فهرست:
13-
مناسبات بین
افسران و
سربازان
14-
مناسبات بین
ارتش و خلق
18ـ میهنپرستی
و
انترناسیونالیسم
20-
ساختمان کشور
از طريق
پشتکار و صرفه
جويی
21ـ
اتکا به نیروی
خود و مبارزه
سرسختانه
مرکز
قدرتی که امر
ما را رهبری
میکند حزب
کمونیست چین
است . اساس
تئوریکی که افکار
ما را هدایت
میکند
مارکسیسم ـ
لنینیسم است.
نطق
افتتاحیه در
نخستین
اجلاسیه
اولین دوره
کنفرانس
کشوری نمایندگان
خلق جمهوری
تودهای چین (15
سپتامبر1954)
برای
انقلاب کردن
به حزبی
انقلابی
احتیاج است .
بدون یک حزب
انقلابی بدون
حزب انقلابیایکه
بر اساس تئوری
انقلابی مارکسیسم
ـ لنینیسم و
به سبک
انقلابی
مارکسیستی ـ
لنینیستی
پایه گذاری
شده باشد، نمیتوان
طبقه کارگر و
تودههای
وسیع مردم را
برای غلبه بر
امپریالیسم و
سگهای
زنجیریش
رهبری کرد.
نیروهای
انقلابی
سراسر جهان
متحد شوید. علیه
تجاوز
امپریالیستی
پیکار کنید.
نوامبر 1948 آثار
منتخب جلد 4
بدون
کوشش حزب
کمونیست چین
بدون وجود
کمونیست های
چین به مثابه
ستون فقرات
خلق، چین هرگز
نمیتواند به
استقلال و
آزادی دست
یابد صنعتی
شود و
کشاورزی خود
را مدرنیزه
کند.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
حزب
کمونیست چین
هسته رهبری
کننده تمام
خلق چین است .
بدون وجود این
هسته،امر
سوسياليسم
نمیتواند
پیروز شود.
سخنرانی
در ملاقات با
نمایندگان
سومین کنگره
کشوری سازمان
جوانان
دموکراتیک
نوین چین 25 مه 1957
حزب با
انضباطی که با
تئوری
مارکسیسم ـ
لنینیسم مسلح
است و اسلوب
انتقاد از خود
را به کار میبندد
. با تودههای
مردم پیوند
دارد ؛ ارتشی
که توسط چنین
حزبی رهبری میشود
جبهه واحدی
مرکب از تمام
طبقات و
گروههای انقلابی
به رهبری چنین
حزبی ـ اینست
سه سلاح عمدهای
که ما بدان
وسیله دشمن را
مغلوب ساختهایم.
درباره
دیکتاتوری
دمکراتیک خلق
30 ژوئن 1949 آثار
منتخب جلد4
ما
باید به تودهها
اعتماد کنیم
ما باید به
حزب اعتماد
کنیم ـ این دو
اصل اساسی است
. چنانچه ما
نسبت به این دو
اصل شک و
تردیدی به خود
راه دهیم قادر
به انجام هیچ
کاری نخواهیم
بود.
درباره
مسائل
کئوپراتیوه
کردن کشاورزی
31 ژوئیه 1955
حزب
کمونست چین که
به تئوری و
ایدئولوژی
مارکسیستی ـ
لنینیستی
مسلح است سبک
کار نوینی
برای خلق چین
آورده که
اساسش عبارت
است از تلفیق
تئوری و عمل ،
ارتباط نزدیک
با تودههای
مردم و انتقاد
از خود.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
یک حزب
سیاسی که جنبش
انقلابی
عظیمی را
رهبری میکند
بدون تسلط بر
تئوری
انقلابی و
بدون علم به
تاریخ و درکی
عمیق از جنبش
عملی
محال است که
بتواند به
پیروزی دست
یابد.
نقش
حزب کمونیست
چین در جنگ
ملی اکتبر
1938 آثار منتخب
جلد 2
همانطور
که ما سابقاً
گفتیم جنبش
اصلاح سبک کار
یک جنبش پر
دامنه تربیت
مارکسیستی
است. منظور از
اصلاح سبک کار
اینست که تمام
حزب از طریق انتقاد
و انتقاد از
خود مارکسیسم
را مورد مطالعه
قرار دهند. ما
در جریان جنبش
اصلاح سبک کار
به یقین میتوانیم
مارکسیسم را
باز هم بیشتر
بیازماییم.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین درباره
کار تبلیغاتی 12 مارس 1957
تأمین
زندگی شایسته
برای خلق چند
صد میلیونی چین
و ساختن کشوری
غنی مقتدر با
فرهنگی در سطح
عالی از کشوری
چون چین که از
نظر اقتصادی و
فرهنگی عقب
مانده است ،
وظیفهای بس
صعب و دشوار
است. و درست
برای اینکه ما
بتوانیم این
وظیفه را به
نحو هر چه
شایستهتر
انجام دهیم و
با افراد غیر
حزبی که
انگیزهی
آنها
آرمانهای
عالی انسانی
است و برای
شرکت در
اصلاحات مصمم
شدهاند
همکاری بهتری
داشته باشیم
باید در حال و
آینده جنبشهایی
برای اصلاح
سبک کار بر پا
کنیم و دائماً
هرآنچه را که
نادرست است،
از خود
بزداییم.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین درباره
کار تبلیغاتی 12 مارس 1957
سیاست
مبدأ حرکت
کلیه فعالیتهای
عملی یک حزب
انقلابی است
که در پروسه و
در نتیجه
نهایی فعالیتهای
حزب تبلور مییابد.
یک حزب
انقلابی در
اقدام به هر
عملی اجباراً
سیاستی اتخاذ
مینماید و در
صورتی که از
اتخاذ یک
سیاست سرباز زند به
ناچار سیاست
اشتباهآمیزی
را در پیش میگیرد
و چنانچه
سیاست موجود
را آگاهانه
اجرا نکند به
ناچار آن را
کورکورانه به
مرحله عمل در
میآورد. آنچه
که ما تجربه
مینامیم
پروسه و نتیجه
نهایی اجرای
سیاست است .
تنها از طریق
پراتیک خلق یعنی
از طریق تجربه
است که ما میتوانیم
ثابت کنیم آیا
این سیاست
صحیح بوده یا نه
و معین کنیم
که این سیاست
تا چه اندازه
درست و تا چه
اندازه غلط
بوده است. ولی
پراتیک خلق و
به ویژه
پراتیک یک حزب
انقلابی و
تودههای
انقلابی نمیتواند
با این یا آن
سیاست در
ارتباط نباشد
. بدین جهت قبل
از آنکه عملی
انجام گیرد ما
باید سیاستی
را که طبق
شرایط موجود
فرمول بندی
کردهایم
برای اعضای
حزب و تودهها
به روشنی
تشریح نماییم.
در غیر این
صورت اعضای
حزب و تودهها
از راهنمایی
های سیاسی حزب
ما بدور
خواهند ماند ،
کورکورانه
عمل خواهند کرد
و سیاست
اشتباه آمیزی
را اجرا
خواهند نمود.
درباره
سیاست صنعتی و
بازرگانی 27
فوریه 1948 آثار منتخب
جلد4
حزب ما
مشی عمومی و
سیاست عمومی
انقلاب چین و همچنین
مشیهای مشخص
مختلف برای
کار و رهنمود
های سیاسی کنکرتی
تعیین نموده
است. ولی
بسیاری از
رفقا در
حالیکه به مشیهای
مشخص حزب ما
برای کار و
رهنمود های
سیاسی کنکرت
آن وقوف دارند
اغلب مشی
عمومی حزب ما
را فراموش میکنند.
چنانچه ما
واقعاً مشی
عمومی و سیاست
عمومی حزب را
فراموش کنیم
به صورت یک
فرد انقلابی
نابینا و نا
کامل و ناآگاه
در خواهیم آمد
و وقتی که
بخواهیم مشیهای
مشخصی برای
کار و رهنمود
های سیاسی
کنکرت را به
عمل درآوریم
سمت گیری خود
را از دست خواهیم
داد زمانی به
چپ و زمانی به
راست منحرف خواهیم
شد و بدینسان
به کارمان
زیان خواهیم
رساند.
سخنرانی
در کنفرانس
کادرهای
منطقه آزاد
شده شانسی ـ
سوی یوان 1
آوریل 1948 ثار
منتخب جلد 4
سیاست
و تاکتیک حیات
حزب است رفقای
رهبری در درجات
مختلف باید
بدان توجه
فراوان مبذول
دارند و در
اجرای آن
نباید به هیچ
وجه اهمال و
بیمبالاتی
از خود نشان
دهند.
بخشنامهای
درباره اوضاع
20 مارس 1948 آثار منتخب
جلد 4
مبارزه
طبقاتی یعنی
بعضی طبقات
پیروز میشوند
و بعضی نابود.
این است تاریخ
این است تاریخ
تمدن چندین
هزار ساله.
تفسیر تاریخ
از این دیدگاه
ماتریالیسم
تاریخی و از
دیدگاه مقابل
آن ایدهآلیسم
تاریخی است.
تصورات
واهی را بدور
افکنید خود را
برای مبارزه
آماده کنید. 14
اوت 1949 اثار
منتخب جلد 4
در
جامعه طبقاتی
هر فرد به
مثابه عضوی از
یک طبقه معین
زندگی میکند
و هیچ فکر و
اندیشهای
نیست که بر آن
مهر طبقاتی
نخورده باشد.
درباره
عمل ژوئیه 1937
آثار منتخب
جلد1
دگرگونیهای
اجتماعی به طور
عمده به تکامل
تضادهای
درونی جامعه
بستگی دارند
یعنی به تکامل
تضاد بین
نیروهای
مولده و
مناسبات
تولیدی ، تضاد
میان طبقات و
تضاد میان نو
و کهنه . تکامل
این تضادّها
ست که جامعه را
به پیش میراند
و سرانجام
منجر به نشستن
جامعه نوین بر
جای جامعه کهن
میگردد.
درباره
تضاد اوت 1937
آثار منتخب
جلد 1
استثمار
اقتصادی
بیرحمانه و
ستم سیاسی
طبقه مالکین
نسبت به
دهقانان ،
آنان را وادار
به برپا کردن
قیامهای
متعددی علیه
سلطه مالکین
نمود.
...
مبارزه
طبقاتی
دهقانان و
قبامها و جنگهای
دهقانی بود که
در جامعه
فئودالی چین
نیروی محرکه
واقعی تکامل
تاریخ را
تشکیل میداد.
انقلاب
چین و حزب
کمونیست چین دسامبر
1939آثار منتخب
جلد 2
در
آخرین تحلیل،
مبارزه ملی یک
موضوع مبارزه طبقاتی
است . در بین
سفید پوستان
ایلات متحده آمریکا
تنها هیئت
حاکمه
ارتجاعی است
که سیاهپوستان
را مورد ستم و
ظلم قرار میدهد.
آنها به هیچ
وجه نمیتوانند
نماینده
کارگران ،
دهقانان ،
روشنفکران
انقلابی و
سایر اشخاص
روشن بین که
اکثریت مطلق
سفید پوستان
را تشکیل میدهند
باشند.
بیانیه
در پشتیبانی
از مبارزه
عادلانه سیاهپوستان
امریکایی
علیه تبعیضات
نژادی امپریالیسم
امریکا 8 اوت 1963
بر
ماست که خلق
را متشکل
کنیم. بر ماست
که خلق را
متشکل کنیم تا
مرتجعین چین
را واژگون
سازد. تمام
پدیدههای
ارتجاعی با هم
یکسانند ؛ اگر
آنها را نزنید
ساقط نخواهند
شد. این درست
مانند جاروب
کردن کف اتاق
است ـ علی
القائده خس و
خاشاک از جایی
که جاروب نشود
به خودی خود
زایل نمیگردد.
وضعیت
و سیاست ما پس
از پیروزی در
جنگ مقاومت علیه
ژاپن 13 اوت 1945
آثار منتخب
جلد 4
دشمن
خود به خود از
بین نمیرود.
نه مرتجعین
چینی و نه
نیروهای
متجاوز امپریالیسم
آمریکا در چین
هیچکدام به
دلخواه خود از
صحنه تاریخ
خارج نخواهند
شد.
انقلاب
را به سرانجام
برسانیم 30
دسامبر 1948 آثار منتخب
جلد4
انقلاب
مجلس مهمانی
نیست مقاله
نویسی نیست نقاشی
یا گلدوزی
نیست انقلاب
نمیتواند
آنقدر ظریف و
آرام ، آنقدر
نجیب و معتدل
، آنقدر
مهربان و مؤدب
، آنقدر
خوددار و با
شفقت باشد.
انقلاب شورش و
طغیان است ،
انقلاب عملی
است قهر آمیز
که بدان وسیله
یک طبقه،
طبقه
دیگر را
واژگون میسازد.
گزارش
درباره بررسی
جنبش دهقانی
در استان حونان
مارس 1927 آثار
منتخب جلد 1
چانکایشک
پیوسته در
تلاش است تا
هر جو قدرت و هر
جو دستاورد
خلق را به زور
از او برباید.
و ما؟ سیاست
ما اینست که
هر ضربه را با
ضربه متقابل
پاسخ دهیم و
برای هر وجب
زمین بجنگیم.
ما هم به شیوه
او عمل میکنیم.
او همیشه سعی
میکند با یک
شمشیر در دست
چپ و یک شمشیر
در دست راست
جنگ را به خلق
تحمیل کند. ما
نیز چون او
دست به شمشیر
میبریم ....
همانطور که
چانکایشک
اکنون شمشیر
خود را تیز میکند
ما هم باید
شمشیر خود را
تیز کنیم.
وضعیت
و سیاست ما پس
از پیروزی
درجنگ مقاومت
علیه ژاپن 13
اوت 1945 آثار
منتخب جلد 4
دشمنان
ما کیستند؟
دوستان ما
کدامند؟ این
مسئلهایست
که در انقلاب
دارای اهمیت
درجه اول میباشد.
کلیه مبارزات
انقلابی سابق
چین به طور
عمده بدین جهت
به دستاوردهای
ناچیز رسیدند
که انقلابیون
قادر نبودند
با دوستان
حقیقی خود
برای حمله به
دشمنان واقعی
متحد شوند.
حزب انقلابی
راهنمای تودههاست
؛ تا کنون هیچ
انقلابی
نبوده است که
در اثر رهبری
نادرست حزب
انقلابی شکست
نخورده باشد.
برای کسب
اطمینان به
اینکه تودهها
را منحرف
نخواهیم کرد و
در انقلاب به
پیروزی هایی
حتمی دست
خواهیم یافت ،
باید توجه خود
را به اتحاد
با دوستان
حقیقی برای
حمله به دشمنان
واقعی معطوف
کنيم. برای
تشخيص دوستان
حقيقی از
دشمنان واقعی
ما باید به
طور کلی وضعیت
اقتصادی
طبقات مختلف
جامعه چین و
برخورد آنها
را نسبت به
انقلاب مورد
تجزیه و تحلیل
قرار دهیم.
تحلیل
از طبقات
جامعه چین
مارس 1926 آثار
منتخب جلد 1
کلیه
دیکتاتور های
نظامی،
بوروکراتها،
کمپرادورها و
ملاکین بزرگ
که متحدین
امپریالیسم
میباشند و
همچنین آن قشر
مرتجع از
روشنفکر انی
که وابسته به
این طبقات است
، دشمنان ما
هستند.
پرولتاریای
صنعتی نیروی
رهبری کننده
انقلاب ماست.
نیمه
پرولتاریا و خرده
بورژوازی
نزدیکترین
دوستان ما میباشند.
جناح راست
بورژوازی
متوسط متزلزل
ممکن است به
دشمنان ما و
جناح چپ آن به
دوستان ما بدل
گردد ـ لیکن
ما باید در
برابر آنها
دائماً هشیار
و مراقب باشیم
و نگذاریم که
در صفوف ما
اغتشاشی بر پا
کنند.
تحلیل
از طبقات
جامعه چین
مارس 1926 آثار
منتخب جلد 1
هر کس
که در طرف خلقهای
انقلابی قرار
بگیرد
انقلابی است.
هر کس که در
طرف
امپریالیسم ،
فئودالیسم و
کاپیتالیسم
بوروکراتیک
بایستد ضد
انقلابی است
کسی که تنها
در گفتار جانب
خلق انقلابی را
بگیرد ی
کردارش غیر از
آن باشد، یک
انقلابی لفظی
است. کسی که نه
تنها در گفتار
بلکه در کردار
هم جانب خلق
انقلابی را
بگیرد،
انقلابی به تمام
معنی است.
نطق
اختتامیه در
دومین
اجلاسیه
نخستین دوره
کمیته کشوری
کنفرانس مشورتی
سیاسی خلق چین
23 ژوئن 1950
من
معتقدم که
برای ما ـ چه
یک فرد ، یک
حزب ، یک ارتش
و یا یک
آموزشگاه ـ
چندان زیبنده
نباشد ، اگر
مورد حمله
دشمن قرار
نگیریم، زیرا
در آن صورت
حتماً چنین
مفهوم خواهد
شد که ما تا به
سطح دشمن تنزل
یافتهایم.
این امر خوبی
است اگر ما
مورد حمله
دشمن قرار
بگیریم، زیرا
آن وقت معلوم
میشود که ما
بین خود و
دشمن خط فاصل
روشنی کشیدهایم.
باز بهتر
خواهد شد اگر
دشمن به ما
وحشیانه حمله
ور گردد و
بدون اینکه
حتی کوچکترین
نقطه مثبتی
برای ما قائل
شود، ما را به
تیرهترین
رنگها
بیالاید ،
زیرا این نشان
میدهد که ما
نه تنها خط
فاصل روشنی
بین خود و دشمن
کشیدهایم،
بلکه در
کارمان هم به
موفقیتهای
بزرگی دست
یافتهایم.
مورد
حمله دشمن
قرار گرفتن
امر خوبی است
نه بد 26 مه 1939
ما
باید از هر
چیزی که دشمن
با آن مخالفت
میکند
پشتیبانی
کنیم و با هر
چیزی که دشمن
از آن طرفداری
میکند،
مخالفت ورزیم.
مصاحبه
با سه خبرنگار
خبرگزاری مرکزی،
روزنامه
سائودان و
روزنامه سین
مین 16 سپتامبر 1939
آثار منتخب
جلد 2
ما در
موضع
پرولتاریا و
تودههای
مردم قرار
گرفتهایم.
این برای اعضای
حزب کمونیست
به این معنی
است که باید
در موضع حزب
قرار بگیرند،
خود را با روح
حزبی بار آورده
و با سیاست
حزب وفق دهند.
سخنرانی
در محفل ادبی
و هنری ین آن
مه 1942 آثار منتخب
، جلد 3
پس از
نابودی
دشمنان تفنگ
به دست،
دشمنان بدون
تفنگ هنوز بر
جا خواهند
ماند و مسلماً
بر ضد ما به
مبارزه مرگ و
زندگی دست
خواهند زد ما
هرگز نباید به
این دشمنان کم
بها دهیم. اگر
ما این مسئله
را امروز بدین
سان طرح نکنیم
و نفهمیم
مرتکب خطاهای
بسیار بزرگی
خواهیم شد.
گزارش
به دومین
پلنوم هفتمین کمیته
مرکزی حزب
کمونیست چین5
مارس 1949 آثار منتخب
جلد 4
امپریالیستها
و مرتجعین
داخلی به هیچ
وجه به شکست
خود تن در
نخواهند داد و
تا وا پسین دم
به دست و پا
زدنهای
مذبوحانه
ادامه خواهند
داد. آنها حتی
پس از برقراری
نظم و آرامش
در کشور نیز
به اشکال گوناگون
دست به عملیات
تخریبی و آشوب
گرانه خواهند
زد و هر روز و
هر دقیقه تلاش
خواهند کرد تا
بار دیگر در
چین به صحنه
باز گردند.
این امری
ناگزیر و حتمی
است، ما تحت
هیچ شرایطی
نباید
هوشیاری خود را
از دست دهیم.
نطق
افتتاحیه در
نخستین پلنوم
کنفرانس مشورتی
سیاسی خلق چین
21 سپتامبر 1949
آثار منتخب
جلد 4
در چین
گر چه تحول
سوسیالیستی
در مورد سیستم
مالکیت به طور
اساسی انجام
یافته و
مبارزات
طبقاتی وسیع و
طوفانسای
تودهای که
مشخصه دوره
انقلاب است،
اساساً پایان
پذیرفته ولی
بقایای طبقات
سرنگونشده
ملاکین و
کمپرادورها
هنوز موجود
است بورژوازی
هنوز
برجاست و خرده
بورژوازی
تازه در حال
تحول است.
مبارزات
طبقاتی هنوز
تمام نشده
است. مبارزات
طبقاتی بین
پرولتاریا و
بورژوازی،
مبارزه
طبقاتی بین
نیروهای
سیاسی گوناگون
و مبارزه
طبقاتی بین
پرولتاریا و
بورژوازی در
زمینه
ایدئولوژیک
هنوز مبارزهای
طولانی و
پیچیده خواهد
بود و حتی
گاهی بسیار
حدت خواهد
یافت.
پرولتاریا
کوشش میکند
تا جهان را
طبق جهانبینی
خود دگرگون
سازد و
بورژوازی نیز
سعی دارد تا
جهان را طبق
جهانبینی
خود تغییر
دهد. در این
مورد این
مسئله که سوسیالیسم
یا
کاپیتالیسم
کدامیک بر
دیگری پیروز
خواهد شد،
هنوز واقعاً
حل نشده است.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
برای
اینکه در کشور
ما نتیجه
مبارزه
ایدئولوژیک
بین
سوسیالیسم و
کاپیتالیسم
معین شود، هنوز
مدتها وقت
لازم است. به
دلیل اینکه
تأثیر بورژوازی
و
روشنفکرانیکه
از جامعه کهن
برخاستهاند،
و همچنین
ایدئولوژی
طبقاتی آنها
در کشور ما
برای مدتی
طولانی
همچنان باقی
خواهد ماند.
عدم درک کامل
و یا اصولا
عدم شناخت این
حقیقت، ما را
به اشتباه
عظیمی میکشاند
و موجب نادیده
گرفتن ضرورت
مبارزه ایدئولوژیک
میگردد.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
در
کشور ما،
ایدئولوژی
بورژوایی و
خرده بورژوایی،
ایدئولوژی ضد
مارکسیستی
برای مدتی
طولانی هنوز
به جا خواهد
ماند. سیستم
سوسیالیستی
در کشور ما به
طور اساسی
مستقر شده
است. ما در
تحول مالکیت
بر وسائل
تولید هم
اکنون به
پیروزی های
اساسی نائل
آمدهایم ولی
در جبهه سیاسی
و ایدئولوژیک
هنوز پیروزی
کامل حاصل
نکردهایم. در
زمینه
ایدئولوژی
این مسئله که
در مبارزه بین
پرولتاریا و
بورژوازی
کدامیک بر
دیگری پیروز
خواهد شد،
هنوز واقعاً
حل نشده است. ما
علیه
ایدئولوژی
بورژوازی و
خرده
بورژوازی هنوز
مبارزهای بس
طولانی در پیش
داریم. عدم
درک این حقیقت
و دست کشیدن
از مبارزه
ایدئولوژیک
خطاست. تمام
افکار اشتباهآمیز
، تمام گیاهان
سمی و تمام
اهریمنان
افعیصفت
باید مورد
انتقاد قرار
گیرند و
بهیچوجه نباید
راه را برای
اشاعه آنها
باز گذاشت.
ولی این
انتقاد باید
کاملاً
مستدل،
تحلیلی و قانعکننده
باشد، نه خشن،
بوروکراتیک،
متافیزکی و دگماتیکی.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین درباره
کار تبلیغاتی
12 مارس 1957
دگماتیسم
و رویزیونیسم
هر دو ضد
مارکسیسماند.
مارکسیسم
یقین به
پیشرفت خود
ادامه میدهد،همپای
پیشرفت
پراتیک رشد مییابد
و هرگز از
حرکت باز نمیایستد.
چنانچه
مارکسیسم از
حرکت باز
ایستد و بلا
تغییر بماند،
روح و حیات
خود را از دست
خواهد داد.
ولی اصول
اساسی
مارکسیسم
هرگز نباید
نقض گردد، چه
در غیر
اینصورت اشتباه
امری اجتناب
ناپذیر خواهد
شد. به
مارکسیسم از
دیدگاه
متافیزیکی
نگریستن و
آنرا به مثابه
چیز بیجانی
تلقی کردن
دگماتیسم است.
انکار اصول
اساسی و حقیقت
عام
مارکسیسم،
رویزیونیسم
است.
رویزیونیسم
نوعی از
ایدئولوژی بورژوازی
است.
رویزیونیستها
تفاوت بین
سوسیالیسم و
کاپیتالیسم،
فرق بین
کاپیتالیسم،
فرق بین
دیکتاتوری
پرولتاریا و
دیکتاتوری بورژوازی
را انکار میکنند.
آنچه که آنها
از آن طرفداری
میکنند، در
واقع مشی
سوسیالیستی
نیست، بلکه مشی
سرمایهداری
است. در شرایط
کنونی،
رویزیونیسم
به مراتب زیان
بخشتر از
دگماتیسم است.
یکی از وظایف
مهم کنونی ما
جبهه
ایدئولوژیک،
گسترش انتقاد
از رویزیونیسم
است.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین درباره
کار تبلیغاتی
12 مارس 1957
رویزیونیسم
یا
اپورتونیسم
راست روندی
است بورژوایی
که به مراتب
خطرناکتر از
دگماتیسم است.
رویزیونیستها
، اپورتونیستهای
راست، در سخن
دم از
مارکسیسم میزنند
و حتی به
"دگماتیسم"
نیزحملهور
میگردند. اما
هدف واقعی
حمله آنان
جوهر و اساس
مارکسیم است.
آنها با
ماتریالیسم و
دیالکتیک
مبارزه میکنند
و یا آن را
تحریف مینمایند،
علیه
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق و رهبری
حزب کمونیست
برمیخیزند و
یا سعی در
تضعیف آن مینمایند.
آنها با تحول
سوسیالیستی و
ساختمان سوسیالیسم
مخالفت میورزند
و یا تلاش در
تضعیف آن
دارند. پس از
پیروزی اساسی
انقلاب سوسیالیستی
در کشور ما
هنوز اشخاصی
یافت میشوند
که به عبث
آرزوی احیاء
کاپیتالیسم
را در سر میپرورانند.
آنها در تمام
جبههها و
منجمله در
جبهه
ایدئولوژیک
علیه طبقه کارگر
به مبارزه
برمیخیزند و
در این مبارزه
رویزیونیستها
بهترین یاران
و همراهان
آنان هستند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
کمونیسم
سیستم کامل
واحدی از
ایدئولوژی
پرولتاریایی
و در عین حال
نظام اجتماعی
نوینی است که
با هر سیستم
ایدئولوژیک و
نظام اجتماعی
دیگر تفاوت
دارد و کامل ترین،
مترقیترین،
انقلابیترین
ومنطقیترین
سیستمی است که
تاریخ بشر تا
کنون به خود دیده
است. سیستم
ایدئولوژیک و
نظام اجتماعی
فئودالی دیگر
به موزه تاریخ
سپرده شده
است. سیستم
ایدئولوژیک و
نظام اجتماعی
سرمایهداری
نیز در بخشی
از جهان (در
اتحاد شوروی)
در موزه نهاده
شده و در
کشورهای دیگر
چون "بیماری
محتضر و
آفتابی که در
پس تپههای
غرب فرو مینشیند"
میماند که
عنقریب به
موزه تاریخ
سپرده خواهد
شد. تنها
سیستم
ایدئولوژیک و
نظام اجتماعی
کمونیستی است
که سرشار از
طراوت و
شادابی جوانی
و لبریز از
نیروی حیات به
قدرت بهمن و
سرعت آذرخش بر
سراسر جهان
دامن میگسترد.
درباره
دموکراسی
نوین ژانویه1940
آثار منتخب جلد
2
سراسر
نظام اجتماعی
سوسیالیستی
جایگزین سیستم
سرمایهداری
خواهد شد؛ این
قانونی است
عینی و مستقل
از اراده
انسان. علیرغم
تلاشهای
مرتجعین در
باز داشتن
حرکت چرخ
تاریخ انقلاب
دیر یا زود
شعله میافروزد
و بدون تردید
به پیروزی میانجامد.
سخنرانی
در جلسه شورای
عالی اتحاد شوروی
به مناسبت
چهلمین سال
گشت انقلاب
کبیر اکتبر
سوسیالیستی 6 نوامبر
1957
ما
کمونیستها
هرگز نظرات
سیاسی خود را
پنهان نمیداریم.
به یقین و
بدون هیچگونه
تردیدی
برنامه آینده
و یا برنامه
حداکثر ما،
هدفش کشاندن
چین به سوی
سوسیالیسم و
کمونیسم است.
نام حزب ما و
جهانبینی
مارکسیستی ما
، این آرمان
والای آینده به
روشنی نشان میدهد،
آیندهای که
بس زیبا و
درخشان است.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
جنبش
انقلابی چین
تحت رهبری حزب
کمونیست در
مجموع شامل دو
مرحله میشود:
انقلاب
دموکراتیک و
انقلاب
سوسیالیستی؛
این دو مرحله
دو پروسه
انقلابی را
تشکیل میدهند
که خصلتاً با
هم فرق دارند
و تنها وقتی که
اولی پایان
بیابد ، میتوان
به انجام دومی
پرداخت.
