاسخ در این مورد داشته باشم.
**********
با سلام و درود متقابل !
اگر منظور تان از فعالیت آشکار در داخل افغانستان، فعالیت علنی باشد، باید بگوئیم که نخیر، حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در داخل افغانستان بطور آشکار فعالیت ندارد، بلکه مخفیانه فعالیت می نماید. حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در جمهوری اسلامی افغانستان نمیتواند فعالیت قانونی داشته باشد، چرا که مطابق به قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، کمونیست ها در این کشور از حق فعالیت سیاسی محروم هستند.
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان حزبی است که با اشغالگران و رژیم دست نشانده آنها مخالفت اصولی و جدی دارد و علیه آنها مبارزه می نماید. آنها به اینچنین حزبی اجازه فعالیت نمی دهند و موجودیت این حزب را غیر قانونی می
دانند.
با توجه به تمامی این مسائل، حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان فقط و فقط از طریق پیشبرد جنگ خلق و با اتکاء به نیروهای مسلح خود خواهد توانست علنا و آشکارا بیرق خود را بر افرازد و در میدان مبارزه قد علم نماید. فعلا حزب برای رسیدن به چنین موقعیتی مبارزه می نماید.
اما اگر منظور تان از فعالیت آشکار، فعالیت تاثیر گذار و ملموس باشد، باید بگوئیم که بلی، در همان سطحی که حزب می تواند – و بتواند – در داخل کشور فعالیت های مبارزاتی خود را پیش ببرد، فعالیت های مبارزاتی اش تاثیر گذار و ملموس است – و خواهد بود.
یقینا عضویت در حزبی که حاکمان خارجی و داخلی فعلی در افغانستان آنرا غیر قانونی می دانند، نمی تواند خالی از خطرات امنیتی باشد. در شرایط امروزی خطر دستگیری و زندانی شدن توسط اشغالگران و رژیم دست نشانده می تواند برای هر عضو حزب وجود داشته باشد. در شرایط دیگری که بتوانیم بیرق مبارزاتی مان را در میدان نبرد جنگ انقلابی بر افرازیم، یعنی شرایطی که هر عضو حزب باید آماده باشد که در جنگ شرکت نماید، خطر جانی یعنی شرکت در جنگ انقلابی و جانباختن در راه انقلاب و مردم و وطن نیز به وجود می آید. هر عضو حزب باید این خطرات را بجان بخرد، در غیر آن نمی تواند عضو این حزب باشد.

ش. ص. - 25 جون
سلام و احترامات به شما تقدیم است . لطفا اگر زحمت نمی شود جواب دهید که شما نام رهبر مائوئیست های عزیز را ننوشته اید. دیگر اینکه آقای مستمندی از کادر های شما لیست بیشتر از 2000 شعله یی ها را داده که در حزب اسلامی فعالیت کرده اند. آیا چنین یاور دیروزی امریکا کمونیست است. لطف نموده جواب بدهید اگر مشکل هم باشد برای شما . تشکر.
**********
احترامات متقابل ما را بپذیرید!
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان یک حزب راجستر شده و قانونی در نزد حاکمان خارجی و داخلی موجود در افغانستان نیست که بتواند نام رهبران و حتی کادر ها و اعضای خود را اعلان نماید.
آقای مستمندی نه تنها از جمله کادر های حزب کمونیست ( مائوئیست ) نیست، بلکه ما در مورد این شخص کدام شناخت مشخص و روشنی نیز نداریم و از کار نامه های خوب و خراب او نیز کاملا بی اطلاع هستیم.
**************************
اندریس از سویدن - 13 جولای
سلام ! به نظرم خیلی خوب است که یک حزب مائوئیست در افغانستان وجود دارد و فعالیت می نماید.
برای من یک چیز اعجاب بر انگیز بوده است. شما چقدر بزرگ هستید و تاریخ موجودیت مائوئیست ها در افغانستان
چقدر طولانی است؟
در کار تان موفق باشید!
*******************
با درود متقابل !
جنبش مائوئیستی افغانستان با تشکیل سازمان جوانان مترقی در سال 1344 ( 1965 ) به وجود آمد. سازمان جوانان مترقی جریان ( جنبش ) دموکراتیک نوین افغانستان را که بنام نشریه اش ( شعله جاوید ) معروف شد و در افغانستان بطور عموم بنام جریان شعله جاوید شناخته می شود.
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان که در اثر وحدت سه تشکیلات مائوئیستی افغانستان ( حزب کمونیست افغانستان، سازمان پیکار برای نجات افغانستان و اتحاد انقلابی کارگران افغانستان ) به وجود آمد، از لحاظ کمیتی زیاد کوچک نیست، اما در عین حال یک حزب بزرگ و دارای پایه های توده یی وسیع باالفعل نیز محسوب نمی شود. ولی جنبش مائوئیستی افغانستان بصورت باالقوه، چه از لحاظ سابقه تاریخی و چه از لحاظ مساعدت شرایط موجود، دارای پایه های توده یی وسیع و گسترده ای هست و حزب وظیفه دارد که در عین گسترش و استحکام روز افزون صفوف خود، این پایه توده یی باالقوه را به پایه توده یی باالفعل مبدل نماید.   

سر فراز باشید !

**************************
و. ش. - 15 جولای 2007
محترم سر دبیر شعله جاوید !
مطلبی در یک سایت خبری دیگر خوانده ام که مرا با قضیه بسیار مهمی که در آینده نزدیک اتفاق خواهد افتاد مواجه ساخته است.  تصمیم گرفتم این مطلب را برای شما بفرستم تا در ویب سایت تان نشر کنید تا مردم بتوانند در یابند که در کشور چه می گذرد. با بهترین تمنیات .
**********
با درود و سلام !
مطلب ارسالی شما را متاسفانه نمی توانیم در ویب سایت خود نشر کنیم، چرا که نشر آن با پالیسی نشراتی ما در تخالف قرار دارد. در شرایط فعلی که کشور مورد اشغال قوتهای اشغالگر امپریالیستی قرار دارد و یک رژیم دست نشانده بر مسند امور دولتی نشانده شده است، ما نباید موضوع ملیت ها را، علیرغم اهمیت آن ، عمده بسازیم و به مثابه موضوع محوری مبارزاتی مطرح نمائیم. مسئله ایکه در سند ارسالی شما مطرح گردیده است در ذات خود غلط نیست، ولی به شرطی که به عنوان یک مسئله تابع و درجه دوم مطرح گردد. متاسفانه در سند ارسالی شما به موضوع اشغال کشور و موجودیت رژیم دست نشانده حتی اشاره ای نیز صورت نگرفته است. به نظر حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان مبارزه علیه شوونیزم ملیتی طبقات حاکمه ملیت پشتون و ستم ملی برای تامین تساوی حقوق میان ملیت های این کشور، یکی از وظایف سیاسی مهم ما را میسازد. اما این مبارزه باید در تایعیت از محور عمده مبارزاتی، که در شرایط فعلی همانا مبارزه علیه اشغالگران و رژیم دست نشانده است، پیش برده شود. بگذار واضحا برای تان بگوئیم که چنانچه به این مبارزه توجه نیز صورت بگیرد ولی وظیفه عمده مبارزاتی کلا به فراموشی سپرده شود، نتیجه اش، آگاهانه یا نا آگاهانه، خدمتگزاری به اشغالگران و رژیم دست نشانده خواهد بود.
کامگار باشید !  
**************************
ج. ن. - 29 جولای 2007
من ج. ن. هستم . پدرم ن. س. یکی از اعضای حزب شعله جاوید بود . او توسط جنایتکاران خلقی و پرچمی به تاریخ 2 حوت 1357 دستگیر شد. ما تا حال هیچ خبری از او نداریم و نمی دانیم که وطنفروشانی که او را دستگیر کردند با او چکار کردند. امید وارم که شما درینمورد برایم معلومات بدهید.  نهایت ممنون خواهم شد. تشکر بسیار زیاد از شما.