انقلاب
دموکراتیک به
منزله تدارک
ضرور برای
انقلاب
سوسیالیستی
است؛ انقلاب
سوسیالیستی
به طور اجتناب
ناپذیر
دنباله
انقلاب
دموکراتیک
است. هدف نهاییایکه
همه
کمونیستها
برای رسیدن به
آن میکوشند،
عبارت است از
بنا نهادن
جامعه سوسیالیستی
و کمونیستی.
انقلاب
چین و حزب
کمونیست چین دسامبر
1939 آثار منتخب
جلد 2
هدف
انقلاب
سوسیالیستی
آزاد ساختن
نیروهای مولده
است. تغییر
کشاورزی و
صنایع دستی از
مالکیت فردی
به مالکیت
جمعی
سوسیالیستی،
تغییر صنایع و
بازرگانی
شخصی از
مالکیت
کاپیتالیستی
به مالکیت
سوسیالیستی
به ناچار
نیروهای مولده
را به طور وسیع
آزاد میسازد.
و به این
ترتیب شرایط
اجتماعی را
برای بسط سریع
تولیدات
صنعتی و
کشاورزی
فراهم میکند.
نطق
در کنفرانس
شورای عالی
دولتی 25
ژانویه 1956
ما
اکنون نه فقط
در نظام
اجتماعی
انقلاب میکنیم،
یعنی مالکیت
شخصی را به
مالکیت
همگانی تغییر
میدهیم ،
بلکه در
تکنولوژی نیز
انقلابی به پا
میداریم،
بدین معنی که
تولید صنایع
دستی را به تولید
ماشینی پر
دامنه مدرن
تغییر میدهیم.
این دو نوع
انقلاب با هم
در ارتباط
مستقیماند.
در کشاورزی،
با شرایطی که
در کشور ما
موجود است،
باید مسئله
کئوپراتیوه
کردن قبل از استفاده
از ماشینهای
بزرگ حل شود (
در کشورهای
سرمایهداری
کشاورزی به
طور
کاپیتالیستی
رشد مییابد).
از اینرو ما
به هیچ وجه
نباید صنایع و
کشاورزی را
مجزا و منفرد
از یکدیگر
بدانیم، و به
هیچ وجه نباید
روی یک طرف
تأکید کنیم و
به طرف دیگر
کم بها دهیم.
درباره
مسئله
کئوپراتیوه
کردن کشاورزی
31 ژوئیه 1955
نظام
اجتماعی نوین
فقط چندی پیش
نیست که ایجاد
گشته؛ برای
تحکیم آن هنوز
به مدتی وقت
نیاز است.
نباید پنداشت
که نظام نوین
به مجرد اینکه
ایجاد گردید،
میتواند
کاملاً
مستحکم شود،
این امری غیر
ممکن است.
نظام نوین
باید قدم به
قدم استحکام
یابد. برای
تحکیم قطعی آن
باید ضمن
صنعتی کردن
سوسیالیستی
کشور و ادامه
پیکر انقلاب سوسیالیستی
در جبهه
اقتصادی، در
جبهه سیاسی و ایدئولوژیک
نیز به طور
دائم و سخت به
مبارزات انقلابی
سوسیالیستی
پرداخت. به
علاوه در اینجا
وجود عوامل
گوناگون بینالمللی
نیز لازم میآید.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین درباره
کار تبلیغاتی 12 مارس 1957
در چین
مبارزه برای
تحکیم نظام
سوسیالیستی، مبارزه
بر سر اینکه
معین شود آیا
سوسیالیسم چیره
میشود یا
کاپیتالیسم،
هنوز طی یک
دوره تاریخی بسیار
طولانی ادامه
خواهد داشت.
ولی همهی ما
باید بدانیم
که این نظام
نوین
سوسیالیستی
بدون هیچ شک و
تردیدی
مستحکم خواهد
گشت. ما به
یقین میتوانیم
کشوری
سوسیالیستی
که دارای
صنایع مدرن،
کشاورزی مدرن
و علم و فرهنگ
مدرن باشد، بنا
کنیم.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین درباره
کار تبلیغاتی 12 مارس 1957
تعداد
آن
روشنفکرانیکه
که نسبت به
دولت ما دشمنی
میورزند،
بسیار ناچیز
است. این
افراد به دولت
دیکتاتوری
پرولتاریای
ما علاقهای
ندارند، بلکه
بیشتر به همان
جامعه کهن دلبستهاند.
آنها در هر
فرصتی که به
دست آورند،
آشوب و بلوا
بر پا میکنند
و تلاش مینمایند
تا حزب
کمونیست را
سرنگون سازند
و چین کهن را
عودت دهند.
آنها افرادی
هستند که اگر
بنا میبود
بین مشی
پرولتاریایی
و مشی
بورژوایی، بین
مشی
سوسیالیستی و
مشی سرمایهداری
یکی را انتخاب
کنند، با
لجاجت زیاد
دومی را بر میگزیدند.
چون این مشی
در واقع تحقق
پذیر نیست،
لذا آنها در
حقیقت سر
تسلیم به
امپریالیسم،
فئودالیسم و
سرمایهداری
بوروکراتیک
بسایند.چنین
افرادی در محافل
سیاسی، صنعتی
و بازرگانی ،
فرهنگی و
آموزشی، علمی
و فنی و مذهبی
دیده میشوند.
آنها فوقالعاده
مرتجعاند.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمونیست چین
درباره کار
تبلیغاتی 12 مارس 1957
مسئله
جدی عبارت است
از آموزش و
تربیت دهقانان.
اقتصاد
دهقانی
پراکنده است و
اشتراکی کردن کشاورزی
بنا بر
تجربیات
اتحاد شوروی
مستلزم وقت
زیاد و کار
دقیق است.
بدون اشتراکی
کردن کشاورزی،
سوسیالیسم
کامل و
استواری نمیتواند
وجود داشته
باشد.
درباره
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق30 ژوئن 1949 آثار
منتخب جلد 4
ما
باید مطمئن
باشیم که اولا
تودههای
وسیع دهقانان
مایلند تحت
رهبری حزب به
تدریج در راه
سوسیالیسم
گام نهند؛ و
ثانیاً حزب قادر
است دهقانان
را در این راه
رهبری کند. این
دو نکته تمام
کنه مطلب بوده
و جریان عمده
را تشکیل میدهد.
درباره
مسئله
کئوپراتیوه
کردن کشاورزی
31 ژوئیه 1955
ارگانهای
رهبری در
کئوپراتیوها
باید موضع
مسلط دهقانان
میانه حال
تنگدست جدید
را در این
ارگانها
تأمین کنند و
دهقانان
میانه حال
تنگدست قدیمی
و دهقانان
میانه حال
مرفه جدید و
قدیمی را به
مثابه فرهنگ
نیروی کمکی تلقی
نمایند. فقط
به این ترتیب
است که میتوان
طبق سیاست
حزب، وحدت بین
دهقانان فقیر
و دهقانان
میانهحال را
تأمین کرد،
کئوپراتیوه
را مستحکم نمود،
تولید را
پیشرفت داد و
تحول
سوسیالیستی
سراسر
روستاها را به
طور صحیح انجام
داد. و الا
وحدت بین
دهقانان فقیر
و دهقانان
میانهحال
حاصل نخواهد
شد،
کئوپراتیوها
تحکیم نخواهند
یافت، تولید
پیشرفت
نخواهد کرد و
تحول سوسیالیستی
سراسر
روستاها
انجام نخواهد
گرفت.
مقدمه
بر مقاله
"چگونه کنترل
کئوپراتیو اوتان
از دست
دهقانان
میانهحال به
دست دهقانان
فقیر انتقال
یافت " 1955
اتحاد
با دهقانان
میانهحال
امری ضرور
است، سرپیچی
از اجرای این
وظیفه خطاست.
ولی طبقه
کارگر و حزب
کمونیست در
روستاها باید
به چه کسانی
اتکا کنند؟
مسلماً به دهقانان
فقیر. این هم
در آن موقعی
که علیه ملاکین
مبارزه میشد
و اصلاحات
ارضی در دست
اجرا بود، صدق
میکرد و هم
اینک که به
خاطر تحقق
تحول
سوسیالیستی
کشاورزی علیه
دهقانان مرفه
و سایر عوامل
سرمایهداری
مبارزه میشود،
صادق است. در
این دو دوره
انقلاب،
دهقانان
میانهحال
ابتدا متزلزل
بودند. آنها
تنها پس از
مشاهده سیر
عمومی
رویدادها و
پیروزی قریبالوقوع
است که به طرف
انقلاب روی
میآورند. دهقانان
فقیر باید روی
دهقانان
میانهحال
کار کنند و
آنها را به
طرف خود جلب
نمایند تا
اینکه انقلاب
روز به روز تا
پیروزی نهایی
بسط و توسعه
بیابد.
مقدمه
بر مقاله "
درسهایی از
کئوپراتیودهقانان
میانهحال و
کئوپراتیو
دهقانان فقیر
در شهرستان
فوآن " 1955
در بین
دهقانان
چیزدار
گرایشی جدی به
سوی سرمایهداری
به چشم میخورد.
چنانچه ما در
جریان جنبش
کئوپراتیوه
کردن یا طی یک
دوره بسیار
طولانی پس از
آن در کار سیاسی
میان دهقانان
کوچکترین
غفلتی کنیم این
گرایش شایع و
متداول خواهد
شد.
مقدمه
بر مقاله"
بایدعلیه گرایش
به سوی
سرمایهداری
به طور قطعی
مبارزه شود " 1955
جنبش
کئوپراتیوه
کردن
کشاورزی، از
همان آغاز؛ یک
مبارزه جدی
ایدئولوژیک و
سیاسی بود.هیچ
کئوپراتیوی
نمیتواند
بدون گذشتن از
میان چنین
مبارزهای
تأسیس یابد.
قبل از اینکه
یک نظام
اجتماعی طراز
نوین بتواند
بر روی پایههای
نظام کهن بنا
گردد باید این
پایه ها را
کاملاً پاک و
منزه ساخت.
بقایای افکار
کهن که
بازتابی از
نظام کهنه
است، در مغز
انسانها
برای مدت
طولانی به جا
مانده و به
آسانی از بین
نخواهد رفت.
از اینرو هر
کئوپراتیو پس
از آنکه تأسیس
شد برای اینکه
استحکام بیابد،
باید از میان
مبارزات
متعددی بگذرد.
و حتی پس از
استحکام، به
محض اینکه از
مساعی و تلاشهای
خود بکاهد،
فرو خواهد
ریخت.
مقدمه
بر مقاله "درس
جدی" 1955
طی سالهای
اخیر در دهات
نیروهای
خودرو سرمایهداری
دائماً رشد و
نمو مییابند،
دهقانان مرفه
جدید در همه
جا ظاهر میگردند
و بسیاری از
دهقانان
میانهحال
مرفه در تلاشاند
تا به دهقانان
مرفه تبدیل
شوند. از سوی
دیگر بسیاری
از دهقانان
فقیر به علت
کمبود وسایل
تولید همچنان
در فقر و
تنگدستی به سر
میبرند. بعضی
از آنها
مقروضند و
برخی دیگر
زمینهای خود
را فروخته یا
به اجاره میدهند.
اگر این وضع
به همین منوال
ادامه یابد قطبگیری
در دهات لاجرم
روز به روز
صورت جدیتری
به خود میگیرد.
دهقانانی که
هنوز با
مشکلات
فراوانی دست
به گریبانند،
شکایت خواهند
کرد که ما
برای نجات
آنها از خانهخرابی
هیچ اقدامی
نمیکنیم، و یا به
آنها در رفع
دشواریهایشان
کمکی نمینمائیم.
آن دهقانان
میانهحال
مرفهی هم که
به سمت سرمایهداری
تمایل یافتهاند،
از ما ناراضی
میشوند،
زیرا ما
هیچگاه قادر
به ارضای
تقاضاهای
آنها نخواهیم
بود مگر آنکه
قصد داشته
باشیم در راه سرمایهداری
گام نهیم. آیا
در چنین
شرایطی باز هم
امکان تحکیم
اتحاد بین
کارگران و
دهقانان
موجود است؟
بدیهی است که
نه. این مسئله
فقط بر یک اساس
نوین قابل حل
است. یعنی به
موازات انجام
تدریجی صنعتی
کردن
سوسیالیستی
در صنایع دستی
و صنایع و
بازرگانی
کاپیتالیستی
باید به تحول
سوسیالیستی
در تمام شئون
کشاورزی نیز
قدم به قدم
تحقق بخشید،
به سخن دیگر،
باید پروسه
کئوپراتیوه
کردن را به
انجام رساند،
سیستم اقتصاد
فردی را در
دهات از بیخ و
بن برکند تا
آنکه کلیه
اهالی دهات به
طور روزافزون
رفاه و آسایش
یابند. ما
معتقدیم که
اتحاد بین
کارگران و
دهقانان فقط
از این طریق
قابل تحکیم
است.
درباره
مسئله
کئوپراتیوه
کردن کشاورزی"31
ژوئیه 1955
...
"نقشه واحد و
همه جانبه"
نقشهایست که
مصالح خلق 600
میلیونی کشور
ما را در نظر میگیرد.
ما باید در
تدوین نقشهها،
در تنظیم امور
یا بررسی
مسائل همواره
این واقعیت را
مد نظر داشته
باشیم که چین
جمعیتی برابر
600 میلون نفر
دارد؛ این
واقعیت را هیچگاه
نباید از نظر
دور داشت.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
علاوه
بر رهبری حزب،
جمعیت 600
میلیونی ما
نیز عاملی
تعیین کننده
به شمار میرود.
جمعیت بیشتر
به معنای
عقاید و نظرات
بیشتر، حرارت
و احساسات
بیشتر و انرژی
بیشتر است.
تودههای
مردم هیچگاه
مانند امروز
اینقدر الهام
نگرفته بودند
و دارای چنین
روحیه پرشور و
رزمندهای
نبودند.
معرفی
یک کئوپراتیو
15 آوریل 1958
ویژگی
بارز خلق 600
میلیونی چین،
صرف نظر از خصوصیات
دیگر، فقر
اقتصادی و عقب
ماندگی فرهنگی
است. این ممکن
است بد به نظر
برسد، ولی در
واقع امر خوبی
است. فقر و
تنگدستی
اراده را برای
تغییر، برای
اقدام به عمل
و برای انقلاب
کردن برمیانگیزد.
بر روی یک ورق
کاغذ سفید که
عاری از هر
گونه لکهای
است، تازهترین
و زیباترین
هیروگلیفها
را میتوان
نگاشت و تازهترین
و زیباترین
پیکرهها را
میتوان نقش
کرد.
معرفی
یک کئوپراتیو
15 آوریل 1958
پس از
پیروزی
انقلاب چین در
سراسر کشور و
حل مسئله
ارضی، باز دو
تضاد اساسی در
چین همچنان بر
جای خواهد
ماند. اولی
تضادی داخلی
است، یعنی تضاد
بین طبقه
کارگر و
بورژوازی. و
دومی تضادی خارجی
است، یعنی
تضاد بین چین
و کشورهای
امپریالیستی.
از اینرو پس
از پیروزی
انقلاب دموکراتیک
تودهای،
قدرت دولت
جمهوری تودهای
که تحت رهبری
طبقه کارگر
قرار دارد،
نباید تضعیف
شود، بلکه
بالعکس باید
تقویت گردد.
گزارش
به دومین
پلنوم هفتمین
کمیته مرکزی
حزب کمونیست
چین5 مارس 1949
آثار منتخب
جلد4
"
آیا نمیخواهید
قدرت دولتی را
براندازید؟"
چرا میخواهیم
ولی نه اکنون.
ما هنوز نمیتوانیم
قدرت دولتی را
بر اندازیم.
برای چه؟ زیرا
که
امپریالیسم و
ارتجاع داخلی
هنوز برجاست و
طبقات در داخل
کشور نیز هنوز
موجودند.
وظیفه کنونی
ما عبارت است
از تقویت
دستگاه دولت
تودهای ـ به
طور عمده ارتش
تودهای،
پلیس تودهای
و دادگستری
تودهای ـ به
منظور تقویت
دفاع ملی و
حفظ منافع مردم.
درباره
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق 30 ژوئن 1949
آثار منتخب جلد
4
دولت
ما یک دولت
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق است که از
طرف طبقه
کارگر رهبری
میشود و بر
پایه اتحاد
کارگران و
دهقانان
استوار است.
وظایف این
دیکتاتوری
چیست ؟ نخستین
وظیفه این
دیکتاتوری
عبارت است از
سرکوب طبقات و
عناصر مرتجع و
آن استثمار
گران داخلی که
در مقابل
انقلاب
سوسیالیستی
از خود مقاومت
نشان میدهند،
و سرکوب تمام
کسانیکه در
کار ساختمان سوسیالیستی
تخریب میکنند
، یا به سخن
دیگر نخستین
وظیفه این
دیکتاتوری حل
تضادهای بین
ما و دشمن در
درون کشور است.
فیالمثل
بازداشت و
محکوم ساختن
بعضی از عناصر
ضد انقلابی ،
محروم کردن
ملاکین و
سرمایهداران
بوروکراتیک
از حقوق
انتخاباتی و
سلب آزادی
بیان از آنها
برای یک دوران
معین ـ همه اینها
جزو وظایف این
دیکتاتوری
است. علاوه بر
این به خاطر
تأمین نظم
اجتماعی و حفظ
منافع تودههای
وسیع مردم نیز
باید نسبت به
دزدان، کلاهبرداران،
جانیان، اوباشان
و سایر عناصر
مضر که نظم
اجتماعی را به
طور جدی به هم
میزنند،
دیکتاتوری
اعمال شود.
وظیفه دوم این
دیکتاتوری
عبارت است از
حفاظت کشور در
مقابل فعالیتهای
واژگون
سازنده و
تجاوزات
احتمالی دشمنان
خارجی. در
چنین وضعی
دیکتاتوری
وظیفه دارد که
تضادهای بین
ما و دشمنان
خارجی را نیز
حل کند. هدف
این
دیکتاتوری حفاظت
تمام مردم
کشور ماست تا
آنکه آنها
بتوانند در
صلح و صفا کار
کنند و چین را
به یک کشور سوسیالیستی
با صنایع
مدرن،
کشاورزی مدرن
و علم و فرهنگ
مدرن تبدیل
نمایند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق احتیاج به
رهبری طبقه کارگر
دارد. زیرا
این فقط طبقه
کارگر است که
دوراندیشترین،
ازخودگذشتهترین
و در انقلاب
پیگیر ترین
طبقههاست.
سراسر تاریخ
انقلاب ثابت
میکند که
بدون رهبری
طبقه کارگر
انقلاب محکوم
به شکست است و
تنها با رهبری
طبقه کارگر
است که انقلاب
پیروز میگردد.
درباره
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق 30 ژوئن 1949
آثار منتخب
جلد 4
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق بر اساس
اتحاد طبقه
کارگر، طبقه
دهقان و خرده
بورژوازی
شهری و به طور
عمده بر اساس
اتحاد
کارگران و
دهقانان مبتنی
است، زیرا این
دو طبقه 80 تا 90
درصد جمعیت
چین را در بر
میگیرند. این
دو طبقه در
واژگون ساختن
امپریالیسم و
مرتجعین
گومیندان
نیروی عمده را
تشکیل میدهند.
گذار از
دموکراسی
نوین به
سوسیالیسم به طور
عمده وابسته
به اتحاد این
دو طبقه است.
درباره
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق 30 ژوئن 1949
آثار منتخب
جلد 4
در
ساختمان یک
کشور مقتدر
سوسیالیستی
مبارزه
طبقاتی،
مبارزه
تولیدی و
آزمونهای
علمی سه جنبش
عظیم انقلابی
را تشکیل میدهند.
این جنبشها
ضامن مطمئنی
برای رهایی
کمونیستها
از
بوروکراتیسم
و مصونیت در
مقابل رویزیونیسم
و دگماتیسم
هستند و آنها
را همیشه شکستناپذیر
نگه خواهند
داشت. این
جنبشها
وثیقه معتبری
هستند که وحدت
با تودههای
وسیع
زحمتکشان و
تحقق
دیکتاتوری
دموکراتیک را
برای
پرولتاریا
ممکن میسازند.
بدون وجود این
جنبشها اگر
به ملاکین،
دهقانان
مرفه،
ضدانقلابیون،
عناصر مضر و
تمام
اهریمنان
افعی صفت اجازه
داده شود از
سوراخهای
خود بیرون
بزنند و در
عین حال
کادرهای ما هم
در مقابل همه
اینها دیدگان
خود را فرو
بندند و حتی
بسیاری از
آنها نه تنها
قادر به تمیز
دشمن از ما
نگردند، بلکه
با دشمن هم
داستانی آغاز
کنند و از طرف
آنها به جاده
فساد و
انحطاط، تجزیه
و تلاشی سوق
داده شوند،
اگر کادرهای
ما بدینسان به
سوی اردوگاه
دشمن جلب شوند
یا دشمن به
صفوف ما رخنه کند
و اگر بسیاری
از کارگران،
دهقانان و
روشنفکران ما
در مقابل
تاکتیکهای
نرم و خشن
دشمن بلا دفاع
بمانند،
آنگاه طولی
نخواهد کشید و
شاید فقط چند
سال یا ده سال
و یا حداکثر چند
ده سال نخواهد
گذشت که
ناگزیر ضد
انقلاب در
سراسر کشور
احیاء خواهد
شد، حزب
مارکسیستی ـ
لنینیستی
بدون شک به یک
حزب
رویزیونیستی،
به یک حزب
فاشیستی بدل
خواهد گشت و
تمام چین رنگ
خود را عوض
خواهد کرد.
نقل
شده در مقاله
"درباره
کمونیسم کاذب
خروشچف و
آموزشهای تاریخی
آن برای جهان"
دیکتاتوری
دموکراتیک
خلق از دو
اسلوب استفاده
میکند: در
مورد دشمن
اعمال
دیکتاتوری میکند،
یعنی تا مدتی
که لازم باشد
به آنها اجازه
شرکت در
فعالیتهای
سیاسی را نمیدهد
و آنها را
وادار میسازد
که از قوانین
دولت تودهای
اطاعت کنند،
به کار بدنی
اشتغال ورزند
و از طریق کار
خود را به
انسانهای
طراز نوین
تغییر دهند. و
بالعکس در
مورد خلق نه
از شیوه جبر و
زور، بلکه از
شیوه دموکراتیک
استفاده میکند
یعنی به آنها
اجازه میدهد
که در فعالیتهای
سیاسی شرکت
جویند، آنها
را مجبور به
این و یا آن
کار نمیکند، بلکه
شیوههای
دموکراتیک
تربیت و قانع
میسازد.
نطق
اختتامیه در
دومین
اجلاسیه
نخستین دوره
کمیته کشوری
کنفرانس
مشورتی سیاسی
خلق چین 23 ژوئن
1950
خلق
چین برای
اینکه بنیانی
استوار تر به
رشد و تکامل
سریع
سوسیالیسم در
چین تحقق
بخشد، در حال
حاضر تحت
رهبری حزب کمونیست
چین دست در
کار جنبشی پر
جوش و پرتوان
جهت اصلاح سبک
کار است. این
جنبشی به خاطر
بر انگیختن
بحثی آزاد و
هدایت شده در
سراسر کشور ـ بحثی
که در شهرها و
روستاها
درباره
مسائلی چون
مقابله راه
سوسیالیستی
با راه
کاپیتالیستی،
سیستم اساسی
دولت و سیاستهای
اصلی آن، سبک
کار کادرهای
حزب و دولت، و
مسئله رفاه همگانی
در میگیرد،
بحثی که با
ارئه مدارک و
به طور مستدل
انجام مییابد
تا آن که
بتوان آن
تضادهای
کنونی درون خلق
را که حل آنها
فوریت دارد،
به طور صحیح
حل نمود. این
جنبشی است
سوسیالیستی
که برای خود
آموزی و تجدید
تربیت خلق
برپا میشود.
سخنرانی
در جلسه شورای
عالی اتحاد
شوروی به مناسبت
چهلمین سال
گشت انقلاب
کبیر اکتبر
سوسیالیستی 6
نوامبر 1957
ما در
کار عظیم
ساختمانی با
وظیفه دشواری
روبرو هستیم.
اعضای حزب ما
با وجود اینکه
بیش از ده
میلیون
نفرند، ولی
هنوز اقلیت
بسیار کوچکی
از جمعیت کشور
را تشکیل میدهند.
در ادارات
دولتی و
سازمانها و
مؤسسات
اجتماعی
کارهای زیادی
هست که باید
از طرف افراد
غیر حزبی
انجام یابد.
چنانچه ما
نتوانیم به
تودهها اتکا
کنیم و با
افراد غیر
حزبی همکاری
نزدیک برقرار
سازیم،
نخواهیم
توانست کارها
را به خوبی انجام
دهیم. ما در
حالیکه وحدت
تمام حزب را
پیوسته تقویت
میکنیم،
باید به تحکیم
وحدت تمام
ملیتها، طبقه دموکراتیک،
احزاب
دموکراتیک و
سازمانهای
تودهای نیز
ادامه دهیم و
جبهه واحد
دموکراتیک
خلق را دائماً
استحکام و
توسعه بخشیم؛
ما باید با جدیت
تمام مظاهر نا
سالمی را که
در رشتههای
مختلف کار به
چشم میخورد و
در خلاف جهت
همبستگی بین
حزب و مردم سیر
میکند،
برطرف سازیم.
نطق
افتتاحیه در
هشتمین کنگره
حزب کمونیست چین
15 سپتامبر 1956
در
برابر ما دو
نوع تضاد
اجتماعی قرار
دارد ـ یکی
تضادهای بین
ما و دشمن و
دیگری
تضادهای درون
خلق. این دو نوع
تضاد از نظر
ماهوی با
یکدیگر
کاملاً متفاوتاند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
برای
درک صحیح این
دو نوع تضاد
مختلف، یعنی
تضادهای بین
ما و دشمن و
تضادهای درون
خلق، باید قبل
از هر چیز
معین شود که
"خلق" کیست و
"دشمن" کدام
است .... در مرحله
کنونی که
دوران
ساختمان
سوسیالیسم
است، خلق شامل
آن طبقات، قشر
ها، سازمانها
و گروههای
اجتماعی میشود
که طرفدار و
پشتیبان امر
ساختمان
سوسیالیسم
هستند و در آن
شرکت میجویند،
در حالیکه
دشمنان خلق ،
آن نیروها و
گروههای
اجتماعی
هستند که در
برابر انقلاب
سوسیالیستی
مقاومت میورزند،
نسبت به
ساختمان
سوسیالیسم به
دیده خصومت مینگرند
و به آن زیان
میرسانند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
در
شرایط کنونی
کشور ما،
تضادهای درون
خلق عبارتند
از تضادهای
درونی طبقه
کارگر،
تضادهای
درونی طبقه
دهقان،
تضادهای درونی
روشنفکران،
تضادهای بین
طبقه کارگر و طبقه
دهقان،
تضادهای بین
کارگران و
دهقانان از یک
سو و
روشنفکران از
سوی دیگر،
تضادهای بین
طبقه کارگر و
سایر
زحمتکشان از
یک طرف و بورژوازی
ملی از طرف
دیگر،
تضادهای
درونی بورژوازی
ملی و غیره.
دولت تودهای
ما دولتی است
که ترجمان
واقعی منافع
خلق میباشد و
به خلق خدمت
میکند؛
معهذا بین
دولت و تودههای
مردم نیز
تضادهای
معینی وجود
دارد. تضاد بین
مصالح دولتی و
کلکتیو از یک
سو و منافع
افراد از سوی
دیگر، تضاد
بین
دموکراتیسم و
سانترالیسم ،
تضاد بین
رهبریکنندگان
و رهبریشوندگان
و تضاد بین
سبک کار
بوروکراتیک
برخی از
کارمندان
دولتی و تودهها
در شمار این
تضادها ست.
کلیه این
تضادها نیز از
نوع تضادهای
درون خلقاند.
به طور کلی،
تضادهای درون
خلق در چارچوب
منافع اساسی و
واحد خلق
موجودند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
تضادهای
بین ما و دشمن
تضادهای
آنتاگونیستیاند.
در میان صفوف
خلق تضادهای
بین زحمتکشان
غیرآنتاگونیستی
هستند، حال
آنکه تضادهای
بین طبقات
استثمار
شونده و طبقات
استثمار کننده
علاوه بر جنبههای
آنتاگونیستی
دارای جنبههای
غیرآنتاگونیستی
نیز میباشند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
خلق ما
در زندگی
سیاسی چگونه
باید صحت و
سقم گفتار و
کردار ما را
تشخیص دهد؟
طبق موازین
قانون اساسی
ما و طبق
اراده اکثریت
عظیم خلق ما و برنامههای
سیاسی که به
دفعات از طرف
احزاب و گروههای
سیاسی کشور ما
مشترکاً
اعلام شدهاند،
ما معتقدیم که
این معیارهای
تشخیص باید به
طور کلی به
شرح زیر خلاصه
شوند:
1ـ
گفتار و اعمال
ما باید به
وحدت ملیتهای
مختلف ما کمک
کند نه اینکه
باعث تفرقه
آنان گردد؛
2ـ
گفتا و اعمال
ما باید تحول
سوسیالیستی و
ساختمان سوسیالیسم
را به پیش
راند نه اینکه
به آن زیان
بخش باشد؛
3ـ
گفتار و اعمال
ما باید به
تحکیم
دیکتاتوری دموکراتیک
خلق کمک کند
نه اینکه باعث
تخریب و یا
تضعیف آن
گردد؛
4ـ
گفتار و اعمال
ما باید به
استحکام
سانترالیسم
دموکراتیک
کمک کند نه
اینکه باعث
تخریب و یا
تضعیف آن
گردد؛
5ـ
گفتار و اعمال
ما باید در
جهت تقویت
رهبری حزب
کمونیست سیر
کند نه اینکه
باعث کنار
گذاشتن و یا
تضعیف آن
گردد،
6ـ
گفتار و اعمال
ما باید به
حال همبستگی
بینالمللی
سوسیالیسم و
همبستگی خلقهای
صلحدوست
جهان سودمند
باشد نه زیان
بخش.
از این
شش معیار راه
سوسیالیستی و
رهبری حزب از
همه مهمتر
است.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
مسئله
سرکوب ضد
انقلابیون
مسئله مبارزه
در چارچوب ما
و دشمن است. در
میان مردم
افرادی یافت
میشوند که
نسبت به این
مسئله نظر
دیگری دارند.
اشخاصی که با
ما اختلاف نظر
دارند، بر دو
نوعند: آنهایی
که به سمت
راست انحراف
دارند،
هیچگونه خط
فاصلی بین ما
و دشمن نمیکشند
و دشمن را از
خود ما میدانند.
این اشخاص
درست آن کسانی
را دوست میدانند
که در نظر
تودههای
مردم دشمنند.
آنهایی که به
سمت چپ انحراف
دارند در
تضادهای بین
ما و دشمن به
حدی مبالغه میکنند
که بعضی از
تضادهای درون
خلق به مثابه
تضادهای ما و
دشمن مینگرند
و افرادی را
ضد انقلابی میشمارند
که در حقیقت
ضد انقلابی
نیستند. هر
دوی این نظرات
نادرستند. هیچ
یک از این دو
نمیتواند
مسئله سرکوب
ضد انقلابیون
را به درستی حل
کند و از
نتایج کار ما
در این مورد
ارزیابی
صحیحی به دست
دهد.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
تضادهایی
که از نظر
کیفی
گوناگونند،
فقط با اسالیبی
میتوانند حل
شوند که از
نظر کیفی
متفاوتاند.
فیالمثل :
تضاد میان
پرولتاریا و
بورژوازی با
اسلوب انقلاب
سوسیالیستی
حل میشود؛
تضاد میان
تودههای
مردم و نظام
فئودالی با
اسلوب انقلاب
دموکراتیک حل
میشود؛ تضاد
بین مستعمرات
و امپریالیسم
با متد جنگ
انقلابی حل میشود؛
تضاد میان
طبقه کارگر و
طبقه دهقان د
ر جامعه
سوسیالیستی
با اسلوب
کلکتیوه کردن
و مکانیزه
کردن کشاورزی
حل میشود ؛
تضاد درون حزب
کمونیست با
اسلوب انتقاد
و انتقاد از
خود حل میشود؛
و تضاد میان
جامعه و طبیعت
با اسلوب تکامل
نیروهای
مولده حل میشود
... حل تضادهای
مختلف به طرق
گوناگون اصلی
است که
مارکسیست ـ
لنینیستها
باید دقیقاً
از آن پیروی
کنند.
درباره
تضاد اوت 1937
آثارمنتخب
جلد 1
از
آنجا که تضادهای
بین ما و دشمن
و تضادهای
درون خلق از
نظر ماهوی با
یکدیگر
متفاوتاند،
لذا طرق حل
آنها نیز باید
متفاوت باشد.
به طور خلاصه،
تضادهای نوع
اول مربوط به
تعیین مرز بین
ما و دشمن و
تضادهای نوع
دوم مربوط به تشخیص
حق از نا حق میشود.
البته مسئله
مناسبات بین
ما و دشمن نیز
به نوبه خود
یک مسئله
تشخیص حق از
ناحق است.
مثلاً این مسئله
که چه کسی بر
حق است، ما یا
مرتجعین داخلی
و خارجی ـ
امپریالیستها،
فئودالها و
بورژوازی
بوروکراتیک ـ
خود نیز مسئله
تشخیص حق از
ناحق است، ولی
این ماهیتاً
با مسئله حق و
ناحق در درون
خلق فرق میکند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
مسائل
ایدئولوژیک و
مسائل مورد
اختلاف در درون
خلق را فقط میتوان
به طرق
دموکراتیک
یعنی از طریق
بحث، انتقاد،
اقناع و آموزش
حل نمود، نه
به وسیله جبر و
فشار.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
مردم
برای اینکه
بتوانند به
طور مؤثر به
کار تولیدی و
آموزش
بپردازند و
زندگی منظمی
داشته باشند،
از حکومت خود
و متصدیان
امور تولیدی و
از رهبران
سازمانهای
فرهنگی و
آموزشی میخواهند
تا دستورات
مقتضی اداری
که جنبه اجبار
داشته باشد،
صادر کنند.
حفظ نظم
اجتماعی بدون
چنین
دستوراتی مقدور
نیست، این
مطلب حتی برای
کسانی که
دارای معلومات
ابتدایی
هستند، نیز
قابل فهم است.
دستورات
اداری و شیوههای
اقناع و
تربیتی در حل
تضادهای درون
خلق مکمل
یکدیگرند.
دستورات
اداری که به
منظور حفظ نظم
اجتماعی صادر
میشوند، نیز
باید با اقناع
و تربیت همراه
باشند، زیرا
در بسیاری از
موارد
دستورات
اداری به تنهایی
راهگشا
نیستند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
بورژوازی
و خردهنورژوازی
ناگزیر به
بیان نظرات
ایدئولوژیک خود
هستند. آنها
بدون تردید با
سرسختی و به عناوین
مختلف در
مسائل سیاسی و
ایدئولوژیک سربلند
خواهند کرد.
شما نمیتوانید
از آنها متوقع
باشید که طور
دیگری عمل کنند.
ما نباید با
تشبث به جبر و
زور از سر
بلند کردن
آنها جلوگیری
کنیم، بلکه
باید به آنان
اجازه تظاهر
دهیم و در عین
حال با آنها
به مباحثه
پردازیم و
آنها را مورد
انتقاد لازم
قرار دهیم.
شکی نیست که
ما باید انواع
مختلف افکار
نادرست را به
باد انتقاد
بگیریم. این
بدیهی است که
نباید از
انتقاد سرباز
زد و با بیاعتنایی
نظارهگر
اشاعه افکار
نادرست و رونق
بازار آنان
بود اشتباهات
باید مورد
انتقاد قرار
گیرند، هر جا
که گیاهان سمی
برویند، باید
از ریشه کنده
شوند. ولی
چنین انتقادی
نباید
دگماتیکی و
متافیزیکی
صورت گیرد،
بلکه باید
کوشش کرد تا
شیوه
دیالکتیک به
کار برده شود.
آنچه که ما
بدان نیازمندیم،
تحلیل علمی و
دلایل قانع
کننده است.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
انتقاد
از کمبودهای
خلق امری ضرور
است، ... اما ما
باید در
حالیکه این
کار را انجام
میدهیم،
کاملاً در
موضع خلق قرار
گیریم؛ انتقاد
ما باید سرشار
از آرزوی
آتشین دفاع از
خلق و آموزش
وی باشد . اگر
ما با رفقای
خود چنان رفتار
کنیم که با
دشمن میکنیم،
در آن صورت در
موضع دشمن جای
گرفتهایم.
سخنرانی
در محفل ادبی
و هنری ین آن
مه 1942 آثار منتخب
جلد 3
تضاد و
مبارزه عام و
مطلق است، ولی
اسلوب حل تضادها
یعنی اشکال
مبارزه مختلف
است، زیرا تضادها
خود دارای
خصلت
گوناگونند.
بعضی از تضادها
خصلت
آنتاگونیستی
آشکار نشان میدهند،
در صورتی که
بعضی دیگر
دارای چنین
خصلتی نیستند.
پارهای از
تضادها که در
بادی امر غیر
آنتاگونیستی هستند،
طبق تکامل
مشخص پدیدهها
به تضادهای
آنتاگونیستی
بدل میشوند،
حال آنکه برخی
دیگر که در
آغاز آنتاگونیستی
هستند، به
تضادهای غير
آنتاگونیستی
تغییر مییابند.
درباره
تضاد اوت 1937
آثار منتخب
جلد1
در
شرایط عادی،
تضادهای درون
خلق
آنتاگونیستی
نیستند. ولی
اگر با آنها
به طور صحیح
برخورد نشود و
یا چنانچه ما
در این مورد
هوشیاری خود
را از دست
دهیم و لاقیدی
و سهلانگاری
پیشه گیریم،
آنگاه پیدایش
آنتاگونیسم
امری امکانپذیر
خواهد شد. در
یک کشور
سوسیالیستی
این نوع رشد و
تکامل پدیدهایست
که معمولاً
جنبه محلی
موقتی دارد؛
زیرا در آنجا
سیستم بهرهکشی
انسان از
انسان دیگر از
میان رفته و
منافع خلق به
طور اساسی یکی
گشته است.
درباره
حل تضادهای
درون خلق 27
فوریه 1957
در کشور
ما تضادهای
بین طبقه
کارگر و
بورژوازی ملی از
جمله تضادهای
درون خلقند.
به علت اینکه
بورژوازی ملی
در کشور ما
خصلتی دوگانه
دارد، مبارزه
طبقاتی بین
طبقه کارگر و
بورژوازی ملی
به طور کلی
بخشی از
مبارزه
طبقاتی درون
خلق را تشکیل
میدهد.
بورژوازی ملی
کشور ما در دوران
انقلاب
بورژوا ـ
دموکراتیک از
طرفی دارای
جنبهی
انقلابی بود و
از طرف دیگر
جنبه
سازشکارانه داشت
و در دوران
انقلاب
سوسیالیستی
از طرفی طبقه
کارگر را به
خاطر کسب سود
استثمار میکند
و از طرف دیگر
پشتیبان
قانون اساسی
است و حاضر به
پذیرش تحول
سوسیالیستی
میباشد.
بورژوازی ملی
با
امپریالیستها،
با ملاکین و
با بورژوازی
دموکراتیک
تفاوت دارد.
تضاد بین
بورژوازی ملی
و طبقه کارگر
تضادی است بین
استثمار
شوندگان و
استثمار
کنندگان که فی
نفسه
آنتاگونیستی
است. ولی در
شرایط مشخص
کشور ما، هر
گاه با
اینگونه
تضادهای
طبقاتی آنتاگونیستی
به طرز صحیح
برخورد شود،
میتوان آنها
را به تضادهای
غیرآنتاگونیستی
بدل نمود و به
طور مسالمتآمیز
حل کرد. اما
اگر ما با
اینگونه
تضادها برخوردی
نادرست داشته
باشیم، اگر
درباره بورژوازی
ملی سیاست
وحدت، انتقاد
و تربیت را در
پیش نگیریم و
یا چنانچه
بورژوازی ملی
این سیاست ما
را نپذیرد،
آنگاه ممکن
است تضاد بین
طبقه کارگر و
بورژوازی ملی
به تضاد بین
ما و دشمن بدل
شود.
درباره
حل تضادهای
درون خلق 27
فوریه 1957
در
چنین
موردی[حادثه
ضد انقلابی
مجارستان در سال
1956] مرتجعین یک
کشور
سوسیالیستی
به همدستی امپریالیستها
از تضادهای
درون خلق
استفاده میکنند
و با عملیات
تحریکآمیز و
نفاق افکنانه
و بر انگیختن
شعلههای
آشوب و
اغتشاش، تلاش
مینمایند تا
به نقشههای
توطئهگرانه
خود جامه عمل
بپوشانند. این
تجربه وقایع
مجارستان،
باید مورد دقت
و توجه همگان
قرار گیرد.
درباره
حل تضادهای
درون خلق 27
فوریه 1957
جنگ که
با پیدایش
مالکیت خصوصی
و طبقات آغازیدن
گرفته، عالیترین
شکل مبارزه
برای حل
تضادهای بین
طبقات، ملتها،
دولتها و
گروههای
سیاسی است که
به مرحله
تکامل معینی
رسیدهاند.
مسایل
استراتژی در
جنگ انقلابی
چین دسامبر
1936 آثار منتخب
جلد 1
"جنگ
ادامه سیاست
است"، در این
مفهوم جنگ سیاست
است. جنگ خود
یک عمل سیاسی
است؛ از
زمانهای خیلی
قدیم هیچ جنگی
نبوده است که
فاقد خصلت سیاسی
باشد....
اما
جنگ، خصوصیات
ویژه خود را
نیز دارست و
در این مفهوم
نمیتواند به
طور کلی با
سیاست همطراز
محسوب شود. "
جنگ ادامه
سیاست با
وسایل دیگر
است"؛ وقتی که
سیاست به
مرحله معینی
از تکامل رسید
که نتواند با
وسایل عادی
پیش رود، جنگ
در میگیرد تا
موانع را از
سر راه سیاست
برگیرد .... وقتیکه
مانع رفع و
هدف سیاسی
تأمین گردید،
جنگ نیز پایان
میپذیرد. ولی
اگر مانع به
کلی برطرف
نشود، جنگ تا
نیل کامل به
هدف دوام
خواهد داشت ....
از این جهت میتوان
گفت که سیاست
جنگی است بدون
خونریزی، در حالیکه
جنگ سیاستی
است با
خونریزی.
درباره
جنگ طولانی مه
1938 آثار
منتخب جلد2
تاریخ
نشان میدهد
که جنگها به
دو نوع تقسیم
میشوند: جنگهای
عادلانه و جنگهای
غیر عادلانه.
تمام جنگهای
مترقی
عادلانه اند،
ولی جنگهایی
که مانع ترقیاند،
غیرعادلانه
هستند. ما
کمونیستها با
تمام جنگهای
غیر عادلانه
که مانع ترقی
هستند،
مخالفیم ولی
با جنگهای
مترقی و
عادلانه
مخالف نیستیم.
ما کمونیستها
نه تنها با
جنگهای
عادلانه
مخالفتی
نداریم، بلکه
در آنها فعالانه
شرکت میجوییم.
جنگ اول جهانی
نمونهای از
یک جنگ
غیرعادلانه
است که در آن
دو طرف به
خاطر منافع
امپریالیستی
خود نبرد میکردند
و به همین جهت
بود که تمام
کمونیست های جهان
به طور قاطع
با این جنگ
مخالفت
نمودند. راه مبارزه
با این گونه
جنگها چنین
است: قبل از آغاز
جنگ باید با
تمام قوا از
شروع آن
جلوگیری کرد،
لیکن وقتی که
جنگ در گرفت،
باید حتیالامکان
با جنگ علیه
جنگ مبارزه
کرد، با جنگ عادلانه
علیه جنگ
غیرعادلانه
برخاست.
درباره
جنگ طولانی مه
1938 آثار
منتخب جلد 2
انقلابات
و جنگهای
انقلابی در
جوامع طبقاتی
اجتناب ناپذیرند،
و بدون وجود
آنها نه میتوان
جهشی در تکامل
جامعه انجام
داد و نه میتوان
طبقات
ارتجاعی حاکم
را سرنگون
ساخت و در نتیجه
کسب قدرت
سیاسی از طرف
خلق نیز
غیرممکن میگردد.
درباره
تضاد اوت 1937
آثار منتخب
جلد 1
جنگ
انقلابی
پادزهری است
که نه تنها
زهر دشمن را
خنثی میکند،
بلکه آلودگیها
و چرکیهای
صفوف ما را میزداید.
هر جنگ
عادلانه و
انقلابی
دارای قدرت عظیمی
است که میتواند
بسیاری از
چیزها را
دستخوش تغییر
سازد و یا
اینکه راه
تغییر آنها را
باز نماید.
جنگ چین و
ژاپن هم چین
را تغییر
خواهد داد و
هم ژاپن را. به
شرط اینکه چین
جنگ مقاومت و
سیاست جبهه
واحد را به
طور تزلزل
ناپذیر دنبال
کند، یقین
ژاپن کهن به
ژاپن نوین و
چین کهن به
چین نوین
تبدیل خواهد
شد و مردم و
همه چیز در
چین و در ژاپن
طی جنگ و بعد
از آن تغییر
خواهد یافت.
درباره
جنگ طولانی مه
1938 آثار منتخب
جلد 2
هر
کمونیست باید
این حقیقت را
به خوبی درک
کندکه " قدرت
سیاسی از لوله
تفنگ بیرون میآید".
مسایل
جنگ و
استراتژی 6
نوامبر 1938 آثار
منتخب جلد 2
وظیفه
مرکزی و عالیترین
شکل انقلاب
عبارت است از
تصرف قدرت به
وسیله نیروهای
مسلح، یعنی حل
مسئله از طریق
جنگ. این اصل
انقلابی
مارکسیستی ـ
لنینیستی در
همه جا، هم در
مورد چین و هم
در مورد
کشورهای دیگر
صادق است.
مسایل
جنگ و
استراتژی 6
نوامبر 1938 آثار
منتخب جلد 2
در چین
بدون مبارزه
مسلحانه نه
جایی برای پرولتاریا
میبود و نه جایی
برای مردم و
حزب کمونیست،
و انقلاب هم
نمیتوانست
پیروز شود.
رشد، تحکیم و
بلشویکی شدن حزب
ما در این
سالها (18 سال پس
از تأسیس حزب)
در خلال جنگهای
انقلابی صورت
گرفته است؛
بدون مبارزه
مسلحانه حزب
کمونیست ما به
طور حتم آن
نبود که امروز
هست. رفقای
حزبی هرگز
نباید این
تجاربی را که
ما به بهای
خون خریدهایم،
از یاد دور
بدارند.
به
مناسبت اولین
شماره مجله
کمونیست 4
اکتبر 1939 آثار
منتخب جلد 2
طبق
تئوری
مارکسیستی
درباره دولت،
ارتش در ترکیب
قدرت دولت جزء
عمده است. کسی
که بخواهد قدرت
دولت را به
دست گیرد و
آنرا نگه دارد،
باید ارتشی
مقتدر داشته
باشد. بعضیها
ما را به
عنوان
هواداران
تئوری " قدرت
مطلق جنگ " به
باد تمسخر میگیرند.
بلی راست است
ما طرفدار
قدرت مطلق جنگ
انقلابی
هستیم. این نه
اینکه بد
نیست، بلکه بسیار
خوب است، این
مارکسیستی
است. تفنگ حزب
کمونیست
روسیه سوسیالیسم
را آفرید. ما
میخواهیم یک
جمهوری
دموکراتیک
ایجاد کنیم.
تجربه مبارزه
طبقاتی در عصر
امپریالیسم
به ما میآموزد
که طبقه کارگر
و تودههای
زحمتکش فقط به
زور تفنگ است
که میتواند
بر طبقات مسلح
بورژوازی و
ملاکین پیروز
گردند، در این
مفهوم میتوان
که تغییر در
جهان ممکن
نیست، مگر به
وسیله تفنگ.
مسایل
جنگ و
استراتژی 6
نوامبر 1938 آثار
منتخب جلد 2
ما
هوادار
برانداختن
جنگیم، ما جنگ
نمیخواهیم؛
ولی جنگ را
فقط به وسیله
جنگ میتوان
برانداخت؛
برای اینکه
دیگر تفنگی در
میان نباشد،
حتماً باید
تفنگ در دست
گرفت.
مسایل
جنگ و
استراتژی 6
نوامبر 1938 آثار
منتخب جلد 2
جنگ،
این هیولای
کشتار
انسانها به
دست یکدیگر،
سرانجام در
اثر تکامل
جامعه بشری از
میان خواهد
رفت، و حتی در
آیندهایکه
چندان دور
نیست، از میان
خواهد رفت.
ولی برای
برانداختن
جنگ فقط یک
راه موجود
است: به وسیله
جنگ با جنگ
مقابله کردن؛
به وسیله جنگ
انقلابی با
جنگ ضد
انقلابی
مبارزه کردن؛
به وسیله جنگ
انقلابی ملی
با جنگ ضد
انقلابی ملی
مقابله کردن؛
به وسیله جنگ
طبقاتی
انقلابی با
جنگ طبقاتی ضد
انقلابی
مبارزه کردن ....
وقتیکه جامعه
بشری به آن
نقطه از
پیشرفت رسد که
طبقات و دولتها
زوال یابند،
دیگر جنگی در
میان نخواهد
بود ـ نه جنگ
ضد انقلابی و
نه جنگ
انقلابی؛ نه
جنگ غیر
عادلانه و نه
جنگ عادلانهـ
و این، عصر
صلح جاودان
بشریت خواهد
بود. علاقه ما
به مطالعه
قوانین جنگ
انقلابی از
آرزوی ما در
برانداختن
همه جنگها
ناشی میشود و
درست در همین
جاست که وجه
تمایز بین ما
کمونیستها و
تمام
طبقات
استثمارگر
نمایان میگردد.
مسایل
استراتژی در
جنگ انقلابی
چین دسامبر 1936 آثار
منتخب جلد 1
کشور
ما و سایر
کشورهای
سوسیالیستی
همه خواهان
صلحاند؛ به
همین ترتیب
خلقهای
کشورهای
سراسر جهان
نیز صلح میخواهند.
مشتاقان جنگ و
مخالفان صلح
تنها گروههای
سرمایه
انحصاری در
چند کشور
امپریالیستی
هستند که برای
منافع
آزمندانه خود
دست به تجاوز
میزنند.
نطق
افتتاحیه در
هشتمین کنگره
کشوری حزب
کمونیست چین 15
سپتامبر 1956
به
خاطر نیل به
صلح پایدار در
جهان ما باید
دوستی و
همکاری خود را
با کشورهای
برادر
اردوگاه
سوسیالیستی
بیش از پیش
توسعه دهیم و
همبستگی خود
را با تمام
کشورهای صلح
دوست تقویت
کنیم. ما باید
بکوشیم تا بر
پایه احترام
متقابل به
تمامیت ارضی و
حاکمیت و بر
اساس برابری و
سود متقابل به
کشورها ایکه
میخواهند با
ما به طور
مسالمت آمیز
همزیستی
کنند،
مناسبات عادی
دیپلماتیک
برقرار سازیم
ما باید از
جنبشهای
آزادیبخش و
استقلال ملی
کشورهای
آسیا، آفریقا،
و امریکای
لاتین و
همچنین از
جنبش و مبارزات
عادلانه تمام
کشورهای جهان
فعالانه پشتیبانی
کنیم.
نطق
افتتاحیه در
هشتمین کنگره
کشوری حزب
کمونیست چین 15
سپتامبر 1956
در
مورد کشورهای
امپریالیستی،
ما باید با خلقهای
اين کشورها
متحد شویم
برای همزیستی
مسالمتآمیز
با این کشورها
کوشش کنیم، با
آنها معامله
کنیم و از
وقوع یک جنگ
احتمالی
پیشگیری نماییم
ولی درباره
این کشورها به
هیچ وجه نباید
به خود تصورات
واهی راه
دهیم.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون خلق 27
فوریه 1957
ما
خواهان صلحیم.
ولی اگر
امپریالیسم
در برپاساختن
جنگ اصرار
ورزد ما چارهای
به جز این
نخواهیم داشت
که عزم خود را
جزم کنیم اول
بجنگیم و بعد
بسازیم. اگر
شما همیشه از
جنگ بترسید پس
اگر جنگی درگیر
شود چه خواهید
کرد؟ ابتدا من
گفتم که باد خاور
بر باد باختر
چیره میشود و
جنگی برپا
نخواهد شد، و
اکنون این
توضیحات را
درمورد حالتی
که جنگ درگیر
شود به آن اضافه
میکنیم؛ و
بدین ترتیب
این هر دو
امکان را به
حساب آوریم.
نطق
در جلسه احزاب
کمونیستی
وکارگری در مسکو
18 نوامبر 1957
اکنون
بر سر احتمال
وقوع جنگ
جهانی سوم در
میان مردم
سراسر جهان
بحثی درگیر
است در این
مورد ما باید
از لحاظ روانی
آماده باشیم و
در عین حال
نسبت به وقایع
به طور تحلیلی
برخورد کنیم. ما
طرفدار صلح و
مخالف جنگیم.
ولی هر گاه
امپریالیستها
در بر افروختن
آتش جنگ اصرار
ورزند، ما
نباید از آن ترسی
داشته باشیم
موضع گیری ما
نسبت به این
مسئله نیز
مانند موضع
گیری ما نسبت
به کلیه " اغتشاشات
" است: اولا،
ما مخالف
آنیم؛
ثانیاً، از آن
ترسی نداریم.
پس از اولین
جنگ جهانی
اتحاد شوروی
با جمعیتی
برابر 200
میلیون نفر به
وجود آمد. و پس
از دومین جنگ
جهانی اردوگاه
سوسیالیستی
با جمعیتی
برابر 900
میلیون نفر پا
به عرصه وجود
نهاد. چنانچه
امپریالیستها
سومین جنگ
جهانی را برپا
سازند، به
یقین صدها میلیون
انسان دیگر به
سوسیالیسم
خواهند پیوست
و فقط بخش
کوچکی از جهان
تحت تسلط امپریالیسم
باقی خواهد
ماند؛ و حتی
محتمل است که مجموعه
سیستم
امپریالیستی
به کلی مضمحل
گردد.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون خلق
27 فوریه 1957
فتنهگری،
شکست، باز هم
فتنهگری ،
باز هم شکست... و
سرانجام
نابودی ـ چنین
است منطق
امپریالیستها
و تمام
مرتجعین جهان
نسبت به امر
خلق؛ آنها
هرگز خلاف این
منطق عمل
نخواهند کردو
این قانونی
است
مارکسیستی.
وقتیکه ما میگوییم
" امپریالیسم
وحشی و درندهخوست"
، منظورمان
اینستکه سرشت
امپریالیسم هرگز
تغییر نخواهد
کرد.
امپریالیستها
حتی تا دم مرگ
هم ساطور
قصابی خود را
به زمین نمیگذارند
و هیچگاه به
بوداییان نیک
صفت تبدیل نمیشوند.
مبارزه،
شکست، باز هم
مبارزه، باز
هم شکست، باز
هم مبارزه ... و
سرانجام
پیروزی ـ چنین
است منطق خلق؛
و خلق هرگز
خلاف این منطق
عمل نخواهد کرد.
این نیز
قانونی است
مارکسیستی.
انقلاب خلق
روسیه از این
قانون پیروی
کرد و انقلاب
خلق چین نیز
پیرو این
قانون است.
تصورات
واهی ره به
دور افکنید، و
خود را برای مبارزه
آماده کنید 14
اوت 1949 آثار
منتخب جلد4
ما
هرگز نباید از
اینکه پیروز
شدهایم،
هشیاری خود را
در مقابل
دسایس شوم و
انتقام
جویانه
امپریالیستها
و سگهای
زنجیریشان از
دست بدهیم.
کسیکه هشیاری
خود را از دست
بدهد، خویشتن
را از لحاظ
سیاسی خلع
سلاح کرده و
به یک موضع پاسیو
انداخته است.
نطق در
کمیته تدارکی
کنفرانس جدید
مشورتی سیاسی
15 ژوئن 1949آثار
منتخب جلد4
امپریالیستها
و سگهای
زنجیریشان،
یعنی مرتجعین
چین به شکست
خود در سرزمین
چین تن در
نخواهند داد.
آنها یقیناً
به طرق مختلف
علیه چین با
یکدیگر به بند
و بست ادامه
خواهند داد.
آنها مثلاً
عمال خود را
برای فعالیتهای
نفاقافکنانه
و تخریبی به
طور قاچاق به
چین وارد خواهند
کرد. این امر
مسلمی است که
آنها هرگز دست
از اینگونه
فعالیتها
برنخواهند
داشت. مثال
دیگری را در
نظر بگیریم،
امپریالیستها
میخواهند با
تحریک
مرتجعین چینی
و حتی به
وسیله قوای
خود بنادر چین
را محاصره
کنند. آنها
حتیالامکان
دست از
اینگونه
اقدامات
برنخواهند داشت
و بعلاوه، اگر
پا را
تا حد ماجراجویی
فرا نهند،
امکان این هست
که قسمتی از
قشون خود را
برای تجاوز و
خرابکاری به مرزهای
چین اعزام
دارند. ما
باید همه
اینها را
کاملاً در نظر
بگیریم.
نطق
در کمیته
تدارکی
کنفرانس جدید
مشورتی سیاسی
15 ژوئن 1949آثار
منتخب جلد4
جهان
در حال پیشرفت
است، آینده
درخشان است و
هیچ کسی را
قادر به تغییر
این سیر عمومی
تاریخ نیست.
ما باید
پیوسته ترقیات
جهان و آینده
تابناک آن را
در میان خلق
تبلیغ کنیم تا
از این طریق
خلق به پیروز
ی ایمان بیابد.
درباره
مذاکرات چون
کین
17اکتبر 1945 آثار منتخب
جلد 4
فرماندهان
و جنگجویان
ارتش آزادیبخش
تودهای هرگز
نباید موجبات سستی
اراده رزمنده
خویش را فراهم
آورند، هر گونه
تفکری که باعث
سستی اراده
رزمنده شود و
به دشمن کمبها
دهد، نادرست
است.