با امتنان.
نامه دیگری از طرف همین دوست ما با عین مضمون به تاریخ 16 اگست 2007  نیز دریافت شده است.
**********
دوست عزیز ! قبل از همه باید برای تان بگوئیم که نه در موقع دستگیری پدر تان حزبی بنام حزب شعله جاوید وجود داشته است و نه قبل و بعد از آن. جریان شعله جاوید که در همان دهه چهل شمسی با انشعاب گروه پس منظر از آن، دو پارچه شد، در اوائل دهه پنجاه شمسی با انشعابات بیشتری مواجه شد و از هم پاشید. در موقع دستگیری پدر تان، تعداد زیادی از منسوبین سابقه این جریان در چند سازمان و تشکیلات جدا از هم تنظیم شده بودند و تعداد کثیری از آنها هم بدون برخورداری از تعلقات و تعهدات  تشکیلاتی بسر می بردند. اگر روشن شود که پدر شما به کدام تشکیلات سازمانی تعلق داشته است و یا بدون چنین تعلقاتی بوده است، کسب معلومات در مورد وی آسان تر خواهد بود. اگر شما بتوانید چنین معلوماتی برای ما فراهم نمائید، کار ما آسان تر خواهد شد.
در هر حال، پدر تان در اواخر سال 1357 توسط وطنفروشان خلقی و پرچمی دستگیر گردیده است و اینک سی سال از آن تاریخ می گذرد. در واقع پدر شما هم یکی از هزاران شعله یی دستگیر شده توسط مزدوران سوسیال امپریالیزم شوروی است که هرگز به خانه بر نگشتند. اگر انگیزه و جرئت انتقامگیری بر حق و اصولی دارید پا پیش بگزارید، در غیر آن صرفا با توسل به روابط خانوادگی و فامیلی داغ های دل خود و ما را تازه نسازید و زندگی تان را پیش ببرید.
**************************
ا. م. ر. آ. - 15 اگست
آقای عزیز ! من ویب سایت شما را یافتم و کمی در مورد اهداف تان مطالعه کردم. لذا می خواهم شما را از نزدیک ببینم و ملاقات نمایم . نمبر تیلیفون من ............  است. می خواهم شما را در ....  ملاقات کنم.
در اخیر موفقیت تان را می خواهم.
از طرف مخلص شما  ا. م. ر. آ.
**********
با درود های متقابل !
علاقمندی تان در مورد ملاقات و دیدار مستقیم با ما قابل قدر است. سعی خواهیم کرد بصورت اصولی و هر چه زود تر چنین ملاقات و دیداری صورت بگیرد. تا ان موقع برای شما لازم است که با استفاده از ویب سایت حزب، مطالعات تان در مورد اسناد حزب را پیش ببرید و در صورت ضرورت سوالات تان را با ما در میان بگذارید یا حد اقل پیش خود تان تنظیم کنید. برای اینکه بتوانیم با شما مستقیما در تماس شویم نیازمند آنیم تا حد معینی در مورد شما معلومات بدست بیاوریم. در هر حال نشانی تماس با شما را داریم. در موقع لازمه از نزدیک با شما ملاقات خواهیم کرد.
**************************
جورین ورستیج – 20 سپتامبر
به حزب کمونیست ( مائوئیست )
افغانستان !
کلمات خوبی در مورد امپریالیست های شوروی، در مورد بدکاری های شوروی علیه افغانستان و سائر مناطق جهان بر زبان می آورید.
اماایدئولوژی خود شما ( مائوئیزم ) راه بهتری نسبت به استالینیزم یا کمونیزم شوروی نیست. مائوتسه دون کشوری بنام تبت را اشغال کرد و مردمان بسیاری را کشت، و همانند اتحاد شوروی بر مردم چین ستم روا داشت، همانگونه که استالین در اتحاد شوروی روا داشته بود. از جمله بدی های استالیزم و مائوئیزم تجارب خجالت آور آنها در قبال دموکراسی و کلا ایده آل کمونیستی کارل مارکس است. من یقین دارم که مارکس هیچگاه یک دولت یک حزبی نمیخواست و هیچگاه نمیخواست که بر پرولتاریا دیکتاتوری اعمال گردد.
بردن کمونیزم در میان مردمی مثل مردم افغانستان آسان نیست. امید وارم کوشش نکنید این کار را از طریق خشونت انجام دهید. من به مثابه یک کمونیست دموکرات فکر میکنم که خشونت فقط موقعی باید بکار برده شود که شما اجازه نداشته باشید ایده آل های تان را برای عامه بیان کنید.
اما اگر شما برای حقوق دموکراتیک تان می جنگید، پس هیچگاه افراد ملکی را هدف قرار ندهید، بلکه تنها قوای سرکوبگر پولیس و اردو را مورد هدف قرار دهید. اما باز هم می گویم که فقط موقعی خشونت را بکار برید که در یک ملت آزاد دموکراتیک زندگی نمی کنید. بعد از انقلاب هرگز قدرت را تصرف نکنید، برای گرفتن قدرت از طریق انتخابات به مردم مراجعه کنید و برای تسلیم دهی قدرت به برنده انتخابات آمادگی داشته باشید هیچگاهی کوشش نکنید که انتخابات دموکراتیک را در کشور تان سبوتاژ کنید.
چرا این را می گویم ؟ زیرا کمونیست های بسیاری خلاف آنچه را که من درینجا بیان داشتم انجام داده اند. کمونیست های بسیاری بر ملت ها دیکتاتوری استالینی اعمال کرده اند. بنابرین اگر می خواهید که جهان شما را یک حزب ضد دموکراتیک نداند سعی کنید قدرت را از طریق انتخابات آزاد و دموکراتیک بدست آورید.
بخاطر سلوک سرمایه دارانه امریکایی از این کار خود داری نکنید. امریکا مزخرف است، اما آنها چیزی دارند که بسیاری مردم ندارند: آزادی ( تنها آزادی شخصی، از نگاه اقتصادی آنها بردگان بازار سرمایه داری هستند).
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان! پیکار شما برای سوسیالیزم در افغانستان را خوش اقبال میخواهم. اگر شما از طریق خشونت قدرت را بدست نگیرید، اگر شما آزادی بیان و آزادی مطبوعات را سرکوب نکنید، آنگاه یک حزب کمونیست دموکراتیک خواهید بود.
سر فراز باشید !
 با درود های سوسیالیستی !
***********
دوست عزیز !
حزب ما ارزیابی شما را در مورد مائو و مائوئیزم و همچنان استالین و - به قول شما استالینیزم - یک ارزیابی نادرست و غلط میداند. مائوئیزم سومین مرحله در تکامل ایدیولوژِی و علم انقلاب پرولتری است و خدمات مائو به  این ایدئولوژی و علم ادامه تکاملی خدمات مارکس و لنین است. نظر شما در مورد به اصطلاح اشغال تبت و تحمیل ستم  بر مردم چین توسط مائوتسه دون از ریشه غلط است. همچنان نظر شما در مورد استالین و حزب و دولت شوروی در زمان وی نیز عمدتا نادرست است. یقینا هیچ انقلاب ناب و خالصی نمیتواند وجود داشته باشد و در هر انقلابی اشتباهات و کمبوداتی می تواند بروز نماید. انقلاب شوروی و انقلاب چین در زمان استالین و مائوتسه دون نیز چنین بوده اند. اما اگر کسی مثل شما ادعای سوسیالیست بودن داشته باشد و به مارکس استناد نماید، ولی ارزیابی ای از استالین و مائوتسه دون به عمل آورد که در واقع همان ارزیابی تمامی امپریالیست ها و مرتجعین جهان از آنها است، صرفا به نفی مائو و استالین نپرداخته است، بلکه به نفی مارکس و مارکسیزم نیز پرداخته است. یگانه ادعای مشخصی که شما در مورد نظرات مارکس در نامه تان مطرح کرده اید این است که او هیچگاه یک دولت یک حزبی نمی خواست. بر مبنای همین اهمیت درجه اول قائل شدن به موضوع یک حزبی بودن یا چند جزبی بودن دولت، ادعای دیگری مبنی بر اعمال دیکتاتوری بر پرولتاریا در شوروی زمان استالین و چین زمان مائو را مطرح می نمائید. آیا واقعا نمی دانید که دولت چین در زمان مائوتسه دون یک دولت یک حزبی نبود و به این ترتیب بی اطلاعی تان را از تاریخ انقلاب چین به نمایش می گذارید؟ میان دیکتاتوری بر پرولتاریا و دیکتاتوری پرولتاریا تحت رهبری حزب پیشاهنگ پرولتری فرق اساسی وجود دارد ولی شما به آن توجه نمی کنید.       
موضوع محوری در انقلاب سوسیالیستی مورد خواست مارکس، چند حزبی بودن دولت انقلابی نیست. او در کتاب " مبارزه طبقاتی در فرانسه ..." می نویسد:
" این سوسیالیزم عبارت است از اعلام مداوم بودن انقلاب، اعلام دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا بمثابه نقطه گذار لازم به سوی امحای کلیه تمایزات طبقاتی، بسوی الغای تمامی مناسبات تولیدی که پایه این تمایزات را تشکیل می دهند، بسوی از میان بر داشتن کلیه مناسبات اجتماعی مرتبط با این مناسبات تولیدی  و بسوی انقلابی کردن کلیه ایده هایی که از این مناسبات اجتماعی ناشی میشوند. "
خشونت انقلابی چیزی نیست که باید صرفا برای بدست آوردن حق آزادی بیان و عقیده بکار گرفته شود.  خشونت انقلابی راه واژگون ساختن همه نظام اجتماعی موجود است. در آخرین جملات متن " مانیفیست حزب کمونیست " ، که نوشته مارکس و انگلس است و نه نوشته استالین و مائوتسه دون، به صراحت اعلام گردیده است:
" کمونیست ها عار دارند که مقاصد و نظریات خویش را پنهان سازند. آنها آشکارا اعلام می کنند که تنها از طریق واژگون ساختن همه نظام اجتماعی موجود ، از راه جبر، وصول به هدف هایشان میسر است. بگذار طبقات حاکمه در مقابل انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولتر ها در این میان چیزی جز رنجیر خود را از دست نمی دهند، ولی جهانی را بدست خواهند آورد."
همچنین در بخش دیگری از " مانیفیست حزب کمونیست " نیز درین مورد به صراحت بیان گردیده است :
" قدرت حاکمه سیاسی به معنای خاص کلمه عبارت است از اعمال زور متشکل یک طبقه برای سرکوب طبقه دیگر. هنگامیکه پرولتاریا بر ضد بورژوازی ناگزیر بصورت طبقه ای متحد گردد و از راه یک انقلاب ، خویش را به طبقه حاکمه مبدل کند و به عنوان طبقه حاکمه مناسبات کهن تولید را از طریق اعمال جبر ملغی سازد.... " ( مانیفیست حزب کمونیست به زبان فارسی – صفحه 69 – طبع و نشر جمهوری خلق چین)
ازینجا است که پذیرش و عدم پذیرش
دیکتاتوری پرولتاریا ، نه تنها با معیار های مائوئیستی و به قول شما استالینیستی بلکه مقدم بر آنها با معیار های لنینیستی و مارکسیستی، یکی از آن مسائل اصولی ایدئولوژیک – سیاسی است که کمونیست های راستین و رویزیونیست ها را از هم جدا می نماید.
و اما بطور مشخص در مورد حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان :
جنگ ما جنگی برای گدایی کردن حق آزادی بیان و عقیده از امپریالیست ها و مرتجعین نخواهد بود، بلکه جنگی خواهد بود برای واژگون ساختن نظام اجتماعی موجود یعنی نظام مستعمراتی – نیمه فئودالی یا نیمه مستعمراتی – نیمه فئودالی و بر قراری نظام دموکراتیک نوین برای گذار سریع به انقلاب سوسیالیستی . در شرایط مشخص کنونی ما ناگزیریم برای کسب استقلال افغانستان یعنی اخراج قوای اشغالگر امپریالیستی و سرنگونی رژیم دست نشانده راه خشونت و جنگ انقلابی را در پیش بگیریم. اگر نخواهیم تسلیم اشغالگران و دست نشاندگان شان شویم، غیر از این راه دیگری نداریم. به نظر ما برخورد شما به عنوان یکی از اتباع یک کشور امپریالیستی، مادامی که در نامه تان اصلا به این وظیفه عمده مبارزاتی حتی اشاره ای نمی نمائید، ولی فراموش نمی کنید که از مزایای دموکراسی امریکایی حرف بزنید، یک برخورد سوسیال امپریالیستی است.
مبارزه و جنگ ما برای پیروزی انقلاب دموکراتیک نوین است. دموکراسی مورد نظر ما دموکراسی پارلمانی بورژوایی نیست، بلکه دموکراسی مردمی است که نه مبتنی بر پارلمان بازی بلکه مبتنی بر شورا های مردمی است. درینمورد در برنامه حزب گفته می شود:
" ... حاكميت سياسي توده ها يا ديكتاتوري دموكراتيك خلق , شكلي از ديكتاتوري پرولتاريا و مبتني بر سيستم شوراهاي نمايندگان توده هاي وسيع خلق ها است. اين شوراها كه براساس يك سيستم انتخاباتي همگاني توده هاي وسيع خلق ها, بدون در نظر گرفتن تمايزات جنسي, مليتي , اعتقادي , آموزشي وغيره ميان آنها و سلب حقوق انتخاباتي از دشمنان آنها, در دهات, نواحي , ولسوالي ها, شهر ها, ايالات ونهايتاً درسراسر كشورتحت رهبري پرولتاريا بوجود ميآيند, ارگانهاي محوري قدرت انقلابي محسوب ميگردند. اين شورا ها علاوه از وضع قوانين نويني كه انعكاس دهنده منافع كارگران , دهقانان و سايرتوده هاي خلقهااست, ارگان هاي قدرت اجرايي و قضايي تحت رهبري پرولتاريا درتمام سطوح و در بخش هاي مختلف را انتخاب نموده و نظارت دايمي برآنها اعمال ميكنند. شوراهاي كارگران, شوراهاي دهقانان وشوراهاي سربازان ازاهميت اساسي برخورداربوده و موجوديت و فعاليت آنها اساس نظام شورايي را تشكيل ميدهد . 
نمايندگان شوراها درسطوح مختلف, براي دوره هاي معين انتخاب ميشوند؛ اما درصورتيکه توده ها بخواهند ميتوانند نماينده منتخب شان را قبل ازموعد معينه خلع نموده و نماينده جديدي انتخاب كنند .
سيستم قدرت درحاكميت توده يي مبتني برسانتراليزم دموكراتيك است. اين سيستم اراده جمعي توده هاي انقلابي تحت رهبري پرولتاريا را بطورمحكمي درخود متبلورميسازد و كليت توان و قوت مبارزاتي توده ها عليه دشمنان انقلاب را درخود جمع مينمايد.