گزارش
به دومین
پلنوم هفتمین
کمیته مرکزی
حزب کمونیست
چین 5 مارس
1949 آثار منتخب
جلد 4
کلیه
مرتجعین ببر
کاغذی هستند.
مرتجعین به
ظاهر ترسناک
به نظر میآیند،
ولی در واقع
چندان
نیرومند
نیستند. در بررسی
مسایل از دید
وسیع و طولانی
ملاحظه میشود
که نیروی عظیم
واقعی را خلق
صاحب است، نه مرتجعین.
مصاحبه
با خبرنگار
آمریکایی آنا
لوئیز استرانگ
اوت 1946 آثارمنتخب
جلد 4
همانطوری
که در جهان
چیزی یافت نمیشود
که طبیعت
دوگانه
نداشته باشد(
این قانون وحدت
اضداد است)،
امپریالیسم و
تمام مرتجعین
نیز دارای
طبیعت دوگانهاند
ـ آنها هم ببر
حقیقیاند و
هم ببر کاغذی.
در تاریخ،
طبقات بردهدار
و مالکین
فئودال و
بورژوازی قبل
از بدست آوردن
قدرت دولت و
یا تا مدتی
بعد از آن، سرشار
از نیروی
حیات،
انقلابی و
مترقی بودند ـ
آنها ببران
حقیقی بودند؛
ولی با گذشت
زمان به علت
اینکه طرف
مخالف آنان ـ
طبقه بردگان،
طبقه دهقانان
و پرولتاریا ـ
به تدریج
نیرومند گردیده
و علیه آنها
هر لحظه
شدیدتر مبارزه
میکردند،
این طبقات
حاکم رفته
رفته به عکس
خود تغییر
یافتند، به
افراد مرتجع و
عقبمانده
تبدیل
گردیدند ـ
آنها ببران
کاغذی شده و
سرانجام از
طرف مردم سرنگون
گردیدند، یا
سرانجام
سرنگون
خواهند شد.
طبقات مرتجع عقبمانده
و پوسیده این
خصلت دوگانه
را حتی در برابر
مبارزه مرگ و
زندگی خلق نیز
حفظ میکنند.
آنها از یک سو
ببران حقیقی و
آدمخوارند و
انسانها را
میلیون
میلیون، ده
میلیون ده میلیون
میبلعند. امر
مبارزه خلق
دوران سخت و
پردردی را پیموده
و از راه پر
پیچ و خمی
گذشته است.
مردم چین قبل
از رسیدن به
پیروزی در سال
1949، برای
برانداختن
سلطه
امپریالیسم و
فئودالیسم و
سرمایهداری
بوروکراتیک
در چین مجبور
شدند که بیش
از صد سال وقت
صرف کنند و دهها
میلیون جان
آدمی قربانی
دهند. ملاحظه
کنید، آیا
اینان ببران
زنده، ببران
پولادین، ببران
حقیقی
نبودند؟ ولی
سرانجام به
ببران کاغذی، ببران
مرده و ببران
خمیری بدل
گشتند. اینها
همه حقایق
تاریخی هستند.
آیا انسانها
شاهد این رخدادها
نبوده یا
درباره آنها
چیزی نشنیدهاند؟
اینها همه در
واقع هزاران
هزار گواه هستند!
هزاران هزار!
بدین سبب
بایستی
امپریالیسم و
همه مرتجعین
را به طور
ماهوی و از یک
دید طولانی و
از نظر
استراتژیک
همانگونه که
واقعاً
هستند، ببر
کاغذی شمرد.
از سوی دیگر
انها ببران
زنده، ببران
پولادین،
ببران حقیقی
هستند که
قادرند
انسانها را
ببلعند. بر
این اساس است
که باید فکر
تاکتیکی ما
استوار گردد.
سخنرانی
در جلسه بوروی
سیاسی کمیته مرکزی
حزب کمونیست
چین در اوچان 1
دسامبر 1958 آثار
منتخب جلد 4 نقل
شده در توضیح
بر مصاحبه
باخبرنگار
امریکایی آنا
لوئیز
استرانگ
من
گفتم که تمام
مرتجعین به
اصطلاح
نیرومند، ببری
کاغذی بیش
نیستند. زیرا
آنها از مردم
جدا هستند.
ببینید، آیا
هیتلر ببر
کاغذی نبود؟
آیا هیتلر سرنگون
نشد؟ من باز
گفتم که تزار
روسیه امپراطور
چین و
امپریالیسم
ژاپن نیز همگی
ببر کاغذی
هستند.
همانطور که میدانید
آنها همگی
سرنگون شدند.
امپریالیسم
آمریکا هنوز
سرنگون نشده و
بمب اتمی در
اختیار دارد.
ولی من معتقدم
که او نیز
سرنگون خواهد
شد. او هم ببری
کاغذی است.
سخنرانی
در جلسه
مشورتی احزاب کمونیستی
و کارگری در
مسکو 18 نوامبر 1957
ما چینیها
در توصیف راه
و رسم تهیمغزان
ضربالمثلی
داریم که میگوید:
سنگی را که
بلند کردهاند،
عاقبت روی پای
خودشان خواهد
افتاد. مرتجعین
جهان همانند
اینگونه تهیمغزانند.
تعقیب و سرکوب
مردم انقلابی
از طرف آنها
سرانجام خلق
ها را به
انقلابی
شعلهافروزتر
و پردامنهتر
برمیانگیزد.
مگر تعقیب و
سرکوب مردم
انقلابی از طرف
تزار روسیه و
چانکایشک
نبود که باعث
برانگیختن
انقلاب کبیر
روسیه و
انقلاب کبیر
چین گردید؟
سخنرانی
در جلسه شورای
عالی اتحاد
شوروی به
مناسبت
چهلمین
سالگشت
انقلاب کبیر
اکتبر
سوسیالیستی 6 نوامبر
1957
امپریالیسم
آمریکا بخشی
از خاک چین ،
تایوان را
مورد تجاوز
قرار داد و 9
سال تمام است
که آن را تحت
اشغال خود
نگاه داشته
است. چندی پیش
امپریالیسم
امریکابرای
تجاوز و اشغال
لبنان نیروی
نظامی به آنجا
اعزام کرد.
ایالت متحده
امریکا در
بسیاری از
کشورهای جهان
صدها پایگاه
نظامی برپا
ساخته است.
تایوان چین،
لبنان و همه
پایگاههای
نظامی امریکا
در خارج چون
حلقههای
طنابی هستند
که بر گردن
امپریالیسم
آمریکا
افتادهاند.
این طناب را
هیچکسی به جز
امپریالیسم
آمریکا
نبافته است، و
این امپریالیسم
امریکاست که
این طناب را
به دور کردن
خود گره زده و
سرش را به دست
خلق چین و
خلقهای کشورهای
عربی و مردم
صلح دوست جهان
که علیه تجاوز
در پیکارند،
داده است.
متجاوزین
امریکایی هر قدر
بیشتر در این
مناطق بمانند
گره این طنابها
به دور
گردنشان
محکمتر خواهد
شد.
سخنرانی
در کنفرانس
عالی دولتی 8
سپتامبر 1958
دیری
نخواهد پایید
که
امپریالیسم
به خاطر فجایعی
که مرتکب میشود
به گور سپرده
شود.
امپریالیسم
در پرورش و حمایت
مرتجعین
کشورهای
مختلف که علیه
خلق برخواستهاند،
اصرار و سماجت
میورزد؛
امپریالیسم
با توسل به
جبر و زور بر
بسیاری از
مستعمرات،
نیمه
مستعمرات و
پایگاههای
نظامی چنگ
انداخته و صلح
جهانی را با
جنگ اتمی مورد
تهدید قرار
داده است.
بدینسان
امپریالیسم
بیش از 90 درصد
مردم جهان را
وادار ساخته است
که علیه او
برخیزند و یا
خود را برای
مبارزه با او
آماده کنند.
هنوز
امپریالیسم برجاست
و هنوز در
آسیا، آفريقا
و در امریکای
لاتین
ترکتازی میکند.
امپریالیستها
در غرب هنوز
از تعدی و
تعرض نسبت به
تودههای
مردم کشور خود
دست نکشیدهاند.
این وضع باید
تغییر یابد.
این وظیفه خلقهای
سراسر جهان
است که به
تجاوز و مظالم
امپریالیسم،و
به طور عمده امپریالیسم
آمریکا خاتمه
دهند.
مصاحبه
با مخبر
خبرنگاری سین
خوا 29 سپتامبر
1958
امپریالیسم
امریکا در همه
جا خودسری و
تحمیل اراده
میکند و خود
را به صورت
دشمن همهی
خلقهای
سراسر جهان
درآورده و بیش
از پیش منفرد
گردیده است.
آنهایی که به
بردگی تن
درنمیدهند
هرگز مرعوب
بمبهای اتمی
و هیدروژنی
امپریالیسم
امریکا نخواهند
شد. خشم طوفانزای
خلقهای جهان
را که بنیادکن
متجاوزین
امریکایی است،
نمیتوان
فرونشاند.
مبارزه خلقهای
جهان علیه
امپریالیسم
امریکا و سگهای
زنجیریش به
طور قطع
پیروزیهای
باز هم
بزرگتری کسب
خواهد نمود.
اعلامیه
در پشتیبانی
از مبارزه
عادلانه و میهنپرستانه
خلق پاناما
علیه
امپریالیسم
امریکا 12
ژانویه 1964
چنانچه
گروههای
انحصاری
ایالات متحده
امریکا در
ادامه سیاست
تجاوز و جنگ
خود اصرار
ورزند،
سرانجام روزی
فرا خواهد
رسید که
خلقهای سراسر
جهان آنها را
به چوبه دار
بیاویزند.
همدستان
ایالت متحده
امریکا نیز
سرنوشتی بهتر
از این
نخواهند داشت.
سخنرانی
در کنفرانس
عالی دولتی 8 سپتامبر
1958
ما طی
یک دوره
طولانی برای
مبارزه علیه
دشمن چنین
فرمولی تدوین
کردهایم: از
نظر استراتژیک
باید به دشمن
کم بها دهیم،
ولی از نظر
تاکتیکی باید
دشمن را جدی
بگیریم. به
سخن دیگر، ما باید
در مجموع دشمن
را حقیر
بشماریم، ولی
در هر مسئله
مشخص او را
جدی بگیریم.
چنانچه ما دشمن
را در مجموع
حقیر
نشماریم، به
اشتباه اپورتونیستی
دچار خواهیم
شد. مارکس و
انگلس دو نفر
بیشتر
نبودند، اما
در همان موقع
اعلام کردند
که سرمایهداری
در جهان مضمحل
خواهد شد. ولی
در برخورد با
مسائل مشخص و
در برخورد با
یکایک دشمنان
اگر ما آنها
را جدی
نگیریم،
مسلماً به
ماجراجوئی کشانده
خواهیم شد
نبردها در طول
یک جنگ فقط یک
به یک میتوانند
صورت بگیرند؛
نیروهای دشمن
فقط یک به یک
میتوانند
نابود شوند؛
کارخانهها
را فقط یک به
یک میتوان
ساخت دهقانان
زمین را فقط
قطعه به قطعه
میتوانند
شخم بزنند.
این موضوع حتی
در مورد غذا خوردن
نیز صادق است.
ما از نظر
استراتژیک
عمل غذا خوردن
را باید آسان
بگیریم، یعنی
اینکه ما میدانیم
که غذا را میتوانیم
تمام کنیم،
ولی به طور
مشخص غذا را
باید لقمه به
لقمه بخوریم؛
تمام غذای یک
مهمانی را نمیتوان
در یک لقمه
فرو برد. این
اسلوب به نام
اسلوب حل یک
به یک معروف
شده است و در
اصطلاح نظامی
به عنوان در
هم شکست یک به
یک
قوای دشمن
آمده است.
سخنرانی
در جلسه
مشورتی احزاب کمونیستی
و کارگری در
مسکو 18 نوامبر
1957
به
عقیده من
اکنون اوضاع
جهان به نقطه
چرخش نوینی
رسیده است. در
جهان معاصر دو
جریان باد دیده
میشود: یکی
باد خاور و
دیگری باد
باختر است. در
زبان چینی ضربالمثلی
هست که میگوید:
یا باد خاور
بر باد باختر
چیره میشود
یا باد باختر
بر باد خاور.
من معتقدم که
یکی از مشخصات
اوضاع کنونی
چیرگی باد
خاور بر باختر
است، به سخن
دیگر نیروهای
سوسیالیسم بر
نیروهای
امپریالیسم
برتری کامل
یافتهاند.
سخنرانی
در جلسه
مشورتی احزاب کمونیستی
و کارگری در
مسکو 18 نوامبر
1957
خلقهای
سراسر جهان
متحد شوید و
تجاوز کاران امریکایی
و سگهای
زنجیری شان را
در هم بشکنید! خلقهای
سراسر جهان
تهور داشته
باشید، به خود
جرأت پیکار
دهید، از
دشواریها
نهراسید و موج
به موج پیش
روید. تنها در
چنین صورتی
است که سراسر
جهان از آن خلق
ها خواهد شد و
کلیه
اهریمنان
افعیصفت محو
و نابود
خواهند گشت.
بیاننامه
در پشتیبانی
از خلق کنگوی لئو
پلدویل در
مبارزه علیه
تجاوز امریکا 28
نوامبر 1964
حزب
کمونیست چین
با ارزیابی
دقیق اوضاع
بینالمللی و
داخلی بر اساس
علم مارکسیسم
ـ لنینیسم در
یافته است که
نه فقط باید
بلکه به خوبی
میتوان
حملات
مرتجعین
داخلی و خارجی
را در هم شکست.
هنگامی که
آسمان را
پوششی از
ابرهای سیاه فرا
گرفته بود، ما
یادآور شدیم
که این فقط
پدیدهای
موقتی است،
ظلمت و تاریکی
به زودی وداع
خواهد گفت و
سپیده
صبحگاهی مژده
ورود خواهد
داد.
اوضاع
کنونی و وظایف
ما 25 دسامبر
1947 آثار منتخب
جلد 4
در
تاریخ بشریت
همواره
نیروهای
مرتجع که در شرف
زوال ونابودیاند،
به آخرین
مبارزه
نومیدانه
علیه نیروهای
انقلابی پناه
میبردند، و
اغلب بعضی از
انقلابیون تا
مدتی مجذوب
این قدرت
ظاهری که در
پس آن ضعف
باطنی پنهان
است، گردیده و
از درک این
حقیقت عاجز میمانند
که دشمن نزدیک
به زوال و خود
درآستانه
پیروزی اند.
نقطه
چرخش در جنگ
جهانی دوم 12
اکتبر 1942 آثار
منتخب جلد 3
اگر
آنها [
گومیندان] جنگ
را آغاز کنند،
ما آنها را یکباره
نابود خواهیم
ساخت. جریان
امر بدین صورت
است: اگر آنها
به ما حمله
کنند و ما
نابودشان کنیم،
آنها راضی
خواهند شد؛
اگر کمی از
آنها نابود
شوند، کمی
راضی خواهند
شد؛ اگر عدهی
بیشتری از
آنها نابود
شوند، بیشتر
راضی خواهند
شد؛ و اگر
کاملاً نابود
شوند، کاملاً
راضی خواهند
شد. مسائل چین
بغرنج و
پیچیدهاند،
افکار ما نیز
باید تا حدودی
بغرنج باشند.
اگر آنها نبرد
را آغاز کنند
ما میجنگیم،
ما به خاطر
صلح میجنگیم.
درباره
مذاکرات چون
کین 17 اکتبر 1945
آثار منتخب جلد
4
اگر
کسی به ما
حمله کند و در
صورتی که
شرایط برای
نبرد مساعد
باشد ما
مسلماً برای
دفاع از خود
او را با
قطعیت از بیخ
و بن و به طور
تمام و کمال
از بین خواهیم
برد. (ما نباید
زود وارد جنگ
شویم ولی وقتیکه
وارد شدیم،
باید حتماً
پیروز شویم).
ما هرگز نباید
در مقابل
صلابت و هیبت
ظاهری مرتجعین
مرعوب گردیم.
درباره
مذاکرات صلح
با گومیندان ـ
بخشنامه
کمیته مرکزی
حزب کمونیست
چین 26 اوت 1945
آثار منتخب
جلد 4
اگر به
میل ما باشد،
حتی یک روز هم
نخواهیم جنگید.
ولی اگر اوضاع
ما را به جنگ
مجبور سازد، ما
قادریم تا آخر
جنگ پایداری
کنیم.
مصاحبه
با خبرنگار
آمریکایی آنا
لوئیز استرانگ
اوت 1946 آثار
منتخب جلد 4
ما
خواهان صلحیم.
ولی تا
زمانیکه
امپریالیسم آمریکا
تقاضاهای
زورگویانه و
بیاساس خود
را رها نکند و
از توطئه چینی
در جهت توسعه
تجاوز دست
نکشد، یگانه
راهی که برای
خلق چین باقی
میماند،
اینستکه
دوشادوش خلق
کره با عزم
راسخ به پیکار
ادامه دهد.
این به معنی
آن نیست که ما
جنگ طلب
هستیم. ما
حاضریم فوراً
به جنگ خاتمه
دهیم و حل
بقیه مسائل را
به آینده محول
کنیم. ولی
امپریالیسم امریکا
حاضر به این
امر نیست ـ
بسیار خوب،
حال که چنین
است، بگذار
جنگ ادامه
بیابد. تا هر
چند سالی که
امپریالیسم
امریکا مایل
به جنگیدن است
ما نیز به جنگ
ادامه میدهیم
ـ تا لحظهای
که او به قطع
جنگ راضی شود،
تا لحظه ایکه
خلق چین و خلق
کره به پیروزی
کامل دست
یابند.
سخنرانی
در چهارمین
اجلاسیه
اولین دوره کمیته
کشوری
کنفرانس
مشورتی سیاسی
خلق چین 7
فوریه 1953
ما باید
صفوف خود را از
هر گونه روحیه
سستی و
ناتوانی پاک
کنیم. کلیه
نظراتی که به
نیروهای دشمن
پربها داده و
به نیروهای
خلق کم بها میدهند،
نادرستند.
اوضاع
کنونی و وظایف
ما 25دسامبر1947
آثار منتخب جلد
4
خلقهای
ستمدیده و ملل
رنج کشیده
هرگز نباید برای
کسب آزادی چشم
امید به
"خردمندی"
امپریالیسم و
سگهای زنجیری
آنها بدوزند. آنها
فقط با تحکیم
همبستگی و
مبارزه پیگیر
خود است که میتوانند
شاهد پیروزی
را در آغوش
کشند.
بیان نامه
علیه تجاوز به
بخش جنوبی
ویتنام و
کشتار اهالی
آن بخش از
طرفدار و دسته
آمریکا ـ
نگودین دیم 29
اوت 1963
ما
باید بدون
توجه به اینکه
این جنگ داخلی
در سراسر کشور
چه موقعی برپا
خواهد شد، خود
را به خوبی
آماده نگه
داریم. حتی
اگر این جنگ
به زودی یعنی
مثلاً فردا
صبح شروع شود،
ما باید آماده
باشیم. این
نکته اول است.
به سبب وضع
کنونی بینالمللی
و داخلی ممکن
است تا مدتی
دامنه جنگ
داخلی محدود و
در چارچوب
محلی باقی
بماند. این
نکته دوم است.
نکته اول آن
چیزی است که
ما باید در
مقابل آن
آمادگی داشته
باشیم و نکته
دوم چیزی است
که از مدتها
پیش وجود
داشته است.
خلاصه کلام ما
باید خود را
آماده نگه
داریم. در صورتیکه
ما آمادگی
داشته باشیم،
قادر خواهیم
بود آنگونه که
شایسته است با
هر نوع وضع
بغرنجی
برخورد کنیم.
وضعیت
و سیاست ما پس
از پیروزی در
جنگ مقاومت علیه
ژاپن 13 اوت 1945
آثار منتخب
جلد 4
جنگ
انقلابی جنگ
تودههاست و
تنها با بسیج
تودهها و
اتکا به
آنهاست که میتوان
به چنین جنگی
دست زد.
از
زندگی تودهها
مواظبت کنید،
به شیوه
کار توجه
نمایید 27
ژانویه 1934 آثار
منتخب جلد 1
دژ
پولادین
واقعی کدام
است؟ این دژ
پولادین تودهها
هستند،
میلیونها
میلیون توده
مردمی که با صمیمیت
و خلوص نیت از
انقلاب
پشتیبانی میکنند.
اینست آن دژ
پولادین واقعی
که هیچ نیرویی
را یارای در
هم شکستن آن
نیست؛ ضد
انقلاب قادر
به درهم شکستن
ما نیست. ولی
به عکس ما آن
را در هم
خواهیم شکست.
با گرد آوردن
تودههای
میلیونی مردم
به دور دولت
انقلابی و
گسترش جنگ
انقلابی، ما
خواهیم
توانست ضد
انقلاب را محو
و نابود سازیم
و سراسر چین
را به تصرف
درآوریم.
27 از زندگی
تودهها
مواظبت کنید،
به شیوه
کار توجه
نمایید
ژانویه 1934 آثار
منتخب جلد 1
غنیترین
سرچشمه
نیروها ی بزرگ
جنگ در میان
تودههای
مردم نهفته
است. به طور
عمده به علت
عدم تشکل خلق
چین است که
ژاپن جرئت
یافته ما را
مورد اهانت قرار
دهد. اگر این
نقیصه برطرف
گردد،
تجاوزکاران
ژاپنی، چون
گاو کوهی مست
که به میان
شعلههای آتش
میدود تحت
محاصره صدها
میلیون مردمی
که به پا خواستهاند
قرار میگیرند
و با یک نهیب
فریاد آنها
لرزه بر
اندامشان
افتاده در آتش
میسوزند.
درباره
جنگ طولانی مه
1938 آثار منتخب
جلد 2
امپریالیستها
چنان ما را
مورد تهدید
قرار دادهاند
که ما مجبوریم
با آنها به
طور جدی
برخورد کنیم.
ما نه فقط
باید ارتش
منظم
نیرومندی در اختیار
داشته باشیم،
بلکه باید به
طور وسیع لشکرهای
چریک تودهای
را نیز تشکیل
دهیم. بدین
ترتیب
امپریالیستها
در صورت تهاجم
حتی یک وجب هم
قادر به
پیشروی در خاک
کشور ما
نخواهند بود.
مصاحبه
با مخبر
خبرنگاری سین
خوا 29
سپتامبر 1958
اگر
جنگ انقلابی
را در مجموع
آن در نظر
بگیریم،
عملیات نظامی
پارتیزان های
تودهای و
عملیات ارتش
سرخ به مثابه
نیروهای عمده
جنگ مانند دست
چپ و راست
انسان مکمل
یکدیگرند، و
اگر ما تنها ارتش
سرخ را به
مثابه
نیروهای عمده
در اختیار داشته
باشیم ولی
فاقد
پارتیزان های
تودهای
باشیم، بسان
جنگجویی
خواهیم بود که
فقط صاحب یک
دست است و به
عبارت مشخص و
به ویژه از
لحاظ عملیات
نظامی،
وقتیکه ما از
اهالی مناطق
پایگاهی به
مثابه یکی از
عوامل جنگ سخن
میگوییم،
منظورمان خلق
مسلح است.
اینست دلیل عمده
آنها چرا دشمن
از ورود به
مناطق
پایگاهی ما
وحشت دارد.
مسائل
استراتژی در
جنگ انقلابی
چین دسامبر 1936 آثار
منتخب جلد 1
بیشک
پیروزی یا
شکست جنگ را
به طور عمده
شرایط نظامی،
سیاسی،
اقتصادی و
طبیعی دو طرف
متخاصم معین
میکند. ولی
این تمام مطلب
نیست. توانایی
ذهنی طرفین در
هدایت عملیات
جنگ نیز در
تعیین فرجام جنگ
مؤثر است. یک
استراتژ
نظامی در تلاش
خود برای نیل
به پیروزی نمیتواند
از حدودیکه
شرایط مادی
ایجاد کردهاند،
پا فراتر نهد،
ولی او میتواند
و باید برای
کسب پیروزی در
حدود همین شرایط
تلاش کند.
صحنه عملیات
یک استراتژ
نظامی بر روی
شرایط مادی
عینی ساخته
شده است، ولی
او میتواند
بر روی همین
صحنه حماسههای
پر شکوهی را
که مملو از
رنگها و آهنگها،
پر از قدرت و
عظمتاند،
هدایت کند.
مسائل
استراتژی در
جنگ انقلابی
چین دسامبر 1936
آثار منتخب
جلد 1
هدف جنگ
به جز " حفظ
نیروهای خود و
نابودی قوای
دشمن " چیز
دیگری نیست؛ (
نابودی دشمن به
معنای نابودی
فیزیکی یکایک
آنها نیست بلکه
به معنای خلع
سلاح آنها یا "
سلب قدرت
مقاومت از
آنها است). در جنگهای
باستانی از
نیزه و سپر
استفاده میکردند:
نیزه برای
حمله و نابودی
دشمن، و سپر برای
دفاع و حفظ
خود. تمام
سلاحها تا
دوران ما
نتیجه تکامل
نیزه و سپر
هستند. بمبافکن،
مسلسل،
توپخانه بلند
و گازهای سمی
همه ادامه و
تکامل نیزهاند،
در حالیکه
پناهگاههای
ضد هوایی،
کلاهخود،
استحکامات
بتونی، ماسک
ضد گاز،
دنباله و
تکامل سپر
هستند. تانک
سلاح نوع
جدیدی است که
از ترکیب عمل
نیزه و سپر
بدست آمده
است. برای نابودی
نیروهای
دشمن، حمله
وسیله عمده
است، ولی دفاع
را هم نباید
به کلی حذف
کرد. هدف مستقیم
حمله نابودی
دشمن است، اما
در عین حال،
حفظ نیروهای
خودی را نیز
در بردارد،
زیرا اگر تو
دشمن را نابود
نکنی، دشمن تو
را نابود
خواهد کرد. در
دفاع هدف
مستقیم حفظ نیروهای
خودی است، ولی
دفاع در عین
حال نیز یک وسیله
کمکی برای
حمله یا تدارک
انتقال از دفاع
به حمله است.
عقب نشینی
مقولهای از دفاع
و ادامهی آن
میباشد،
درحالی که
تعاقب ادامه
حمله است.
باید خاطر
نشان ساخت که
از میان هدفهای
جنگ محو قوای
دشمن هدف عمده
و حفظ نیروهای
خودی هدف
ثانوی است،
زیرا که تنها
با نابودی جمعی
نیروهای دشمن
است که میتوان
خود را به طور
مؤثر حفظ کرد.
از اینرو حمله
به عنوان
وسیله عمده
نابودی
نیروهای دشمن
نقش اساسی
دارد، در
حالیکه دفاع
به عنوان یک
وسیله کمکی
برای محو
نیروهای دشمن
و وسیلهای
برای حفظ
نیروهای خودی
دارای نقش
درجه دوم است.
عملاً در جنگ
دفاع در اکثر
مواقع و حمله
در مواقع دیگر
نقش عمده را
دارا است، ولی
اگر تمام جنگ
را در مجموع
آن در نظر
بگیریم، حمله همچنان
عمده باقی میماند.
درباره
جنگ طولانی مه 1938
آثار منتخب
جلد 2
کلیه
اصول هدایتکننده
عملیات نظامی
از یک اصل
اساسی ناشی میشوند:
کوشش هر چه
تمامتر در
حفظ نیروهای
خود و نابودی
دشمن.
... پس
چگونه میتوان
تشویق به
جانبازی
قهرمانانه در
جنگ را توجیه
کرد؟ در هر
جنگ باید
بهایی پرداخت
و حتی گاهی
بهای بسیار
گزاف. آیا این
با اصل "حفظ
نیروهای خود"
در تضاد نیست؟
در واقع خیر!
دقیقتر
اینکه،
جانبازی و حفظ
نیروهای خود
در عین ضدیت
با هم مکمل
یکدیگرند.
زیرا نه فقط
برای نابودی
دشمن بلکه
برای حفظ
نیروهای خود
نیز الزاماً
باید جانبازی
نمود. "حفظ
نکردن نیروهای
خود (فداکاری
یا پرداختن
بها) به طور
موقتی و جزیی
به خاطر حفظ
عمومی و دائمی
نیروهای خود
لازم است. از
این اصل اساسی
یک سری اصولی
که عملیات
نظامی را
هدایت میکند،
مشتق میشود؛
همه اینها ـ
یعنی از اصول
تیراندازی
گرفته( استتار
برای حفظ خود
و استفاده
کامل از قدرت
آتش برای
نابود ساختن
دشمن) تا اصول
استراتژی ـ از
روح این اصل
اساسی جان میگیرند.
تمام اصول فنی
و اصولیکه
مربوط به تاکتیک،
عملیات
اپراتیو و
استراتژیک میشوند،
نموداری از
تحقق این اصل
اساسی هستند.
اصل حفظ نیروهای
خود و نابودی
نیروهای دشمن
پایه و اساس
تمام اصول
نظامی است.
مسایل
استراتژی در
جنگ
پارتیزانی
علیه ژاپن مه 1938
آثار منتخب
جلد 2
اصول
نظامی ما بدین
قرارند:
1ـ
ابتدا حمله به
دستجات
پراکنده و
منفرد دشمن و
سپس حمله به
قوای متمرکز و
نیرومند دشمن.