چگونگي تشكيل و همچنان تركيب شورا هاي توده يي نظربه اوضاع مشخص هردوره از مبارزة انقلابي مشخص و معين ميگردد. در دوره اي كه هنوز پايگاه هاي انقلابي توده يي درمراحل ابتدايي شكلگيري خود قراردارند و هنوزمخفي و يا نيمه مخفي هستند, شورا هاي توده يي نيزشكل مخفي و نيمه مخفي خواهند داشت؛ ولي پس ازآنكه اين پايگاه ها وضع تثبيت شده اي پيدا كردند, متناسب با اين وضع, حالت مخفي و نيمه مخفي شورا هاي توده يي نيزتغييرخواهد كرد. تركيب اين شورا ها دردوره مقاومت ومبارزه عليه اشغالگران و رژيم دست نشانده مبتني بر شركت نمايندگان توده هاي شامل در مقاومت ملي مردمي و انقلابي و دردوره هاي جنگ داخلي مبتني بر شركت نمايندگان توده هاي رزمنده عليه ارتجاع حاكم خواهد بود. در دوره مقاومت عليه اشغالگران و رژيم دست نشانده , خاينين ملي و تسليم طلبان ازشركت در اين شورا ها محروم خواهند بود, درحاليكه در دوره هاي جنگ داخلي , طبقات فئودال و بورژوا كمپرادور بطوركلي وهمچنان عناصرضد انقلابي در مجموع حق شركت دراين شوراها را نخواهند داشت."
به ادامه این مطالب، در مورد تامين حقوق و آزادي هاي دموكراتيك سياسي و مدني افراد در برنامه حزب گفته می شود :  
" اين حقوق , شامل حق آزادي عقيده و
بيان, مطبوعات, اجتماعات, مسافرت, كار, انتخاب شغل , تحصيل, تشكيل احزاب سياسي, تشكيل اتحاديه هاي صنفي, مصئونيت مسكن, مكاتبه و مخابره بوده و مبناي آن مبارزات قاطع و سازش ناپذير عليه امپرياليزم, نيمه فئوداليزم و بورژوازي كمپرادور و همچنان مبارزه عليه شوونيزم جنسي و شوونيزم ملي است. قدرت انقلابي, عقايد مخالف را مورد سركوب قرار نميدهد. البته فعاليت سازمان يافته براي ضربه زدن به قدرت انقلابي و يا سرنگوني كلي آن درجهت احياي نظم ارتجاعي تحمل نخواهد شد."
در جنگ انقلابی، توده های مردم نمی توانند – و نباید – مورد هدف قرار بگیرند. در جنگ مورد نظر فعلی ما، یعنی جنگ مقاومت ملی مردمی و انقلابی که برای بر پایی ان در حال تدارک هستیم، صرفا نیروهای نظامی اشغالگر، نیروهای نظامی رژیم پوشالی، جواسیس اشغالگران و رژیم و همچنان مقامات اصلی اشغالگران و خائنین ملی مورد هدف خواهند بود.
در مورد مطالب مندرج در نامه شما می توان نکات بسیاری را مورد توجه قرار داد، ولی متاسفانه درینجا نمی توانیم بیشتر از این صحبت نمائیم. امید واریم در همین حد نیز حق مطلب ادا شده باشد.
**************************
ا. م. – 26 سپتامبر
سلام رفقا ! من ا. ف. یک فعال جنبش سوسیالیستی در اندونیزیا هستم . من ضرورت دارم که با گروپ شما تماس و رابطه داشته باشم. من در یکی از جزایر مناطق .... اندونیزیا زندگی می نمایم. رژِیم ارتجاعی و مزدور امپریالیزم امریکا حزب کمونیست اندونیزیا ( 1930 – 1965 ) را بطور کامل سرکوب کرد. ببخشید که انگلیسی من خوب نیست. من مائوئیست هستم و به تماس با گروپ های مائوئیست احتیاج دارم. تشکر از توجه تان. با همبستگی . .
**********
رفیق عزیز ! سلام های متقابل ما را بپذیرید! از علاقمندی شما برای تماس و رابطه با ما استقبال می نمائیم. سرکوبی به شدت خونین و وسیع حزب کمونیست اندونیزیا توسط رژیم ارتجاعی مزدور امپریالیزم امریکا که مدت بیشتر از چهار دهه از آن می گذرد، یکی از فصل های خونین سرکوبگری های مرتجعین و امپریالیست ها در جهان را تشکیل می دهد. در عین حال با تاسف باید بگوئیم که زمینه ساز این سرکوبگری نابود کننده مرتجعین و امپریالیست ها، انحرافات و اشتباهات ایدئولوژیک – سیاسی حزب کمونیست اندونیزیا بود. حزب کمونیست اندونیزیا، یا بهتر بگوئیم بقایای حزب کمونیست اندونیزیا، مدتی پس از این سرکوب یک انتقاد از خود به عمل آورد. چندی قبل به مناسبت چهلمین سالگرد انتقاد از خود حزب کمونیست اندونیزیا یک کنفرانس بین المللی دائر شده بود که حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان نیز در آن شرکت کرده بود.
در هر حال بهترین کاری که می توانیم برای تان انجام دهیم این است که رابطه تان را با آن رفقایی از اندونیزیا تامین کنیم که برای احیای حزب کمونیست اندونیزیا فعالیت و مبارزه می نمایند.      سر فراز باشید ! 
**************************
س. م. – 4 اکتوبر
سلام !
امید وارم شما و فامیل تان کاملا خوب باشید . وقتی که سایت شما را دیدم تعجب کردم که شعله یی ها هنوز هم فعال هستند. چون من تنها با کسانی در مورد گروپ شما حرف زده ام که به شما تعلق نداشته اند، فقط خواستم چند پرسش از خود شما در مورد مسائلی به عمل آورم که می خواهم در مورد آنها بدانم.
- چرا شما لنینیست های حزب دموکراتیک خلق افغانستان و بنیاد گرایان گروپ های مختلف وحشی مجاهدین را در یک ردیف قرار می دهید؟
- شما اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان را کمونیست های دروغین میخوانید. این درست نیست و من فکر می کنم شما هم این را میدانید، اما چرا کوشش نمی کنید که به آنها نزدیک شوید. منظورم این است که رژیم کوریای شمالی هم به مائوئیست های چین نزدیک است! کمونیزم مثل آب است و شکل آن توسط هر جامعه مشخص ساخته می شود.
-  آیا این درست است که شما مردم مشکلات اتنیکی زیادی از قبیل تبلیغات علیه برادران پشتون ما به وجود آورده اید ؟
- چرا شما یک انقلاب اجتماعی را بخاطر این می خواهید که پشتون ها قدرت زیادی دارند ؟
امید وارم که شما رفقا جواب سوال های مرا خواهید داد .
با تقدیم بهترین احترامات !
**********
دوست عزیز ! سلام های متقابل ما را بپذیرید!
بلی ! شعله یی ها هنوز هم فعال هستند. اما ما ندانستیم که چرا این امر باعث تعجب شما گردیده است؟ اینکه به گفته های دیگران در مورد ما قناعت نکرده و سوال های تان را با خود ما در میان گذاشته اید، گام مثبتی بر داشته اید.  
درینجا زمینه پرداختن به سوالات شما را بصورت مفصل نداریم و فقط بصورت خلاصه به جواب آنها می پردازیم.