2ـ
ابتدا تصرف
شهرهای کوچک و
متوسط و مناطق
وسیع روستایی
و سپس تصرف
شهرهای بزرگ.
3ـ
هدف عمده ما
نابودی نیروی
مؤثر دشمن
است، نه حفظ
یا تصرف شهرها
و سرزمینها.
حفظ و تصرف شهرها
و سرزمینها
نتیجه نابودی
قوای مؤثر
دشمن است، و
معمولاً یک
شهر یا یک
منطقه زمانی
میتواند به
خوبی نگهداری
یا به طور
نهایی تصرف شود
که چند بار
دست به دست
گشته باشد.
4ـ در هر
نبرد باید
نیروهای
نظامی کاملاً
برتر را
متمرکز
ساخت(دو، سه و
یا چهار و
گاهی حتی پنج
یا شش برابر
نیروهای دشمن
)، قوای دشمن
را باید از چهار
طرف به حلقه
محاصره در
آورد و سعی در
نابودی کامل
آن نمود، به
طوریکه حتی یک
نفر فرصت
فرار نیابد.
در شرایط خاص
باید از شیوه
فرود آوردن
ضربات خرد
کننده بر دشمن
استفاده کرد،
بدین معنی که
ما باید با
تمرکز همه
نیروی خود از
روبرو به دشمن
حمله کنیم و
در عین حال به
یک یا دو جناح
آن نیز حمله
بریم، البته
با این هدف که
بخشی از
نیروهای دشمن
را نابود ساخته
و بخش دیگری
را تار و مار
کنیم تا ارتش
ما بتواند به
سرعت واحدهای
خود را برای
در هم کوبیدن
سایر نیروهای
دشمن به کار
اندازد. ما
باید از
پیکارهای
اصطکاکی که در
آن برد ما از
بخت ما کمتر و
یا برد و باخت
ما با یکدیگر یکسان
هستند،
اجتناب ورزیم.
بدین ترتیب با
وجود اینکه ما
در مجموع ( از
نظر تعداد)
ضعیف هستیم،
ولی در هر
عملیات جزیی و
در هر عملیات
اپراتیو مشخص
برتری کامل را
حفظ خواهیم
کرد و این خود
ضامن پیروزی
ما در عملیات
اپراتیو
خواهد بود. ما
با گذشت زمان،
در مجموع برتری
خواهیم یافت و
سرانجام کلیه
نیروهای دشمن
را نابود
خواهیم ساخت.
5ـ
بدون آمادگی
قبلی و بدون
اطمینان به
پیروزی نباید
به هیچ نبردی
دست زد؛ قبل
از هر نبرد باید
تمام مساعی را
برای تهیه
تدارکات لازم
و تضمین
پیروزی در هر
حالت موجود
بین خود و
دشمن به کار
برد.
6ـ
بگذار سبک
رزمی تهور
داشتن در
نبرد، نترسیدن
از قربانی و
نهراسیدن از
خستگی و
پیکارهای مداوم
( به مفهوم
نبردهای پی در
پی در زمانهای
کوتاه و بدون
استراحت)
بشکفد.
7ـ باید
کوشید تا دشمن
را در حین
تحرک نابود کرد.
در عین حال
باید به
تاکتیک حمله موضعی و
تصرف
استحکامات و
شهرهای دشمن
نیز توجه
داشت.
8ـ
در مورد حمله
به شهرها،
باید تمام آن
استحکامات و
شهرهای دشمن
را که نیروی
دفاعی ضعیفی دارند
، بدون
هیچگونه
تردیدی تصرف
نمود. در فرصت
مناسب باید
تمام
استحکامات و
شهرهای دشمن را
که دارای قدرت
دفاعی متوسطاند،
در صورتیکه
شرایط اجازه
دهد، تصرف
کرد؛ در مورد
تمام آن
استحکامات و
شهرهای دشمن
که قدرت دفاعی
نیرومندی در
اختیار
دارند، باید منتظر
ماند تا شرایط
برای تصرف
آنان آماده
گردد.
9ـ
ما باید قدرت
خود را با
تمام سلاحها
و تجهیزاتی که
از دشمن به
غنیمت گرفته
شده و همچنین
با قسمت اعظم
اسرای جنگی
تکمیل کنیم.
منبع عمده
ذخایر نیروی
انسانی و مادی
ارتش ما جبهههای
جنگ است.
10ـ باید
از فاصله بین
دو عملیات
جنگی برای استراحت،
آموزش و تربیت
سیاسی و تعلیم
واحدهای نظامی
به خوبی
استفاده کرد.
مدت استراحت،
آموزش و تربیت
سیاسی و تعلیم
برای اینکه به
دشمن امکان
نفس کشیدن
داده نشود،
معمولاً نباید
زیاد طولانی
باشد. اینها
همه متدهای عمدهای
هستند که ارتش
آزادیبخش
تودهای جهت
در هم شکستن
چانکایشک به
کار برده است. این
متدها نتیجه
آبدیدگی ارتش
آزادیبخش
تودهای در
جریان مبارزه
طولانی علیه
دشمنان خارجی
و داخلی میباشند
و با شرایط
کنونی ما
کاملاً
مطابقت دارند
.... استراتژی و
تاکتیک ما بر
اساس جنگ تودهای
مبتنی است؛
هیچ ارتش ضد
خلقی قادر به
استفاده از
استراتژی و
تاکتیک ما
نیست.
اوضاع
کنونی و وظایف
ما 25 دسامبر 1947
آثار منتخب
جلد 4
تفوق
بدون آمادگی،
تفوق واقعی
نیست، و صحبتی
هم از ابتکار
نمیتواند در
میان باشد.
قوایی که نسبت
به دشمن ضعیف
است ولی
آمادگی دارد،
اگر این نکته
را درک کند،
میتواند با
حملات
ناگهانی دشمن
متفوق را
منکوب سازد.
درباره
جنگ طولانی مه
1938آثار منتخب
جلد 2
خلق
بدون یک ارتش
تودهای هیچ
نخواهد شد.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
این
ارتش به این
دلیل نیرومند
است که اعضای
آن از انظباطی
آگاهانه
پیروی میکنند؛
آنان نه به
خاطر منافع
شخصی مشتی از
افراد و یا
گروهی اندک،
بلکه به خاطر
منافع تودهای
وسیع، به خاطر
منافع قاطبه
ملت به گرد هم
جمع گشته و
پیکار میکنند.
به طور استوار
در جانب خلق
چین ایستادن و
از ته دل به
خلق چین خدمت
کردن ـ چنین
است یگانه هدف
این ارتش.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
ارتش
سرخ چین
سازمان مسلحی
است که وظایف
سیاسی انقلاب را
انجام میدهد.
ارتش سرخ به
ویژه در حال
حاضر به هیچ
وجه نباید کار
خود را فقط به
جنگیدن محدود
سازد. ارتش
سرخ علاوه بر
عملیات جنگی
جهت نابودی
نیروهای
نظامی دشمن،
وظایف مهم
دیگری برعهده
دارد که به
عنوان مثال
عبارتند از:
تبلیغ بین
تودهها،
سازمان دادن
تودهها،
مسلح کردن
تودهها، کمک
به تودهها
برای ایجاد
حکومت
انقلابی و
تشکیل سازمانهای
حزب کمونیست.
جنگی که ارتش
سرخ درگیر
آنست، صرفاً
به خاطر جنگ
نیست، بلکه
جنگی است برای
تبلیغ بین
تودهها،
سازمان دادن
تودهها، مسلح کردن
تودهها و کمک
به تودهها
برای ایجاد
حکومت
انقلابی. بدون
این هدفها،
جنگ مفهوم خود
را از دست میدهد
و علت موجودیت
ارتش سرخ نیز
از بین میرود.
درباره
اصلاح نظرات
نادرست در حزب
دسامبر 1929 آثار
منتخب جلد 1
ارتش
آزادیبخش
تودهای همیشه
چون دستهای
رزمنده باقی
خواهد ماند.
حتی بعد از
نیل به پیروزی
در سراسر کشور
و در تمام
دوران تاریخی
که هنوز طبقات
در کشور ما
برنیفتادهاند
و سیستم
امپریالیستی
هنوز در جهان
برجاست، ارتش
ما همچنان
دستهای
رزمنده باقی
خواهد ماند.
در این مورد
نباید
هیچگونه سوء
تفاهم و
تزلزلی در میان
باشد.
گزارش
به دومین
پلنوم هفتمین
کمیته مرکزی
حزب کمونیست
چین 5 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
ما
ارتشی داریم
که پیکار میکند
و ارتشی داریم
که به کار
تولیدی میپردازد.
ما ارتش هشتم
و ارتش چهارم
نوین را برای
نبرد در
اختیار
داریم؛ ولی
حتی این ارتشهای
رزمنده هم به
کار دوگانه
دست میزنند:
جنگ و کار
تولیدی. با
این دو نوع
ارتش و با ارتش
رزمی که در
انجام این دو
وظیفه و کار
تودهای
مهارت دارد،
ما میتوانیم
بر مشکلات خود
فایق آییم و
امپریالیستهای
ژاپن را شکست
دهیم.
متشکل
شوید! 29 نوامبر
1943 آثار منتخب جلد 3
نیروی
دفاعی ما
مسلماً
مستحکم خواهد
شد؛ ما به هیچ
قدرت
امپریالیستی
اجازه
نخواهیم داد
که بار دیگر
خاک کشور ما
را مورد تجاوز
قرار دهد. قوای
مسلح تودهای
ما باید با
ارتش آزادیبخش
تودهای
دلاور و
آبدیده به
مثابه پایه و
اساس حفظ گردد
و رشد یابد. ما
نه فقط یک
نیروی زمینی
قوی بلکه
نیروی هوایی و
دریایی
مقتدری نیز
خواهیم داشت.
نطق
افتتاحیه در
نخستین پلنوم
کنفرانس مشورتی
سیاسی خلق چین
21 سپتامبر 1949
اصل ما
اینست که حزب
بر تفنگ
فرماندهی
کند؛ به تفنگ
هرگز نباید
اجازه داد که
بر حزب
فرماندهی کند.
مسائل
جنگ و
استراتژی 6 نوامبر
1938 آثار منتخب
جلد 2
همهی
افسران و
سربازان ما
باید پیوسته
در خاطر داشته
باشند که ما
ارتش کبیر
آزادیبخش
تودهای
هستیم،
سپاهانی
هستیم که از
طرف حزب کبیر
کمونیست چین
رهبری میشویم.
ما اگر همیشه
رهنمودهای
حزب را مراعات
کنیم، بیگمان
پیروز خواهیم
شد.
مانیفست
ارتش آزادیبخش
تودهای چین
اکتبر 1947 آثار
منتخب جلد 4
سیستم
کمیته حزبی
سیستم حزبی
مهمی است برای
تضمین رهبری
جمعی و
جلوگیری از هر
فردی که بخواهد
رتق و فتق
امور را به
انحصار خود
درآورد. اخیراً
دیده شده است
که در برخی از
ارگانهای
رهبری (البته
نه در همه
آنها) انحصار
رتق و فتق
امور و تصمیمگیری
در مورد مسائل
مهم به وسیله
یک فرد به صورت
عادت درآمده
است. راه حل
مسائل مهم نه
از طرف جلسات
کمیته حزبی،
بلکه از طرف
یک فرد تعیین
میشوند و از
عضویت در
کمیته حزبی به
جز نام چیز دیگری
به جای نمانده
است. اختلاف
نظر میان
اعضای کمیته
حزبی نمیتواند
از بین برود
بلکه مدتها
همچنان
لاینحل باقی
میماند. در
میان اعضای
کمیته حزبی نه
وحدت واقعی
بلکه وحدت
ظاهری وجود
دارد. این وضع
باید تغییر
یابد. از این
پس باید در
تمام
ارگانهای رهبری
ـ از بوروی
کمیته مرکزی
گرفته تا
کمیتههای
حزبی ولایتی؛
از کمیتههای
حزبی جبههها
گرفته تا
کمیتههای
حزبی تیپ ها و
مناطق نظامی
(سو
کمیسیونهای
کمیسیون
نظامی
انقلابی یا
گروههای
رهبری)؛ و همچنین
در گروههای
رهبری حزبی
ارگانهای دولتی،
سازمانهای
تودهای،
خبرگزاری ها و
ادارات
روزنامهها ـ
سیستم سالمی
برای برگزاری
جلسات کمیتههای
حزبی معمول
گردد. تمام
مسائل مهم
(البته نه
مسائل کم
اهمیت و ناچیز
و یا مسائلی
که در بارهی
آنها پس از
بحث در جلسات
تصمیم گرفته
شده و فقط
باید اجرا
شوند) باید
برای بحث به
کمیتهها
ارجاع شوند و
اعضای حاضر در
کمیتهها
باید نظرات
خود را تماماً
بیان کنند و
به تصمیمات
مشخصی برسند
که سپس توسط
اعضای مربوطه
به مرحله اجرا
در آید... . جلسات
کمیتههای
حزبی به دو
نوع تقسیم میشوند:
جلسات کمیته
دائمی و جلسات
پلنوم که آنها
را نباید با
هم مخلوط کرد.
به علاوه باید
توجه داشت تا
بیش از اندازه
نه به رهبری
جمعی به زیان
مسئولیت فردی
و نه به
مسئولیت فردی
به زیان رهبری
جمعی تکیه
شود. در ارتش
شخصی که در
مقام
فرماندهی است،
حق دارد هنگام
نبرد و چنانچه
موقعیت ایجاب
نماید،
تصمیمات فوری
اتخاذ کند.
درباره
تقویت سیستم
کمیته حزبی 20
سپتامبر 1948 آثار
منتخب جلد 4
دبیر
یک کمیته حزبی
باید
"سرجوخه"
خوبی باشد. هر
کمیته حزبی از
ده تا بیست
عضو تشکیل میشود؛
کمیته حزبی
چون جوخهای
از ارتش و
دبیر آن مانند
یک "سرجوخه"
است. به راستی
رهبری کردن
صحیح این جوخه
کار آسانی نیست.
اکنون هر بورو
یا هر شعبه
بوروی کمیته
مرکزی منطقه
پهناوری را
رهبری میکند
و مسئولیت
سنگینی به
عهده دارد.
رهبری کردن
تنها به معنای
تعیین مشی
عمومی و سیاست
مشخص نیست،
بلکه برگزیدن
شیوههای
صحیح کار نیز
هست. حتی با
وجود داشتن یک
مشی عمومی و
سیاست مشخص
صحیح چنانچه
به شیوههای
کار توجه
نشود، احتمالاً
مشکلاتی پیدا
خواهد شد.
برای اینکه
کمیته حزبی
بتواند وظیفه
رهبری خود را
انجام دهد،
باید به
"اعضای جوخه"
خود تکیه کند
و به آنان کمک
نماید تا
بتوانند نقش
خود را به
خوبی ایفا
کنند. برای
اینکه دبیر
حزبی
"سرجوخه"
خوبی باشد،
باید با
پشتکار به
آموزش و
مطالعه
بپردازد. یک
دبیر حزبی یا
یک معاون دبیر
حزبی چنانچه
به کار
تبلیغاتی و
تشکیلاتی در
میان اعضای
جوخه خود توجه
نکند مناسبات
خود را با اعضای
کمیته خوب
ننماید یا طرز
اداره موفقیت
آمیز جلسات را
فرا نگیرد، در
رهبری جوخه
خود دچار
اشکال خواهد
شد. هر گاه
اعضای جوخه همگام
پیش نروند
هرگز نمیتوان
انتظار داشت
که بتوانند
تودههای چند
میلیونی مردم
را در جنگ و
کار ساختمانی
رهبری کنند.
البته رابطه
میان دبیر
حزبی و اعضای
کمیته بر اساس
تبعیت اقلیت
از اکثریت استوار
است و از
اینرو با
رابطه میان
سرجوخه و افرادش
فرق میکند.
در اینجا ما
فقط از تشابهی
که میان این
دو به چشم میخورد
صحبت میکنیم.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
مسایل
را باید به
طور روشن مطرح
کرد. نه تنها سرجوخه
بلکه اعضای
کمیته نیز
باید اینطور
عمل کنند. پشت
سر مردم حرف
نزنید. هر وقت
مسئلهای پیش میآید
جلسهای فرا
خوانید و
مسئله را برای
بحث به طور
روشن مطرح
کنید و درباره
آنها تصمیم
بگیرید تا بتوان
به این ترتیب
راه حلی برای
مسائل پیدا
کرد. اگر
مسائلی باشند
ولی به طور
روشن مطرح
نشوند، مدتها
و حتی سالها
همچنان
لاینحل باقی
خواهند ماند.
سرجوخه و
اعضای کمیته
باید در
مناسبات خود
نسبت به
یکدیگر بردباری
نشان دهند و
تفاهم داشته
باشند. هیچ
چیزی مهمتر
از بردباری
متقابل،
تفاهم
متقابل،
پشتیبانی و
دوستی متقابل
میان دبیر
حزبی واعضای
کمیته میان
کمیتهی
مرکزی و
بوروهایش و
میان بوروها و
کمیتههای
حزبی منطقهای
نیست.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
"مبادله
اطلاعات". این
بدان معنی است
که اعضای
کمیتهی حزبی
باید یکدیگر را از
مسائلی که به نظرشان
میرسد آگاه
سازند و
درباره آنها
تبادل
نظرکنند. این
موضوع برای
ایجاد یک زبان
مشترک اهمیت
بزرگی دارد.
ولی بعضیها
چنین عمل نمیکنند،
آنها شباهت به
کسانی دارند
که لائوزی دربارهشان
مینویسد: "با
اینکه همیشه
آواز خروسها و
عوعوی سگهای
یکدیگر را میشنوند،
ولی در تمام
مدت عمر با هم
رفت وآمد ندارند"
و نتیجه این
میشود که که
با هم زبان
مشترکی پیدا
نمیکنند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
مطالبی
را که نمیفهمید
یا نمیدانید
از رفقای
پایینتر از
خود بپرسید و
زود موافقت یا
مخالفت خود را
اعلام نکنید ....
آنچه را که
مانمیدانیم
هرگز نباید
وانمود کنیم
که میدانیم؛
ما نباید "از
پرسیدن و
آموختن
از افراد
پایینتر
خجالت
بکشیم"، بلکه
باید با دقت
به نظرات کادرهای
درجات پایینتر
گوش فرا دهیم.
قبل از آنکه
معلم بشوی،
شاگرد باش؛
پیش از آنکه
دستوری صادر
کنی، از کادرهای
پایینتر
بیاموز .... آنچه
کادرهای
پایینتر میگویند،
ممکن است صحیح
یا غلط باشد،
ولی ما در هر
حال باید آنرا
مورد تحلیل
قرار دهیم.
ماباید نظرات
درست را
بپذیریم و طبق
آن عمل کنیم ....
به نظرات
اشتباهآمیزی
که از پایین
میآیند، نیز
باید گوش داد،
نادرست است
چنانچه اصلاً
به آنها وقعی
نگذاریم.
البته چنین
نظراتی نباید
به مرحله عمل
درآیند، بلکه
باید مورد
انتقاد قرار
بگیرند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
"پیانو
زدن" را باید
یاد بگیرید.
در نواختن پیانو
تمام ده انگشت
در حرکت است،
و نمیشود
بعضی انگشتها
را حرکت داد و
بعضیها را
حرکت نداد.
اما هرگاه
تمام ده انگشت
با هم یکباره
روی پرده پیانو
فشار
بیاورند،
نغمهای بلند
نخواهد شد.
برای آفرینش
یک آهنگ خوش، ده
انگشت را باید
به طور موزون
و هماهنگ حرکت
داد. یک کمیته
حزبی باید به
طور پیگیر در
پی اجرای
وظیفه مرکزی
خود باشد و در
عین حال نیز
باید در
پیرامون این
وظیفه مرکزی
به اجرای امور
دیگر در زمینههای
مختلف
بپردازد. در
حال حاضر ما
باید در زمینههای
بسیاری کار
کنیم، ما باید
به امور
مناطق، واحدهای
مسلح و قسمتهای
مختلف توجه
کنیم. ما
نباید توجه
خود را فقط بر
روی چند مسئله
متمرکز سازیم
و مسائل دیگر
را کنار
بگذاریم. هر
جا که مسئلهای
یافت میشود،
باید روی آن
انگشت
بگذاریم، و
این شیوهای
است که باید
به خوبی یاد
گرفت. بعضیها
خوب پیانو میزنند
و برخی بد، و
از اینرو
اختلاف زیادی
میان آهنگهایی
که میسازند،
دیده میشود.
اعضای کمیته
حزبی باید
"پیانو زدن"
را خوب یاد
بگیرند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
"محکم
به دست گرفتن".
یعنی اینکه
کمیته حزبی کارهای
عمده خود را
نه فقط باید
"به دست
بگیرد" بلکه
باید آنها را
"محکم به دست
بگیرد". تنها در
صورتی میشود
چیزی را در
دست نگه داشت
که آن را بدون
اینکه
انگشتان را
اندکی شل کرد،
محکم به دست
گرفت. محکم به
دست نگرفتن به
معنای اصلاً
به دست نگرفتن
است. بدیهی
است که با دست
باز نمیتوان
چیزی را نگه
داشت. وقتی که
شخصی دست خود
را مشت کند و
چنین وانمود
سازد که چیزی
را نگاه داشته
است، ولی
انگشتان خود
را محکم
نبندد، در
واقع چیزی را
نگرفته است.
بعضی از رفقای
ما کارهای
عمده را به
دست میگیرند،
ولی چون آن را
محکم به دست
نمیگیرند،
نمیتوانند
خوب از عهده
برآیند. اگر
کارها را به
دست نگیرید،
کاری از پیش
نخواهد رفت؛
اگر کارها را
محکم به دست
نگیرید، باز
هم کاری از
پیش نخواهد
رفت.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
"ارقام
را در خاطر
نگه دارید".
یعنی ما باید
به جنبهی کمی
یک وضع یا یک
مسئله توجه
کنیم و تحلیلی
اساسی از آن
به عمل آوریم.
هر کیفیتی در
کمیت معینی
تبلور
مییابد، بدون
کمیت کیفیت
نیست و تا امروز
بسیاری از
رفقای ما هنوز
پی نبردهاند
که باید به
جنبهی کمی
پدیدهها ـ به
آمار اساسی،
به درصدهای
عمده و به حدهای
کمی که کیفیت
پدیدهها را
تعیین میکنند
ـ توجه
نمایند. آنها
به علت اینکه
"ارقام" را در
خاطر ندارند،
نمیتواننداز
اشتباه کردن
مصون بمانند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
"
اعلان کردن
برای اطمینان
خاطر مردم".
اعلان جلسات،
درست مانند
صدور، "اعلان
برای اطمینان
خاطر مردم"،
برای اینکه
همه بدانند
درباره چه
موضوعی بحث میشود
و چه مسائلی
باید حل شود،
باید قبل از
تشکیل جلسات
صورت گیرد تا
همه بتوانند
خود را به موقع
آماده کنند.
در بعضی جاها
جلسات کادرها
بدون اینکه قبلاً
گزارشها و
طرح قطعنامهها
آماده شده
باشند، فرا
خوانده میشوند
و فقط پس از
آنکه همه جمع
شدند، فیالمجلس
به طور سر و پا
شکسته صحبتی
میشود. این
شیوه انسان را
به یاد ضربالمثلی
میاندازد که
میگوید:
"قشون واسبها
رسیدهاند
اما اغذیه و
علوفه حاضر
نیست"، چنین
کاری واقعاً
پسندیده نیست.
بدون آمادگی
قبلی نباید با
شتاب جلسهای
فرا خواند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
"قوای
کمتر ولی بهتر
و دستگاه
اداری سادهتر".
گفتگوها، نطقها،
مقالهها و
قطعنامهها
همه باید
فشرده باشند و
حق مطلب را
ادا کنند. جلسات
هم نباید بیش
از حد طولانی
باشند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
به
وحدت و همکاری
با رفقایی که
با شما اختلاف
نظر دارند،
توجه کنید.
این نکته را
باید هم در ادارات
محلی رعایت
کرد و هم در
ارتش. این در
مورد مناسبات
ما با مردم
غیر حزبی نیز
صادق است. ما
از نظر نقاط
مختلف کشور به
اینجا آمدهایم،
باید قادر
باشیم نه تنها
با رفقایی که
با ما همنظرند
بلکه با
رفقایی هم که
با ما اختلاف
نظر دارند،
وحدت و همکاری
کنیم.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
از
تکبر پرهیز
کنید. این
نکته برای همه
کادرهای
رهبری مسئلهایست
اصولی . شرایط
مهمی است برای
حفظ وحدت . حتی
آنهایی هم که
خطاهای جدی
نداشتهاند و
در کار خود
موفقیتهای
بزرگ بدست
آوردهاند،
نباید متکبر
باشند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
دو خط
فاصل مشخص
بکشید. نخست،
میان انقلاب و
ضد انقلاب،
میان "ینآن"
و "سیآن".*
"ینآن"
آنچنان سخن میگوید
که گویی در
آنجا " هیچ چیز
درستی وجود
ندارد"، آنها
نه بوروکراسی
در "ینآن" را
با بوروکراسی
در "سیآن"
مقایسه میکنند
و نه آن دو را
از هم تمیز میدهند.این
از اساس
نادرست است.
دوم، در درون
صفوف انقلاب
باید میان
صحیح و
ناصحیح، میان
موفقیتها و
کمبودها خط
فاصل مشخصی
کشید و به
روشنی معین
کرد که کدامیک
اصل و کدامیک
فرعی است. فیالمثل
باید معین کرد
که آیا موفقیتها
سی درصد مجموع
را تشکیل میدهند
یا هفتاد در
صد آن را؟ نه
کم بها دادن
به آنها صحیح
است و نه پر
بها دادن. ما
باید کار هر فرد
را به طور
اصولی برآورد
کنیم و برآورد
کنیم که آیا
موفقیتهای
کار او سی
درصد و
کمبودهای او
هفتاد درصد
بوده، و یا
اینکه به عکس.
چنانچه
موفقیتهای او
هفتاد درصد
مجموع را
تشکیل دهند،
باید کار او
را به طور
عمده مثبت به
شمار آورد.
همسنگ کردن
کاری که موفقیت
جنبه اصلی آن
را تشکیل میدهد
با کاری که
اشتباه در آن
غلبه دارد،
کاملاً
نادرست است.
در برخورد با
مسائل نباید
مرزبندی مشخص
میان انقلاب و
ضد انقلاب،
میان موفقیتها
و نقایص را از
یاد بدور
داریم. اگر ما
این دو مرزبندی
را در خاطر
داشته باشیم،
همیشه قادر به
حل مسائل
خواهیم بود، و
در غیر
اینصورت
درباره شناخت
خصلت مسائل
دچار آشفتگی
خواهیم شد. برای
اینکه این
مرزها را به
خوبی مشخص
کنیم، البته
برسی وتحلیل
دقیق ضروری
است. برخورد
ما نسبت به هر
فرد و هر
پدیده باید
برخوردی باشد
توام با تحلیل
و بررسی.
* از
ژانویه 1937 تا
مارس 1947 "ینآن|
مقر کمیته
مرکزی حزب
کمونیست چین و
"سی آن" مرکز
حکومت
ارتجاعی
گومیندان در
شمال غربی چین
بود. رفیق
مائو تسه دون
از این دو شهر
به عنوان سنبل
انقلاب و ضد
انقلاب یاد میکند.
شیوههای
کمیتههای
حزبی 13 مارس 1949
آثار منتخب
جلد 4
در
قلمرو
تشکیلات،
باید تحت
هدایت
مرکزیت، اصول
زندگی
دموکراتیک را
دقیقاً اجرا
کرد. طرق اجرای
این اصول چنیناند:
1-
ارگانهای
رهبری حزب
باید برای امر
رهبری مشی
صحیحی اتخاذ
کنند و وقتی
مسئلهای
پدید آمد، راه
حل آن را
بیابند تا
بتوانند خود
را به مثابه
مرکز رهبری کننده
عرضه دارند.
2ـ
ارگانهای
بالاتر باید
با وضعیت
ارگانهای پایینتر
و زندگی تودهها
آشنایی داشته
باشند تا
بتوانند پایهای
عینی برای
رهبری صحیح
خود فراهم
سازند.
3ـ
سازمانهای
حزبی در مدارج
مختلف نباید
برای حل مسائل
بدون تعمق
تصمیمی اتخاذ
کنند، ولی
وقتی تصمیمی گرفته
شد، باید
قطعاً به موقع
اجرا گذارند.
4ـ
کلیه تصمیمات
مهمی که
ارگانهای
بالاتر حزب اتخاذ
میکنند،
باید به سرعت
به ارگانهای
پایینتر و
کلیه اعضای
حزب اطلاع
داده شود ....
5ـ
ارگانهای
پایینتر حزب
و کلیه اعضای
حزب باید
دستورات
ارگانهای
بالاتر را
دقیقاً مورد
بحث قرار دهند
تا مفهوم این
دستورات را
کاملاً درک
کرده و بتوانند
شیوههای
اجرای آنها را
تعیین نمایند.
درباره
اصلاح نظرات
نادرست در حزب دسامبر
1929 آثار منتخب
جلد 1
خلق و
فقط خلق است
نيروی محرکه
که تاريخ چهان
را می سازد.