- حزب دموکراتیک خلق افغانستان یک حزب مارکسیست – لنینیست نبود، بلکه یک حزب رویزیونیست بود و از رویزیونیزم مدرن شوروی پیروی می کرد. این حزب از لحاظ طبقاتی نماینده بورژوازی کمپرادور وابسته به سوسیال امپریالیزم شوروی بود. حزب دموکراتیک خلق افغانستان توسط کودتایی که در اصل توسط مستشاران نظامی سوسیال امپریالیست های شوروی تدارک، سازماندهی و عملی گردید به قدرت رسید. قدرت جنایتکارانه این حزب مقدمه اشغال افغانستان توسط قوتهای متجاوز و اشغالگر سوسیال امپریالیزم شوروی گردید. در طِی دوران حاکمیت ارتجاعی حزب دموکراتیک خلق افغانستان و اشغال کشور توسط قوتهای اشغالگر سوسیال امپریالیزم شوروی، آنچنان جنایات هولناک و وسیع در حق مردمان این کشور صورت گرفت که نمونه آنرا در طول تاریخ چند هزار ساله این مرز و بوم فقط در زمان لشکر کشی های خونین چنگیز شاهد بوده ایم. حزب دموکراتیک خلق افغانستان واقعا با بنیاد گرایان جنایتکار در یک ردیف قرار دارد ولذا ما هم آنها را در یک ردیف قرار می دهیم. هم اکنون نیز بقایای حزب دموکراتیک خلق افغانستان در اکثریت قریب به اتفاق در وضعیت و حالت بهتری از بنیاد گرایان اسلامی مزدور جمع شده در رژیم دست نشانده کرزی قرار ندارند. آنها به پروسه جاری وطنفروشانه آغاز شده از جلسه بن پیوسته اند و دوش به دوش بنیاد گرایان مزدور امپریالیزم امریکا در زیر بیرق اشغالگران خزیده اند. تنها گروپ کوچکی از بقایای حزب دموکراتیک خلق افغانستان، که بنا به گفته بعضی از افراد منسوب به این گروپ مجموعا به چهل نفر می رسند و در کشور های غربی بسر می برند، با پروسه جاری مخالفت اند، البته از موضع خود شان و در ضمن دفاع
از جنایات هولناک گذشته شان.

-  حزب دموکراتیک خلق افغانستان یک حزب رویزیونیست بود و رویزیونیزم کمونیزم دروغین است، یعنی کمونیزم در حرف و شکل و ضد کمونیزم در عمل و مضمون. اینکه می گوئید که ما میدانیم اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان کمونیست های دروغین نیستند، اما با آنهم سعی نمی کنیم به آنها نزدیک شویم، نا درست است. یقینا شما میدانید که حزب دموکراتیک خلق افغانستان در زمان قدرتش و در زمان حضور قوای اشغالگر ارباب سوسیال امپریالیستش ده ها هزار شعله یی را قتل عام کرد. این جنایت را ما هرگز فراموش نخواهیم کرد.  اما این گفته به این معنا نیست که ما از روی عقده به منسوبین حزب مذکور نزدیک نمی شویم. ما حزب متذکره را نه صرفا بعد از ارتکاب آن جنایات بلکه مدت ها قبل از آن نیز، در همان دهه چهل شمسی و در همان اولین روز های بر آمد آن، به مثابه یک حزب کمونیست دروغین و یک حزب رویزیونیست شناختیم. در واقع همین شناخت یکی از پایه های اصلی تشکیل و بر آمد سازمان جوانان مترقی و جنبش دموکراتیک نوین افغانستان ( جریان شعله جاوید ) به مثابه سازمان و جریان جدا و مستقل از رویزیونیست های حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود.
مثالی که شما از رژیم کوریای شمالی و مناسبات آن رژیم با مائوئیست های چینی زده اید، اصلا یک مطلب جداگانه است و هیچ مشابهتی با مناسبات شعله یی ها با حزب دموکراتیک خلق در افغانستان ندارد. البته در مورد مناسبات میان رژیم کوریای ذمؿۜh ؈"{نی"ٗ٧ ۅ بx هPی ۄادی لی *وان٧ ٍȷ1ح باXث که XPیڬڦ نۜͅ`ت؈انۄم بɗ Тنها "بپرازیم.bp .> ">stog>صّغۀ رڷ$ڡه(ما(؈راۜ اءXای!حغ, ئموڹراثیک خلق1اغاіسبڷن بީار#؄ی برۆم &Q}ot;" رویزیوهیست ه'ӌ ن׈ &q}ot; اгت. ܠՇ Xبات حیٱ(آنچه!عا ډه -ب د٘کرتیک خՄ `Ɂغ'نأتددؐ fuuoT+(ظرف06quo; اۄ ک4وؑ رڜخت ثح$؈ۜإ شҩY 'فۻاцڪܧهیڨ.وܯ (۬شZ؄ ريیв[وц߄2مٕدرن روی جود"٘ ɇ کون ز> إ̈́ته تشبیY٧ٕوده ؈نض بم آȸ xوسض@ ܴܧ8ٖۄ ؇ٌ بحث بسۜاߔد'ܯ`ڨ٧ درینجا,به ئٖ مߌ4ٞرداز[م.

    / ,la>$pn(kr="rtl".,srk.g>٨ه نؼٱ`م رسد`کهشا Xتلی هX و(M $<.ol> ` align=*kqr|mfi#dir=rtl":<3trog?dعمك ߌ ما رЧب اشتباۇ`؏رمتن Z. ر݅راɆ اɄߎ؇تمڌ чا اض$٤ؽ٧غ XSؔY ث؇رۜڮ دٱ وقع ܠتصی أ0ܪکیل دهц\/?ا اوɔڌ حXظ ٯوکئخیک Xلق ݁кاۆتان Шطند ه عؿا(ظذ ܨنای اتؤفܤغ کٗدر ٕшرد مائل مربY7 ه مۄخ`ها`٨ا ܳطئر Xهؠءئن حݲب مذɈر ڌدئ ɆͅودYد ؇ز Yن ةX(ا&شعابڨرۆد. فالی$ی عٿی(٣یɆگȱه عхxتا بX محوܳ مباصضك عنٌݏ 4و݈یܲ؅پXتون ـ ست؅ Ʌۍ پش"ڨڱܯٗ ؔȯ Y(بۇ همین ج݇Ȫ"ب 3تمۜ مȧ]عروف ګعد/ن؇.!در ٦ گرəدܑ واقܩ پشܪون ٧ܧ عهنت`خP6تX( اعض٧ی تаکێل دهنܯه$ ]ةد,ݥٗ غیر!شؠوه هXЊکم[1دد٦. ب ۬اӌدسته هی مX؊ل(منX؊ Y ایٖ گر]ُ هنز م رکیظ XЧٕلأ غٌر!ؔЌی و د`حفظ ީعده 'َ/. اɅ٧`ٳازطَ بɀائن مترق ۈ!عی7ن شعل ا݈ید⁓ ک تح* Hهɨܰی"ɲۢزل٧ن0,وا݄ܧ݆ Yتɂٌ ɇوخ زۅد$- س٧زلان ى Ȭرۄطن ػثكۄ بو ҩY ز هماابتدط س(مЭI ۅوڶٱگَری Y ؁باذغن0علڜY یزیلیвم"٨ سو XɄ اٶعیطلی2ٍ ورویى ܯنب٧له0٪ا اYػاۆٳآئنی شا به(ج تٍدYܯ. ه ُyیт دɄیل،0хٖؤYله Чئر$گلۍф؍`موضوع(ؤوٌقز؇,و ړتم م X تشʫیۄ سز؅ق ؼшѧɮا ٍЪرӌ ܬری٧ن شعلم X'٘ید ن ٍحورٌ ؈اغی(Yیءرح`٨ ٨اڲ بلا(ك #ك؅ۍن لد؈(ٔ гاX'؆`ҭۈxنان فɂۍـ8هم ܬٱال شٹل؃ج؈ی/ ؿیص ܧٔ؅Ɇی؊ی جدَد ؈ پؼتو؆ ها نȲ ر ȢՆها شxۅَ Xۈدنح ثتӌ Xثلاتر از Чیها، ساز؅ԧَ`ؼواقان ݅آرق "در0 زهان(فظالیش قض ر݈ (ۜ ݆ـع سبم(لˎ$انگؔXمی ڿزاشت و آٖ sتم ملی1امپܑȧیست بوأ. ایɆ ساز؅'ن`وXودتستم"م٠ ٌ݆,زخی!را"در افانستX؆ كب؄ َدات.
    3trong>ب نؼܱ ز؈"ک٥نیت ((ه٧اـایسب!) افانأتان اF وضعޏیؑۄ سزمان шا݆اɂ݅Yбۢێ ۭZ݇ضیܱی"цادرت ى غلط Ȩьܫ`'ست/ ح˪ب ڣYٌ9ۊȳ؊ ) هܦئوئۨػت 9 ܧمX'ۖػкن ٪6٧؏ ێاٖ ملت"ندۘ ثإȪ سف و ينیضم ب٪ا ؍/کمӅ میت پتون(را ڌکی د ضاا های اЬتمأی مه0در جدُyه افاست؆ می اد.!اX$حزین هطئلۇ ȱا$به(عوان`؅٨ض؈9(محɌ1ی مبار'٫ی ـي ݷڧرد.ما$؏ ڷرایط"Xؿر،هبئ1زه و مقڧۅت علی$اȴغا/ذا؂ امپیاфیست!̠бژیم اسP َش؇Yه ȱEوضوؽ محPێ مبڧزXڪی(گس ɿSмءی به؛Ɉی!ٶ;روߌ (انYاب حموکرڧتیڭ ͈Ɇ؏ر ȧـںاأ٪ن می(دانم,4/str/nw>,br /> % =stpofF>ٯهر-ا نч Xا2ماجوܧنان مبر ٌجڵ׌ا شڹ٤ه جܣویЍ ؈ ٞه ׅ سا'ن ه٧ی بXؿی نٴXڡ"گرف*ه ئس آن ȳطز݅ال و ئعیاَ بY`*بلیتاڪ ع؄یه پȤتو ٧إ ٕصءYّ بوده!انخ و ݆ٗم ܲX ڈمون[ست ؅ܧضویسب ښ'ȳتا چȑ عا؄[تߌ"را پˌȴ"می ܡد.$stroNg> strgnc>Yبت؇ وܶعگۜرۄ ـ مب؃ٱزه X۴ی ٴوɈنیز؅ طبܧت ؍امۇ!ٕلۄ(پضػون رѧنܨایدaب'`مڧبه0Zـӄغآ!Xٌی پشتو ها ەع؁ی"ڹ̱د. Y٘ضع&یرߌ`و مهرز 9لٌه ٴوَیXه$7بقات!حXکم݇ مل[ڪ پؼتو کری ا#ܺګه`ر أر)ڳیست`–bۄنٌنۈؓ*A<مئوئӈسآ Xاید آنرا اMؤام دهد. طXیس – ل݆یYیسث ‑$ا&و܇یԳت های"7ر/ˌ"نا هیت$ٮشܪون`درجا این Ȱсه"مبازابڌ اید ݆ػبت بهЯ[گراٞ پۍشگم X بشند. J (ܭزب ةمYیXت 8 ماܦو܆ܱX ) افانسXئن حв؈ی Чسخ ک݃ ٍ'رکؓ۬Ȫ0b YنɈنیرʊ ) فائوڶیزت كٌ -ؑای ؆شا! ٍل ۄ ٺشتون ر$Xا؅ی سѷـL*شډیئ٪ی آن، 'ز هгɇ ǐی `حزبی درAتهظإ@عؤۈتین0Yȱجع رهری!ۈشاȯ؈ؤ ڧعۜن#حضو دطرد& أن гفɆ ܯر م؈ارزه علٗ شوۉیمطبقاب`حاکۍ ملˌ.پȪون، 1`؆ظؑ" عمل؄ پڌڴگام!ۇٳتن>\/stronf>>br /> Strng>- مط إنقل%ظ0ȧجЫх٧9 رУةȮخط"نادӈ$Xماˌ ؇واع استتۄاЕ ى ته0ٍ .݉Xم م(`ȬالعY ای [ ؎وهێY ه ر آن س*م ř امݾیXسȲ ̭ئީیت#ȯاܴXٗ باش، ڧꜫٍأء طبقЧتڌ0در آY Чشد ستٕ ߆سی یعنی ػ݅ ردن)بر زهȦن در آن وجودنداشته ط و` ȳ* مцتی یع݆ی!ستم"یڡلیت(Ȩألای0م[ت ؇٦ دیص [ X ؏ر آن ؖXاؔد. شما$د ا خد ب ݆-وی دنܦم تطن (ٗ یجYܯۈ* ست مٌ در اܻ݁انسȪآن$اXعY کرده4ید.`ڌYێنX 3همцڷیکч شхا یز د نا[Y Ъٖۧ ن گوٖه د0مطر ةثهdایگ، مءخܹیY@دئاهنؾاء می پX* اهرم Чإنۘ درڮ0ڧرت رȧ$دس Ɂغانؓ٪ѧц حر$دؓZدارد.`؇ݍ؇0قܮܪ ؇قYابZی)$بعЫ$ا پۈوȳی0إ݆ɂ݄ȧؠ حاکم[+ خٌاُد(دئشت؄$به برغرӌ طۄب `٪بعیض ۨک مٌیت )ل۬ه م٤ی 'ای ثیʯص ٞЧˌاӧ`خوأهد دڧدو ب؆Xی Ȩڮرܯذ ةY ݅رئله هYیث ٗإ، تسا݈ی حقو یا مل٬ت Yئی"خت خوامد Ȩ܊د. Ҡ ҡ¡J  **"**********j+*j*:**** ( 8trmnw>شà" )ڪIبر
    ٌؓݧЅ(( хن ٯس ج3تجی!ۧ.#ر݇ٲم > ا٨ ػXوdذ0شعـه Xܖшیدظ؀ح."ا محصن الخߌ؊یȘ پولۜۮن,ʹ کئX٤(Ɉ Ɉ حر"ز٭دن ریم ڭی٘ ܧٔه اۜن(݅݅قا"䘯n هاهر!فـˈ؅ا٪ٍ دڱ موбY2و`د瘐هب'ش ئلطсا0ذا`مئ"Zر تYاس ܔYیح. <{trong<'p =qt_og>4sxcN"dI6="rtl"> ,/pan>4strng>`<.s`an:****.****<-s4ng?,b2 > 2تй2 ز0!0ܱلٕ(هۼ ٕتق٧Ш مܧ ر٧ Ȩپذرۯ.`ذ؅ئ%دY ٖاч ٪د مۈ /٨"ٌد!ڬم``Xراد1 ت در$زاَ!-کɍت xكیڸالله 8مین ظݶو دغ ڴه!،اYیدبو/. ؈دیخ!راٍ ان "؈گئیٍ که صا حزجبٖأم ؐة شعф Ԭ٫وۤЯ وج؈ُ نܯا4ڪه اس&جб٧ن0واحد,صܹله ئوێد دء`زا٦0حڡ٨EZ(فیظ(܇لل"g_0(*زхئ݆ مفنو شا٦ ڨسئد ت") به Zٯ سڧزٍڧن ج̯ادا݆ɇت܂سیم(شЯه ظو"که&ШظЅ* ظوحخ!از ~ ®ذهانلبی خ٦ق Yٌ اкانستان!أاٍ' !آXادۍبXȴ ۅر؏مdإظ؇ۆطxانa&suot9 سام&qtod; ، سزهانم٨درȲه جای`آزدی ط*] کاردر ( اخگر ) Ќ`سازمان ۜکZر ؈ڱ'نجات$اہؚܦؓڪاݧ، ساز١اۖ ال'بۄ0وзلپرٳتأ٦0 Yاقعیو غٜعه. ع۔؊ا زйث؇!ز۞'داز ٍنгوؠین$سابقه ҬرێX ȴڹنه خȧјید ٖیز يۆد0که `ب Yییډ اܲ ѧی٦ г'زمدن ها0تع؄٪ ؊ؼʉی٤'ڌ цدإشلد.