در
باره دولت
ائتلافی (24
آوريل 1945) آثار
منتخب 3
قهرمانان
واقعی توده ها
هستند، در
حاليکه ما اغلب
چون کودکان
نادان و
جاهليم – بدون
درک اين نکته
نمی توان حتی
به ابتدايی ترين
دانشها دست
يافت.
پيش
گفتار و پس
گفتار بر
تحقيقات
دوستايی (مارس
و آوريل 1941 آثار
منتخب جلد 3
توده
ها دارای
نيروی خلاقه
لايزالند.
آنها قادر به
تشکل اند و
ميتوانند در
هر جا و هر
رشته ای از
کار که
بتوانند نيرو
و توان خود را
بطور کامل
بکار
اندازند،
متمرکز شوند،
آنها قادرند
خود را در
ژرفا و پهنای
کار توليدی متمرکز
سازند و برای
خود کارهای
عام المنفعه
باز هم بيشتری
بيافرينند.
مقدمه
بر مقاله
"نيروی کار
اضافی راه حل
يافته است" (1955)
اعتلای
کنونی جنبش
دهقانی
رويداد شگرفی
است. در مدتی
بسيار کوتاه
صدها ميليون
دهقان در استانهای
مرکزی، جنوبی
و شمالی چين
چون طوفانی سهمگين،
چون گردبادی
تند، به
نيرويی بس
قدرتمند و تيز
رو چنان بپا
خواهند خاست
که هيچ نيرويی
را، هر قدر هم
که عظيم باشد،
يارای بازداشتن
آن نخواهد
بود. آنها
تمام قيد و
بندهايی را که
دست و پايشان
را می بندد،
می گسلند و در
شاهراه آزادی
به پيش می
شتابند. آنها
تمام امپرياليستها،
ديکتاتورهای
نظامی، مأمورين
رشوه خوار
دولت،
مستبدين و
متنفذين محلی
را به گور
خواهند سپرد.
آنها تمام
احزاب انقلابی،
تمام رفقای
انقلابی را در
کوره عمل می
آزمايند تا
بتوانند آنها
را يا به حريم
خود راه دهند
و يا آنکه از
دامان خود طرد
کنند. در اينجا
سه حالت موجود
است : يا بايد
در پيشاپيش
توده ها حرکت
کرد و آنان را
رهبری نمود،
يا اينکه در
پس آنان دويد
و با سرو دست
انتقادشان
کرد، و يا
اينکه در سر
راه انان
ايستاد و به
مخالفت برخاست.
هر فرد چينی
در انتخاب يکی
از اين سه
حالت آزاد
است، ولی سير
رويدادها شما
را وادار
خواهد کرد تا
هر چه زودتر
انتخاب کنيد.
گزارش
در باره بررسی
جنبش دهقانی
در استان خونان
(مارس 1927) آثار
منتخب جلد 1
اوج
تحولات
اجتماعی در
روستاها،
يعنی اوج کئوپراتيوه
کردن هم اکنون
در بعضی نقاط
پديد گشته است
و بزودی سراسر
کشور را فرا
خواهد گرفت.
اين يک جنبش
انقلابی پر
دامنه
سوسياليستی
است که بيش از 500
ميليون نفر از
جمعيت
روستاها را در
بر می گيرد و
دارای اهميت
فوق العاده
عظيم جهانشمول
است. ما بايد
اين جنبش را
بطور فعال، با
حرارت و منظم
رهبری کنيم،
نه اينکه آنرا
با اين
يا آن وسيله
بعقب سوق دهيم.
اشتباه در
جريان چنين
جنبشی ناگزير
و قابل درک
است و اصلاح
آن نيز چندان
مشکل نيست. نواقص
يا اشتباهات
کادرها و
دهقانان فقط
بشرطی اصلاح و
بر طرف می
شوند که ما به
آنها فعالانه کمک
کنيم.
در
باره
کئوپراتيوه
کردن کشاورزی
(31 ژوئيه 1955)
در
ميان توده ها
شور و شوق
زايدالوصفی
نسبت به
سوسياليسم
نهفته است.
آنهايی که در
دوران انقلاب
فقط پا بند
قواعد کهنه
اند، اصلا
قادر به ديدن
اين شور و شوق
نيستند. آنها
کورند و همه چيز
در برابر
ديدگانشان
تيره و تار
است. بعضی مواقع
کار آنها حتی
به جايی ميرسد
که حق و ناحق
را با هم
مخلوط می کنند
و سفيد را
سياه جلوه می
دهند. آيا ما
به اندازه
کافی با اين
قبيل اشخاص
برخورد نکرده
ايم؟
آنهاييکه فقط
از قواعد کهنه
پيروی می کنند،
همواره به شور
و شوق توده ها
کم بها می
دهند و وقتی
که پديده
نوينی ظاهر
شد، هميشه علم
مخالفت بلند
می کنند، آنها
در ابتدا به
مخالفت بر می
خيزيند و سپس
اجبارا به
شکست خود تن
در می دهند و
به اندکی
انتقاد از خود
بسنده می
کنند. آنها
باز وقتی که
پديده نوين
ديگری ظاهر
شد، همان
پروسه پيشين
را دوباره
تکرار می
کنند. اين است
سبک برخورد
اين افراد با
هر پديده
نوين. چنين
اشخاصی هميشه
پاسيو بوده و
در لحظات حساس
از حرکت به
پيش باز می ايستند
و ناگزير بايد
آنها را محکم
به جلو هل داد،
تا شايد قدمی
به پيش
بردارند.
مقدمه
بر مقاله اين
دهکده در عرض
دو سال کئوپراتيوه
شده است (1955)
از
بيست سال به
اين طرف، حزب
ما همه روزه
مشغول کار
توده ای بوده
است و در عرض
اين ده سال
اخير، هر روز
از مشی توده ای
صحبت کرده
است. ما هميشه
معتقد بوده
ايم که انقلاب
بايد به اتکاء
به توده های
مردم و شرکت همگان
انجام گيرد،
ما به تکيه
کردن به عده
قليلی که
کارشان فقط
صدور دستور
است، هميشه
مخالفت
ورزيده ايم.
اما بعضی از
رفقا هنوز مشی
توده ای را در
کار خود بطور
کامل اجرا نمی
کنند. آنها
هنوز صرفا با
افراد قليلی
که در انزوا
کار می کنند،
اتکاء می
نمايند. يکی
از علل بروز
چنين پديده ای
اين است که
آنها از توضيح
در باره
کارهای جاری
به افراد تحت
رهبری خود ابا
می کنند و نمی
دانند چرا و
چگونه بايد
قوه ابتکار و
نيروی خلاق
افراد تحت رهبری
خود را بکار
اندازند. آنها
از نظر ذهنی می
خواهند که هر
کس دستی در
کار داشته
باشد، ولی از
طرف ديگر
اجازه نمی
دهند که توده
ها بدانند چه
بايد بکنند و
چگونه بايد
بکنند. در
چنين وضعی
چطور می توان
توقع داشت که
توده ها به
حرکت درآيند و
خوب کار
بکنند؟ البته
کار اساسی
برای حل اين
مسئله تربيت
ايدئولوژيک در
باره مشی توده
ای است. ولی در
عين حال باز
هم شيوه های
کار مشخص
بسياری هست که
ما بايد به اين
رفقا ياد
دهيم.
گفتگو
با هئيت تحريريه
روزنامه
شانسی سوی
يوان (2 آوريل 1948)
آثار منتخب
جلد 4
بيست و
چهار سال
تجربه به ما
نشان می دهد
که وظيفه،
سياست و سبک
کار درست
هميشه با
خواستهای توده
ها در هر زمان
و مکان معين
منطبق است و
رشته های
پيوند ما را
با توده ها
مستحکم می
کند، و وظيفه،
سياست و سبک
کار نادرست
هرگز با
خواستهای
توده ها در هر
زمان و مکان
معين منطبق
نيست و ما را
از توده ها
جدا می سازد.
عيبهايی
مانند
دگماتيسم، امپريسم،
قدرت فروشی،
دنباله روی،
سکتاريسم،
بوروکراسی،پر
مدعايی در کار
از آن جهت بکلی
زيانبخش و غير
قابل تحمل اند
و کسانی که از
اين بيماريها
در رنجند، از
آن جهت بايد بر
آنها فائق
آيند که اين
عيوب باعث
جدايی ما از
توده ها می
شود.
در
باره دولت
ائتلاف (24
آوريل 1945) آثار
منتخب جلد 3
بخاطر
برقراری
پيوند با توده
ها بايد در
جهت نيازمنديها
و آرزوهای
آنها عمل کرد.
هر کاری که
برای توده ها
انجام می شود،
بايد از
نيازمندی های
آنها سرچشمه
بگيرد، نه از
تمايلات يک
فرد – ولو
اينکه اين
تمايلات
خيرخواهانه
باشند. اغلب
اتفاق می افتد
که توده ها
بطور عينی به
فلان تغيير
نيازمندند،
ولی از نظر
ذهنی هنوز به
اين نيازمندی
آگاهی نيافته
اند و مايل و
مصمم بدين
تغيير نيستند.
در چنين صورتی
ما بايد از خود
صبر و شکيبايی
نشان دهيم و
تا زمانی که
با کار توضيحی
ما اکثريت
توده ها به
اين نيازمندی
آگاهی نيافته
اند و مايل و
مصمم به
برآوردن آن
نگشته اند،
نبايد دست به
چنين تغييری
بزنيم، زيرا
در غير اين
صورت خود را
از توده ها
منفرد خواهيم
کرد. هر کاری
که شرکت توده ها
را ايجاب کند،
اگر بدون
آگاهی و تمايل
آنها انجام
گيرد، به
فرماليته بدل
می شود و به
شکست می
پيوندد.
... در
اينجا دو اصل
موجود است:
يکی نيازمندی
حقيقی توده
ها، و نه آن
نيازی که ما
در عالم تخيل
مان برای آنها
متصوريم، و
ديگری
تمايلات توده
ها. توده ها
بايد خود قادر
به تصميم
گرفتن باشند،
نه اينکه ما
برایشان
تصميم بگيريم.
جبهه
واحد در امور
فرهنگی (30
اکتبر 1944) آثار
منتخب جلد 3
کنگره
ما بايد از
تمام حزب دعوت
کند که بر هشياری
خويش
بيافزايد و
مراقب باشد که
هيچ رفيقی، در
هر مقام که
باشد، از توده
ها بريده
نشود. بايد به
هر رفيقی
آموخت که خلق
را از جان و دل
دوست بدارد،
به ندای آنها
با دقت گوش
دهد، به هر جا
که می رود، در
ميان توده ها
باشد، به عوض
اينکه خود را
در رأس آنها
قرار دهد، با
آنها در هم آميزد،
با توجه به
سطح موجود توده
ها، آنها را
بيدار کند و
آگاهی سياسی
آنها را بالا
برد، به توده
ها کمک کند که
داوطلبانه
رفته رفته
متشکل شوند و
کليه آن
مبارزات لازمی
را که در
شرايط داخلی و
خارجی مکان و
زمان اجازه می
دهد، بتدريج
بسط و توسعه
دهند.
در
باره دولت
ائتلاف (24
آوريل 1945) آثار منتخب
جلد 3
اين
ماجراجويی
است
اگر وقتی که
توده ها هنوز
آگاه نشده
اند، ما به
تعرض دست
زنيم. چنانچه
ما در رهبری
توده ها، در
کاری که مخالف
اراده آنها
است، اصرار
ورزيم،
سرانجام با
شکست روبرو
خواهيم شد.
اين
اپورتونيسم
راست اگر وقتی
که توده ها
مايل به پيش
روی هستند، ما
پيش روی
نکنيم.
گفتگو
با هئيت
تحريريه
روزنامه
شانسی سوی يوان
(2 آوريل 1948) آثار
منتخب جلد 4
قدرت
قروشی در هر
نوع کاری
خطاست، زيرا
که از سطح
آگاهی سياسی
توده ها تجاوز
می کند و اصل عمليات
داوطلبانه
توده ها را
نقض می نمايد.
قدرت فروشی،
مظهر آن عيبی
است که
تندخويی
ناميده می
شود. رفقای ما
نبايد فکر
کنند که آنچه
آنان می
فهمند، توده
های مردم هم
می فهمند. فقط
با رفتن به
ميان توده ها و
پژوهش است که
می توان معلوم
کرد آيا توده
ها اين و يا آن
فکر را فهميده
اند. و آيا
حاضر به عمل
هستند يا نه.
اگر ما اينطور
عمل کنيم، از
قدرت فروشی در
امان خواهيم
بود. دنباله
روی نيز در هر
کاری خطا است،
زيرا که از سطح
آگاهی سياسی
توده ها فروتر
می افتد و اصل رهبری
کردن توده ها
را بجلو نقض
می کند. دنباله
روی مظهر عيب
ديگری است که
کندی ناميده
می شود. رفقای
ما نبايد فکر
کنند که آنچه
آنها نمی
فهمند، توده
ها هم نمی
فهمند. غالبا اتفاق
می افتد که
توده ها از ما
جلو می افتند
و علاقه شديدی
به پيشروی
دارند، حال
آنکه رفقای ما
چون نمی
توانند آنها
را رهبری
کنند، بدنبال
برخی از عناصر
عقب مانده می
دوند و نظرات
آنها را منعکس
می سازند و
بالاتر از همه
نظرات آنها را
اشتباها بجای
نظرات توده های
وسيع می
گيرند.
در
باره دولت
ائتلاف (24
آوريل 1945) آثار
منتخب جلد 3
نظرات
توده ها را
جمع کردن و به
شکل فشرده در
آوردن، سپس به
ميان توده ها
رفتن و به اين
نظرات بطور
پيگير تحقق
بخشيدن و از
اين طريق
نظرات صحيح رهبری
را شکل دادن –
چنين است
اسلوب اساسی
رهبری.
در
باره بعصی از
مسائل مربوط
به شيوه های
رهبری (1 ژوئن 1943) آثار
منتخب جلد 3
در
تمام کارهای
عملی حزب ما،
رهبری راستين
بايد طبق اصل
"از توده ها به
توده ها" عمل
کند. بدين
معنی که نظرات
توده ها را
بايد جمع کرد (نظرات
پراکنده و غير
منظم) و آنها
را بشکلی قشرده
در آورد (آنها
را از طريق
بررسی بصورت
نظرات فشرده و
منظم در
آورد)، سپس به
ميان توده ها رفت
و اين نطرات
را تبليغ و
تشريح کرد تا
توده ها آنها
را از خود
بدانند،
پيگيرانه
دنبال کنند،
به عمل در
آورند و صحت
اين نظرات را
در اين نوع
عمل
بيازمايند.
سپس بايد بار ديگر
نظرات توده ها
را بصورت
فشرده در آورد
و دو باره
بميان توده ها
رفت تا آنکه
اين نظرات بتوانند
پيگيرانه
تحقق يابند. و
بدينسان مکرر
در مکرر اين
پروسه در يک
حرکت مارپيچی
تا بی نهايت
ادامه می يابد
و هر بار اين
نظرات صحيح
تر، زنده تر و
غنی تر می
گردند. چنين
است تئوری
مارکسيستی
شناخت.
در
باره بعصی از
مسائل مربوط
به شيوه های
رهبری (1 ژوئن 1943) آثار
منتخب جلد 3
ما
بايد به ميان
توده ها
برويم، از
آنها بياموزيم،
تجربيات آنها
را جمع بندی
کنيم و از آن ميان
اصول و متد های
بهتر و منظم
تری بيرون
کشيم و سپس
آنها را در ميان
توده ها تبليغ
کنيم و توده
ها را به اجرای
اين اصول و
متدها دعوت
نماييم، تا
آنکه معضلاتشان
حل شوند و به
آزادی و
بهروزی رسند.
متشکل
شويد!(29 نوامبر
1943) آثار منتخب
جلد 3
در
بعضی از
ارگانهای
رهبری ما
هستند افرادی
که بر اين
عقيده اند که
تنها آشنايی
رهبران با
رهنمودهای
سياسی حزب
کافی است و
توده ها را
بدانستن آن
احتياجی نيست.
اين يکی از علل
اساسی ای است
که چرا بعضی
از کارهای ما
بخوبی انجام
نمی گيرد.
گفتگو
با هئيت
تحريريه
روزنامه
شانسی سوی يوان
(2 آوريل 1948) آثار
منتخب جلد 4
ما
بايد در کليه
جنبشهای توده
ای تحقيق و
تحليل اساسی
از تعداد
پشتيبانان
فعال،
مخالفان و بی
طرفها بعمل
آوريم و نبايد
در باره مسائل
بطور ذهنی و
بدون اساس
تصميم بگيريم.
شيوه
های کار کميته
های حزبی (13
مارس 1949) آثار
منتخب جلد 4
توده
ها بطور کلی
در همه جا از
سه قسمت تشکيل
می شوند: بخش
نسبتا فعال،
بخش ميانه رو
و بخش نسبتا
عقب مانده.
بدين جهت
رهبران بايد
با مهارت
عناصر قليل فعال
را بگرد رهبری
متحد گردانند
و با تکيه به آنها
سطح آگاهی
سياسی عناصر
ميانه رو را
بالا برند و
عناصر عقب
مانده را بسوی
خود جلب
نمايند.
در
باره بعصی از
مسائل مربوط
به شيوه های
رهبری (1 ژوئن 1943) آثار
منتخب جلد 3
ما
بايد در
برگرداندن
سياست حزب به
عمل توده ها
ورزيدگی
داشته باشيم و
بتوانيم
موجباتی فراهم
آوريم تا نه
فقط کادرهای
رهبری بلکه
توده های وسيع
مردم نيز هر
جنبش و مبارزه
ای را که ما
بپا می داريم،
بفهمند و
ماهيت آنرا
بخوبی درک
کنند. اين هنر
رهبری
مارکسيستی-لنينيستی
است و ضمنا
شاخصی است
برای تعيين اينکه
آيا ما در کار
خود دچار
اشتباه شده
ايم يا نه.
گفتگو
با هئيت
تحريريه
روزنامه
شانسی سوی يوان
(2 آوريل 1948) آثار
منتخب جلد 4
هر قدر
هم که گروه
رهبری فعال
باشد، در
صورتيکه
فعاليتش با
فعاليت توده
ها در هم
نيآميزد، جز
تلاش بی ثمر
عده ای معدود
چيز ديگری
نخواهد بود.
از سوی ديگر
اگر توده های
وسيع به
تنهايی بدون
داشتن گروه
رهبری
نيرومندی که
بتواند فعاليت
شان را بطور
مناسب سازمان
دهد، دست به
فعاليت زنند،
چنين فعاليتی
نه می تواند
مدتی طولانی
دوام کند و نه می
تواند در يک
سمت صحيح به
پيش رود و يا
به يک سطح
عالی ارتقاء
يابد.
در
باره بعصی از
مسائل مربوط
به شيوه های
رهبری (1 ژوئن 1943) آثار
منتخب جلد 3
امور
توليدی توده
ها، منافع
توده ها،
تجارب و
احساسات توده
ها – تمام
اينها را کادر
های رهبری
همواره بايد
مورد توجه
قرار دهند.
دستخط
برای
نمايشگاه
توليديی که از
طرف ارگانهای
وابسته به
کميته مرکزی
حزب و ستاد کل
ارتش هشتم
ترتيب داده
شده بود. (24
نوامبر 1943)
ما
بايد نسبت به
حال و زندگی
توده ها دقيقا
توجه کنيم: از
مسائل زمين و
کار گرفته تا
مسائل سوخت،
برنج، روعن،
نمک ... . تمام اين
مسائل که به
رفاه توده ها
مربوطند، بايد
در دستور روز
ما قرار
گيرند. ما
بايد درباره
اين مسائل بحث
و مذاکره
کنيم، تصميم
بگيريم و سپس
بموقع اجراء
بگذاريم و نتايج
حاصله را مورد
کنترل و بررسی
قرار دهيم. ما
بايد به توده
ها کمک کنيم
تا در يابند
که ما مبين
منافع آنان
هستيم و زندگی
ما بزندگی آنها
پيوسته است.
ما بايد به
آنها کمک کنيم
تا بتوانند از
خلال همين
چيزهای ساده
وظايف عالی تری
را که مطرح
کرده ايم،
يعنی وظايف جنگ
انقلابی را
درک کنند و
بدينسان از
انقلاب پشتيبانی
نمايند، آنرا
در سراسر کشور
گسترش دهند،
بدعوت سياسی
ما پاسخ مثبت
گويند و در راه
پيروزی
انقلاب تا به
آخر پيکار
کنند.
از
زندگی توده ها
مواظبت کنيد،
به شيوه کار
توجه نماييد (27
ژانويه 1934) آثار
منتخب جلد 1
سیستم
نمایندگان
حزبی و شعبه
های سیاسی که
در چین برای
اولین بار
بوجود ، امده
سیمای این نیروهای
*مسلح را
کاملاًدگرگون
ساخته است
.ارتش سرخ که
در سال 1927 تشکیل
شد و همچنین
ارتش هشتم
کنونی این
سیستم را بارث
برده و بسط و
توسعه داده
اند.
*منظور
نیروهای مسلح
انقلابی است
که در سالهای
همکاری بین
حزب کمونیست
چین
وگومیندان در
جریان نخستین
جنگ انقلابی
داخلی
(27-1924)مشترکاًاز
طرف انها
سازمان داده
شده بود.
مصاحبه
با خبرنگار
انگلیسی جمس
برترام (27 اکتبر
1937) آثار منتخب جلد 2
ارتش
آزادی بخش
توده ای کار سیاسی
انقلابی پر
توان خود را
بر اساس اصل
وحدت ارتش و
مردم ،وحدت
فرمانده هان و
رزمندگان وهمچنین
تلاشی ارتش
دشمن رشد و
قوام داده است
؛ و این خود
یکی ازعوامل
مهم پیروزی ما
بر دشمن است .
اوضاع
کنونی و وظایف
ما (25 دسامبر 1947)
آثار منتخب جلد 4
این
ارتش آنچنان
سیستم کار
سیاسی
بوجوآورده که
برای جنگ توده
ای لازم است و
هدفش عبارت از
ترغیب مبارزه
بخاطر یگانگی
در صفوف خویش،
وحدت با
سپاهیان دوست،
وحدت با خلق،
تلاشی دشمن و
پیروزی در هر
نبرد.
درباره
دولت ائتلافی
(24اوریل1945) آثار
منتخب جلد
3
کار
سیاسی شریان
حیاتی همه
کارهای
اقتصادی است.
این بویژه
برای زمانی
صادق است که
نظام اقتصادی
جامعه از اساس
دگرگون شده
باشد.
مقدمه
بر مقاله( درس
جدی)
حوزه
حزبی در
گروهان تشکیل
میشود ،- این
دلیل مهمی است
بر اینکه چرا
ارتش سرخ
توانسته است بدون
از هم پاشیدگی
به چنین نبرد
سخت و دشواری
دست زند.
مبارزه
در کوهستان
جین
گان(25نوامبر 1928)
آثار منتخب جلد 1
سه اصل اساسی
ذیل اصول
هدایت کننده
کار سیاسی
ارتش هشتم اند
؛اولاً،وحدت
افسران و سربازان
یعنی بر
افکندن
روشهای
فئودالی در ارتش،
ممنوع کردن
ضرب و شتم،
برقراری
انظباط آگاهانه
و شرکت در غم و
شادی یکدیگر -
در نتیجه این
تدابیر است که
تمام ارتش
بطور فشرده
وحدت یافته
است؛ ثانیاً،
اصل وحدت بین
ارتش و خلق،
یعنی رعایت
چنان انضباطی
که هر گونه
تجاوزی را به
منافع خلق قدغن
سازد،
تبلیغات در
میان توده ها،
متشکل ساختن و
مسلح نمودن
آنها، سبک
کردن بار اقتصادی
آنها و سر کوب
خائنین و میهن
فروشانی که به
ارتش و خلق
صدمه و زیان
میرسانند - در
نتیجه این
تدابیر است که
ارتش با خلق
بطور فشرده
متحد گردیده و
در همه جا
مورد
استقبال خلق قرار
گرفته ؛
ثالثاً، اصل
تلاشی قوای
دشمن و رفتار
بزرگوارانه
نسبت به اسرای
جنگی. پیروزی
ما تنها بسته
به عملیات
نظامی نیست،
بلکه به تلاشی
قوای دشمن نیز
بستگی دارد.
مصاحبه
با خبر نگار
انگلیسی جمس
برترام (25اکتبر
1937) آثار منتخب جلد 2
نيروهای
نظامی ما باید
در مناسبات
متقابل بین
ارتش و خلق،
بین ارتش و
دولت، بین
ارتش و حزب،
بین افسران و
سربازان و بین
کار نظامی و
سیاسی و
همچنین در مناسبات
بین کادر ها
اصول صحیحی را
مراعات کنند و
دقت نمایند
دچار فساد
میلیتاریستی
نگردند . افسران
باید از
سربازان
مواظبت کنند ،
و
نباید نسبت
به حال و
زندگی آنها بی
اعتنائی نشان
دهند و
بمجازات های
بدنی توسل
جویند؛ ارتش
باید از مردم
مواظبت کند و
هیچگاه
بمنافع انها
زیان نرساند؛
ارتش باید به
ارگانهای دولتی
و حزبی احترام
بگذارد و
هیچگاه ادعای
استقلال نکند.
متشکل
شوید (29نوامبر1943)
آثار منتخب جلد 3
سیاست
ما نسبت به
اسرائی که از
قوای نظامی
ژاپن و ارتش
های پوشالی و
ضد کمونیستی
گرفته شده
اند، اینست که
بجز آن افرادی
که مورد تنفر
و کینه شدید
توده ها هستند
و باید
بمجازات
برسند و حکم
اعدامشان از
طرف مقامات بالاتر
تایید شده
است، بقیه را
آزاد کنیم. در
بین این اسرا
افرادی را که
از روی اجبار
به
ارتش
ارتجاعی
پیوسته اند و
کم و بیش
متمایل به
انقلابند،
باید به تعداد
زیاد برای کار
و خدمت بسوی
ارتش خود جلب
نمائیم و بقیه
را آزاد کنیم
، و چنانچه
باز در جنگی
علیه ما شرکت
جستند و اسیر
شدند باید
دوباره انها
را آزاد
کنیم. ما
هرگز نباید به
آنها توهین کنیم،
اموالشان را
بگیریم و یا
آنها را مجبور
نمائیم که در
برابر ما سر
تسلیم فرود
اورند، بلکه
باید با آنها
بدون استثناء
با صداقت و مهربانی
رفتار کنیم.
آنها هر قدر
هم که مرتجع باشند،
اين سياست ما
بايد هميشه
ثابت بماند. این
راه بسیار
موثری است
برای منفرد
ساختن اردوگاه
ارتجاع.
درباره
سیاست
(25دسامبر 1940)
آثار منتخب جلد 2
سلاح
در جنگ البته
عامل مهمی است
ولی عامل تعین
کننده نیست.
عامل تعین
کننده انسان
است نه شئی.
تناسب نیروها
تنها نسبت
قدرتهای
نظامی و اقتصادی
نیست، بلکه
نسبت قدرتهای
انسانی و معنوی
نیز میباشد
اداره
قدرتهای
نظامی و اقتصادی
نیاتزمند به انسان
است.
درباره
جنگ طولانی
(مه1938) آثار
منتخب جلد
2
بمب
اتمی ببر
کاغذی است که
مرتجعین
امریکایی برای
ارعاب
انسانها از آن
استفاده می
کنند. بمب
اتمی بظاهر
ترسناک به نظر
میرسد، ولی در
واقع چنین
نیست. بمب
اتمی یک سلاح
کشتار جمعی
است، لیکن در
اخرین تحلیل
این خلق است
که فرجام جنگ
را معین
میکند، نه یک
یا دو سلاح
جدید.
مصاحبه
با خبر نگار
امریکایی
انالوئیز
استرانگ(اوت 1946)
آثار منتخب جلد 4
پایه
ارتش سرباز
است. بدون
تلقیح یک روح
سیاسی مترقی
به سربازان و
بدون گسترش
این روح از طریق
کار سیاسی
مترقی،
نمیتوان بین
افسران و
سربازان وحدت
واقعی ایجاد
نمود، احساسات
انها را برای
جنگ مقاومت
کاملاً
برانگیخت و
پایه محکمی
برای استفاده
ثمر بخش از
تمام وسائل
تکنیکی و
تاکتیکی ما
فراهم ساخت.
درباره
جنگ طولانی
(مه1938) آثار
منتخب جلد
2
در
ارتش سرخ بین
عده ای از
رفقا روحیه
نظامیگری بطور
وسیع شیوع
یافته است
.اشکال
بروزچنین روحیه
ای بدینقرار
است
1-این
رفقاکار
نظامی را
مغایر کار
سیاسی میدانند
و نمی خواهند
قبول کنند که
کار نظامی فقط
وسیله ای برای
اجرای وظایف
سیاسی است.
بعضی ها حتی
ادعا می کنند؛
هر گاه کارهای
نظامی خوب انجام
بگیرند،
کارهای سیاسی
نیز بالطبع
خوب انجام
خواهند گرفت؛
هر گاه کارهای
نظامی درست
انجام
نگیرند، کار های
سیاسی هم
نمیتوانند
وضع خوبی
داشته باشند این
بمعنای آن است
که قدمی فراتر
نهاده شود و بامور
نظامی نسبت به
کارهای سیاسی
نقش رهبری کننده
داده شود.