$<'surong 4 $ا ما بخونڌد مĴЬܵ کنێکه ب٧ر Ҫان0ܱبوڷ ب݃"ڙدا؅ یګی أȲ کلدخ فو طلذک ودن اسؚ و یا0ایڹ؇ مȹبوX ٧یکدا هYَبوه اڪ،$کгب ؅عنومܫ`در مردؼ آػɧه تX خدчد"ذد. <+stRknc>-bR o> strojg>دɱ Xߌن حالبای بZإی кX٦ ته صٱحتئیم که قإعد*ا ميYد Xدگاц ذما ت1هی ٌاxین ٯءلیست`هد' ان(Яقیٯۇ(میش؈قد> ܨ1ای ڴمد`Шتб ل ȧ کن اندو برڿ ؆ا! ټدید شد݆ برادرا ب݇ یȱوی XدرذXتی بدل ꈙی. ز غص وردY ٗؿˌ0شک وخ؇ۆی"ކیزی0 سȧخЪȇ4Ɇх˄ ؠH><'cTronc> ! ` ( **&:j*j****j*****+(*******4stRonw>|br /> ` 0 surog>بل": X5نܱی(ڭزب ؈نیستافغنػخان 0 !Шا إحتردم<sprOno< /sTxgng| ` حز؊ ۃۅت۬ست احزȸ؎!ن رۈYد شیتهطۄ ا۾Xڲیسون0' ؁ܱاوانه ܧݳت X݅ ٩ȧی بستق سЫی دX مɋإبфفȼعُ ۜ ۇȨ݇كٍۜن ٬ȧɅй؅ یان ٶشتهȳت، بч تلطص Iشتؑ دست` بزند. شرуب Դد oܱ(ای ت[دش(اهڳȧїی حیطتی اܻت  بدوɦ آ؆ Ƀاؑپیش نɅ۬رو. ` !`ميابل Шا جنޯ و Xىڥـܠ دهشغنٯ آ ؀جلوʧیری ؇ز تا>و دشنا؆ رۆطXXی كُ سقاܱیی(Xی"برڇˎ ѕصȯهیران دٱ"آȳ*ی ԯXؑد،(ةدو ڪلاؔʠ!هشر٣همɇ(مس(مـَ ؆یܻت
    * (قول ؇ȱوـ ˈ پءنز ۾هایناظبؠbRی(ؒیاسӌ ڬمعL دء ین برهۧ تاڳیؾی؜ʀ ؙɅاوه!ܨ үɈ؏آاهی مردɅڌ سرن߈شت0رویدا+كإ رЧ ن تنهط در ȧی1اٮ بلуۇ б Yل(bp`/>*( !4strmng>߅نطقه8ه(نىڹ نȳ/م تغییб(nـدهؿ داح.
    ةهЧۜت Y ت ید!0Xمضȧӌ`شل+ زص Ȩٍ%DۍY، Xن*[ از مدنیت و(١X'ۈطۊاسی را ܯر اوضاؙ  ؆ا0بساا$و$خڷڌqامرىز  ɮاٜم ۍвێ 0ۈ تٌجه Ьخی ردم 9ȧ$٬م"[ئاX1ܧت۬ ق2بX *ɖ روب1Y هستن جنȨ ܮ݈امگ#٢رد. بعلاوهای ڧقܯݧم انسا؆ی ˈ Yتܥنإɦه،ر٨حیɇ ي0مید مرؿم Яر`آاٶ݃Y برای سهȧیٌi٘2وش؈تX!бܦ بال٥ رٯ( همȳ݄دن، ܬفو1 اسل و كYیهЯاصوؿت٧ هۍمكؠ و!ماܴX(رX ر0 اجر'ۈ نقشف ݇ا شɅأن در(٪ننی ܬܯیْPhخɈاهد داٯ. ./bqro/><"p(+. ,{trong>*اڎیدو"امضڧ-بیاهه شPزك؎ اـلین ڏ&م0ڧیل اقددم انثانی و سұنIٴȨساز ارȮ. اماكFدگان بˌȧ٦Ʌشتܱك، ظڵ݂با!فرانسۜ$ت1ZزاX!خوɇند رد؎ا دعاێی Ѩربdو ˅تدنۆه"ًه".ی'نیه XŘY ا3ت؍ ن݂Q  خطɉططقثاماتتی رئ ؽیۆ (دؑ ط*ور كار َد"٨ۯذا1نX <,s4ron>
    $ فاخواц p"ڪߍاӆێهڌФYяڷثی ذا، ٕWYن$ اۄه(цا Я1ٌاـت"ѥیكنۍد.9/ssone>br / <{tsng>اذ طرفz<*st2/n~ 05pronG>كمیڪه 1بری)حвب موۆڌت!˃اۯ[%!XكمЪیت - ظفر Ʌحхدیnotgwar2005@geail.co
    $
    0
    "جه )ێȪ هةذ[ حضب کمو٦یت ީاܑگصی ЍɅتڎز< س$ؗز ޯQد و س٧٥ ! م'ڨطر عدم إ مج٥и تلЧش اٌ لارЧتҌ$ضؿ ЧɅر Xۄˌުۆpو ض اȱتجعا که ر عیƠمبارвه@фیه ܬٕه؁یا3لXٌٕ(جه عوا /شن ڹخ کц٘نی خلЊ$ ۅاڬ ȧاه ؀ Ȩج'طر ݭلگری Xز جц تXшلی؎"تجاщغ کارثنه$و ȧ޴ظ٤ان ܇۾ریXیܳȪ۬ بّ0.لق(٧׌ اذؗن، ٨ه عمل یЯ؍ پشتیبXن[ Yی ɦ݅اض .4?strog?,br/> $ <strmNo.=cs />*((0
    از طرف: کمیته مرکزی حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان
    6 قوس 1386 ( 27 نوامبر 2007 )
    **************************
    سلام
    نمیخواهم احساسات خود را بیان کنم , میخواهم یک حقیقت اجتماعی را که همیشه در جلوی چشمان میبینم را اظهار بدارم.
    روزی در کلوپ انترنت نشسته بودم , دو بچه حدود سن 8 ساله و 6 ساله وارد شدند, من خیلی غرق انترنت بودم,در کنارم ایستاد شدندو برایم گفتند " ماما , کفشهایت را رنگ کنم" من با عکس العمل بلاوقفه گفتم " نه" رفتند وقتی ازجلوی چشمانم گذشتند متوجه چهره, قد و اندام آنها شدم, چهره ای کاملا معصومانه و کودکانه , چهره ای مایوس از زندگی , چهره ای که واقعا انسانی را به گریه وا میداشت , چهره ای ژولیده وپژمرده و تنی خسته وضله که از کارکرد یک روزه به تنگ آمده بود, پسر بزرگتر جلو و پسر کوچکتر به دنبالش , !!! آه , تف به این زندگی نکبت بار, خیلی مایوس شدم.مرا گریه گرفت و نتوانستم خودم را تحمل نمایم. با چشمانی اشک آلود شروع به نوشتن این متن کردم , دراثنای نوشتن این متن بودم که پسردیگری سر رسید و عین سوال را از من کرد , تفاوتی که این بچه با آن دونفر اولی داشت این بود که سن اش حدود چند سالی بزرگتر بود.