درباره
اصلاح نظرات
نادرست در حزب
(دسامبر 1929) آثار
منتخب جلد 1
اموزش
وتربیت
ایدئولوژیک،
وظیفه مرکزی
برای وحدت
بخشیدن به
تمام حزب در
مبارزات عظیم
سیاسی است.
حزب بدون
انجام ابن
وظیفه قادر به
اجرای هیچیک
از وظایف
سیاسی خود
نخواهد بود .
درباره
دولت ائتلافی
(24اوریل 1945) آثار
منتخب جلد
3
در این
اواخر از کار
ایدئولوژیک و
کار سیاسی در
میان
روشنفکران و
دا نشجویان
قدری کاسته شده
است و حتی
گرایشهای
ناسالمی نیز
به چشم میخورد.
بعضیها
ظاهراًبر این
نظرند که دیگر
سیاست و اینده
میهن و
آرمانهای بشر
قابل توجیه
نیستند.
مارکسیسم در
حالیکه برای
همین اشخاص
زمانی مد روز
بود، امروز
ازمد افتاده
است. بدینجهت
ما باید اکنون
برای مبارزه
با این
گرایشها به
کار
ایدئولوژیک و
سیاسی خود شدت
بخشیم.
روشنفکران و
دانشجویان ما
باید با
پشتکار زیاد
به تحصیل خود
ادامه دهندو
بدین منظور
مارکسیسم و
همچنین مسایل
سیاسی روز را
بیاموزند.
نداشبن نظرات
سیاسی صحیح مانند
جسم بی روح
است. ... کلیه
ادارات و
سازمانها باید
در مورد کار
ایدئولوژیک و
سیاسی حس
مسئولیت
داشته باشند
.این در مورد
حزب کمونیست،
سازمان
جوانان،
ادارات دولتی
مسئول این کار
و بویژه
مدیران و
معلمین
آموزشگاه ها
نیز صادق است .
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق (27فوریه 1957)
سربازان
ارتش سرخ در
پرتو آموزش
سیاسی، همگی اگاهی
طبقاتی یافته
اند و ضرورت
تقسیم اراضی،
استقرار قدرت
سیاسی ،تسلیح
کارگران و
دهقانان را
درک کرده اند
و میدانند که
بخاطر خود، به
خاطر کارگران
و دهقانان
میرزمند. از
این روست که
انها بدون کوچکترین
شکایتی همه
گونه سختی و
دشواری
مبارزات تلخ
را به خود
هموار ساخته
اند. هر
گروهان، گردان،
یا هنگ دارای
یک کمیته
سربازی است که
حافظ منافع
سربازان بوده
و بکار سیاسی
و توده ای
مشغول است.
مبارزه
در کوهیتان
جین گان
(25نوامبر 1928)
آثار منتخب جلد 1
رشد
صحیح جنبش
برای شکایت
کردن از جور و
ستم(جور و
ستمی که از
طرف جامعه کهن
و مرتجعین
نسبت به مردم
زحمت کش اعمال
شده)و سه
بازرسی (منشا
طبقاتی ،حس
وظیفه شناسی و
اراده به
مبارزه)اگاهی
سیاسی
فرماندهان و
رزمندگان
سراسر ارتش را
در مبارزه
بخاطر آزادی
توده های زحمت
کش استثمار
شده ،بخاطر
اصلاحات ارضی
در سراسر کشور
و نابودی دشمن
مشترک خلق
یعنی دار و
دسته چانکایشک
بمیزان قابل
ملاحظه ای
بالا بر ده
است. در ضمن،
جنبش
مذکورجنبش
همبستگی
استوار فروانده
هان و
رزمندگان را
تحت رهبری حزب
کمونیست بشدت
تحکیم نموده
است . ارتش بر
این اساس در صفوف
خود بپاکیزگی
بیشتری دست
یافته، انظباط
خود را تحکیم
و تقویت
نموده، جنبشی
توده ای
برای
تعلیمات
نظامی بر پا
کرده، و دموکراسی
را در عرصه
سیاسی،
اقتصادی و
نظامی تحت رهبری
دقیق و بطور
منظم رشد و
قوام داده
است. از این رو
ارتش ما چون
تنی واحد بهم
پیوسته است،
بطوری که همه
کس فکر و
نیروی خود را
بکار میاندازد.
ارتش ما از
قربانی نمی
هراسد قادر به
غلبه بر کلیه
مشکلات مادی
است و سرشار
از روحیه
قهرمانی توده
ای و جرات به
نابود کردن
دشمن است؛
چنین ارتشی
شکست ناپذیر
است.
درباره
پیروزی بزرگ
شمال غربی و
جنبش طراز نوین
برای تربیت
ایدئولوژیک
در ارتش آزادی
بخش (7مارس 1948)
آثار منتخب جلد 4
در این
چند ماه اخیر
تقریباً کلیه
واحد های ارتش
ازادی بخش
توده ای از
فاصله بین
نبرد ها بمعنای
وسیع برای
تحکیم صفوف و
تعلیمات
نظامی استفاده
نموده اند
.این امر تحت
رهبری و بطور
منظم و دموکراتیک
انجام یافته
است، و از این
رو شور و هیجان
انقلابی توده
های عظیم
فرمانده هان
را و رزمندگان
را بر انگیخت
و بآنها امکان
داده است تا
به هدف جنگ
بروشنی پی
ببرند،
بعضیها
گرایشهای
نادرست ایدئو
لو ژیک و بعضی
تظاهرات
ناپسند موجود
در ارتش را از
میان
بردارند، به
کادر ها و
سربازان
آموزش دهند و
نیروی رزمنده
ارتش را بطور
قابل ملاحظه
بالا ببرند.
ما از این پس
نیز باید این
جنبش طراز
نوین تربیت
ایدئولوژیک
راکه جنبشی
دموکراتیک و
توده ای است،
درارتش ادامه
دهیم.
سخنرانی
ذر کنفرانس
کادرهای
منطقه
شانسی-سوی
یوان(1اوریل 1948)
آثار منتخب جلد 4
سیاست
اموزشی
دانشگاه "کان
دا" (دانشگاه
نظامی- سیاسی
ضد
ژاپنی)عبارت
است از سمت
گیری سیاسی
ثابت و صحیح،
سبک کار
کوشنده و
ساده، استراتژی
و تاکتیک نرمش
پذیر. این است
سه اصل مهم و ضرور
برای تربيت یک
سپاهی
انقلابی در
مبارزه عليه
ژاپن. و طبق این
اصول است که
کارمندان و
معلمان درس
میدهند و
دانشجویان
تحصیل میکنند.
مورد
حمله دشمن
قرارگرفتن
امر خوبی است
نه بد(26مه1939)
ملت ما
دارای
یک شیوه سنتی
مبارزه سخت بوده
است که ما
باید انرا بسط
وتوسعه دهیم
......بعلاوه حزب
کمونیست هموا
ره از یک سمت
گیری سیاسی
ثابت و صحیح
طرف داری کرده
است ......این سمت
گیری از
مبارزه سخت
جدائی ناپذیر
است. بدون سمت
گیری سیاسی
ثابت و صحیح
محال است که
بتوان شیوه مبارزه
سخت را معمول
داشت، و بدون
شیوه مبارزه
سخت غیر ممکن
است که بتوان
سمت گیری
سیاسی ثابت و
صحیح را نگه
داشت.
نطق
در میتینگ ین
آن بمناسبت
روز بین الملی
کار (1مه 1939)
وحدت،تحرک،جدیات،و
شور وشوق
شعار
برای دانشگاه
"کان دا" (دانشگاه
نظامی-سیاسی
ضد ژاپنی)
آنچه
که در دنیا
بحساب میاید
،وظیفه شناسی
است ،و حزب
کمونیست از هر
کس دیگری
وظیفه شناس تر
است.
نطق
در ملاقات با
دانشجوان و
کار آموزان
چینی مقیم
شوروی(17
نوامبر 1957)
ارتش
ما همیشه از
دو رهنمود
سیاسی پیروی
میکند ؛اول
این که ما
نسبت به
دشمنانمان بی رحم با
شیم ؛ ما باید
آنها را از پا
در بیاوریم و
نابود سازیم.
دو م این که ما
باید نسبت به
خودمان، نسبت
به مردم و
رفقایمان،
نسبت بروئسا و
زیر دستانمان
،مهربان
باشیم و با
آنها متحد گردیم.
نطق
در ضیافت
کمیته مرکزی
برای
نمایندگان آموزش
از و احدهای
اخرتش در پشت
جبهه(18سپتامبر
1944)
مااز
نقاط مختلف
کشور باینجا
امده ایم و
بخاطر هدف
انقلابی
مشترک گرد هم
امده ایم .....
کادر های ما
باید از یکایک
سربازان
مواظبت کنند،
تمام
رزمندگان
صفوف انقلابی
باید بیکدیگر
توجه کنند،
یکدیگر را
دوست بدا رند
و بهم کمک
کنند.
خدمت
به خلق ـ(8
سپتامر 1944) آثار
منتخب جلد
3
در
تمام واحد های
ارتش
بایدجنبشی
برای
پشتیبانی از
کادر ها و
مواظبت از
سربازان بر پا
گردد. از کادر ها
باید دعوت شود
که از سربازان
مواظبت شود و از
سربازان نیز
باید دعوت شود
که از کادر ها
پشبیبانی
نمایند . آنها
باید نواقص و اشتباهات
یکدیگر را در
میان گذارند و
فوراً اصلاح
نمایند . بدین
طریق آنها
قادر خواهند
بود به وحدت
درونی بسیار
خوبی دست
یابند.
وظایف
سال 1945(15دسامبر 1944)
خیلی
ها تصور
میکنند
مناسبات بین
افسران و سربازان،
ارتش و خلق از
آن جهت تا
کنون بهبود نیافته
که شیوه های
نادرستی بکار
میرفته است، ولی
من همسشه به انها
گفته ام که
این مسئله ای
است مربوط به
بر خورد اساسی
(یا اصل اساسی
)، یعنی مسئله
احترام نهادن
به سربازان و
خلق. از همین
برخورد است که
رهنمودهای
سیاسی، شیوه
ها و اشکال
خاص ناشی
میشوند. بدون
چنین
برخوردی،
رهنمود های
سیاسی، و تمام
شیوه ها و
اشکال بدون
ترديد نادرست
از اب در
میایند و
بهبود
مناسبات بین
افسران و
سربازان،
ارتش و خلق
بهیچتوجه
مقدورنخواهد
شد. سه اصل
اساسی برای
کار سیاسی در
ارتش عبارتند
از؛ 1-وحدت
افسران و
سربازان ثانیاً
وحدت بین ارتش
وخلق، ثالثاٌ
متلاشی ساختن ارتش
دشمن. برای
تحقق موثر باین
اصول بایداز
یک برخورد
اساسی شروع
نمود، یعنی از
احترام نهادن
به سرباز، به
خلق، به شخصیت
اسرائی که
اسلحه خود را
زمین گذاشته
اند. کسانی که
تصور میکنند
اینها همه
موضوعات
صرفاٌ فنی هستند
و اصولا مسئله
برخورد اساسی
مطرح نیست، واقعاًدر
اشبتاهند و
باید نظر خود
رااصلاح کنند.
درباره
جنگ
ظولانی(مه1938)
آثار منتخب
جلد 2
کمونیستها
وقتی که بین
زحمتکشان کار
میکنند باید
شیوه
دموکراتیک
اقناع و تربیت
را به کار برند،
نه این که به
شیوه های
آمرانه و جبری
توسل جویند.
حزب کمونیست
چین از این
اصل مارکسیستی
-لنینیستی با
صداقت تمام
پیروی میکند .
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق (27فوریه 1957)
رفقای
ما باید درک
کنند که تجدید
تربیت ایدئولوژیک
کاری است بس
طولانی که
باید با حوصله
و دقت
انجام بگیرد؛
آنها نباید
سعی کنند که
ایدئلوژی
دیگران راکه
طی ده ها سال
زندگی عملی
بوجود امده
،در چندجلسه یا
طی چند درس
عوض کنند.
دیگران را نه
با زور و فشار
بلکه فقد با
دلیل و منطقه
میتوان قانع
کرد. زور و
فشار هرگز
باقناع انان
منجر نخواهد
شد. تلاش در
اقناع انان
بوسیله زور
تلاشی عبث
است. چنین
شیوه ای فقد
در برخورد با
دشمنان جایز است
ولی نه در
برخورد با
رفقا و دوستان.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمنیست چین درباره
کار تبلیقاتی
(12مارس1957)
باید
بین دشمن و
خودی به روشنی
فرق گذاشت؛ در
مقابل رفقا
بهیچوجه
نباید موضع
آنتاگونیستی
اتخاذ کرد و
با انها
انچنان رفتار
کرد که با
دشمنان رفتار
میشود. وقتی
که انسان شروع
بسخن میکند،
باید دفاع پر
شور از امر
خلق و بالا
بردن آگاهی
سیاسی خلق
رادر نظر
بگیرد نه
اینکه دیگرانرا
بباد استهزا
بگیرد و یا
مورد حمله
قراردهد.
سخنرانی
در کنفرانس
کشوری حزب
کمنیست چین درباره
کار تبلیقاتی
(12مارس1957)
ارتش
بایدبا خلق جوش
بخورد تا انکه
خلق انرا ارتش
خود بداند
.چنین ارتشی
شکست ناپذیر
خواهد بود، .....
درباره
جنگ طولانی
(مه 1938) آثار منتخب جلد 1
بایدبه
هر رفیقی
فهماند وقتی
که ما به خلق
تکیه کنیم، زمانی
که به نیروی
خلاقه زوال
ناپذیر توده
هاایمان راسخ
پیدا نمائیم، وبا
ین ترتیب به
خلق
اعتمادکنیم
وبا او یکی شویم، بر
هر مشکلی غلبه
خواهیم کرد
وهیچ دشمنی
قادر به شکست
ما نخواهد
بود، در
حالیکه ما
قادر خواهیم
بود دشمن را
در هم شکنیم.
درباره
دولت
ائتلافی(مه 1948)
آثار منتخب جلد 3
رفقای
ما بهر کجا که
میروند، باید
با توده ها مناسبات
خوبی
برقرارسازند،
به انها توجه
کنند و در رفع
مشکلاتشان
مدد کار انها
باشند ما باید
با توده ها
متحد شویم؛ ما
هر چه با توده
های بیشتری متحد
شویم، بهتر است.
درباره
مذاکرات چون
کین(17اکتبر1945)
آثار منتخب جلد 4
ارتش
در مناطق آزاد
شده باید
پشتیبان دولت
ودوستارحق
باشد، در حالی
که دولت
دموکراتیک
باید خلق را
در پشتیبانی
از ارتش و
توجه خاص نسبت
به خانواده
های سربازانی
که علیه ژاپن
میرزمند، رهبری
کند. بدین
طریق
مناسبات میان
ارتش و خلق
باز هم بهتر
خواهد شد.
درباره
دولت
ائتلافی(24اوریل
1945) آثار منتخب جلد 3
درارتش
ما وظیفه ما
پشتیبانی
ازدولت
ومواظبت از
خلق باید از
طریق تربیت
ایدئولوژی
فرمانده هان و
رزمندگان
انجام گیرد تا
انکه انها
اهمیت این وظیفه
را کاملاً درک
کنند .ارتش
درصورتی که این
وظیفه را به
خوبی انجام
دهد، روابط
ارگانهای
محلی دولتی و
خلق با ارتش
نیز حسنه خواهند
شد.
سیاست
برای کار در
مناطق
آزادشده
درسال 1946 (15 دسامبر1945)
آثار منتخب جلد 4
در
جریان این
جنبشها*ارتش
از یکطرف و
حزب و دولت از
طرف دیگر باید
نواقص و
اشتباهاتی را
که در سال
1943داشته اند،
کاملاًروشن
سازند و انها را
در سال 1944با
قطعیت تصحیح
نماید. از این
به بعد چنین
جنبشهائی
باید در ماه اول هر سال قمری در همه
جا بر پا گردد
و در جریان آن
باید تعهد نامه
هائی مبنی
بر"پشتیبانی
از دولت و
مواظبت از
خلق" و
"پشتیبانی از
ارتش وتوجه
خاص نسبت به
خانواده های
سربازانی که
علیه ژاپن
میرزمند"
مکرر در مکرر
قرائت گردد، و
نظامیانی که
در مناطق
پایگاهی نسبت
به افراد
ارگانهای
حزبی یا دولتی
و یا نسبت به خلق
رفتار آمرانه
دارند، و یا
این که اعضای
حزب یا
کارمندان
دولتی ویا غیر
نظامیانی که
به نظامیان
توجه کافی
نمیکنند،
باید در مقابل
توده
هامرتباً از
خود انتقاد
کنند (هر طرف
باید فقط از
خود انتقاد
کند، نه ازطرف
مقابل) تا آن
که این نواقص
واشتباهات
کاملاً اصلاح
گردند.
گسترش
جنبشهائی
برای کاهش
بهره مالکانه
،افزایش
تولید و
پشتیبانی از
دولت و مواظبت
از خلق در
مناطق
پایگاهی
(1اکتبر 1943) آثار
منتخب جلد
3
*جنبش
برای
پشتیبانی از
دولت و مواظبت
ازخلق و جنبش
برای
پشتیبانی از
ارتش و توجه
خاص نسبت به
خانواده های
سربازانی که علیه
ژاپن میرزمند
دموکراسی
در ارتش باید
بطور عمده
بالغو تنبیهات
بدنی و فحاشی
که عملی
فئودالی است،
و همچنین با
شرکت دادن
افسران
وسربازان در
غم وشادی
یکدیگر، تا حد
معینی عملی
گردد. بدین
ترتیب بین
سربازان و
افسران وحدت
برقرار خواهد
شد، قدرت
پیکار ارتش
فوق العاده
بالا خواهد
رفت و دیگر
شکی در اینکه
ما قادر به
تحمل این جنگ
سخت و طولانی
هستیم،در
میان نخواهد بود.
درباره
جنگ طولانی
(مه 1938) آثار منتخب جلد 1
علت
این که ارتش
سرخ با وجود
شرایط بد مادی
و زد و خورد
های مداوم
همچنان پا بر
جا مانده است،
صرفنظر از نقش
حزب، اجرای
دموکراسی در
درون ارتش
است. با
افسران و
سربازان بطور
یکسان رفتار
میشود. افسران
سربازان را
کتک نمیزنند،
سربازان در
تشکیل جلسات و
بیان نظرات
خود آزادند؛
تشریفات مفصل
و زائد حذف
میگردند؛
بازرسی صورت
دخل و خرج
برای همگان
آزاد است ....در
چین همان قدر
که مردم به
دموکراسی
نیاز دارند،
ارتش نیز بدان
نیازمند است.
دموکراسی در
ارتش ما سلاح
مهمی است برای
تلاشی ارتش
مزدور
فئودالی.
مبارزه
در کوهستان
جین گان
(25نوامبر 1928) آثار
منتخب جلد
1
سیاستی
که برای کار
سیاسی واحد
های ارتش ما
در نظر گرفته
شده، عبارت
است از بسیج
بی پروای
توده سربازان
و فرمانده هان
و کلیه کارمندان
تا آنکه بتوان
از طریق جنبشی
دموکراتیک تحت
رهبری متمرکز
به سه هدف
عمده دست یافت
یعنی به یک
درجه عالی از
وحدت سیاسی،
به بهبود
شرایط زندگی،
و به تکنیک و
تاکتیک نظامی
بهتر رسید
.جنبش سه
بازرسی و سه
اصلاح* که هم
اکنون در واحد
های ارتش ما
با شور و
حرارت جریان
دارد ،درست به
این منظور بر
پا گردیده که از
طریق اسلو
بهای
دموکراتیک
سیاسی اقتصادی
بدو هدف اول
از سه هدف فوق
الذکر دست
یافته شود.
دموکراسی
اقتصادی
عبارت است از
اینکه باید به
نمایندگان
منتخب
سربازان حق
داده شود در
اداره امور
مربوط به خوار
و با ر و تغذیه
گروهان،
فرمانده
گروهان را
یاری کنند
(البته نباید
از حدود
دستیاری
تجاوز کند).
دموکراسی
نظامی عبارت
از اینست که
باید افسران و
سربازان و
همچنین خود
سربازان
هنگام
تعلیمات نظامی
بیکدیگر
تعلیم دهند؛
هنگام نبرد
گروهانهائیکه
در جبهه
هستند، باید
جلسات
گوناگون بزرگ
وکوچک تشکیل
دهند. سربازان
باید تحت رهبری
فرمانده
گروهان
درباره طرق
حمله بمواضع
دشمن وراه
تصرف انها
وطرز انجام
ماموریتهای
جنگی به بحث
بر انگیخته
شوند؛ وچنان
چه پیکار چند
روز متوالی
بطول
انجامید، این
جلسات نیز
باید چندین
بار تشکیل
شوند. این نوع
دموکراسی
نظامی در نبرد
"پان لون در
شمال استان
شنسی" و درنبرد
"شی جیاچونگ
در ناحیه
شانسی
-چاهار-هه به"؛
باموفقیت
زیاد عملی شد.
این نشان
میدهد که
دموکراسی
نظامی سودمند
است، زیانبخش
نیست.
* سه
بازرسی و سه
اصلاح جنبش
مهمی رابرای
تحکیم حزب
واموزش
ایدئولوژیک
در ارتش تشکیل
میدهد که در
رابطه با
اصلاحات ارضی
طی جنگ
آزادیبخش
توده ای از
طرف حزب ما
برانگیخته
شده بود سه
بازرسی
درمحلها به
معنای کنترل
در منشاء
طبقاتی،
ایدئولوژی
وسبک کار؛ در
واحدهای مسلح
کنترل در
منشاء
طبقاتی، حس
وظیفه شناسی و
اراده به
مبارزه است
.سه اصلاح
یعنی استحکام
تشکیلاتی،
اموزش
ایدئولوژیک و
اصلاح سبک کار.
جنبش
دموکراتیک در
درون واحدهای
ارتش(30ژانویه
1948)
درمبارزه
بزرگ کنونی، حزب
کمونیست چین
از همه
ارگانهای
رهبری، اعضاءوکادر
ها ی خود
گسترش حد
اعلای
فعالیات را که
یگانه وسیله
تضمین پیروزی
است ،طلب
میکند. این
فعالیات باید
بطور مشخص در
این جهت باشد
که ارگانهای
رهبری،
کادرها و
اعضای حزب،
نیروی خلاقه
خود را به کار
اندازند، حس
مسئولیت و شور
وشوق نسبت به
کار نشان
دهند، بدون
پروا وبجا
سئوالات خود
را مطرح کنند،
نظریات خود
رابیان
نمایند، از
معایب انتقاد
کنند وهمچنین
فعالیات
ارگانها
وکادرهای
رهبری را بطور
رفیقانه
کنترل کنند
،وگر نه
فعالیت
مورد بحث ما سخنی
پوچ وتوخالی
خواهد بود.
گسترش این
فعالیت منوط
به
دموکراتیزه
کردن حیات حزب
است. در صورت
فروکش حیات
دموکراتیک
درحزب گسترش
این فعالیت
هدفی تحقق
ناپذیر خواهد
شد. تربیت
انبوه کثیری
از افراد
شایسته تنها
در محیطی
دموکراتیک
امکان پذیر
است .
نقش
حزب کمونیست
چین در جنگ
ملی (اکتبر 1938) آثار
منتخب جلد
2
هر کس
که میخواهد
باشد به شرط
اینکه دشمن
نباشد و بما
کینه توزانه
حمله نکند
،باید به او
اجازه صحبت
داده شود ،ولو
اینکه صحبتش
نادرست باشد.
مسئولین
درجات مختلف
موظفند که به
حرف دیگران
گوش دهند. دو
اصل باید در
اینجا رعایت
شود :1-درباره
انچه که
میدانی سکوت
اختیار نکن
،انچه گفتنی
داری برای
خودت نگه ندار
؛2-هیچکس رااز
جهت حرفی که
زده است
،گناهکار مدان
،بلکه از گفته
های او پند
بگیر. بدون
رعایت درست
ونه کاذب اصل
"هیچکس را از
جهت حرفی که
زده است
،گناهکار
مدان" این
نتیجه که "درباره
انچه که
میدانی سکوت
اختیار مکن
،انچه گفتنی
داری،برای
خودت نگه
مدار" حاصل
نخواهد شد .
وظایف
سال 1945(15دسامبر 1944)
در
داخل حزب باید
در زمینه
دموکراسی کار
اموزشی شود تا
بدین وسیله
اعضای حزب
بفهمند که دموکراسی
چیست وپیوند
میان
دموکراسی
ومرکزیت کدام
است و چگونه
باید مرکزیات
دموکراتیک
اعمال گردد.
تنها بدین سان
است که میتوان
ازیک طرف
دموکراسی
درون حزبی را
عملاً توسعه
داد واز طرف
دیگر از
دموکراسی
افراطی واز بی
بند وباری
نابود کننده
انظباط
جلوگیری کرد .
نقش
حزب کمونیست
چین در جنگ
ملی (اکتبر 1938) آثار
منتخب جلد
2
دموکراسی
درون حزبی ،چه
در واحدهای
نظامی وچه در
ارگانهای
محلی ،باید به
استحکام
انظباط و
تقویت نیروی
رزمنده خدمت
کند ،نه به
تضعیف انها .
نقش
حزب کمونیست
چین در جنگ
ملی (اکتبر 1938) آثار
منتخب جلد
2
دموکراسی
افراطی را
باید در حوزه
تئوری ریشه کن
کرد . قبل از هر
چیز باید به
این خطراشاره
شود که
دموکراسی
افراطی موجب
اختلال
سازمانهای حزبی
و یا تلاشی
کامل انها
میگردد
،نیروی پیکارجوی
حزب را تضعیف
میکند و یا
حتی انرا
کاملاً از بین
میبرد ،حزب را
از اجرای
وظایف
مبارزاتی خود
عاجز میسازد و
در نتیجه
انقلاب را به
شکست میکشاتد.
علاوه بر این
،باید خاطر نشان
کرد که
دموکراسی
افراطی از
بیزاری اندیوید
والیستی خرده
بورژوائی
نسبت به
انظباط سرچشمه
میگیرد .وقتی
که چنین پدیده
ای در درون حزب
ظاهرشود
،بصورت افکار
دموکراتیک
افراطی در
زمینه سیاسی
وتشکیلاتی در
میاید. این
افکار با
وظایف
مبارزاتی
پرولتاریا
بهیچوجه سازگار
نیستند.
درباره
اصلاح نظرات
نادرست در حزب
(دسامبر 1929) آثار
منتخب جلد 1
سیاست
آموزش و پرورش
ما باید برای
تمام دانش پژوهان
امکاناتی
فراهم کند تا
آنها بتوانند خود
را از نظر
اخلاقی،
معنوی و جسمی
رشد و پرورش
دهند و به یک
زحمتکش دارای
آگاهی
سوسیالیستی
وبا معلومات
بدل گردانند.
درباره
حل صحیح
تضادهای درون
خلق 27 فوریه 1957
در کار
آموزش
کادرها، چه
برای آنهایی
که کار میکنند
و چه برای
آنهایی که در
مدارس کادرها
مشغول تحصیلاند،
باید از چنین
مشی پیروی
شود: دقت و
توجه عمده
نسبت به مطالعه
مسائل پراتیک
انقلاب چین،
استفاده از اصول
اساسی
مارکسیسم ـ
لنینیسم به
مثابه راهنمای
عمل و لغو
اسلوب آموزش
مارکسیسم ـ
لنینیسم به
طور جامد و
جدا از زندگی.
آموزش
خود را از نو
بسازیم مه 1841
آثار منتخب
جلد 3
در یک
مدرسه نظامی
مهمترین
مسئله عبارت
است از انتخاب
مدیر و معلم و
تعیین یک
رهنمود
آموزشی.
مسائل
استراتژی در
جنگ انقلابی
چین دسامبر 1936 آثار
منتخب جلد 1
1
برای
اداره یک
آموزشگاه صد
نفری احتیاج
به یک گروه
رهبری مرکب از
چند نفر یا
بیش از ده نفر
است که طبق شرایط
موجود تشکیل
شده باشد ( نه
اینکه به طور
مصنوعی سر هم
بندی شده
باشد) و
فعالترین،
درستکارترین
و باهوشترین
آموزگاران و
کارمندان و
دانشجویان را
در بر گیرد، و
الا این
آموزشگاه
مطمئناً به
خوبی اداره
نخواهد شد.
درباره
بعضی از مسائل
مربوط به شیوههای
رهبری 1 ژوئن
1943 آثار منتخب
جلد 3
تمام
افسران و
سربازان ارتش
ما باید مهارت
نظامی خود را
کامل کنند،
برای پیروزی
حتمی در جنگ
متهورانه به
پیش روند، و
کلیه دشمنان
را با قطعیت،
از بیخ و بن و
به طور تمام و
کمال نابود سازند.
مانیفست
ارتش آزادیبخش
تودهای چین
اکتبر 1947 آثار
منتخب جلد 4
در
برنامه
یکسالهای که
به تازگی شروع
شده و هدفش
تحکیم صفوف و
تعلیمات
نظامی است،
باید جنبههای
نظامی و سیاسی
را از نظر
اهمیت همسنگ
دانست و آن دو
را باهم تلفیق
داد. در آغاز
اجرای این نقشه
باید تکیه
عمده را روی
جنبه سیاسی
گذاشت، یعنی
تکیه بر بهبود
روابط بین
افسران و
سربازان،
تحکیم و تقویت
وحدت درونی و
برانگیختن
شور و شوق عالی
در بین تودههای
کادرها و
سربازان. تنها
از این طریق
است که تحکیم
صفوف و
تعلیمات
نظامی آسانتر
عملی میشود و
به نتیجه
بهتری میرسد.
وظایف
سال 1945 ( 15 دسامبر1944)
در مورد
متد تعلیمات
نظامی، ما
باید جنبشی
برای تعلیمات
تودهای به را
ه اندازیم که
در آن افسران
به سربازان و
سربازان به
افسران و
همچنین
سربازان به سربازان
تعلیم دهند.
رهنمود
سیاسی برای
کار در مناطق
آزاد شده در سال
1946 15
دسامبر 1945 آثار
منتخب جلد 4
شعار
ما در امر
تعلیمات قوای
نظامی چنین
است: "افسران به
سربازان و
سربازان به
افسران و همچنین
سربازان به
سربازان
تعلیم میدهند".
رزمندگان
تجربیات جنگی
عملی فراوانی اندوختهاند.
افسران باید
از رزمندگان
بیاموزند؛
بدین سان
لیاقت و
کاردانی آنها
وقتی که
تجربیات دیگران
را گرفتند و
در خود زنده
کردند، بیشتر
خواهد شد.
گفتگو
با هیئت
تحریریه
روزنامه
شانسی ـ سوی یوان
2 آوریل 1948 آثار
منتخب جلد 4
در
مورد دورههای
تعلیماتی،
هدف عمده هنوز
باید ارتقاء
سطح تکنیک
تیراندازی،
جنگ سرنیزه،
پرتاب نارنجک
و غیره باشد؛
بالا بردن سطح
تاکتیک باید
هدف ثانوی
باشد و در عین
حال باید برای
عملیات شبانه
نیز اهمیت
خاصی قایل شد.
رهنمود
سیاسی برای
کار در مناطق
آزاد شده در سال
1946 15
دسامبر 1945 آثار
منتخب جلد 4
ما
باید فروتن با
حزم باشیم، از
غرور و تند خویی
بپرهیزیم، و
یکدل و یکجان
به خلق چین
خدمت کنیم ....
دو
سرنوشت محتمل
برای چین
23آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
نقطه
حرکت ما عبارت
است از خدمت
صمیمانه به خلق،
جدا نشدن از
تودهها حتی
برا یک لحظه،
در همه موارد
منافع خلق و نه
منافع فرد یا
گروه کوچکی را
مبدأ گرفتن،
مسئولیت در
برابر خلق را با
مسئولیت در
برابر
ارگانهای
رهبری حزب یکی
دانستن.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
ارگانهای
دولتی باید
مجری اصل
سانترالیسم دموکراتیک
باشند؛ آنها
باید به تودههای
مردم اتکا
کنند و
کارمندانشان
باید خدمتگزار
خلق باشند.
درباره
حل صحیح تضادهای
درون خلق 27
فوریه 1957
روحیه
رفیق
"بسیون"،
یعنی اینکه
بدون کوچکترین
توجه به منافع
شخصی خود را
تماماً وقف
دیگران کردن،
در حس عمیق
وظیفهشناسی
در کار و
علاقه آتشین
وی نسبت به
رفقا و مردم
تجلی میکرد.
کمونیستها
باید این صفات
را از او
بیاموزند.
......
ما
همگی باید از
خود گذشتگی و
فداکاری را از
او بیاموزیم.
با چنین روحیهای
هر کس میتواند
انسانی
سودمند به حال
مردم گردد.
انسان ممکن
است کم توان
یا پرتوان
باشد، ولی با
داشتن چنین
روحیهای میتواند
بلند همت، پاکنهاد،
خوشاخلاق و
عاری از
فرومایگی
گردید و به حال
مردم مفید
واقع شد.
به
یاد بسیون 21
دسامبر 1939آثار
منتخب جلد 2
حزب
کمونیست ما و
همچنین ارتش
هشتم و ارتش
چهارم جدید که
تحت رهبری حزب
قرار دارند،
همگی گردانهای
انقلاباند.
این گردانهای
ما کاملاً وقف
آزادی خلقاند
و تماماً در
جهت منافع خلق
کار میکنند.
خدمت
به خلق 8
سپتامبر 1944
آثار منتخب
جلد 3
همه
کادرهای ما
صرف نظر از
رتبه و
مقامشان خدمتگزاران
خلقاند، و هر
کاری که ما میکنیم
برای خدمت به
خلق است. در
چنین صورتی
چگونه ما میتوانیم
صفات نکوهیده
را از خود دور
نکنیم؟
وظایف
سال 1945 15
دسامبر 1944
وظیفه ما
اینست که
مسئولیت خود
را در قبال
خلق حفظ کنیم.
هر یک از
سخنان ما، هر
یک از اعمال و
هر یک از
رهنمودهای
سیاسی ما، همه
باید پاسخگوی
منافع خلق
باشند، و اگر
خطایی روی
دهد، باید
اصلاح شود ـ
این همان چیزی
است که
مسئولیت در
قبال خلق
نامیده میشود.
وضعیت
و سیاست ما پس
از پیروزی در
جنگ مقاومت
علیه ژاپن 13
اوت 1945 آثار
منتخب جلد 4
در هر
کجا که مبارزه
هست، قربانی
نیز وجود دارد،
و مرگ انسان
امری طبیعی
است. ولی ما به
منافع خلق و
به رنجهای
اکثریت عظیم
خلق میاندیشیم،
و چنانچه جان
خود را به
خاطر خلق از دست
دهیم، مرگ ما
مرگی ارزنده
خواهد بود.
معذالک ما
باید با تمام
قوا بکوشیم تا
حتیالامکان
از شماره
قربانیان غیر
لازم کاسته شود.
خدمت
به خلق 8
سپتامبر 1944
آثار منتخب
جلد 3
انسان
ناگزیر میمیرد،
ولی همه مرگها
دارای ارزش
مساوی نیستند.
نویسنده
باستانی چین
"سیما چیان"
مینویسد: "
همه کس
میمیرد، ولی
مرگ یکی ممکن
است سنگینتر
از کوه "تای" و
مرگ دیگری
سبکتر از پر
قو باشد". مرگ
به خاطر منافع
خلق سنگینتر
از کوه تای است،
ولی خدمت به
فاشیستها و
مرگ به خاطر
منافع
استثمارگران
و ستمگران
سبکتر از پر
قو است.
خدمت به
خلق 8 سپتامبر 1944
آثار منتخب
جلد 3
آیا
کمونیستی که
انترناسیونالیسم
است میتوانددر
عین حال میهنپرست
هم باشد؟ ما
معتقدیم که نه
تنها میتواند
بلکه باید هم
چنین باشد.
شرایط تاریخی
مضمون کنکرت
میهنپرستی
را معین میکند.
هم " میهنپرستی"
متجاوزین
ژاپنی و هیتلر
وجود اردو هم
میهنپرستی
ما. کمونیستها
باید قاطعانه
به آن به اصطلاح
میهنپرستی
متجاوزین
ژاپنی و هیتلر
مبارزه کنند.
کمونیستهای
ژاپن و آلمان
در مقابل جنگهایی
که
کشورهایشان
به پا کردهاند،
شکستطلب
هستند؛ در هم
شکستن
متجاوزین
ژاپنی و هیتلر
با تمام وسایل
ممکن، در جهت
منافع خلقهای
ژاپن و آلمان
سیر میکند، و
هر چه شکست
آنان کاملتر
باشد، بهتر
است ....
زیرا
جنگهایی که
متجاوزین
ژاپنی و هیتلر
برپا کردهاند،
هم به خلقهای
جهان صدمه میزند
و هم به خلقهای
خودشان. ولی
وضع چین فرق
میکند، زیرا
که چین قربانی
یک تجاوز شده
است.
به
همین جهت است
که
کمونیستهای
چین بایدمهینپرستی
را با
انترناسیونالیسم
پیوند دهند.
ما در عین حال
انترناسیونالیسم،
میهنپرست
نیز هستیم.
شعر ما اینست:
" پیکار علیه
متجاوزین به
خاطر دفاع از
میهن". شکستطلبی
برای ما به
معنای جنایت است،
و کوشش برای
نیل به پیروزی
در جنگ مقاومت
ضد ژاپنی
وظیفه تخطی
ناپذیر ماست.
زیرا فقط از
طریق مبارزه
به خاطر دفاع
از میهن است
که ما میتوانیم
متجاوزین را
مغلوب و به
آزادی ملی دست
یابیم و فقط
در صورت نیل
به آزادی ملی
است که برای
پرولتاریا و
سایر
زحمتکشان امکان
کسب آزادی
فراهم خواهد
گشت. پیروزی
چین و شکست
امپریالیستهای
مهاجم، به خلقهای
کشورهای دیگر
کمک خواهد
کرد. بدین سبب
میهنپرستی
عملاً همان
تحقق
انترناسیونالیسم
در جنگهای
آزایبخش ملی
است.
نقش
حزب کمونیست
چین در جنگ
ملی اکتبر 1938
آثار منتخب
جلد 2
این چه
روحیهایست
که یک خارجی
را وا میدارد
بدون هیچگونه
انگیزه
سودجویانه،
امر آزادی خلق
چین را مربوط
به خود بداند؟
این روحیه
انترناسیونالیستی
و کمونیستی
است که باید هر
کمونیست چینی
از آن بیاموزد
.... ما باید با پرولتاریا
کلیه کشورهای
سرمایهداری
متحد گردیم،
یعنی باید با
پرولتاریای
ژاپن،
انگلستان،
ایالت متحده
امریکا،
آلمان و
ایتالیا و
سایر کشورهای
سرمایهداری
متحد شویم،
زیرا این
یگانه راهی
است که ما از
طریق آن میتوانیم
امپریالیسم
را از پا در
آورده و به
آزادی ملت و
خلق خود و ملل
و خلقهای
جهان دست
یابیم. این
است
انترناسیونالیسم
ما،
انترناسیونالیسمی
که بدان وسیله
علیه
ناسیونالیسم
تنگنظرانه و
میهنپرستی
کوتهنظرانه
مبارزه میکنیم.
به
یاد بسیون 21
دسامبر 1939 آثار
منتخب جلد 2
خلقهای
ستمدیده در
پیکار برای
آزادی کامل
خود باید نخست
به مبارزه خود
و فقط آنگاه
به کمک بینالمللی
اتکا کنند.
خلقهایی که
در انقلاب خود
به پیروزی
رسیدهاند،
باید به خلقهایی
که هنوز برای
آزادی مبارزه
میکنند، کمک
نمایند. این
وظیفه
انترناسیونالیستی
ماست.
گفتگو
با دوستان
افریقایی 8
اوت 1963
کشورهای
سوسیالیستی
کشورهای
کاملاً طراز نوینی
هستند که در
آنجا طبقات
استثمارگر
واژگون شده و
زحمتکشان
قدرت سیاسی را
به چنگ آوردهاند.
در مناسبات
بین این
کشورها اصل
تلفیق انترناسیونالیسم
و میهنپرستی
به مرحله عمل
در میآید
منافع مشترک و
آرمانهای
مشترک، ما را
به طور فشرده
به هم پیوند
دادهاند.
سخنرانی
در مجلس شورای
عالی اتحاد
شوروی به
مناسبت
چهلمین سالگشت
انقلاب اکتبر
سوسیالیستی 6
نوامبر 1957
خلقهای
کشورهای
اردوگاه
سوسیالیستی
باید متحد شوند؛
خلقهای تمام
قارهها باید
متحد شوند؛
تمام کشورهای
صلحدوست
باید متحد
شوند؛ تمام
کشورهای
قربانی تجاوز،
کنترل،
مداخله و تضییق
امریکا باید
متحد شوند و
وسیعترین
جبهه واحد را
علیه سیاست
تجاوز و جنگ
امپریالیسم
امریکا و به
خاطر حفظ صلح
جهانی تشکیل
دهند.
بیان
نامه در
پشتیبانی از
مبارزه
عادلانه و میهنپرستانه
خلق پاناما
علیه
امپریالیسم
امریکا 12
ژانویه 1964
اشیاء
و پدیدهها
دائماً در حال
رشد و تکاملاند.
از انقلاب 1911 تا
کنون هنوز 45
سال بیش نمیگذرد،
ولی سیمای چین
کاملاً
دگرگون
گردیده است. 45
سال دیگر یعنی
در سال 2001 درست
در سرآغاز قرن
بیست و یکم
سیمای چین باز
هم بیشتر
دگرگون خواهد
گشت. چین به یک
کشور مقتدر
صنعتی
سوسیالیستی
مبدل خواهد
شد. و همینطور
هم باید باشد.
چین کشوری است
به مساحت 9
میلیون و 600
هزار کیلومتر
مربع با جمعیتی
برابر 600
میلیون نفر و
بایستی در راه
امر بشریت سهم
باز هم
بزرگتری ادا
کند. خدمت چین
طی سالیان
متمادی بسیار
کم بوده است.
ما از این امر
خیلی متأسفیم.
ولی ما باید
فروتن باشیم ـ
نه فقط اکنون
بلکه بعد از 45 سال
دیگر نیز باید
فروتن باشیم.
ما باید همیشه
فروتن باشیم.
ما چینیها در
مناسبات بینالمللی
باید شوینیسم
عظمتطلبانه
را با قطعیت،
از بیخ و بن و
به طور تمام و
کمال از میان
برداریم.
به
یاد دکتر سون
یاتسن نوامبر
1956
ما به
هیچ وجه نباید
برخورد
مغرورانه
شوینیستی
عظمتطلبانه
داشته باشیم و
در اثر پیروزی
در انقلاب و
بعضی
موفقیتها در
کار ساختمانی
به خود غره
شویم. هر
کشور، خواه
بزرگ باشد
خواه کوچک، دارای
نقاط مثبت و
منفی است.
نطق
افتتاحیه در
هشتمین کنگره
حزب کمونیست چین
15 سپتامبر 1956
این
ارتش روحیهای
تسلط ناپذیر
دارد و مصمم
است بر تمام
دشمنان غلبه کند
و هرگز تن به
انقیاد ندهد.
علیرغم تمام
سختیها و
دشواریها
اگر حتی یک
فرد هم بماند،
تا آخرین نفس
خواهد جنگید.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
بگذار
سبک رزمنده
تهور داشتن در
نبرد، نترسیدن
از قربانی و
نهراسیدن از
خستگی و
پیکارهای مداوم
( به مفهوم
نبردهای پی در
پی در زمان
کوتاه و بدون
استراحت)
بشکفد.
اوضاع
کنونی و وظایف
ما 25 دسامبر 1947
آثار منتخب جلد
4
هزاران
هزار شهید جان
خود را در راه
منافع خلق
قهرمانانه
فدا کردهاند،
بگذار درفش
آنها را
برافرازیم و
در راهی که با
خون آنها سرخ
شده است، به
پیش رویم!
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
عزم
راسخ داشته
باش، از
قربانی
نهراس، بر هر
گونه مشکلی
غلبه کن تا
پیروز شوی.
یو گون
پیرمردی که
کوه را از جا
میکند11 ژوئن 1945
آثار منتخب
جلد 3
در
لحظه حساس
گسترش
لشکرکشی به
شمال، ... در اثر سیاست
خائنانه و
ضدخلقی
مقامات
گومیندان، سیاستی
که بروز آن در
"تصفیه حزب" و
ترور خونین دیده
میشد، این
جبهه واحد ملی
ـ جبهه مرکب
از گومیندان،
حزب کمونیست و
تمام آن بخشهای
خلق که مظهر
امر نجات خلق
چین است ـ و
همچنین کلیه
رهنمودهای
سیاسی
انقلابی آن در
هم شکست .... از آن
پس جنگ داخلی
به جای وحدت،
دیکتاتوری به
جای
دموکراسی،
چین تیره و
تار به جای
چین تابناک
نشست. اما حزب
کمونیست چین و
خلق چین نه به
هراس افتادند،
نه به انقیاد
گردن نهادند،
و نه به نابودی
تن دادند،
بلکه دوباره
به پا خاستند،
خونها را پاک
کردند،
رفیقان شهید
را به خاک
سپردند و
مبارزه را از
سر گرفتند، با
برافراشته
نگهداشتن
درفش انقلاب
به مقاومت
مسلح
برخاستند، در
مناطق
پهناوری از
چین حکومت خلق
را برپا
کردند، به
اصلاحات ارضی
پرداختند، ارتش
تودهای ـ
ارتش سرخ چین
ـ را تأسیس
کردند و سپس
توسعه
بخشیدند.
درباره
دولت ائتلافی
24 آوریل 1945 آثار
منتخب جلد 3
شما
خصایل نیکوی
زیادی دارید و
خدمت بزرگی انجام
دادهاید،
ولی همیشه
باید از غرور
و تکبر پرهیز
کنید. شما به
حق مورد
احترام
همگان هستید،
ولی این به
آسانی میتواند
موجب خودبینی
گردد. اگر شما
خودبین شوید،
اگر شما فروتن
نباشید و از
کوشش و مجاهدت
دست بکشید،
اگر شما برای
دیگران
احترام قایل نشوید،
کادرها و تودهها
را محترم
نشمارید،
آنگاه دیگر از
قهرمانی و
نمونه بودن
اثری در شما
باقی نخواهد
ماند. در گذشته
چنین اشخاصی
وجود داشتهاند،
ولی من
امیدوارم که
شما از آنها
سرمشق نگیرید.
ما
باید طرز کار
اقتصادی را
بیاموزیم 10
ژانویه 1945 آثار
منتخب جلد 3
شما در
پیکار برای
محو نابودی
دشمن، در
پیکار برای
احیاء و
اعتلاء تولیدات
صنعتی و
کشاورزی
دشواریها و
سختیهای بسیاری
را بر طرف
ساختهاید،
شجاعت، درایت
و قوه ابتکار
خود را به نحو
بارزی به منصه
ظهور رساندهاید.
شما سرمشق
تمام ملت چین
هستید؛ شما
ستون فقرات
پیشرفت
ظفرمند امر
خلق در زمینههای
گوناگون
هستید؛ شما
پایههای
مطمئن دولت
تودهای و پلی
هستید که دولت
تودهای را با
تودههای
وسیع مربوط میسازد.
پیام
تهنیتآمیز
به نام کمیته
مرکزی حزب
کمونیست چین
به جلسه
نمایندگان
قهرمانان
رزمنده و
کارگران نمونه
سراسر کشور 25
سپتامبر 1950
ما ملت
چین دارای
چنین روحیهای
هستیم: تا
آخرین قطره
خون خود علیه
دشمن پیکار میکنیم
و مصمم هستیم
خاک از دست
رفته خود را
با کوشش و
مجاهدت پس
بگیریم و
توانایی آن را
داریم که در
خانواده
ملتها بر روی
دو پای خود
بایستیم.
درباره
تاکتیکهای
مبارزه علیه
امپریالیسم ژاپن
27 دسامبر 1935 آثار
منتخب جلد 1
تمام
کادرها و همه
مردم بايد
دائما در خاطر
داشته باشند
که چين يک
کشور
سوسياليستی
بزرگ و در ضمن
از نظر اقتصاد
کشوری عقب
مانده و فقير
است. اين تضاد
بسيار بزرگی
است. برای
اينکه بتوان
از چين کشوری
ثروتمند و
نيرومند
ساخت، به ده
ها سال کار و
زحمت احتياج
است که منجمله
کوشش برای
اجرای سيستم
صرفه جويی و
مبارزه با
اسراف، يعنی
سياست
ساختمانی
کشور از طريق
پشتکار و صرفه
جويی را ايجاب
می کند.
در
باره حل صحيح
تضادهای درون
خلق (27 فوريه 1957)
در
اداره کردن
کارخانجات،
فروشگاه ها،
موسسات
دولتی، کئوپراتيوها
و موسسات ديگر
بايد پشتکار
از خود نشان
داد و صرفه
جويی نمود.
اصل پشتکار
داشتن و صرفه
جويی کردن
بايد در مورد
همه چيز مراعات
شود. اصل صرفه
جويی يکی از
اصول اساسی
اقتصاد
سوسياليستی
است. چين
کشوری بزرگ
ولی خيلی فقير
است. هنوز به
ده ها سال وقت
نياز است تا
بتوان چينی
فرخنده و
خجسته ساخت.
حتی در آن
موقع هم ما
بايد اصل
پشتکار داشتن
و صرفه جويی
کردن را
مراعات کنيم.
اما بخصوص در
چند ده سال
آينده و در
دوره کنونی
نقشه های پنج
ساله، ما بايد
از خود پشتکار
نشان دهيم،
صرفه جويی کنيم
و به اقتصاد
توجه خاصی
مبذول داريم.
مقدمه
بر مقاله
اداره کردن يک
کئوپراتيو با
پشتکار و صرفه
جويی (1955)
ما در
هر جا که
هستيم، بايد
نيروی انسانی
و منابع مادی
را گرانبها
بداريم و به
هيچ وجه نبايد
دورانديشی
خود را از دست
داده، غرق در
اسراف و
ولخرجی شويم.
ما هر جا که
هستيم، از
همان نخستين
سال آغاز کار
خود، بايد
سالهای
آينده، جنگ طولانی
که بايد ادامه
يابد و حمله
متقابل و کار
ساختمانی پس
از بيرون
راندن دشمن را
بحساب بياوريم.
ما از يک طرف
هرگز نبايد
ولخرجی و اسراف
کنيم و از طرف
ديگر بايد
ميزان توليد
را بطور فعال
توسعه دهيم.
در گذشته، در
بعضی جاها،
مردم سخت در
مضيقه بودند،
زيرا آنها مسائل
را از يک ديد
طولانی نمی
ديدند و به
صرفه جويی در
نيروی انسانی
و منابع مادی
و افزايش ميزان
توليد توجهی
نمی کردند.
اين درس است و
ما بايد بدان
توجه کنيم.
ما
بايد طرز کار
اقتصادی را
بياموزيم (10
ژانويه 1945) آثار منتخب
جلد 3
به
منظور تسريع
در احياء و
پيشرفت
توليدات کشاورزی
و صنعتی در
شهر های کوچک،
ما بايد در جريان
مبارزه برای
محو سيُتم
قئودالی تمام
هم و کوشش خود
را بکار بريم
تا تمام آن
وسايل توليد
و
وسايل زندگی
را که قابل
استفاده هستند،
حفظ کنيم،
اقدامات
مقتضی عليه هر
کسی که آنها
را تخريب و
ضايع کند،
اتخاذ کنيم،
با افراط در
خوردن و
نوشيدن
مبارزه کنيم و
به صرفه جويی
و اقتصاد توجه
کنيم.
سخنرانی
در کنفرانس
کادرهای
منطقه آزاد
شده شانسی-سوی
يوان (1 آوريل 1948)
آثار منتخب
جلد 4
صرفه
جويی در هزينه
دولت بايد
رهنمود اصلی باشد.
بايد برای
تمام
کارمندان
دولت روشن شود
که اختلاس و
اسراف جنايتی
بس عظيم
هستند. هرچند
که مبارزات ما
عليه اختلاس و
اسراف هم
اکنون بثمر
رسيده اند،
ولی باز کوشش
بيشتری لازم
است. سيستم
محاسباتی ما
بايد اين اصل
را رهنمون باشد
که بخاطر امر
جنگ، بخاطر
امر انقلاب،
بخاطر
ساختمان
اقتصادی حتی
يک شاهی را هم
بايد صرفه
جويی کرد.
سياست
اقتصادی ما (23
ژانويه 1934) آثار
منتخب جلد 1
در حال
حاضر در ميان
بسياری از
کارمندان ما
گرايش
خطرناکی در
حال رشد است
که مظاهر آن
عبارتند از :
عدم تمايل به
شرکت در غم و
شادی توده ها
و فقط بدنبال
کسب نام و
نشان و نفع
شخصی رفتن.
اين گرايش
بسيار
ناسالمی است.
ما در
جريان جنبش
برای افزايش
توليد و اجرای
سيستم صرفه
جويی خواستار
ساده کردن
دستگاه اداری،
اعزام کادرها
به سازمانهای
پايين تر هستيم
تا عده زيادی
از کادرها
مجددا به کار
توليدی باز
گردند. اين
يکی از شيوه
هايی است که
ميتوان برای
برطرف ساختن
اينگونه
گرايشهای
خطرناک به کار
برد.
در
باره حل صحيح
تضادهای درون
خلق (27 فوريه 1957)
کار
توليدی ارتش
برای رفع
نيازمندی های
خود نه تنها
شرايط زندگی
ارتش را بهتر
کرده بلکه بار
سنگين خلق را
هم سبکتر
نموده است، و
بدين وسيله
توسعه ارتش را
ممکن گردانيده
است. بعلاوه
اين امر
تاثيرات جنبی
فوری زيادی
نيز داشته است
که عبارتند
از:
1- بهبود
مناسبات بين
افسران و
سربازان. افسران
و سربازان به
اتفاق هم بکار
توليدی می پردازند
و به يکديگر
دست برادری می
دهند.
2-
برخورد بهتر
نسبت به کار....
از زمانی که
ارتش برای رفع
نيازمندی های
خود شروع به
کار توليدی
کرده، برخورد
نسبت به کار
بهتر گرديده و
رسوم و عادات
ولگردمآبانه
برطرف شده
است.
3- تقويت
انظباط.
انظباط در
امور توليدی
نه تنها
انظباط در
زندگی ارتش را
تضعيف نمی کند
بلکه در واقع
باعث تقويت آن
می گردد.
4- بهبود
مناسبات بين
ارتش و خلق.
هرگاه يکی از
واحد های
نظامی دست
بکار اداره
"امور خانگی"
خود گردد،
تعرض به مال
مردم بندرت و
يا هرگز پيش
نمی آيد. از
آنجا که ارتش
و خلق در امور
توليدی با
تبادل نيروی
کار به يکديگر
کمک می کنند، دوستی
بين آنها
تقويت می
گردد.
5- کم شدن
شکايات ارتش
از دولت و
بهبود
مناسبات آنها.
6-
برانگيختن
خلق به جنبش
عظيم توليدی.
هر گاه ارتش
بکار توليدی
بپردازد،
نياز ادارات
دولتی به
توليد عيان تر
می گردد، و
آنها با انرژی
بيشتری به اين
کار مشغول می
شوند، و
همچنين نياز
به يک جنبش
وسيع تمام
خلقی برای
افزايش توليد
طبيعتا
آشکارتر می
شود و با
انرژی بيشتری
بر آورده می
گردد.
در
باره کار
توليدی ارتش
برای رفع
نيازمنديهای
خود و در باره
اهميت جنبش
عطيم اصلاح
سبک کار و کار
توليدی (27
آوريل 1945) آثار
منتخب جلد 3
بعضی
ها ادعا می کنند
که اگر واحد
های نظامی به
امور توليدی
مشغول شوند،
ديگر نه می
توانند در جنگ
شرکت کنند و
نه در تعليمات
نظامی، و اگر
کارمندان
دولتی و ساير
سازمانها نيز
بکار توليدی
بپردازند، ديگر
قادر به انجام
کارهای خود
نخواهند بود.
اين ادعا درست
نيست. در
سالهای اخير،
واحدهای
نظامی ما در
ناحيه مرزی
برای تهيه
مواد غذايی و
پوشاک فراوان
به مقياس
وسيعی به امور
توليدی
اشتغال
يافتند و در
عين حال با
موفقيت بيشتری
به تعليمات
نظامی،
مطالعه سياسی
و آموختن
خواندن و
نوشتن نيز
پرداختند، و
از اينجاست که
در داخل ارتش
و بين ارتش و
خلق همبستگی
فشرده تری
بوجود آمده
است. سال
گذشته، در
حاليکه جنبش
توليدی دامنه
داری در جبهه
بچشم می خورد،
موفقيت های
عظيمی نيز در
جنگ حاصل گشت
و بعلاوه جنبش
وسيعی هم برای
تعليمات
نظامی بر پا
گرديد. در
نتيجه فعاليت
توليدی،
شرايط زندگی
کارمندان
دولتی و ساير
سازمانها بهبود
يافته و درجه
فداکاری آنها
بالا تر رفته
است. چنين
وضعی هم در
ناحيه مرزی به
چشم می خورد و
هم در جبهه.
ما
بايد طرز کار
اقتصادی را
بياموزيم (10
ژانويه 1945) آثار
منتخب جلد 3
سیاست
ما باید بر چه
اساسی مبتنی
باشد؟ سیاست
ما باید بر
اساس نیروی
خودمان مبتنی باشد
ـ این به
معنای اتکا به
خود است. ما
تنها نیستیم؛
تمام کشورها و
خلقهای جهان
که علیه
امپریالیسم
میرزمند،
دوستان ما
هستند. معهذا
ما اصل اتکا
به نیروی خود
را تأکید میکنیم.
ما با اتکا به
نیروی متشکل
خود میتوانیم
کلیه مرتجعین
داخلی و خارجی
را در هم
بکوبیم.
وضعیت
و سیاست ما پس
از پیروزی در
جنگ مقاومت علیه
ژاپن 13 اوت 1945
آثار منتخب
جلد 4
ما معتقد به اصل اتکاء به نیروی خود هستیم. ما با کمال میل کمکهای خارجی را قبول میکنیم، ولی به هیچ وجه نمیتوانیم به آ