    چه انگیزه ای از این رویداد به من دست داد, اینکه آیا احساسات خود را میتوان تحت کنترول در آورد؟ واینکه این همه مزلت و بدبختی را چگونه باید برچید؟ و اینکه نیروهای انقلابی چه  مسائل آنی را پیش پای شان گذاشته اند , آیا نیروهای انقلابی پیشرو مسائل آنی را بصورت تاکتیکی درخدمت مسائل استراتیژیک شان قرار خواهند داد ؟اگر بله , به چه شکلی ؟ و اگر خیر , بدیل چیست؟ من نیروهای چپ زیادی مانند ساما , سائو , سازا, راوا را میشناسم , وقتی عملکرد تمامی نیروهای فوق را تحت تعقیب ودرمیدان زندگی دنبال کردم آنها نیز غیر از روحیه افسردگی چیزی دیگری به من ندادند. از همه نیروهای مترقی نیز متنفر شدم. خسته شدم, اما میدانم که این افسردگی غیر از تباهی خودم چیزدیگری را در برندارد. خودم هم به تنهایی کاری انجام داده نمیتوانم. همه حرفها درصحنه شعار باقی است. نه خودم و نه کسان دیگری توانسته اند کار موثری انجام دهند. چه کنم ؟ خسته ام , ضله ام وازهمه کس متنفر, این بود که این نامه را نوشته ونه تنها به شما بلکه به تمامی سایتهای احزاب چپی که آدرس شان را داشتم ارسال کردم. ببینم که کدام یک جواب قانع کننده ای به من خواهند داد.
    در همه حال , دلم به حال هرسه نفرشان سوخت, ولی غیراز نگاه کردن دیگر حتی کوچکترین کاری هم نتوانستم به آنها بکنم. آنقدر تحت تاثیر قرار گرفته بودم , آنقدر غرق نگاه شان شدم که از خود فراموش کردم.
    امیدوارم که به من راهی را نشان دهید تا بتوانم خود را حداقل تسکین کنم. چه جامعه بدبختی ! و چه تفاوت طبقاتی فاحشی!
    تف به این زندگی نکبت بار و لعنت به حکام دست نشانده
    پ.
    20عقرب 1386
    **********
    با سلام و درود متقابل !
    دوست عزیز ! گرچه احساسات تان قابل
    قدر است ولی بگذار یرای تان بگوئیم که به نظر می رسد آواز تان از جای گرم می آید. این موضوع که از دیدن منظره اطفال کفش پالشگر به شما آنقدر رقت قلب دست داده است که نامه ای نوشته و به تمام سایت های چپ ارسال کرده اید، نشان می دهد که خیلی با اوضاع کشور بیگانه هستید. البته نمی خواهیم بگوئیم که نباید از دیدن آن منظره به شما رقت قلب دست می داد. ولی باور کنید که بالاتر از سیاهی هم رنگی هست و بلکه رنگ هایی هست.
    افغانستان صرفا کشوری نیست که در آن اختلافات طبقاتی شدیدی بیداد می کند، بلکه این کشور در عین حال تحت اشغال نیروهای متجاوز امپریالیستی نیز قرار دارد و یک رژیم دست نشانده اشغالگران در آن حاکمیت دولتی را اعمال می نماید. اشغالگران و دست نشاندگان خائن شان بالا تر از تحمیل استثمار شدید طبقاتی بالای توده های مردم، حتی حق حیات و حق سلامتی سر برای توده ها قائل نیستند. یقینا بارها و بارها از رادیوها شنیده اید، در تلویزیون ها دیده اید و یا در جراید و مطبوعات خوانده اید که قوت های اشغالگر در فلان ولایت و فلان منطقه به قتل عام اهالی ملکی دست زده اند. کسانی که در زیر دود و آتش این قتل عام ها زنده می مانند و موفق به فرار از منطقه می شوند، دیگر حاضر نیستند که به ده و قریه آبائی خود بر گردند چرا که در آنجا زندگی خود و اطفال شان را در خطر می بینند. اینها اگر خود شان و یا اطفال شان بتوانند در شهر ها کار هایی از قبیل پالش کفش داشته باشند، به همان قناعت می کنند و در شهر ها ماندگار میشوند. شاید اطفالی که شما با آنها برخورده اید نیز از جمله همین ها باشند. یکی از بدبختی هایی که اینچنین اطفال دارند این است که سر گذشت فلاکتبار زندگی شان را نیز در شهر ها نمی توانند با اکثریت قریب به اتفاق شهریان در میان بگذارند.
    می توانیم از شما بپرسیم که چرا از دیدن سربازان و افسران قوت های اشغالگر در شهر ها و یا کاروان های آنها در شاهراه ها به شما رقت قلب دست نمی دهد؟ بزرگترین عامل بدبختی و فقر کنونی در جامعه افغانستان همین هایند.
     در دوران حضور قوای اشغالگر سوسیال امپریالیستی و جنگ مقاومت ضد سوسیال امپریالیستی در افغانستان، یکی از سر شناسان پیرو خط شریعتی در افغانستان با بعضی از گروه های چپ همکار بود. یکی از خط امامی های متعصب یا پیروان خمینی بخاطری که این همکاری او را مورد استهزا قرار دهد از او پرسیده بود که : " استاد به نظر شما ماده مقدم است یا شعور ؟ " و او زیرکانه پاسخ داده بود که به نظر او " در شرایط فعلی جنگ مقاومت علیه شوروی مقدم تر از هر چیز دیگری است. "  امروز نیز چنین است، یعنی جنگ مقاومت ضد اشغالگران و رژیم دست نشانده و مبارزه برای تدارک چنین جنگی، هم از لحاظ استراتژیکی و هم از لحاظ تاکتیکی ( به سیاق سوالات مطرح شده در نامه تان )، مقدم تر از هر چیز دیگری است. وقتی سارقین به خانه شما وارد شوند و بخاطر چور و چپاول خانه تان قصد جان تان را داشته باشند، از هر لحاظ یعنی هم از لحاظ تاکتیکی و هم از لحاظ استراتژیکی، راه دیگری ندارید غیر از اینکه تا آخرین نفس به مقاومت بپردازید، در غیر آن هم سر می رود و هم مال و هم عزت و شرف.
    البته ما باید ضمن عمده دانستن مقاومت علیه اشغالگران کنونی و دست نشاندگان شان، تجارب منفی نحوه شرکت در جنگ مقاومت ضد شوروی را جدا در نظر بگیریم تا فجایعی که بعد از خروج قوای سوسیال امپریالیستی از کشور و فروپاشی رژیم دست نشانده آنها در افغانستان صورت گرفت یکبار دیگر باز هم تکرار نگردد. در آن وقت گرچه خیل خرسان متجاوز قطبی از دروازه های کشور بیرون رفتند، اما شغالان بومی میداندار شدند و همانها یکبار دیگر زمینه را برای لاشخوران متجاوز غربی مساعد ساختند تا از راه بام وارد شوند و استقلال کشوری و آزادی ملی ما را کاملا لگد مال سازند.        
    **************************
    ک. ا.  – 12 نوامبر
    من مدت بیشتر از هفت سال می شود که بعد از ترک افغانستان در استرالیا زندگی می کنم. اشتیاق دارم که کدام عضو شعله جاوید یا هر مجله دیگر را ملاقات نمایم. لطفا کدام آدرس تماس برایم بفرستید. تشکر . با حترام.
    **********
    دوست عزیز! ارسال نامه از جانب شما به آدرس شعله جاوید قابل قدر است. اما برای اینکه بتوانیم کدام آدرس تماس برای تان بدهیم نیاز به شناخت بیشتری وجود دارد. امید است تماس تان را با ما قطع نکنید و در عین حال به مطالعه اسناد حزب ادامه دهید. امید واریم بتوانیم هرچه زود تر با شما تماس
    مستقیم داشته باشیم.

     

     

     

    بازگشت به صفحۀ اول